- 53 در نیت و شرائط و مراتب آن 1
- جلددوم 1
- 54 در اخلاص و تقرب به خدا 1
- 55 در مخفی داشتن عبادت 1
- 56 در طاعت و تقوی 1
- 63 در توکل، رضا و تسلیم 2
- 77 عفت شکم و دامن 2
- 60 در صدق و اداء امانت 2
- 69 خداوند کسی را به عمل دیگری تعقیب نمی کند 2
- 71 نیت خیر و پاداش حسنات 2
- 57 در ورع و اجتناب از شبهات 2
- 74 وفا به عهد خداوند 2
- 70 نیکی پس از گناه 2
- 75 پاداش نیت خیر 2
- 64 در کوشش و عمل 2
- 59 در خوف و رجاء و حسن ظن 2
- 62 در صبر و پیروزی بر مشکلات 2
- 68 اثر صلاح انسان در فرزندان 2
- 58 در زهد و درجات آن 2
- 61 در شکر و سپاس 2
- 73 خوشحالی از کارهای نیک 2
- 76 آمادگی برای مرگ 2
- 65 در اداء فرائض و دوری از حرام 2
- 67 در اعتراف به تقصیر 2
- 72 پاداش نیت های نیک 2
- 93 بردباری و گذشت 3
- 116 در ریاء و خودنمائی 3
- 120 ناامیدی از رحمت خداوند 3
- 123 در محبت مال 3
- 106 منافقان و ریاکاران 3
- 125 در غفلت و لهو و خوشحالی 3
- 129 در طمع و چاپلوسی 3
- 96 ترک آسایش 3
- 130 در تکبر و نخوت 3
- 145 در قساوت و جدل 3
- 97 در حزن و اندوه 3
- 101 کفر مخالفان و ناصبیان 3
- 105 در اخلاق نکوهیده 3
- 141 سختگیری بر گناهکاران 3
- 128 در حرص و آرزوها 3
- 90 پاکی دل و حسن عاقبت 3
- 110 مجازات گمراه کنندگان 3
- 134 نهی از ستایش 3
- 108 خصلت هائی که در مؤمن نیست 3
- 88 خودداری از غضب و شهوت 3
- 137 گناه و آثار آن 3
- 114 دروغ و نقل آن 3
- 135 بدرفتاری و سوء خلق 3
- 86 میانه روی در زندگی 3
- 98 کفر و اقسام آن 3
- 109 بدعت ها و دروغ ها 3
- 142 رضایت مردم در برابر غضب خدا 3
- 79 گفتار نیک 3
- 91 نام نیک و کار برای خدا 3
- 107 لعن و تکفیر ناروا 3
- 132 در مذمت غضب 3
- 111 توصیف عدل 3
- 122 مکر و فریب دنیا و فناء آن 3
- 87 سخاوت و بخشندگی 3
- 115 داستانهای دروغ 3
- 103 در نفاق 3
- 78 در سکوت و خودداری از سخنان بی فائده 3
- 83 حزم و احتیاط در کارها 3
- 118 در مذمت ستایش و شهرت 3
- 85 اثر عبادت در چهره ها 3
- 113 اعراض از حق 3
- 124 حب ریاست 3
- 84 غیرت و شجاعت 3
- 82 آرامش و متانت 3
- 80 در پند و عبرت 3
- 117 خوشحالی از اعمال خود 3
- 92 در حسن خلق و گشاده روئی 3
- 102 مستضعفان و اهل نجات 3
- 143 در مشقت و سختگیری 3
- 144 در فساد و تباهی 3
- 95 در توانگری و بی نیازی 3
- 94 در فقر و فقراء 3
- 89 قاطعیت در مسائل دینی 3
- 112 سبک شمردن دین 3
- 104 گروه های گمراه 3
- فهرست موضوعات 3
- 81 حیاء از خدا و خلق 3
- 133 در تعصب و زیاده روی 3
- 99 ریشه های کفر و پایه های آن 3
- 138 گرفتاریها و مصیبتها 3
- 126 در مذمت عشق 3
- 119 در شکایت و اندوه 3
- 100 در وسوسه و حدیث نفس 3
- 127 در تنبلی و کسالت 3
- 121 در کفران نعمت ها 3
- 139 مهلت دادن به بدکاران 3
- 140 سرزنش کردن مؤمن 3
- 131 در حسد 3
- 136 در بخل 3
21- در وصیت رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله به ابو ذر آمده است که فرمود: ای ابو ذر تقوی را فراموش مکن، که او سرآمد همه کارها می باشد.
22- محمد بن عیسی کندی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: اگر خداوند کسی را از خواری معصیت به عزت تقوی برساند، او را بدون مال بی نیاز می کند، و بدون خویشاوند عزت می دهد، و بدون انسانی او را آرامش می بخشد، هر کس از خداوند بترسد همه از او خواهند ترسید و هر کس از خداوند نترسد خداوند او را از همگان می ترساند.
23- حنان بن سدیر از پدرش از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود:
گروهی از یاران رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله پیرامون هم نشسته بودند و به نسب و حسب یک دیگر افتخار می کردند در میان آنها سلمان هم شرکت کرده بودند.
عمر گفت: ای سلمان نسبت شما چیست و اصلت از کدام قبیله می باشد، گفت: من سلمان بن عبد اللَّه هستم، قبلا گمراه بودم و به وسیله محمد صلی اللَّه علیه و آله خداوند مرا هدایت کرد و من ناتوان و فقیر بودم ولی خداوند مرا به سبب محمد بی نیاز گردانید.
من برده بودم محمد صلی اللَّه علیه و آله مرا آزاد ساخت، این است حسب و نسب من ای عمر بعد از این جریان رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله نزد آنها آمد و سلمان جریان خود و عمر را به آن حضرت عرضه داشت.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ای گروه قریش حسب مرد دین او می باشد، و اخلاقش مردانگی و شخصیت او هست، عقلش ریشه
او به حساب می آید، خداوند متعال می فرماید ما شما را از یک مرد و زن خلق کردیم و شما را در قبائل متفرق قرار دادیم تا شناخته شوید گرامیترین شما در نزد خداوند آن کسی است که از همگان متقی تر است.
بعد از این رسول گرامی صلی اللَّه علیه و آله متوجه سلمان شد و به او فرمود: ای سلمان هیچ یک از این افراد بر شما فضیلتی ندارند، فضیلت تنها به تقوی و پرهیزگاری است، هر کس از شما متقی تر است، فضیلت او هم بیشتر می باشد.
ص: 35
24- ابو ذر رحمه اللَّه علیه گوید: رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر جا هستی از خداوند بترس، و با مردم با خلق نیکو بر خورد کن، هر گاه کار بدی از تو سر زد یک کار نیک هم بکن تا آن را محو کند.
25- اسحاق بن موسی از پدرانش از امیر المؤمنین علیهم السّلام روایت می کند که فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: پرهیزگاران سروران هستند، و فقهاء رهبران می باشند، و نشستن در نزد آنها عبادت بحساب می آمد.
26- ابن عمران از حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله روایت می کند که فرمود: چه بسا عاقلانی که در نزد خداوند عزیز و محترم می باشند ولی مردم به آنها اعتناء نمی کنند، و به خاطر زشتی صورت حقیر بشمار می روند آنها فردا نجات پیدا می کنند، اما چه زیبا رویان و خوش زبانانی که در قیامت هلاک خواهند شد.
27- جابر بن عبد اللَّه انصاری گوید: یکی از روزها عباس نزد رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله آمد عباس مردی قد بلند
و زیبا منظر بودند، هنگامی که رسول خدا او را مشاهده کردند تبسم نموده و فرمودند ای عمو شما زیبا هستید.
عباس گفت: یا رسول اللَّه زیبائی مرد در چیست و جمال انسان کدام است، رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: گفتار درست در برابر حق، گفت: کمال در چیست، فرمودند ترس از خداوند و حسن خلق.
28- مفضل بن عمر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: بین سلمان و یک مردی کلامی رد و بدل شد، آن مرد به سلمان گفت: تو که هستی و شما چه می باشی، سلمان گفت: اما اول من و شما یک نطفه گندیده بود و پایان ما هم یک مردار خواهد بود، هنگامی که روز قیامت ترازوها نصب کردند در آن روز معلوم می گردد لئیم کیست و کریم کدامست.
29- امام صادق علیه السّلام فرمودند: دو مرد در محضر علی علیه السّلام به هم افتخار می کردند، امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند شما به بدن های پوسیده افتخار می کنید، و یا به ارواحی که در آتش قرار گرفته اند فخر می نمائید، اگر عقل دارید باید خلق هم داشته باشید و اگر تقوی دارید باید شرافت هم داشته باشید، در غیر این صورت
ص: 36
الاغ بهتر از تو خواهد بود و تو از هیچ کس بهتر نیستی.
30- جمیل بن صالح از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس دوست دارد گرامی ترین مردم باشد باید پرهیزگاری پیشه کند، و هر کس دوست می دارد متقی ترین مردم باشد باید به خداوند توکل نماید.
31- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السّلام از تفسیر آیه
شریفه «اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ» سؤال کردم فرمودند: باید خداوند را اطاعت کرد و از وی نافرمانی ننمود، خدا را باید به یاد آورد و فراموش نکرد، او را باید سپاس گفت: و کفران ننمود.
32- ولید بن عباس گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: حسب آدمی فعل اوست، و شرف مال و ثروت او و کرامت تقوای او می باشند.
33- احمد بن عبد العزیز از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود:
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: عمل با تقوی اندک نیست، چگونه عمل اندک خواهد بود در حالی که قبول می گردد.
34- امام علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه «إِنَّ الصَّلاهَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ» فرمود: هر کس نمازش او را از کارهای زشت باز ندارد جز دوری از خداوند چیزی عاید آن نمی گردد.
35- ثمالی از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خداوند روز قیامت گروهی را مبعوث می کند که در مقابل آنها نوری می درخشد، و بعد آن نور به امر خداوند خاموش می گردد، امام علیه السّلام فرمود: ای ابو حمزه به خداوند سوگند آنها نماز می خواندند و روزه می گرفتند.
اما آنها هنگامی که یک حرام برای آنها پیش می آمد مرتکب فعل حرام می شدند، و هر گاه در باره امیر المؤمنین علیه السّلام فضیلتی نقل می شد او را منکر می شدند، فرمودند «هباء منثور» آن چیزی است که از پنجره منزل و یا سوراخ اتاق با نور آفتاب داخل می گردد.
36- یکی از راویان از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: در بنی اسرائیل مردی بود که زیاد «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ* و الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ*» می گفت،
ص: 37
شیطان از
عمل این مرد در غضب آمد و شیطانی را بطرف او فرستاد و گفت شما بگوئید «و العاقبه للاغنیاء».
شیطان آمد و در برابر آن مرد قرار گرفت و گفت: «العاقبه للاغنیاء» آنها با هم نزاع کردند و بعد قرار گذاشتند این موضوع را با اولین شخصی که ظاهر خواهد شد در میان بگذارند و او بر ضرر هر کس که نظر داد باید دست محکوم قطع گردد.
آنها بعد از چندی با شخصی برخورد کردند و موضوع را به او گفتند او هم گفت: «العاقبه للاغنیاء» آنها مراجعت کردند ولی مرد بنی اسرائیلی هم چنان گفت الحمد للَّه و العاقبه للمتقین، شیطان به او گفت باز می گوئی العاقبه للمتقین گفت:
آری.
آنها بار دیگر شرط کردند با اولین شخصی که برخورد می کنند موضوع را مطرح سازند او هم هر کدام را تایید کرد دست محکوم را قطع کنند، بعد از این شخصی ظاهر شد و جریان را به او گفتند او هم گفت: العاقبه للاغنیاء در این جا دست دومی او را هم قطع کردند.
آن مرد باز آمد و گفت «الْحَمْدُ لِلَّهِ* و الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ*» شیطان گفت این دفعه شرط می کنیم اگر کسی با هر کدام موافقت کرد گردن او زده شود، آنها بیرون شدند و شخصی را مشاهده کردند و جریان را به او گفتند او هنگامی که قصه را شنید دست های بریده آن مرد را بار دیگر مانند اول کرد و گردن آن شیطان خبیث را قطع کرد و گفت: این است «وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ»*.
37- از امام علیه السّلام روایت شده که فرمود: هر کس می خواهد عزیزترین مردم باشد باید از خداوند بترسد و تقوی پیشه کند
و این عمل را در آشکارا و نهان بکار گیرد.
38- یکی از اصحاب علی علیه السّلام روایت می کند که آن جناب فرمودند: یکی از دوستان خدا با یکی از دشمنان او اجتماع کردند، دوست خداوند گفت: الْحَمْدُ لِلَّهِ* و الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ*، دیگری گفت: الحمد للَّه و العاقبه للاغنیاء و در روایت دیگری آمده که
ص: 38
گفت و العاقبه للملوک.
دوست خدا گفت: اینک بنگرید نخستین کسی که بر ما ظاهر شود در این مورد چه می گوید، در این وقت شیطان در قیافه زیبائی نمایان شد ولیّ خداوند گفت: الْحَمْدُ لِلَّهِ* و الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ*، دیگری گفت الحمد للَّه و العاقبه للملوک، در این جا شیطان او را تصدیق کرد.
39- عبد اللَّه بن محمد گوید: از جمیل بن دراج سؤال کردم رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرموده هر گاه بزرگ قومی نزد شما آمد از او احترام کنید، گفت: آری این حدیث درست است، پرسیدم حسب کدام است فرمود: کسی که با مال خود و یا مال دیگری کارهای خوب انجام دهد، گفتم کرم چیست، فرمود: تقوی و پرهیزگاری.
عالم علیه السّلام فرمود: معنی آیه شریفه «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» آن است که برای خروج در مسائل دینی راهی باز می کند، و او را چنان روزی می دهد که از دنیای خود گمان آن را ندارد.
40- امام صادق علیه السّلام فرمود: از خداوند بترسید در هر کجا که هستید و از هر قومی که می خواهید باشید، زیرا هیچ کس در موضوع تقوی مخالفتی ندارد، و متقی نزد هر گروهی محبوب می باشد، و همه نیکی ها درستکاری ها در
متقی وجود دارند.
تقوی میزان همه علوم و حکمت است و همه را باید با تقوی سنجید، تقوی پایه هر کار و عمل مقبول می باشد هر عملی که مورد پذیرش قرار گرفت تقوی در پذیرش آن رکن مهمی دارد، تقوی آب زلالی است که از چشمه معرفت خداوند جریان پیدا می کند.
هر فنی و علمی به تقوی نیازمند است و آن به جایی نیاز ندارد، مگر برای دریافت معرفت و اطاعت و خاموشی در برابر سطوت و قدرت خداوندی که در این جا تسلیم می شود، و زیادتی تقوی از لطف خدا آگاهی بر اسرار بنده حاصل می گردد.
تقوی و پرهیزگاری ریشه هر حقی هست و هر جا حق باشد تقوی هم در
ص: 39
آن جا می باشد، اما باطل آن است که شما را از خداوند دور کند، و این مطلب را همه می دانند و هر فرقه ای به آن اعتقاد دارد، اینک از باطل دوری کنید، و باطن خود را در اختیار خداوند قرار دهید.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: صادق ترین سخنی که عرب گفته سخن لبید است در آن جا که گوید: آگاه باشید هر چه غیر از خدا می باشد باطل است، و هر نعمتی که هست ناگزیر یک روز از بین می رود.
اکنون به آنچه اهل باطن و پرهیزگاران اجماع کرده اند خود را ملزم بدان، اصول دین و حقایق را که برای آدمی یقین می آورند و رضا و تسلیم را به انسان تعلیم می کنند فراگیر، در اختلافات مردم و گفتگوهای آنها خود را وارد مکن که به مشکلات گرفتار می شوی.
امت برگزیده خداوند بر این عقیده متحد شده اند که خداوند یکی می باشد، و او
در حکمش به حق حکم می کند، هر چه بخواهد انجام می دهد و هر چه اراده کند بجا می آورد، در مصنوعات او جای سخن نیست و در آفرینش او جای بحث نمی باشد.
هر چه بوده و هر چه بعد از این حادث شود به مشیت او می باشد، و او هر چه بخواهد می تواند انجام دهد، در وعده و وعید خود صادق است و به همه وفا می کند، قرآن کلام او می باشد و آن یکی از مخلوقات او هست.
خداوند قبل از مکان و زمان وجود داشته، آفرینش کائنات و فناء آنها در نزد او یکسان است او در احداث مخلوقات بر دانش خود نیفزود، و یا نابود شدن کائنات ملک او از بین نمی رود، حکومت او غالب و او پاک و منزه می باشد.
اکنون هر کس بخواهد تو را از این اصول باز دارد، و یا آنها را نقض کند از وی قبول نکن، و باطن خود را برای پذیرفتن آنها آماده نما، و دلت را برای پذیرش سخنان حق مهیا کن، که بزودی برکت های آن را خواهی دید و با رستگاران رستگار خواهی شد.
41- امام صادق علیه السّلام فرمود: تقوی بر سه قسم است، تقوی بخاطر خدا و در
ص: 40
راه خدا و آن ترک حلال است چه رسد به اینکه انسان دست از شبهه بردارد و این را تقوای ویژگان یا خاص الخاص گویند.
دوم تقوی از خداوند و آن خودداری از شبهات می باشد چه رسد به دوری از حرام، این را تقوی خاص گویند، سوم تقوی از ترس دوزخ و عقاب که آن خودداری از حرام است و آن را تقوی عام و همگانی
گویند.
تقوی مانند آبی است که در نهر جاری می شود، و این سه طبقات که در معنی تقوی ذکر شد مانند درختانی هستند که در کنار آن نهر کاشته شده اند، آن درختان هر کدام رنگی و جنسی دارند و همه آنها از آن آب استفاده می کنند.
آن درختان هر کدام به اندازه جوهر و طعم و لطافت خود از آن بهره مند می گردند، و به اندازه جثه و بزرگی و کوچکی خود از آن آب بر می دارند، و بعد مردم به اندازه قدرت و توانائی خود از میوه آن درختان می خورند.
خداوند متعال می فرماید: «صِنْوانٌ وَ غَیْرُ صِنْوانٍ یُسْقی بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلی بَعْضٍ فِی الْأُکُلِ» پس تقوی برای طاعات مانند آب برای درختان است، و طبیعت میوه های درختان در رنگ و طعم آنها مانند اندازه ایمان در مردم می باشد.
هر کس ایمانش در بالاترین درجه و مقام باشد و جوهرش صاف و روحش پاک گردد، او اهل تقوی می باشد، و کسی که تقوایش بیشتر باشد عبادتش پاکتر و خالص تر خواهد بود، و هر کس چنین باشد او به خداوند نزدیک تر است.
هر عبادتی که پایه اش بر تقوی نباشد او سست و بی اعتبار می باشد، خداوند می فرماید آیا کسی که پایه های منزل خود را بر اساس تقوی نهاده و از خداوند می ترسد و رضایت او را طالب است، مانند کسی است که پایه های خانه خود را کنار گودالی قرار داده تا ریزش نماید و در جهنم سقوط کند.
تفسیر تقوی آن است که گذشت کنی از آنچه برای تو گرفتن آن مانعی ندارد، برای احتراز از آن چه گرفتن آن اشکال دارد، تقوی در حقیقت اطاعت از خداوند است، و اینکه
خدا را به یاد بیاورد و فراموش نکند، و علم داشته باشد و اعمالش مورد قبول قرار گیرد.
57 در ورع و اجتناب از شبهات
1- عمرو بن سعید گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم من هر چند سال یک بار به زیارت شما موفق می گردم اکنون چیزی به من تعلیم فرما تا آن را عمل نمایم، امام علیه السّلام فرمود: تو را به تقوی از خدا و ورع و عبادت وصیت می کنم، و بدان که عبادت بدون ورع سودی نمی دهد.
2- حدید بن حکیم گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: از خداوند بترسید و دین خود را با ورع حفظ کنید.
3- یزید بن خلیفه گوید: امام صادق علیه السّلام ما را موعظه کرد و راه زهد را به ما نشان داد و بعد از این فرمود: ورع را از دست ندهید، زیرا به عنایت و فضل خداوند هنگامی خواهید رسید که ورع داشته باشید.
4- ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: عبادتی که در آن ورع نباشد سودی نخواهد داشت.
5- فضیل بن یسار گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: محکم ترین عبادت ورع است 6- ابو الصباح کنانی گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم ما از مردم از دست شما رنج می کشیم، امام علیه السّلام فرمود: از مردم به خاطر من به شما چه می رسد گفت: ما با مردی سخن می گوئیم و او به ما می گوید: جعفری خبیث؟! امام صادق علیه السّلام فرمود: مردم به خاطر من شما را سرزنش می کنند، ابو الصباح گفت آری حضرت فرمود: به خداوند سوگند گروه اندکی از شما پیرو جعفری هستید، اصحاب من کسانی می باشند که سخت با ورع
باشند و برای خداوند کار کنند و امید ثواب او را داشته باشند آنها اصحاب من هستند.
7- ابو ساره غزال از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خداوند می فرماید: ای فرزند آدم از هر چه به شما حرام کرده ام دوری کنید تا از
ص: 42
پرهیزگارترین مردم قرار گیرد.
8- حفص بن غیاث گوید: از امام صادق علیه السّلام سؤال کردم پرهیزگاری و دوری از مردم چیست، فرمود کسی که از حرام های خداوند پرهیز کند.
9- ابو اسامه گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: تقوی را از دست ندهید، و ورع داشته باشید، و عبادت را فراموش نکنید، راست بگوئید، امانت ها را ادا نمائید، حسن خلق داشته باشد و با همسایگان نیکی کنید.
مردم را بطرف خود بخوانید بدون اینکه زبانتان را بکار گیرید، موجب آبرو باشید و اعتبار ما را نگه دارید، رکوع و سجود را طولانی کنید، هر گاه یکی از شما رکوع و سجود را طول دهد شیطان فریاد می زند وای بر من او اطاعت نمود و من امتناع کردم او سجده کرد و من ابا نمودم.
10- ابو زیاد گوید: خدمت امام صادق علیه السّلام بودم که عیسی بن عبد اللَّه قمی وارد شدند، امام به او خوش آمد گفت و به خود نزدیک ساخت و بعد فرمود: ای عیسی از ما نیست کسی که در شهری سکونت کند و در آن صد هزار و یا بیشتر سکونت داشته باشند و در میان آنها پرهیزگارتر از او باشد.
11- عمرو بن سعید گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم مرا وصیت کنید، فرمود: شما را وصیت می کنم که از
خداوند بترسید و پرهیزگار باشید و خداوند را عبادت کنید، و بدانید که عبادت بدون ورع سودی ندارد.
12- ابو الصباح کنانی گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: ما را به ورع کمک کنید، هر کس با ورع خدا را ملاقات کند برای او فرج و گشایشی هست، خداوند متعال می فرماید: «مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ ... النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً» پیامبر از ما می باشد، و صدیق از ما هست و شهیدان و صالحان هم از ما می باشند.
13- ابن رئاب گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ما کسی را مؤمن نمی دانیم مگر اینکه همه دستورات ما را بکار بندد، و یکی از اوامر ما ورع و پرهیزگاری می باشد.
خداوند شما را رحمت کند خود را به ورع زینت دهید و دشمنان ما را با زینت
ص: 43
خود فریفته کنید تا خداوند شما را شاداب گرداند.
14- ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: شما کاری کنید که بدون زبان خود مردم را بطرف ما بکشانید، آنها اگر از شما ورع و عبادت و نماز و یا کارهای نیک را دیدند بطرف شما می آیند و این خود داعی بطرف ما می باشد.
15- عبید اللَّه بن علی از ابو الحسن اول روایت می کند که فرمود: از پدرم بسیار شنیدم که می فرمود: از شیعیان ما نیستند کسانی که زنان پشت پرده را به ورع و تقوی دعوت نکنند، و از دوستان ما بحساب نمی آیند کسانی که در میان ده هزار نفر زندگی می کنند که در میان آنها باورع تر از او باشد.
16- فضیل بن عیاض گوید: به امام صادق
علیه السّلام عرض کردم کدام یک از مردمان ورع دارند فرمود: کسی که از حرام های خداوند دست بردارد، و از این گروه دوری کند، و کسی که از شبهات دوری نکند در حرام گرفتار می گردد در حالی که حرام را نمی شناسد.
هر گاه منکر را مشاهده کند آن را انکار نماید در حالی که توانائی جلوگیری از آن را داشته باشد او دوست دارد که خداوند معصیت شود و هر کس دوست داشته باشد که خداوند معصیت شود او با خداوند به جنگ برخاسته است.
هر کس دوست داشته باشد که ستمگران در جهان باقی بمانند او دوست می دارد که خداوند معصیت شود، در حالی که خداوند خودش در هلاکت ظالمان خود را ستوده و گفته: «فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ».
17- در حدیث ابو ذر وارد شده که فرمود: ای ابو ذر عقلی مانند تدبیر وجود ندارد، ورعی مانند خودداری نیست، و حسبی مانند حسن خلق نمی باشد.
18- از امیر المؤمنین علیه السّلام سؤال شد: کدام یک از اعمال نزد خداوند بهتر می باشند، فرمود: تسلیم و پرهیزگاری.
19- عبد اللَّه بن میمون از امام صادق و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: فضیلت علم نزد خداوند محبوب تر است از فضیلت عبادت و بهترین دستورات دینی شما ورع است.
ص: 44
20- ابان بن سوید گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم چیزی که ایمان را در دل بندگان ثابت می کند چیست، فرمود: آنچه موجب اثبات ایمان می گردد ورع است و آن چه ایمان را از دل بیرون می آورد طمع می باشد.
21- عبد
اللَّه بن عمر گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بهترین عبادت فقه است و بهترین دین ورع می باشد.
22- رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله به امیر المؤمنین وصیت کردند ای علی هر کس در او سه خصلت نباشد عمل او پا بر جا نخواهد شد، ورعی که او را از معصیت های خداوند باز دارد، و خوی نیکی که با مردم مدارا کند، و حلمی که بوسیله آن جاهلان را از خود دور سازد.
23- حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله فرمود: از محرمات خداوند خودداری کنید تا از پرهیزگارترین مردم بحساب آیید.
24- عبد اللَّه بن سنان از امام صادق و او از پدرانش از امام حسین علیهم السّلام روایت می کند که از امیر المؤمنین علیه السّلام سؤال شد ثبات ایمان چیست، فرمود: ورع گفته شد زوال ایمان در چیست فرمود طمع.
25- علی علیه السّلام در خطبه وسیله فرمودند پناهگاهی محکم تر از ورع نیست.
26- در یک حدیث مرفوع از امام صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود:
پرهیزگارترین مردم کسی است که در هنگام شبهات خودداری کند، و عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد، زاهدترین مردم کسی را گویند که از حرام دست باز دارد، کوشش کننده ترین مردم کسی است که از گناهان دست بکشد.
27- نعمان بن بشیر در بالای منبر کوفه گفت: از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شنیدم فرمود: هر پادشاهی قرق گاهی دارد، و قرق گاه خداوند حلال و حرام او می باشند، و شبهات هم در وسط آنها قرار دارند، اگر چوپانی گوسفندان خود را بطرف قرق گاه ببرد گوسفندان او وارد آن می شوند و شما هم از شبهات
هم دست باز دارید.
ص: 45
28- کلیب بن معاویه گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: به خداوند سوگند شما بر دین خدا و فرشتگان او می باشید، اینک ما را به ورع وجد و جهد در راه خدا یاری کنید، به نماز و عبادت توجه کنید، و پرهیزگار باشید.
29- ابراهیم محاربی گوید: امام صادق سلام اللَّه علیه فرمود: از خداوند بترسید و ورع داشته باشید، راست سخن بگوئید، امانت ها را ادا کنید، شکم و دامن را حفظ نمائید، و با ما در مقام بلندی باشید.
30- امام هادی علیه السّلام از پدرانش روایت می کند که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
ورع را از دست ندهید که ما به آن علاقه داریم و اعتقاد ما به آن است، و از دوستان خود می خواهیم که ورع داشته باشند و ما را در شفاعت ناراحت نکنند.
31- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: هر کس ما را دوست می دارد باید مانند ما کار کند، و ورع داشته باشد، که او بهترین یاور برای امور دنیا و آخرت می باشد.
32- امیر المؤمنین سلام اللَّه علیه فرمود: سپاسگزاری از هر نعمتی ورع از محرمات خداوند است.
33- ابراهیم کرخی گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: هر مؤمنی که در دنیا ورع و زهد نصیب او شد امید بهشت در باره او می باشد.
34- و صافی از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خداوند با موسی مناجات می کرد و در ضمن مناجات به او گفت به قومت بگو هیچ عابدی مرا به مانند کسی که از محرمات پرهیز می کند عبادت نکرده است، موسی گفت چه پاداشی به آنها دادی فرمود: از اعمال
مردم جستجو می کنم ولی از اعمال آنها جستجو نخواهم کرد.
35- ابو جمیله از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت می کند که فرمود: ای مردم دینی که در آن تفقه نباشد خیری ندارد دنیائی که در آن تدبیر نباشد در آن خیری نیست عبادتی که در آن ورع نباشد خیری ندارد.
36- امام صادق علیه السّلام فرمود: درهای اعضاء و جوارحت را به بند تا به قلبت زیان نرسانند و آبرویت را نزد خداوند نبرند، و روز قیامت برای تو حسرت و
ص: 46
پشیمانی آرند، و برای ارتکاب گناه در پیشگاه خداوند برایت شرمساری آورند.
کسی که می خواهد از گناهان دوری کند باید از سه اصل پیروی کند، از لغزشهای مردمان درگذرد، در کارهای مردم جستجو نکند، و ستایش و مذمت در نظر او یکسان باشد، اصل ورع آن است که انسان همواره به حساب خود برسد و راست سخن بگوید: و ارتباط خود را با مردم نیک سازد.
از شبهات دوری کند، شک و شبهه و عیب ها را از خود جدا سازد، از سخنان لغو و بی معنی خودداری نماید، درهائی را به روی خود باز نکند که بعد نتواند آنها را به بندد، با کسی که خوب او را نمی شناسد هم نشین نگردد.
با کسانی که دین را سبک می شمارند رفاقت نداشته باشد در مسائلی که تحمل آن را ندارد و دلش آنها را قبول نمی کند معارضه نداشته باشد اگر سخنی را از گوینده ای نفهمید با او مخالفت نکند و گفته کسی را که از خدا قاطعانه سخن می گوید بشنود.
37- فضیل از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: ای فضیل به دوستان ما از ما سلام
برسان و به آنها بگو من در برابر خداوند کاری نمی توانم بکنم مگر اینکه خود ورع داشته باشید اینک زبان خود را حفظ کنید و دست های خود را نگه دارید و در نماز و صبر بکوشید که خداوند با صابران است.
38- زید بن علی از پدرش علیه السّلام روایت می کند که فرمود: ورع نظام عبادت است، و هر گاه انقطاع حاصل کرد دیانت می رود، همان گونه که هر گاه رشته از هم پاره شد همه چیز از هم خواهد پاشید، و ارتباطات قطع خواهد گردید.
39- امام صادق علیه السّلام فرمود: از خداوند بترسید و دین خود را با ورع نگه دارید فرمود: اجتهاد و عبادتی که در آن ورع نباشد سودی ندارد.
فرمود: از فضل خداوند برخوردار نخواهید شد مگر با ورع.
امام باقر علیه السّلام فرمود: خداوند می فرماید: ای فرزند آدم از هر چه بر تو حرام کرده ام دوری کن تا از پرهیزگارترین مردم باشی.
از امام صادق علیه السّلام سؤال شد پرهیزگارترین مردم کیست فرمود: آن کس که از
ص: 47
محرمات دوری می کند.
امام باقر علیه السّلام فرمود: از خداوند بترسید و در دین خود جد و جهد داشته باشید، و بدانید که هیچ اجتهادی بدون ورع فائده ندارد.
امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند متعال با موسی علیه السّلام مناجات کرد در مناجات خود فرمود: ای موسی هیچ کس مانند کسی که از محرمات دست بکشد به من نزدیک نشده است من به این گونه مردم بهشت عدن خود را خواهم بخشید، و کسی را با او در این ثواب شریک نخواهم کرد.
ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السّلام به من گفتند مردم
را بدون زبان خود بطرف ما بخوانید، آنها اگر از شما عبادت، راستی و ورع را دیدند متوجه ما می شوند.
خیثمه گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: سلام ما را به دوستان ما برسانید، و آنها را توصیه کنید که از خداوند بزرگ بترسند، و به آنها بگوئید ما در نزد خدا برای آنها مطلبی نداریم، آنها به ولایت ما نخواهند رسید مگر با ورع، آنها در روز قیامت حسرت خواهند کشید که وصف عدالت کنند و خود عادل نباشند
58 در زهد و درجات آن
1- یکی از شامیان از علی علیه السّلام سؤال کرد کدام یک از مردمان نزد خداوند بهتر می باشند، فرمود: آن که بیشتر از همه می ترسد و از همگان به تقوی داناتر و در دنیا زهدش بیشتر است.
2- سکونی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که آن جناب فرمود: به امیر المؤمنین علیه السّلام گفته شد زهد در دنیا کدام است، فرمودند: از حرام دنیا دور شدن.
3- ابو الطفیل گوید: از علی علیه السّلام شنیدم فرمود: زهد کوتاهی آرزوها و
ص: 48
سپاسگزاری از هر نعمت و پرهیزکاری از آنچه خداوند حرام کرده است.
4- سکونی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: زهد در دنیا به این نیست که کسی مال خود را ضایع کند و یا حلالی را حرام سازد بلکه زهد در دنیا آن است به آن چه در دست داری دل نبندی و به آن چه در دست خداوند است اطمینان پیدا کنی.
5- هاشم بن برید از پدرش روایت می کند که مردی از امام باقر علیه السّلام در باره زهد سؤال کرد، امام علیه السّلام فرمود: زهد برده گونه است، بالاترین درجات
زهد پائین درجات ورع است، و بالاترین درجه ورع پائین درجه یقین می باشد.
بالاترین درجه یقین پائین درجه رضا می باشد، آگاه باشید که خداوند در قرآن مجید زهد را در یک آیه بیان داشته و آن را تعریف کرده است، و آن این است که بر گذشته ها افسوس نخورید، و از آنچه به شما رسید خوشحال نباشید.
6- علی بن ناصر از امام جواد علیه السّلام از پدرش از امام صادق علیهم السّلام روایت می کند که از آن حضرت سؤال کردند زهد در دنیا چیست فرمود: حلال را ترک می کنند برای حساب آن، و از حرام دست بر می دارند برای عقاب آن.
7- رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: نخستین عمل صالح این امت زهد و یقین، و آخرین چیزی که آنها را به هلاکت می رساند بخل و آرزوی دراز می باشد.
8- حفص گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم قربانت گردم زهد در دنیا را تعریف فرمائید فرمود: خداوند آن را در کتاب خود تعریف کرده است از گذشته ها تاسف نخورید، و از آنچه به شما رسید خوشحال نباشید، داناترین مردم آنهائی هستند که بیشتر از خداوند می ترسند و آن که زیادتر می ترسد زیادتر می داند، و آن که زیادتر می داند زهدش هم زیادتر است.
9- رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر گاه مشاهده کردید مردی در دنیا زاهد شده خود را به آن نزدیک کنید زیرا به او حکمت عطا شده است.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: مؤمن خانه اش از نی می باشد و طعام او یک گرده نان است، سرش ژولیده و غبارآلوده و جامه هایش کهنه و دلش خاشع است، و
ایمان
و کفر، ج 2، ص: 49
سلامتی و تندرستی خود را با هیچ چیزی معاوضه نمی کند.
10- مردی به امام سجاد علیه السّلام عرض کرد زهد چیست فرمود: زهد ده جزء دارد، بالاترین درجات زهد پائین درجات رضا می باشد، و خداوند در قرآن مجید فرموده شما از آنچه از دست داده اید اندوهگین نشوید، و از آن چه بدست میاورید خوشحالی نکنید.
11- محمد بن سنان در یک حدیث مرفوع از علی علیه السّلام روایت می کند که فرمود: شما در قبولی اعمال زیاد اصرار داشته باشید تا عمل زیاد انجام دادن، زهد در دنیا آرزوها را کوتاه کردن، و سپاسگزاری از هر نعمت و دوری کردن از محرمات می باشد هر کس بدنش را از خود ناراحت کند خداوند را از خود راضی میکند ولی هر کس در فکر بدنش باشد خداوند را معصیت کرده است.
12- مردی خدمت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله عرض کرد یا رسول اللَّه بمن چیزی تعلیم فرمائید که هر گاه آن را بجای آورم خداوند و مردم مرا دوست بدارند، فرمود: بنگر خداوند چه خواسته آن را انجام بده تا او تو را دوست بدارد، و به مردم هم توجه نداشته باش تا آنها تو را دوست بدارند.
13- نوف بکالی گوید: امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: ای نوف خوشا بحال زاهدان در دنیا و توجه کنندگان به آخرت، آنها کسانی هستند که زمین را فرش خود گرفتند و خاک را بستر خود قرار دادند، و آن را وسیله پاکی خود ساختند، قرآن را پوشش و دعا را جامه خود گرفتند، و آنها از دنیا بریدند و مانند عیسی بن مریم علیه السّلام زندگی کردند.
14- رسول
اکرم علیه السّلام از جبرئیل علیه السّلام از تفسیر زهد سؤال کردند، فرمود: زاهد دوست می دارد کسی را که خداوند او را دوست می دارد، و دشمن می دارد کسی را که خداوند او را دشمن می دارد، او از حلال دنیا گریزان است و به حرام آن توجهی ندارد.
زیرا در حلال آن حساب و در حرامش عقاب هست، او به همه مسلمانان ترحم می کند همان گونه که بر خود رحم می کند، از سخن گفتن پرهیز می کند
ص: 50
همان گونه که از مردار بد دوری می کند، از مال دنیا خود را نگه میدارد همان گونه که از آتش دوری می کند، آرزوهایش را کوتاه کند و مرگ خود را معاینه نماید.
15- ابو درداء گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود هر کس بامداد کند و بدنش سالم باشد و در امنیت و آسایش بگذارند، روزی یک روز را داشته باشد، مثل این است که همه دنیا را به او داده اند و او کم و کسری ندارد.
ای فرزند خشم برای تو از دنیا همین بس که بتوانی سد جوع کنی، و عورت خود را بپوشانی اگر خانه ای داشتی که تو را بپوشاند همان کافی است، و اگر مرکبی داشتی که بر آن سوار شوی خوشا بحالت، و اگر نه همان یک نان و یک کوزه آب بس است، بعد از آن حساب و یا عقاب است.
16- سیف گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس از طلب زندگی شرم نداشته باشد زندگی بر او سبک می شود، و حالش وسعت پیدا می کند و خانواده اش خوشحال می گردند، و هر کس در دنیا زهد پیشه کند خداوند حکمت
را در قلب او جای می دهد و زبانش را به حکمت باز می کند، و عیب های دیدار به او نشان می دهد، بیماری ها و داروها را به او اطلاع می دهد، و از دنیا سالم بیرون می کند و در دار سلامت جای می دهد.
17- وصافی از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خداوند متعال با موسی مناجات می کرد و در ضمن مناجات گفت: ای موسی به قومت برسان افرادی می توانند خود را به من نزدیک سازند که از خوف من گریه کنند، عبادت کنندگان هنگامی به عبادت خواهند رسید که از حرام های من دست باز دارند، و آنها که می خواهند بزینت های من خود را بیارایند باید زاهد باشند.
موسی علیه السّلام عرض کرد: یا اکرم الاکرمین به آنها چه پاداشی می دهی فرمود:
آنهائی که با گریه از ترس من خود را به من نزدیک می کنند در جایی بلندی زندگی می کنند و کسی با آنها در آن جا نیست، اما آنهائی که اهل عبادت می باشند و از حرام های من دست بر می دارند از اعمال و کردار آنها بازجوئی نمی کنم، همان گونه که از اعمال دیگران بازجوئی می کنم.
ص: 51
اما کسانی که با زهد و ترک دنیا خود را به من نزدیک می کنند همه بهشت را به آنها می بخشم و آنها در هر جا که بخواهند منزل می کنند و آزاد می باشند و کسی نمی تواند جلو آنها را بگیرند.
18- در یک حدیث مرفوع از امام صادق علیه السّلام روایت شده که بمردی فرمودند: من با اهل آخرت از آخرت سخن می گویم، همان گونه که با اهل دنیا در باره دنیا صحبت می کنم، در دنیا باید از دنیا سخن گفت، زیرا
آخرت از دیدگان مخفی است و برای آن باید از دنیا شاهد آورد، آخرت را از دنیا بشناسید و به نظر عبرت به آن بنگرید.
19- عالم علیه السّلام فرمود: دنیا حرکت نموده و در حال پشت کردن است، و آخرت هم حرکت نموده و در حال آمدن می باشد، هر یک از آنها فرزندانی دارند و شما از فرزندان آخرت باشید، شما به دنیا دل نبندید و به آخرت توجه کنید، زاهدان زمین را فرش خود گرفتند و خاک را بستر خود کردند، و آب را وسیله پاکی قرار دارند و از دنیا قطع امید نمودند.
متوجه باشید هر کس به بهشت اشتیاق پیدا کند دست از شهوت باز می دارد، و هر کس دنیا را ترک کند و زهد داشته باشد مصیبت ها بر او آسان می گردند و سختیها را تحمل می کنند.
آگاه باشید خداوند بندگانی دارد که مردم از شر و فساد آنها آسوده اند، دلهای آنها محزون و نفسشان عفیف است خواسته های آنها سبک و احتیاجات اندک دارند، آنان روزهای معدودی را صبر کردند و به آخرت که در آن آسایش طولانی هست رسیدند.
آن جماعت در ساعات شب قدم های خود را صاف کردند، و به نماز و قیام مشغول شدند و در هنگام روز هم به یاد خدا مشغول بودند، آنها با اخلاص کار کردند و خدا را عبادت نمودند و خود را از بندهای عذاب آزاد کردند آنها پرهیزگارانی هستند که مانند تیرها باریک شده اند و هر گاه کسی به آنها نگاه می کند خیال می نماید آنها بیمار می باشند.
ص: 52
روایت شده مسیح علیه السّلام به حواریون خود گفت: خوراک من گیاهان زمین هستند، و
آب خوراکی من از رودخانه ها و چشمه ها می باشد که با کف های خود آب را می نوشم، روشنائی من نور ماه است، فرش من خاک و بالش من سنگ ها می باشند.
لباس من از موهای حیوانات است، فرزندی ندارم تا درگذرد زنی ندارم تا محزون گردد خانه ای ندارم تا خراب شود، مالی ندارم تا تلف شود، پس بنا بر این من بی نیازترین فرزندان آدم می باشم.
از عالم علیه السّلام سؤال شد تفسیر آیه شریفه «وَ کانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُما» چیست فرمود:
بخداوند سوگند آن گنج طلا و نقره نبود بلکه آن لوحی از طلا بود که در آن چهار حرف نوشته بودند و آنها عبارت بودند از:
أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا، هر کس یقین به مرگ داشته باشد هرگز خنده نمی کند، هر کس یقین بحساب روز قیامت داشته باشد دلش شادمان نمی گردد، و هر کس به مقدرات معتقد گردد می داند که هر چه به او برسد مقدرش بوده است.
روایت شده هر کس مالک نفس خود باشد و مهار را در دست بگیرد، او را از مشتهیات و خواسته ها باز دارد و از خشم و غضب و تندی حفظ کند جسدش بر آتش حرام می گردد.
راوی گوید: از عالم علیه السّلام سؤال کردم زاهدترین مردم کدام است، فرمود:
کسی که از معدوم سؤال نمی کند تا آنگاه که موجود تمام شود.
20- امام صادق علیه السّلام فرمود: زهد کلید درهای آخرت می باشد و آدمی را از آتش دوزخ نگه می دارد، و آن واگذاشتن هر چیزی است که آدمی را از خدا غافل کند و مشغولش نماید، اگر چیزی از دست انسان رفت متاسف نشود و ناراحت نگردد.
او نباید به آنچه از دست او رفته انتظار
بازگشت داشته باشد، و یا منتظر باشد که مردم او را در فوت آن چیز ستایش کنند و عوض آنها را به او بدهند، بلکه او در فوت آن احساس راحتی کند و بودن آن را برای خود آفت نداند، او باید همواره از
ص: 53
آفت دوری کند و طالب آسایش باشد.
زاهد کسی را گویند که آخرت را بر دنیا اختیار کند، ذلت را بر عزت و کوشش را بر آسایش، گرسنگی را بر سیری، و پایان کار را در آخرت به محبت دنیا ترجیح دهد، او باید همواره یاد خدا را کند و از غفلت خودداری نماید، نفسش در دنیا و دلش در آخرت باشد.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: محبت دنیا در رأس همه گناهان می باشد، مگر مشاهده نمی کنی او چیزی را دوست می دارد که خداوند آن را دشمن است، و کدام خطائی جرمش از این گناه بیشتر خواهد بود.
بعضی از اهل بیت علیهم السّلام فرمود: اگر دنیا همه اش یک لقمه بود و در دهان کودکی قرار داشت آن را به دور می انداختیم، و اینک چگونه خواهد بود کسی که حدود خداوند را پشت سر اندازد و به آنها بی اعتنائی کند، دنیا خانه ای است که اگر به ساکنان آن نیکی کنید به شما ترحم می کند و با نیکوترین وضعی شما را وداع می نماید.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هنگامی که خداوند دنیا را خلق کرد او را امر نمود تا از وی اطاعت کند، او هم از خداوند اطاعت کرد، و بعد فرمود: هر کس تو را طلب کرد با آن مخالفت کن و هر کس
با شما موافقت نمود با وی مخالفت کن، و او به همین عهد خدا ثابت مانده است.
21- یکی از راویان از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: عیسی علیه السّلام یک لباس پشمی که دست باف مادرش مریم بود و مریم علیها السّلام آن را رشته و بافته و دوخته بود، با خود به آسمان برد، در این هنگام ندا آمد آن زینت دنیا می باشد و دور اندازید.
22- نوف بکالی گوید: شبی نزد علی علیه السّلام گذرانیدم، مشاهده کردم او از منزل بیرون می شود و به آسمان نگاه می کند، بعد از آن وارد شد و گفت: آیا بیدار هستی یا خواب عرض کردم بیدارم یا امیر المؤمنین و همه شب را متوجه شما بودم و اعمال شما را در نظر داشتم.
ص: 54
فرمود: ای نوف خوشا بحال زاهدان دنیا و راغبان به آخرت آنهائی که زمین خداوند را برای خود فرش و بستر کردند و خاک را متکا و بالش قرار دادند، و کتاب خدا را شعار خود و دعا را جامه خویش گرفتند آنها آب را وسیله پاکی برای خود اختیار کردند و مانند مسیح علیه السّلام از دنیا بریدند.
خداوند متعال به عیسی علیه السّلام وحی فرستاد ای عیسی تو بر همان روش نخستین گام بردار تا به پیامبران و مرسلان ملحق گردی به قومت بگو ای کسانی که با منذرین برادر هستید وارد خانه ای از خانه های من نشوید مگر اینکه دلهای شما پاک باشد. دست آلودگی پیدا نکند، و دیده خاشع باشند.
من دعاء کسی را که به یکی از بندگانم ظلم کرده باشد نمی شنوم و کسی که حقی از
من در گردن خود دارد دعای او را اجابت نمی کنم تا آنگاه که حق مرا بر گرداند، ای نوف تا آنجا که توانائی داری سعی کن رهبر و شناساننده قومت نباشی و دنبال شعر و شاعری نروی و ساز و آواز را تعقیب نکنی.
داود پیامبر خداوند در یکی از شب ها از اطاق خود بیرون شد و به اطراف آسمان نگاه کرد و گفت: به خدای داود سوگند اکنون ساعتی است که هر بنده مسلمانی در آن دعا کند و از خداوند خیر خود را بخواهد پروردگار به او می دهد، مگر اینکه سخنگو و رهبر قومی باشد، یا دنبال شاعری برود، و یا اهل ساز و آواز باشد.
23- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: زهد ثروت بشمار می رود، ورع سپری است که انسان را از گناه نگه می دارد، بهترین زهد آن است که آن را مخفی بداری، زهد بدنها را کهنه می کند و آرزوها را محدود می گرداند و مرگ را نزدیک می سازد و آرزوها را دور می گرداند.
هر کس زهد را بدست آورد بهره مند می گردد، و هر کس از آن محروم شد به سختی گرفتار می شود و شرفی بالاتر از تقوی نیست و تجارتی بهتر از عمل شایسته نمی باشد، ورعی مانند توقف در هنگام بروز شبهات نیست، و زهدی مانند خودداری از حرام نمی باشد خداوند زهد را در دو کلمه جمع کرده و گفته: «لِکَیْلا
ص: 55
تَأْسَوْا عَلی ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ.»
هر کس بر گذشته تاسف نخورد و از آینده خوشحال نباشد او زاهد است، ای مردم زهد کوتاه کردن امال و آرزوها می باشد، و سپاسگزاری در هنگام نعمت و پرهیزگاری از
محرمات می باشد هر کس کار حرام بجای نیاورد او زاهد است.
اگر نتوانستید مقام زهد را بدست آورید در هنگام رسیدن به حرام صبر خود را از دست ندهید، و هر گاه به نعمتی رسیدید سپاس گزاری را فراموش نکنید، خداوند با براهین روشن عذر شما را خواسته و آن را روشن و واضح نموده است.
24- عبد المؤمن انصاری گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: از خداوند شرم کنید آن طور که شایسته است، گفته شد یا رسول اللَّه ما چگونه از خداوند آن طور که شایسته است شرم داشته باشم.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس از خداوند آن طور که شایستگی دارد شرم کند، مرگش را مقابل دیدگانش مشاهده می کند، و از دنیا و آرایش و زینت های آن دست باز می دارد، افکار و اندیشه های باطل را از سرش دور می سازد و شکم خود را نگه می دارد و قبرستان ها را فراموش نمی کند.
25- میسر گوید: هنگامی که این آیه شریفه نازل شد «وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلی ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَهَ الْحَیاهِ الدُّنْیا» رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله در جای خود قرار گرفت و فرمود: هر کس خود را به خداوند نسبت ندهد در دنیا حسرت نخواهد خورد.
هر کس دیدگان خود را بدست مردم بیاندازد و انتظار احسان مردم باشد اندوهش طولانی می گردد و خشمش فرو نمی نشیند، هر کس متوجه نگردد که خداوند غیر از طعام و شراب نعمت های دیگری هم به او داده علمش کوتاه و به عذاب نزدیک شده است.
26- سکونی از علی علیه السّلام روایت می کند که به آن
حضرت گفته شد زهد چیست فرمود: از حرام دنیا دوری کردن.
27- ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ما دنیا را دوست می داریم، ولی اگر به ما هم ندهند بهتر است، هر کس به دنیا برسد از حظ آخرت برای او
ص: 56
کاسته خواهد شد.
28- ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: فرشته ای نزد من آمد و گفت: یا محمد خداوند تو را سلام می رساند و می فرماید اگر می خواهی بطحاء مکه را برای شما پر از طلا کنم، رسول خدا سرش را بطرف آسمان کردند و گفتند: بار خدایا روزی سیر می گردم تو را سپاس می گویم، و روزی گرسنه می مانم و از تو سؤال می کنم.
29- امام هادی از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:
هر کس صبح کند و قصدش آخرت باشد بدون مال بی نیاز می گردد، و بدون اهل و فرزند مانوس می شود، و به دون عشیره عزت پیدا کند.
30- امام رضا علیه السّلام از پدرانش روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: فرزند آدم برای یک روز است، هر کس صبح کند، و در منزلش آرام گیرد، و بدنش سالم باشد، و روزی یک روز را هم داشته باشد این مرد به همه نیکهای دنیا رسیده است.
31- ابو اسامه گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردیم به ما رسیده است که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به مدت سه روز هم از نان گندم سیر نشدند، امام فرمود: رسول خدا هرگز نان گندم نخوردند گفتم: پس چه می خوردند فرمود:
طعام رسول خدا نان جو بود هر گاه پیدا می شد، شیرینی او خرما و آتش او هم شاخه های درخت خرما بود.
32- سعید بن هلال گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم مرا وصیت کنید، فرمودند تو را وصیت می کنم که از خداوند بترسید، پرهیزکار باشید، و عبادت کنید، و بدانید عبادتی که در آن ورع نباشد سودی ندارد، به کسانی بنگرید که از شما پائین هستند و به ما فوق نگاه نکنید.
در بسیاری از جاها خداوند به رسول خود فرمود: ای رسول ما از اموال و اولاد آنها در شگفت نباش، در جای دیگر فرمود: دیدگان خود را بطرف آنهائی که از لذت های دنیا و زندگی فریبنده آن بهره مند شده اند نیفکن.
اگر نفست تو را به بطرف دنیا و زیبائیهای آن کشانید بدان که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله
ص: 57
خوراکش نان جو و شیرینیش خرما، و آتش او شاخه های درخت خرما بود، و هر گاه گرفتار مصیبتی شدی از مصیبت های رسول خدا یاد کن زیرا هیچ کس به مانند او مصیبت ندید.
33- از امام رضا علیه السّلام سؤال شد زاهد کیست، فرمود: بدون اینکه طعام روزانه داشته باشد خود را خود کفا می داند، برای روز مرگش خویشتن را آماده می کند، و از زندگی خود راضی نمی باشد.
34- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: بهترین نوع زهد پنهان داشتن آن است.
علی علیه السّلام فرمود: در دنیا زاهد باش تا خداوند اسرار دنیا را به تو نشان دهد، و غفلت نداشته باش و بدان که از تو غافل نیستند.
35- نوف بکالی گوید امیر المؤمنین علیه السّلام را در یک شبی مشاهده کردم در
حالی که از بسترش بیرون شده بود و بطرف آسمان نگاه می کرد، علی علیه السّلام بمن گفت: ای نوف آیا خوابی یا بیدار گفتم: بیدارم یا امیر المؤمنین.
فرمودند: ای نوف خوشا بحال زاهدان دنیا و راغبان به آخرت آنها گروهی می باشند، که زمین را برای خود فرش و خاک را بستر و آب را وسیله طهارت گرفتند، قرآن را برای خود شعار قرار دادند و دعا را پوشش خود ساختند و بعد مانند مسیح علیه السّلام از دنیا بریدند.
ای نوف داود علیه السّلام در هم چه ساعتی در شب ایستاد گفت: این ساعتی است که هر بنده ای در آن وقت خداوند را بخواند دعایش مستجاب می گردد، مگر اینکه ده یک گیر باشد و یا معرف قوم خود بوده و یا از اعوان ظلمه و یا اهل ساز و ضرب باشد.
علی علیه السّلام فرمود: در قرآن زهد را در دو کلمه بیان کرده و فرموده: از آنچه گذشته افسوس نخورید و از آنچه به شما رسیده خوشحال نگردید، بنا بر این هر کس از گذشته ناراحت نباشد و از آینده خوشحال نشود هر دو طرف زهد را گرفته است.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: زهد کوتاه شدن آرزوها و سپاسگزاری در هنگام
ص: 58
رسیدن به نعمت و پرهیز از محرمات می باشد، اگر زهد نداشتید در هنگام مشاهده حرام صبر کنید، و در وقت رسیدن به نعمت شاکر باشید، خداوند با برهان های روشن عذر شما را خواسته است.
36- علی علیه السّلام در یکی از خطبه ها در صف زاهدان فرمود: آنها گروهی بودند در دنیا زندگی می کردند ولی از اهل دنیا نبودند در آن جا با
مردم زندگی می نمودند ولی مثل اینکه در دنیا زندگی نداشتند.
آنها در دنیا با بصیرت زندگی کردند و از آنچه می ترسیدند دست باز داشتند، بدن های آنها در برابر دیدگان اهل آخرت زیر و رو می شد، آنها مشاهده می کردند اهل دنیا از اجساد تعظیم می کنند ولی آنها از مرگ دل دوستان خود سخت ناراحت بودند.
37- علی علیه السّلام در نامه خود به سهل بن حنیف فرمود: ای فرزند حنیف بمن خبر دادند که مردی از جوان مردان اهل بصره تو را به یک مهمانی مجلل و با شکوه دعوت کرده است، تو هم با سرعت دعوت او را قبول کرده ای و در آن ضیافت شرکت نمودی.
در آن مهمانی غذاهای رنگارنگ مشاهده می شد و کاسه ها یکی پس از دیگری رد و بدل می شد، من گمان نمی کردم تو در یک مهمانی شرکت می کنی که فقیر آنها مطرود و توانگران آنها شرکت کرده باشند، ای فرزند حنیف متوجه باش آنچه غذائی بود که در دهان خود می جویدی.
می دانستی صاحب آن منزل از کجا و از چه راهی آن سفره رنگین را چیده و آن همه غذاهای گوناگون را از کجا تهیه کرده، اینک متوجه باش تو باید از مشتبهات هم دست برداری و این گونه غذاها که نمی دانی از کجا آمده بدور اندازی، و هر گاه فهمیدی پاک است تناول نما.
آگاه باش هر مامومی امامی دارد که باید مردم به آن امام اقتداء کنند و راه او را بروند، و از انوار دانش او استفاده نمایند، اینک امام شما از دنیای خود را به دو جامه و از طعام آن به دو گرده نان بسنده کرده است.
ص:
59
البته شما توانائی ندارید مانند من زندگی کنید، ولی لا اقل با من همکاری و هم فکری نمائید و با ورع و کوشش در راه خیر به من کمک کنید، به خداوند سوگند من از دنیای شما درهمی را ذخیره نکرده ام و از غنائم آن مالی نیاندوخته ام، و برای این جامه کهنه ام جامه ای دیگر تهیه ندیده ام.
تا آنجا که فرمود: اگر می خواستم راه برایم باز بود که از این عسل های ناب بخورم، و از پارچه های نرم و ابریشم بپوشم، ولی هوای نفس هرگز بر من غلبه نمی کند که من هم غذاهای گوناگون تهیه کنم و شکم خود را پر نمایم و خود را سیر سازم.
شاید در حجاز و یا یمامه کسانی باشند که قرص نانی هم نداشته باشند، و تاکنون سیری را درک نکرده اند، و یا اینکه خود بخواب روم و شکم های گرسنه پیرامونم را گرفته باشند و حال من چنان باشد که آن شاعر گفته: بیماری تو همین بس که تو با شکم پر بخوابی، در حالی که پیرامون تو را گروهی گرسنه گرفته باشند که از شدت گرسنگی به پوستی خشک شده روی آورده اند.
38- روایت شده که نوح علیه السّلام دو هزار و پانصد سال زندگی کردند و از دنیا رفت در حالی که خشتی بالای هم نگذاشته بود هنگام صبح می گفت من به شب نخواهم رسید و هنگام شب می گفت من صبح نخواهم کرد، و پیامبر ما صلی اللَّه علیه و آله نیز چنین بود و خشتی روی خشت قرار نداد و منزلی برای خود درست نکرد.
اما ابراهیم علیه السّلام لباس پشمی در بر می کرد و نان جو می خورد یحیی علیه السّلام نیز
لباس او لیف بود و از برگ درختان می خورد، سلیمان علیه السّلام نیز با اینکه سلطنت داشت لباسی موئی در بر می کرد، و هنگام شب دست ها را در گردنش می گرفت و تا صبح نماز می خواند و اشک می ریخت، و خوراکش از محل فروش زنبیل هائی بود که خود می بافت.
روایت شده که پیامبر ما صلی اللَّه علیه و آله یکی از روزها گرسنه شد و سنگی را بر شکمش بست، و بعد فرمود: به افرادی که به نفس خود احترام می کنند و خود را برای آن پست کرده اند، و بسا کسانی که بدنهای آن ها پوشیده و در نعمت و رفاه بسر می برند
ص: 60
در حالی که روز قیامت برهنه و گرسنه خواهند بود.
چه بسا افرادی که در نعمت فرو رفته اند و از خدا و رسول استفاده می کنند در حالی که روز قیامت هیچ بهره ای نخواهند داشت، آگاه باشید که اعمال بهشتیان در جای بالائی قرار دارد، و کارهای اهل دوزخ در جای پستی قرار گرفته، و بدانید که شهوت یک ساعت، اندوهی طولانی را در قیامت خواهد آورد.
سوید بن غفله گوید: خدمت علی علیه السّلام رسیدم بعد از اینکه بر خلافت استقرار پیدا کرده بود، امام علیه السّلام روی حصیر کوچکی نشسته بود و در اطاق جز آن حصیر فرش دیگری نبود، عرض کردم یا امیر المؤمنین بیت المال در دست شما می باشد و من در اینجا از احتیاجات منزل چیزی مشاهده نمی کنم.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ای فرزند غفله مرد عاقل از خانه ای که منتقل خواهد شد و بجای دیگری خواهد رفت توجه نمی کند و اثاث و متاعی برای آن فراهم نمی سازد، ما
خانه و محل آسایش دیگری داریم که بزودی به آنجا انتقال مکان خواهیم کرد.
علی علیه السّلام هنگامی که می خواست خود را بپوشاند وارد بازار می شد و دو جامه می خرید، بهترش را به قنبر می داد و دیگری را خود در بر می کرد، بعد نزد نجار می رفت و آستین ها را می کشید و می گفت زیادی ها را قطع کنید که در جایی دیگر مصرف خواهد شد، حسن و حسین علیهما السّلام از آن برای بازار کیسه درست خواهند کرد.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هیچ کس خداوند را مانند زهد، در دنیا عبادت و پرستش نکرده است.
59 در خوف و رجاء و حسن ظن
1- حارث بن مغیره از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که از آن حضرت
ص: 61
پرسیدم در وصیت لقمان چه بود؟ فرمود: در وصیت نامه او چیزهای شگفت انگیز بود، و یکی از آن وصیت های تعجب انگیز این بود که به پسرش گفت از خداوند چنان بترس که اگر نیکی ثقلین را با خود بردی باز ممکن است که خداوند تو را عذاب کند، و از خداوند چنان امیدوار باش که اگر گناه ثقلین را بردی باز تو را رحمت کند.
بعد از این امام صادق علیه السّلام فرمود: پدرم علیه السّلام فرمود: هر بنده مؤمنی در دلش دو نور دارد، نور خوف و نور رجاء اگر آن دو را با هم وزن کنند هر دو مساوی خواهند شد.
2- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ای اسحاق از خداوند بترس مانند اینکه او را مشاهده می کنی، اگر تو او را نمی بینی او تو را می نگرد و اگر معتقد باشی که خداوند تو را مشاهده نمی کند در
این صورت کافر هستی، و اگر می دانی که او تو را می نگرد و باز هم او را نافرمانی می کنی مقام او را سبک شمرده ای.
3- ابو حمزه گوید: امام صادق علیه السّلام فرموده: هر کس خداوند را شناخت از وی می ترسد، و هر کس از خداوند ترسید نفسش از دنیا خواهد گذشت.
4- یکی از راویان از امام صادق علیه السّلام سؤال کرد گروهی معصیت می کنند و می گویند امیدواریم که خداوند از ما بگذرد، آنها هم چنین مشغول گناه می باشند تا از دنیا می روند، امام علیه السّلام فرمود اینها مردمانی هستند که در آمال و آرزوها بسر می برند، آنها دروغ می گویند که امیدوار می باشند هر کس امیدی داشته باشد دنبال آن می رود و هر کس از چیزی بترسد از آن فرار می کند.
5- صالح بن حمزه از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: بعضی از عبادت ها از شدّت خوف خداوند انجام می گیرد، خداوند می فرماید: از میان بندگان خدا فقط علماء از او می ترسند و در جای دیگر فرمود: از مردم نترسید بلکه از من بترسید.
خداوند در آیه شریفه فرمود: هر کس از خداوند بترسد خداوند هم برای او
ص: 62
راه خروج را باز می کند، امام صادق سلام اللَّه علیه فرمودند: کسی که از خداوند می ترسد دنبال حب مقام و جاه طلبی نمی رود و خود را بر دیگران تحمیل نمی کند.
6- ابو حمزه ثمالی گوید: امام سجاد علیه السّلام فرمود: مردی سوار کشتی شد و با خانواده اش به سفر دریائی پرداخت، کشتی آنها در میان امواج دریا شکست و جز زن او همه هلاک شدند، او بر یک تخته پاره قرار گرفت و به جزیره ای در
میان دریا پناه برد.
در آن جزیره مردی بود که به راه زنی روزگار می گذرانید، و او مردی بود فاسد که هر کار زشتی را مرتکب می شد، او در اینجا به کار خود مشغول بود که ناگهان آن زن بالای سرش قرار گرفت آن مرد سرش را بلند کرد و گفت: انس هستی یا جن.
زن گفت: انس هستم، او هم با وی سخنی نگفت و از جایش برخاست و او را بر زمین افکند و خواست به او تجاوز کند، هنگامی که خواست منظورش را عمل کند زن مضطرب شد، مرد از او پرسید چرا مضطرب می باشی.
زن گفت من از این می ترسم در این هنگام بطرف آسمان اشاره کرد، آن مرد گفت: تا حالا از این کارها نکرده ای گفت: نه به خداوند سوگند، مرد گفت: تو می ترسی در حالی که تاکنون مرتکب این کارها نشده ای در صورتی که من تو را به این عمل مجبور می کنم.
به خداوند سوگند من شایسته هستم که از خداوند بترسم راوی گوید: آن مرد از جای خود برخاست و چیزی نگفت و به طرف منزلش رفت، و تصمیم گرفت توبه کند و از گناهان باز گردد او در بین راه با راهبی برخورد کرد و آفتاب هم بسیار گرم بود.
راهب گفت: ای جوان دعا کن تا خداوند ابری بفرستد و روی ما سایه افکند، تا از گرمی آفتاب محفوظ بمانیم، جوان گفت من نمی دانم نزد خداوند حسنه ای دارم یا ندارم، و لذا از خداوند شرم دارم تا چیزی از وی بخواهم.
راهب گفت: من دعا می کنم و تو آمین بگو، گفت باشد دعا کنید، راهب
ص: 63
مشغول دعا شد
و او هم آمین می گفت، بعد از چند لحظه ابری آمد و بر آنها سایه افکند، و آنها زیر ابر به راه خود ادامه دادند تا آنگاه که به دو راهی رسیدند.
در اینجا جوان بطرفی رفت و راهب بطرفی دیگر روان شد، ابر هم بطرف جوان راه افتاد، راهب به جوان گفت تو بهتر از من می باشی این دعا به خاطر تو مستجاب شد نه به جهت من اینک بگو داستانت چیست، او هم داستان خود را ذکر کرد، راهب گفت خداوند گناهان گذشته تو را بخشید و اکنون متوجه آینده باش.
7- حمزه بن حمران گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم می فرمود: رسول خدا در یکی از خطبه های خود فرمود: ای مردم برای شما راههائی هست که باید در آن راهها کام نهید، و شما سرانجامی دارید که باید به آنجا برسید.
متوجه باشید مؤمن بین دو ترس عمل می کند، کارهائی که انجام داده و نمی داند خداوند با او چه خواهد کرد، و بین آنچه در آینده می آید و نمی داند چه خواهد شد اینک مؤمن باید از دنیای خودش برای خودش بردارد و از دنیا برای آخرتش استفاده کند.
مؤمن باید در ایام جوانی برای روزگار پیری ذخیره کند، و در زندگی برای مرگش چیزهائی فراهم سازد، به خدائی سوگند که جان محمد صلی اللَّه علیه و آله در دست او می باشد بعد از دنیا دیگر مؤاخذه ای نیست بعد از آن یا بهشت است و یا دوزخ.
8- داود رقی گوید: امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه «لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ» فرمود: هر کس بداند که خدا می بیند و می شنود آنچه را که انسان
بجای می آورد، و همه خیر و شر او را مشاهده می کند، و اینها موجب شوند که او از کارهای زشت دست بر دارد، این چنین شخصی از خداوند می ترسد و نفس خود را از هوی نگه می دارد.
9- حسن بن ابی ساره گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: مؤمن به حقیقت ایمان نخواهد رسید مگر اینکه هم خائف باشد و هم امیدوار، و برای همین خوف و رجاء کار کند.
ص: 64
10- ابو عبیده حذاء گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: مؤمن بین دو ترس قرار گرفته گناهی که نمی داند خداوند با او چگونه معامله خواهد کرد و عمری که از وی مانده و نمی داند او را چگونه خواهد گذرانید، او همواره در حال خوف است و او را خوف اصلاح می کند.
11- محمد حلبی گوید: امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه «الَّذِینَ یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ أَنَّهُمْ إِلی رَبِّهِمْ راجِعُونَ» فرمود: آنها می دانند چه کاری انجام می دهند، و می دانند که به آنها در برابر آن اعمال پاداش خواهند داد.
12- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: مؤمنان عمل می کنند و می دانند چه کاری انجام می دهند و اینکه به آنها پاداش داده می شود.
13- در منهیات رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله وارد شده که فرمود: هر کس مبتلا به فحشاء و یا کار زشتی گردد و برای ترس از خداوند از آن دوری کند خداوند آتش دوزخ را بر او حرام می کند و او را از وحشت بزرگ نگه می دارد، و هر چه به او در کتاب خود وعده داده انجام می دهد و در قرآن فرموده:
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ.
14- برید بن معاویه از امام باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمود: در کتاب علی علیه السّلام پیدا کردیم که رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله بالای منبر فرمودند: سوگند به خدائی که جز او خدائی نیست هیچ مؤمنی به خیر دنیا و آخرت نمی رسد مگر اینکه به خدا حسن ظن داشته باشد و امیدوار گردد، و خلقش نیکو باشد و از غیبت مؤمن دست باز دارد.
سوگند به خدائی که جز او خدائی نیست خداوند مؤمن را پس از توبه و استغفار عذاب نمی کند مگر اینکه به خداوند سوء ظن داشته باشد، و امیدش قطع شود، و خلقش بد باشد و از مؤمنان غیبت کند.
سوگند به خدائی که جز او خدائی نیست، هر مؤمنی که به خداوند حسن ظن پیدا کند، خداوند او را با نیتش مورد معامله قرار می دهد، زیرا خداوند کریم و اهل خیر است، و او شرم می کند که به حسن ظن مؤمن توجه نکند، و امید او را قطع نماید، اینک به خداوند حسن ظن داشته باشید و به او روی آورید.
ص: 65
15- ابن بزیع گوید: امام رضا علیه السّلام فرمود: به خداوند حسن ظن پیدا کنید، زیرا خداوند می فرماید، من به حسن ظن توجه دارم، اگر او خیر در نظر بگیرد به خیر خواهد رسید و اگر سوء ظن داشته باشد باز هم به آن خواهد رسید.
16- سفیان بن عیینه گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: حسن ظن به خداوند آن است که جز از خداوند از کسی امیدوار نباشی، و جز از گناه خود از چیزی
نترسی.
17- حسین بن عطیه گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: مکارم ده عدد می باشند، و اگر توانائی هر ده عدد را بدست بیاوری بسیار خوب خواهد بود، گاهی آن مکارم در پدر هست و در فرزندان نیست و گاهی در فرزندان می باشد ولی در پدرها نمی باشد و در بر دکان هست ولی در آزادها نیست.
گفته شد آن مکارم چه هستند، فرمود: صداقت در هنگام جنگ، راستگوئی، اداء امانت، صله رحم، پذیرائی از مهمان، اطعام سائل، پاداش به نیکوکاران، ذمه داری در مورد همسایگان و دوستان، و در رأس همه آنها حیاء می باشد.
18- عبد اللَّه بن مسکان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند متعال پیامبران خود را به مکارم اخلاق اختصاص داد، اینک خود را بیازمائید اگر در شما از مکارم اخلاق چیزی بود خداوند را سپاس گوئید و بدانید که این از خیرات می باشد و اگر ندارید از خداوند بخواهید به شما عطا کند.
امام علیه السّلام فرمود آنها ده عدد می باشند: یقین، قناعت، صبر، سپاسگزاری، حلم، حسن خلق، سخاوت، غیرت، شجاعت، مروت، و بعضی از محدّثان بعد از این خصلت های ده گانه چند عدد دیگر هم بر آن افزوده اند و آنها عبارتند از: صدق و اداء امانت.
19- عبد اللَّه بن بکیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ما دوست می داریم کسانی را که عالم، عاقل، فقیه، حلیم، اهل مدارا، صبور، راستگو و با وفا باشند، خداوند متعال پیامبران را به مکارم اخلاق اختصاص داده و هر کس دارای آن صفات باشد باید خدا را سپاس گوید
ص: 66
هر کس آن صفات را فاقد باشد باید از خداوند بخواهد آن صفات را به
او عطا کند، گوید عرض کردم قربانت کردم آن صفات را بیان فرمائید، فرمودند: ورع، قناعت، صبر، شکر، حلم، حیاء، سخاوت، شجاعت، غیرت، نیکی، راستگوئی و اداء امانت.
20- جابر بن عبد اللَّه گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: شما را به بهترین مردهای خودتان خبر دهم عرض کردند آری یا رسول اللَّه فرمود: بهترین مردان شما کسانی هستند که پرهیزکار و پاکیزه باشند و دست های آنها برای نیکی و بخشندگی باز شوند، دیدگان آنها آلوده نباشند، به پدر و مادر خود نیکی کنند و خانواده اش را نیازمند دیگران نکنند.
21- یکی از بنی هاشم از امام علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر کس دارای چهار خصلت باشد اسلامش کامل می گردد، اگر چه از سر تا قدمش گناه باشد، راستگوئی، حیاء، حسن خلق و سپاسگزاری.
22- ابو حمزه ثمالی گوید: امام سجاد علیه السّلام فرمود: در بنی اسرائیل مردی بود که قبرها را می شکافت و کفن ها را از تن مردگان بیرون می آورد، یکی از همسایگان او بیمار شد و ترسید درگذرد او دنبال نباش فرستاد و او را به خانه اش دعوت کرد.
هنگامی که نباش نزد او آمد گفت: من چگونه همسایه ای برایت بودم، گفت بسیار خوب گفت: اکنون حاجتی به تو دارم جواب داد هر چه بخواهی انجام می دهم، او در اینجا دو کفن را بیرون آورد و گفت: دوست دارم هر کدام از آنها را می خواهید بردارید و گور مرا نبش نکنید.
نباش پیشنهاد او را قبول نکرد و از گرفتن کفن خودداری نمود، آن مرد گفت من دوست دارم شما آن را بگیرید، او هم چنان اصرار می کرد تا وی کفن را برداشت،
بعد از اینکه آن مرد درگذشت و او را دفن کردند نباش به طمع افتاد و گفت: او اکنون مرده و کسی از جریان خبر ندارد.
او بطرف گورستان رفت تا قبر آن مرد همسایه را بشکافد، در این هنگام فریادی شنید که به او می گفت این کار را نکن، نباش دست از آن برداشت و او را
ص: 67
هم چنان با کفن رها کرد و به طرف خانه خود بازگشت.
او به فرزندان خود گفت: من چگونه پدری برای شما بودم، گفتند برای ما پدر خوبی بودی گفت: من اکنون حاجتی به شما دارم، گفتند بگوئید ما خواسته شما را انجام می دهیم، گفت: من دوست دارم هر گاه مردم مرا بسوزانید تا خاکستر شوم.
هنگامی که خاکستر شدم آن را جمع کنید، و بعد نصف آن را وسیله باد در بیابان رها کنید، و نصف آن را در دریا پراکنده نمائید. هنگامی که او درگذشت یکی از فرزندانش به وصیت او عمل کرد و خاکسترش را به بیابان ها و دریا پراکنده ساخت.
در این هنگام خداوند متعال به بیابان و دریا امر کرد همه خاکسترها را جمع کنند، و بعد از پیوست همه آنها بار دیگر آن مرد در مقابل خداوند ظاهر شد، خداوند فرمود: چرا به فرزندانت این گونه وصیت کردی تا آنها بدنت را این چنین کنند.
آن مرد گفت: بار خدایا سوگند به عزّت تو ترس از تو مرا واداشت تا این چنین وصیت کنم، خداوند عز و جل فرمود: من بزودی طرف مقابل شما را راضی خواهم کرد، و تو را از ترس آسوده می کنم و گناهت را می آمرزم.
23- یک نفر از
انصار گوید: یکی از روزها رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در سایه درختی استراحت کرده بودند و این روز بسیار گرم بود، در این هنگام مردی آمد و جامه هایش را کند و در شن ها و خاک های داغ غلطید، گاهی کمر و گاهی شکم خود را داغ می کرد، و گاهی هم پیشانی خود را بر زمین می نهاد.
او با خود می گفت: ای نفس بچش، آنچه در نزد خداوند است سخت تر از این خواهد بود رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هم به این جریان نگاه می کرد، بعد از این آن مرد لباسهای خود را در بر کرد و آماده رفتن شد.
در این هنگام رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله که متوجه اعمال او بود وی را بطرف خود دعوت فرمود و گفت: ای بنده خدا امروز کاری کردی که من تاکنون نظیر آن را
ص: 68
در مردم ندیده ام، شما چرا این کارها را کردی و در خاک گرم و داغ خود را مالیدی.
آن مرد گفت: من از ترس خداوند این کارها را کردم، و به نفس خود گفتم این ناراحتی ها را تحمل کن و در نزد خداوند بزرگتر از اینها می باشد، رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: تو از خداوند آن طور که شایسته است ترسیدی و اینک پروردگار با عمل تو به اهل آسمان مباهات می کند.
بعد از این رسول اکرم متوجه یاران خود شد و به آنها فرمود: ای گروه مردم که در اینجا حضور دارید اینک به رفیق خود مراجعه کنید و خود را به آن نزدیک نمائید تا برای شما دعا کند، اصحاب نزد او
رفتند و او هم برای آنها دعا کرد و گفت: بار خدایا ما را از اهل هدایت قرار بده، و به ما تقوی عطا کن و در بهشت ما را جای ده.
24- از علی علیه السّلام سؤال شد کدام یک از مردمان در نزد خداوند بهتر می باشند، فرمود: آن کس که بیشتر از خداوند بترسد و از همگان به تقوی داناتر باشد، و از دیگران زهدش زیادتر باشد.
25- امام صادق علیه السّلام فرمود: علم را همین بس که آدمی را از خدا بترساند، و جهل را همین بس که انسانی را گول بزند.
26- امام علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوی » فرمود: آن بنده ای است که هر گاه توانائی بر معصیت پیدا کرد و از ترس خداوند او را ترک گوید و نفس خود را از آن باز دارد در این هنگام پاداش او بهشت خواهد بود.
27- حسن گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند متعال می فرماید: سوگند به عزّت و جلالم برای بنده ام دو خوف و دو آسایش را با هم جمع نمی کنم، هر گاه در دنیا برای او آرامش باشد در آخرت او را خواهم ترسانید، و اگر در دنیا از من ترسید او را در قیامت آرامش خواهم داد.
28- عبد اللَّه بن عمر گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: گروهی قبل از شما در
ص: 69
راهی حرکت می کردند در این هنگام باران آمد و آنها به غاری پناه بردند و در غار هم بسته شد، یکی از آنها گفت
ای برادران به خداوند سوگند جز راستی چیزی شما را از اینجا نجات نخواهد داد، و اینک هر یک از شما که برای خدا کاری کرده اظهار کند تا خداوند ما را از اینجا نجات دهد.
یکی از آنها گفت: بار خدایا می دانی که من اجیری داشتم و او برای من کار می کرد و مزدش مقداری برنج بود، من برنج او را کاشتم و از حاصل آن گاوی خریدم، بعد او آمد و مزد خود را از من خواست و من به او گفتم آن گاو را برای خود بردار، او گفت: من مقداری برنج نزد تو دارم، گفتم: آری ولی آن گاو هم مال شما هست آن را ببرید، بار خدایا اگر می دانی من این کار را برای شما کردم این سنگ را دور کن، سنگ هم دور شد.
دیگری گفت: بار خدایا شما می دانی که من پدر و مادر پیری داشتم و هر شب نزد آنها می آمدم و از شیر گوسفندان خود برای آنها می آوردم، یکی از شب ها مقداری دیر آمدم و مشاهده کردم آنها خوابیده اند، بچه های من از گرسنگی فریاد می کشیدند، ولی من تا پدر و مادر خود را سیر نمی کردم به نزد بچه های خود نمی رفتم.
من از بیدار کردن آنها خودداری کردم و از مراجعت هم منصرف شدم در آنجا توقف کردم تا آنها در هنگام فجر از خواب بیدار شدند، اکنون بار خدایا اگر می دانی که من این کار را برای رضای تو انجام دادم، اینک این سنگ را از ما دور کن، در اینجا سنگ به کناری رفت و آنها آسمان را دیدند.
سومی گفت: بار خدایا تو می دانی که من یک دختر
عمو داشتم و او را از همه بیشتر دوست و مورد علاقه ام بود، من خواستم با او مقاربت کنم ولی او قبول نکرد، مگر اینکه صد دینار به او بدهم، من کوشش کردم و آن صد دینار را بدست آوردم و به او دادم و او هم حاضر شد من به او تجاوز کنم.
هنگامی که خواستم منظور خود را عملی سازم او به من گفت: از خداوند بترس و از تجاوز بمن خودداری کن و آبروی مرا نبر و اگر می خواهی از راه
ص: 70
مشروع با من ازدواج نما من هم فورا دست از او باز داشتم و او را ترک کردم و صد دینار را هم به او دادم، خداوندا اگر می دانی که من این کار را برای ترس تو انجام دادم این سنگ را از ما دور کن، در اینجا سنگ از آنها دور شد و همه از غار خارج شدند.
29- انواع ترس ها بر پنج نوع می باشند: خوف، خشیت، وجل، رهبت، و هیبت، خوف برای معصیت کاران است، خشیت برای علماء و اهل دانش می باشد، وجل برای خاضعان و رهبت برای عابدان و هیبت برای عارفان هستند.
اما خوفی که برای گناهان می باشد خداوند متعال در اینجا فرموده: هر کس از مقام خدای خود ترسید او دو باغ خواهد داشت، خشیت برای تقصیر و کوتاهی در عمل می باشد که خداوند در این باره می فرماید: از میان بندگان فقط علماء از خداوند می ترسند.
اما وجل برای کسانی است که از خدمت خودداری کرده اند خداوند می فرماید: کسانی که هر گاه ذکر خداوند بر زبان ها جاری گردد دلهای آنها ترسان می گردند، و رهبت هم برای تقصیر
در عمل است، خداوند می فرماید: وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ* و به این معنی اشاره می کند.
30- ابو الحسن عبدی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر بنده ای که نفس خود را حبس کند خداوند او را وارد بهشت می کند.
31- محمد بن عیسی کندی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس از خداوند ترسید خداوند همه کس را از آن می ترساند و هر کس از خداوند نترسید خداوند او را از همه چیز خواهد ترسانید.
32- ابن زیاد از امام صادق و او از پدرش علیهم السّلام روایت می کند که فرمود: در حکمت آل داود آمده است ای فرزند آدم چگونه از هدایت سخن می گوئی در حالی که هنوز در هلاکت هستی و بیداری برایت حاصل نشده است.
ای فرزند آدم دلت قساوت پیدا کرده و عظمت خداوند را فراموش کرده ای، اگر تو خدا را می شناختی و عظمت او را درک می کردی همواره از آن خائف
ص: 71
بودی، و به وعده های او امیدوار می شدی، وای بر تو چگونه از قبرت یاد نمی کنی و از تنهائی خود در میان گورت وحشت نداری.
33- حسین بن موسی از پدرش موسی بن جعفر علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که علی علیه السّلام فرمود: مؤمن هنگامی که صبح می کند اگر چه نیکوکار باشد باز هم می ترسد، و شب هم خائف است اگر چه کار نیک بکند.
مؤمن همواره بین دو امر زندگی می کند، از گذشته ها که نمی داند چگونه بوده و خداوند با او چه معامله ای خواهد کرد، و بعد از آن هم نمی داند چه خواهد شد و در چه وقتی مرگش فرا خواهد
رسید و به چه مصائبی گرفتار خواهد گردید.
34- ثمالی گوید: امام سجاد علیه السّلام فرمود: ای فرزند آدم تو همواره در خیر و سعادت زندگی خواهی کرد مادامی که واعظی از خود داشته باشی، و در محاسبه کارهایت همت کنی، و ترس را برای خود شعار و اندوه را برای خود جامه قرار دهی، ای فرزند آدم تو خواهی مرد و مبعوث خواهی شد و در مقابل خداوند قرار خواهی گرفت و اینک پاسخ سؤالات را مهیا کن.
35- امام صادق علیه السّلام به معلی بن خنیس گفتند: ای معلی از خداوند عزّت بخواه تا تو را عزّت دهد، معلی گفت چگونه یا ابن رسول اللَّه عزّت بخواهم، فرمودند: از خداوند بترس تا همگان از تو بترسند.
36- ابو العباس گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: گروهی مرتکب گناهی شدند و از آن ترسیدند و ناراحت شدند جماعتی نزد آنها آمدند و گفتند: شما را چه شده است گفتند: ما مبتلا به گناه شده ایم و از این جهت ترس ما را فرا گرفته است، گفتند ما عقاب آن گناهان را قبول می کنیم، خداوند فرمود: از من می ترسند ولی بر من جرأت پیدا می کنند، در اینجا برای آنها عذاب آمد.
37- ثمالی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: از خداوند امیدوار باش ولی این امید تو را جرأت معصیت ندهد و از خداوند چنان بترس که ناامیدی برایت حاصل نگردد.
38- حماد بن عیسی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: لقمان به
ص: 72
فرزندش وصیت کرد ای فرزند از خداوند چنان بترس که اگر نیکیهای ثقلین را هم داشته باشی باز هم خائف باشی
که ممکن است خداوند تو را عذاب کند، و به خداوند امیدوار باش که اگر گناه انس و جن را داشته باشی خداوند تو را رحمت می کند.
39- عبد اللَّه بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: خائف کسی است که همواره در فکر زبانش هست و از ترس نمی تواند سخن بگوید.
40- عبد الرحمن بن حجاج گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم مردم حدیثی روایت می کنند در باره آخرین کسی که او را بطرف آتش می برند، امام فرمود: آن طور نیست که مردم می گویند رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: آخرین بنده ای که بطرف دوزخ برده می شود، او ناگهان متوجه خداوند می گردد.
خداوند متعال امر می کند او را بر گردانید، بعد از آن او را بر می گردانند، خداوند می فرماید چرا بطرف من توجه کردید، می گوید بار خدایا من این گونه گمانی به شما نداشتم، خداوند می فرماید گمانت چه بود، می گوید گمان می کردم مرا می آمرزی و در بهشت جای می دهی.
در این هنگام خداوند به فرشتگان می فرماید: ای فرشتگان من سوگند به عزّت و جلال خودم و به نعمت هائی که آفریده ام و به بلندی و مقام خودم سوگند که این بنده یک لحظه هم به من حسن ظن نداشت و اگر او به یک لحظه حسن ظن پیدا می کرد او را از آتش نمی ترسانیدم، اکنون با اینکه دروغ می گوید او را وارد بهشت کنید.
بعد از این رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر بنده ای که به خدا حسن ظن داشته باشد خداوند هم به حسن ظن او رفتار می کند و این است تفسیر آیه شریفه وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ
بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ.
41- ابن بزیع از امام رضا علیه السّلام روایت می کند که فرمود: به خداوند حسن ظن داشته باشید زیرا که خداوند با حسن ظن مؤمن با وی رفتار می کند، اگر گمانش خیر باشد به او خیر خواهد رسید و اگر شر باشد شر خواهد دید.
ص: 73
42- ابو عبیده حذاء گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند:
خداوند متعال می فرماید: عبادت کنندگان باید به اعمال خود متکی نباشند و انتظار پاداشی نداشته باشند زیرا آنها هر چه کوشش کنند باز هم در عبادت مقصر خواهند بود.
آنها هر چه عبادت نمایند به حقیقت عبادت نخواهند رسید، آنها با عبادت خود به کرامت های من و نعمت های بهشت و درجات عالی و یا اقامت در جوار من نمی رسند، بلکه آنها باید به فضل و عنایت من توجه داشته باشند و امیدواری حاصل کنند.
آنها باید بمن حسن ظن پیدا نمایند، و به من اطمینان پیدا کنند، در این هنگام رحمت من شامل آنها می گردد و آنها را به رحمت و رضوان خود خواهم رسانید، آنان را مورد عفو قرار خواهم داد من خدای بخشنده و مهربان هستم و به همین نام گذاری شده ام.
43- انس گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: قبل از اینکه از دنیا بروید حسن ظن به خداوند داشته باشید زیرا حسن ظن به خداوند بهای بهشت می باشد.
44- رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ای علی با ترسوها مشورت نکن زیرا آنها راه خروج را برایت تنگ خواهند کرد، و با بخیل هم مشورت نکن، او هم تو را از مقصود
باز می دارد، و با حریص هم مشورت نکن که او تو را به حرص وامی دارد، ای علی ترس و بخل و حرص غرائزی هستند که از سوء ظن تولد پیدا می کنند.
45- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ای اسحاق از خداوند بترس مانند اینکه او را می نگری، اگر تو او را مشاهده نمی کنی او تو را مشاهده می کند، و اگر گمان کنی او تو را مشاهده نمی کند کافرشده ای.
اگر می دانی خداوند تو را مشاهده می کند و بعد گناهان خود را از مردم می پوشانی ولی از خداوند که تو را می نگرد شرم نداری و در مقابل او مرتکب گناه می شوی در این صورت خداوند را از میان همه بینندگان سبک تر شمرده ای.
46- حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: گروهی گناهان زیادی
ص: 74
انجام دادند و از آن همه گناه ناراحت شدند و سخت ترسیدند، گروهی دیگر آمدند و گفتند: گناهان شما را ما به عهده می گیریم، خداوند بر آنها عذاب نازل کرد و فرمود: آنها از من ترسیدند ولی شما جرأت پیدا کردید.
47- سلمان رضوان اللَّه علیه گفت: سه چیز مرا به خنده آورد و سه چیز مرا گریانید، اما آن سه که مرا به گریه آورد یکی از آنها مفارقت از دوستان که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و حزب او هستند دوم وحشت در هنگام مرگ و ایستادن در محضر خداوند، و سوم روزی که اسرار آشکار شوند و برایم روشن نباشد که اهل بهشت هستم یا دوزخ.
اما آن سه که مرا به خنده آوردند عبارتند از کسی که غفلت می کند در حالی که از
او غافل نیستند، و طالب دنیا در حالی که مرگ او را طلب می کند، و سوم کسی که نمی داند خدایش از او راضی هست و یا بر وی غضب دارد.
48- یکی از راویان از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: بنده ای را روز قیامت در محضر خداوند حاضر می کنند و خداوند دستور می دهد او را وارد دوزخ کنند، او می گوید: به عزّت و جلالت سوگند من هم چه گمانی به تو نداشتم.
خداوند می فرماید چه گمانی داشتی، گوید: گمان می کردم مرا بیامرزی، خداوند هم می فرماید تو را آمرزیدم، امام باقر علیه السّلام فرمود: به خداوند سوگند او یک لحظه هم در دنیا حسن ظن پیدا نکرد اگر او یک لحظه حسن ظن پیدا کرده بود او را در آن موقف حاضر نمی کرد و عفوش می نمود.
49- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: زنی بدکار در مقابل جوانان بنی اسرائیل ظاهر شد و آنها را فریب داد، یکی از آنها گفت: اگر فلان عابد هم این زن را می دید در دام این گرفتار می شد.
آن زن گفته آنها را شنید و گفت: به خداوند سوگند من به منزل خود نخواهم رفت تا آنگاه که آن عابد را گمراه کنم و به دام خود بیاندازم، او شب به منزل عابد رفت و در خانه او را کوبید، ولی مدتی معطل شد تا در روی او باز شد، گفت:
می خواهم امشب اینجا بمانم.
ص: 75
عابد امتناع کرد، آن زن گفت گروهی از جوانان بنی اسرائیل به من نظر سوئی دارند اگر مرا راه ندهی آنها می رسند و مرا رسوا می کنند، هنگامی که عابد سخنان او
را شنید در را بروی او گشود او همین که وارد خانه شد لباسهای خود را بدور افکند، عابد هنگامی که زیبائی های او را دید شیفته او شد و دلش متمایل به او گردید.
عابد دست خود را به آن زن رسانید، ولی بعد متوجه عمل خود شد در خانه او دیگی روی آتش می جوشید و آتش هم در زیر آن روشن بود، عابد آمد و دستش را روی آتش گذاشت، زن پرسید چه می کنی گفت آن را می سوزانم چون به بدن تو اصابت کرد.
آن زن از خانه عابد بیرون شد و با آن جماعت برخورد کرد و گفت: هر چه زودتر نزد آن عابد بروید که او دست خود را در آتش گذاشت و سوزانید، آنها هم فورا به منزل او آمدند و مشاهده کردند دست او سوخته است.
50- هارون بن خارجه از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: عابدی در بنی اسرائیل زندگی می کرد، او زنی را به مهمانی دعوت کرد و به او اظهار تمایل نمود، او هر گاه می خواست خود را به آن زن نزدیک کند یکی از انگشتان خود را در آتش فرو می برد و همین طور عمل کرد تا صبح شد، در هنگام صبح گفت از خانه ام بیرون شوید که مهمان بدی بودید.
51- امام علیه السّلام فرمود: یحیی بن زکریا نماز می خواند و گریه می کرد تا آنگاه که گوشت صورت او آب شد، و بعد پارچه ای به آنجا چسبانید و اشکش روی آن می ریخت، او هرگز بخواب نمی رفت تا پدر او را از این کار ممانعت کرد.
او گفت: ای پسرک من از خداوند خواستم تو را به من
روزی کند تا خوشحال شوم و دیدگانم روشن گردد، اینک برخیز و نماز بگذار، یحیی گفت:
جبرئیل به من گفته مقابل آتش بیابانی هست که فقط گریه کنندگان از آن می گذرند، پس ای فرزند گریه کن و شایسته است که گریه کنی.
52- امام رضا علیه السّلام از پدرانش روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
ص: 76
خداوند می فرماید ای فرزند آدم گناهان مردم شما را از گناهان خودتان غافل نکند و نعمت های مردم شما را از نعمت هائی که داده شده اید غافل نسازد، و مردم را از رحمت خداوند مأیوس نکنید در حالی که خود به رحمت او امیدوار می باشید.
53- روایت شده که خداوند به داود علیه السّلام وحی کرد که فلان زن در بهشت با تو در یک درجه خواهد بود، داود بطرف منزل آن زن رفت تا از وی سؤال کند او چه عملی انجام می دهد او از کارهائی که می کرد به داود گفت، او دید کارهای او مانند سایر مردمان می باشد.
داود پرسید نیت شما در این اعمال چیست گفت در هر حالی که بودم و به هر کاری که اشتغال داشتم خوشحال بودم، و خداوند مرا به هر طرف نقل می کرد برای من فرقی نداشت و هر چه خدا می خواست همان را می خواستم، گفت اینها از حسن ظن به خداوند می باشد.
روایت شده که عالم علیه السّلام فرمود: به خداوند سوگند هر مؤمنی که به خیر دنیا و آخرت رسید فقط به خاطر حسن ظن به خداوند بود، و با امیدواری و حسن خلق به آن مقام رسید و از مردم غیبت نکرد و زبان به بدگوئی کسی نگشود.
به
خداوند سوگند پروردگار مؤمنی را عذاب نمی کند در حالی که توبه و استغفار کرده باشد مگر به سوء ظن به خداوند و امیدوار نبودن او به خدا و غیبت کردن از مؤمنان، به خداوند سوگند هر مؤمنی که به خدا حسن ظن داشته باشد خدا به حسن ظن او عمل می کند.
خداوند حیاء می کند از اینکه حسن ظن و امید بنده مؤمن خود را بر نیاورد و او را ناامید کند، اینک به خداوند حسن ظن داشته باشید و بطرف او بروید خداوند خود در قرآن فرموده: کسانی که به خداوند سوء ظن دارند در میان سوء گرفتار خواهند شد.
روایت شده داود علیه السّلام می گفت: بار خدایا هر کس تو را شناخت و به تو حسن ظن پیدا نکرد در حقیقت به تو ایمان نیاورده است.
روایت شده آخرین نفری که بطرف آتش برده می شود، بر می گردد و می گوید:
ص: 77
بار خدایا من این چنین گمانی به تو نداشتم، خداوند می فرماید: تو چه گمانی داشتی، گوید گمان می کردم تو گناهان مرا می آمرزی و از آن در می گذری و در بهشت جای می دهی.
خداوند می فرماید: ای فرشتگان من به عزّت و جلال و شرافت و بلندی مقام خود سوگند یاد می کنم، این بنده یک لحظه هم به من حسن ظن نداشت و اگر او لحظه ای حسن ظن پیدا می کرد او را به آتش نمی ترسانیدم دروغ او را قبول کنید و وی را داخل بهشت سازید.
عالم علیه السّلام فرمود: خداوند متعال می فرماید: صاحبان اعمال نباید به کارهای خود متکی باشند و برای رسیدن به ثواب در نزد من کار کنند، زیرا آنها هر چه کوشش کنند و
خودشان را به زحمت بیاندازند باز هم در عبادت مقصر خواهند بود و به کنه عبادت نخواهند رسید.
آنها باید به رحمت من اطمینان پیدا کنند و به فضل من امیدوار باشند، و به حسن ظن به من اطمینان حاصل نمایند، در این هنگام رحمت من آنها را فرا خواهد گرفت و به آرزوهای خود خواهند رسید رحمت و رضوان من آنها را در بر می گیرد و من خدای بخشنده و مهربان هستم و به این صفت نامیده شدم.
از عالم علیه السّلام روایت شده که فرمود: خداوند متعال به موسی بن عمران علیه السّلام وحی فرستاد که دو نفر از بنی اسرائیل را در زندان کن، او هم آنها را حبس کرد، بعد از آن دستور داد آنان را آزاد گردان، راوی گوید: موسی به یکی از آنها نگاه کرد دید لاغر و باریک شده است.
موسی گفت: چرا این گونه شده ای گفت: خوف خدا مرا این چنین کرده، و به دیگری نگاه کرد دید او مانند اول است، موسی به او گفت: شما و رفیقت هر دو در حبس بودید پس چرا او لاغر شده و شما تغییری نکرده اید.
آن مرد گفت: من به خداوند حسن ظن داشتم و می دانستم خداوند همواره نیکی می کند، موسی گفت: بار خدایا گفته های هر دو بنده ات را شنیدی کدام یک از آن بهتر شد، خداوند فرمود: صاحب حسن ظن بهتر است.
ص: 78
از عالم علیه السّلام روایت شده که فرمود: خداوند به موسی بن عمران علیه السّلام وحی فرستاد ای موسی به بنی اسرائیل بگو من به ظن بنده ام عمل می کنم، او هر طور می خواهد در باره من
گمان کند که به آن خواهد رسید.
روایت شده هر کس از خداوند بترسد از دنیا خواهد گذشت در روایت آمده از خداوند بترس مانند اینکه او را می نگری، اگر تو او را مشاهده نمی کنی او تو را می نگرد، و اگر معتقد گردی که خداوند تو را نمی بیند کافرشده ای، اگر معتقد شوی که او تو را می نگرد و بعد اعمالت را از مردم مخفی بداری در این صورت خداوند را از همه بینندگان خوارتر شمرده ای.
روایت شده هر کس به چیزی امیدوار باشد او را طلب می کند، و هر کس از چیزی بترسد از آن فرار می کند، هر بنده ای که در دلش خوف و رجاء باشد خداوند همه آرزوهای او را بر آورده می کند و او را از هر چه می ترسد آسایش می دهد.
54- امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند متعال به داود علیه السّلام وحی فرستاد نعمت های ظاهری و باطنی مرا به یاد بندگان من بیاور، زیرا آنها هر گاه نعمت های مرا به یاد آورند از من جز نیکی نخواهند دید، و آینده را مثل گذشته خواهند داشت.
حسن ظن آنها را وادار می کند تا در عبادت حسن عمل داشته باشند و نیت ها را خالص کنند مغرور کسی است که در گناهان فرو رفته ولی آرزوی مغفرت و رحمت می کند، کسی که حسن ظن دارد از خدا هم اطاعت می کند از او امید ثواب دارد و از عقابش می ترسد.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند می فرماید من با مؤمن با حسن ظنش رفتار می کنم، ای محمد هر کس حسن ظن به خدا را از دست بدهد دلش تاریک می گردد و وفا را از دست می دهد، این
شخص حجت را بر خود تمام کرده و در دام هوای نفس خود گرفتار آمده است.
55- امام صادق علیه السّلام فرمود: خوف مراقب قلب می باشد، و امیدواری از نفس
ص: 79
شفاعت می کند، هر کس خداوند را بشناسد و به او امید داشته باشد در واقع بر دو بال ایمان قرار گرفته است و بنده جستجوگر با آن دو بال بطرف خداوند پرواز می کند و به رضوان او می رسد.
او با دو چشم عقل خود به وعده و وعید خداوند می نگرد، خوف طلوع عدل خداوند است که او را از عذاب خداوند نهی می کند و رجاء او را به احسان پروردگار دعوت می نماید، امیدواری دل را زنده می سازد ولی خوف نفس را می میراند.
حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله فرمود: مؤمن بین دو خوف زندگی می کند، خوف از گذشته و خوف از آینده، و با مرگ نفس زندگی قلب شروع می شود، و با زندگی دل آدمی به استقامت و پایداری می رسد و مقاومت می نماید.
هر کس خداوند را با میزان خوف و رجاء عبادت کند گمراه نمی شود و به آرزوهای خود می رسد بنده ای چگونه نترسد که او نمی داند نامه عملش چگونه پایان خواهد گرفت، او عملی ندارد تا به آن توسل جوید و یا شایسته استحقاق گردد، او توانائی ندارد کاری انجام دهد و یا فرار نماید.
چگونه امیدوار نباشد کسی که خود را عاجز می نگرد، و او در میان دریاهائی از نعمت های معنوی و مادی خداوند غرق شده و نمی تواند آنها را بشمارش در آورد، پس بنده محب خدا را به امیدواری عبادت می کند و با چشمان بیدار متوجه اعمال خود می باشد، و زاهد هم
خداوند را به خوف پرستش می نماید.
56- صفوان جمال گوید: پشت سر امام صادق علیه السّلام نماز گزاردم، امام علیه السّلام بعد از نماز سر خود را پائین انداختند و فرمودند: بار خدایا مرا از مؤاخذه خود در آسایش قرار نده و بعد از آن با صدای بلند فرمودند: فَلا یَأْمَنُ مَکْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ.
57- امام حسن عسکری علیه السّلام فرمود: کسانی که به خداوند ایمان آوردند، و واجبات ایمان که عبارت از نبوت پیامبر خدا و ولایت علی بن ابی طالب و آل پاک او می باشند اعتقاد پیدا کند «وَ الَّذِینَ هادُوا» یعنی یهودیان «وَ النَّصاری » یعنی آنهائی که
ص: 80
گمان می کنند در دین خدا یاری می شوند.
وَ الصَّابِئِینَ یعنی کسانی که گمان کرده اند آنها دین خدا را پذیرفته اند در حالی که دروغ می گویند «مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ» یعنی از این کفار که از کفر خود دست باز داشته اند، و یا از این مؤمنان که در آینده ایمان می آورند و به عهد خود وفا می کنند و به محمد و علی و آل پاک آنها میثاق می بندند.
«وَ عَمِلَ صالِحاً» یعنی از این مؤمنان «فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ» یعنی پاداش آنها در نزد خداوند محفوظ است و در آخرت به آن خواهند رسید و ترسی برای آنها نخواهد بود در آن هنگام که فاسقان بترسند، و آنها محزون نمی گردند در آن وقت که فاسقان اندوهگین شوند زیرا آنها در دنیا از خداوند نترسیدند و محزون نشدند.
علی علیه السّلام متوجه مردی شدند که آثار خوف در چهره او دیده می شد، پرسید چرا این چنین شده ای گفت: از خداوند می ترسم، فرمود: ای بنده خدا از گناهانت بترس، و از عدالت
خدا در باره بندگان مظلوم ترس داشته باش.
از خداوند در آنچه به تو تکلیف کرده اطاعت کن، و از آنچه برای تو مصلحت نیست و خداوند آن را جایز ندانسته دست باز دار، و از خداوند هم نترس زیرا او به کسی ظلم نمی کند، و کسی را بدون استحقاق معذب نمی سازد.
تو از عاقبت خود می ترسی که ممکن است تغییر و تبدیلی در آن پیش آید، اگر می خواهی خداوند تو را از سوء عاقبت نگهدارد، بدان هر کار خیری که انجام می دهی به عنایت و توفیق خدا می باشد، و اگر کار بدی از تو سر زد خداوند به تو مهلت می دهد و با حلم و عفوش از تو در می گذرد.
58- حسن بن ابی ساره گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: بنده ای به مقام ایمان نخواهد رسید مگر اینکه خائف یا امیدوار باشد و خوف و رجاء هم در صورتی است که اهل عمل باشد و کارهائی که موجب خوف و رجاء است انجام دهد.
59- علی گوید: از امام صادق علیه السّلام از تفسیر آیه شریفه «وَ الَّذِینَ یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ» پرسیدم، فرمودند: آنها از ترس و امیدی که دارند بیم دارند که اعمال
ص: 81
آنها بطرف آنان بر گردد زیرا امکان دارد از خداوند اطاعت نکرده باشند، و نیز امیدوارند که مورد پذیرش واقع شوند.
60- ابو جعفر قمی رحمه الله در کتاب زهد روایت می کند که جبرئیل هنگام ظهر خدمت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله آمد در وقتی که قبلا نیامده بود، و چهره اش نیز متغیر بود، رسول خدا فرمود: ای جبرئیل هیچ وقت در این
ساعت پیش من نمی آمدی.
اکنون در این وقت آمده ای و تو را متغیر هم می نگرم و چیزهائی از تو می شنوم که تا این وقت آن را نمی شنیدم، جبرئیل گفت: من اکنون که نزد شما آمده ام خداوند امر کرده تا خازنان و نگهبانان دوزخ در آتش بدمند و اکنون کار آنها شروع شده است.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ای جبرئیل مرا از آتش اطلاع دهید که خداوند آن را چگونه آفریده است، جبرئیل گفت: خداوند هزار سال آن را افروخت تا قرمز شد، و بعد هزار سال دیگر سوخت تا سفید گردید، و هزار سال دیگر سوخت تا سیاه شد.
آتش جهنم چنان سیاه و تاریک گردید که هیچ روشنائی در آن دیده نمی شود، ولی سوزش آن هم از بین نمی رود، سوگند به خدائی که تو را براستی برانگیخت اگر به اندازه سر سوزنی از آن در دنیا ظاهر گردد همه را خواهد سوزانید.
اگر مردی را وارد دوزخ کنند و بعد او را از آنجا بیرون آورند همه اهل زمین را هلاک خواهد ساخت، در آن هنگام که او را بنگرند و حالات او را مشاهده کنند، و اگر یکی از آن زنجیره های آتشین را که در قرآن ذکر آنها آمده در کوه ها قرار دهند همه ذوب خواهند شد.
اگر یکی از خازنان نوزده گانه دوزخ بر روی زمین افکنده شود، همه مردم از بوی متعفن آن خواهند مرد.
در این هنگام رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله سر خود را پائین انداختند و گریستند، و جبرئیل هم گریست در این هنگام فرشته ای از آسمان فریاد زد ای جبرئیل و ای محمد خداوند شما را در آسایش
قرار داده و شما خداوند را معصیت نمی کنید تا
ص: 82
عذاب شوید.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: در خواب دیدم مردی نامه عملش در دست چپ او قرار گرفت، در این هنگام خوف خدا آمد و نامه او را بدست راست او داد، و مردی از امت خود را در میان آتش دیدم ولی اشکهائی که او از خوف خدا ریخته بود آمد و او را نجات داد.
61- رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس خداوند را بیشتر بشناسد ترسش هم از خدا بیشتر می شود، رسول اکرم فرمودند ای ابن مسعود از خداوند در غیب بترسید مانند اینکه او را مشاهده می کنید اگر تو او را مشاهده نمی کنی او تو را می نگرد.
خداوند متعال فرموده: هر کس از خداوند در نهان بترسد و با قلب آرامی بطرف او بیاید خداوند امر می کند او را وارد بهشت کنند و او با سلامتی و آرامش قلب در بهشت جاودان خواهد بود.
روایت شده که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هنگامی که نماز می گذارد دلش از ترس خدا مانند دیگ می جوشد.
علی علیه السّلام فرمود: ای فرزند من از خداوند چنان بترس که اگر نیکی های روی زمین را هم بیاوری ممکن است از شما قبول نکند، و از خداوند چنان امید داشته باش که اگر گناهان روی زمین را هم بیاوری تو را خواهد آمرزید.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر گاه دل مؤمن از ترس خداوند بلرزد گناهانش فرو می ریزد همان گونه که برگ درختان فرو می ریزند.
امام باقر علیه السّلام فرمود: ما در کتاب علی علیه السّلام یافتیم
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
سوگند به خدائی که جز او خدائی نیست به مؤمن در دنیا و آخرت بهتر از حسن ظن داده نشده است، و نیز به مؤمن امیدواری و حسن خلق و عدم غیبت مؤمنان عطا کرده است.
سوگند به خدائی که جز او خدائی نیست خداوند مؤمنی را بعد از توبه و استغفار عذاب نمی کند مگر به سوء ظن به خدا و کوتاهی کردن از امیدواری به خدا و سوء خلق و غیبت کردن مؤمنان.
ص: 83
سوگند به خداوندی که جز او خدائی نیست هر کس به خداوند حسن ظن داشته باشد خداوند هم با حسن ظن او با وی رفتار می کند، زیرا خداوند خود کریم است و خیرات هم در دست او می باشد و او شرم دارد از اینکه بنده مؤمن به او حسن ظن داشته باشد و او آن بنده را ناامید کند، اینک به خداوند حسن ظن داشته باشید و به او روی آورید.
62- رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: شما قبل از اینکه از دنیا بروید به خداوند حسن ظن پیدا کنید، زیرا حسن ظن بهای بهشت می باشد.
63- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: در بنی اسرائیل پادشاهی بود، و آن پادشاه یک قاضی داشت و آن قاضی را برادری بود راستگو که زنش پیامبرانی را به دنیا آورده بود.
پادشاه خواست مردی را برای حاجتی بفرستد، به قاضی گفت: مرد مورد اطمینانی را برای من طلب کن تا او را به جایی بفرستم قاضی گفت: مردی را مانند برادرم قابل اطمینان نمی دانم او را نزد خود طلب کرد
تا به پادشاه معرفی کند.
آن مرد از این پیشنهاد امتناع کرد و به برادرش گفت: من نمی خواهم زن خود را بی سرپرست بگذارم، ولی او گفت: باید این کار را انجام دهی، او هنگامی که مشاهده کرد برادرش اصرار دارد گفت: من این کار را انجام می دهم ولی زنم نزد من بسیار اهمیت دارد، اکنون او را به تو می سپارم و امور او را سرپرستی کنید گفت: باشد قبول می کنم.
آن مرد بطرف مأموریت خود رفت ولی زنش از مسافرت او کراهت داشت، قاضی نزد زن برادرش می رفت و حوائج او را انجام می داد، یکی از روزها او را به اطاعت از خود فرا خواند و او را به انجام عمل فحشاء دعوت کرد، ولی زن امتناع نمود.
قاضی گفت اگر خود را در اختیار من قرار ندهی به شاه اطلاع می دهم که تو مرتکب عمل بدی شده ای، او هم گفت: هر چه می خواهی بکن، من خواسته شما را اجابت نخواهم کرد، قاضی نزد شاه آمد و گفت: زن برادرم مرتکب فساد شده
ص: 84
است، و در نزد من ثابت شده است.
شاه گفت: برو او را پاک کن، قاضی آمد و گفت: ملک به من اصرار کرده است تو را رجم کنم اینک چه می گوئی اگر خود را تسلیم من نکنی رجمت خواهم کرد. گفت: هر چه می خواهی بکن من خود را در اختیار تو نخواهم گذاشت.
قاضی آن زن را بیرون کرد و او را در گودالی نهاد و بعد رجم نمود، و مردم هم این جریان را نگاه می کردند، هنگامی که یقین کرد او مرده است رهایش نمود و از آنجا رفت، هنگامی که
شب فرا رسید و تاریکی همه جا را گرفت آن زن حس کرد در او رمقی هست.
خود را تکان داد و از گودال بیرون شد، و همان طور به راه خود ادامه داد تا از شهر بیرون گردید، و به دیری رسید که در آن یک نفر زندگی می کرد، او در کنار دیر به خواب رفت تا صبح شد و دیرانی از خواب برخاست و در را باز کرد.
هنگامی که دیرانی متوجه او شد از وی سؤال کرد و داستانش را جویا شد، او هم قصه اش را گفت: دیرانی بر وی دلش سوخت و او را وارد دیر نمود، صاحب دیر یک فرزند خردسال داشت که او را مداوا کرده و از بیماری بهبودی یافته بود، کودک را به او سپرد تا وی را تربیت کند.
مرد صاحب دیر یک کارگذاری داشت که امور او را انجام می داد او شیفته آن زن شد و او را به طرف خود دعوت کرد تا از او کام بگیرد، او امتناع کرد، کارگذار گفت اگر تسلیم من نشوی تو را خواهم کشت زن گفت: هر چه می خواهی انجام بده.
او بطرف کودک رفت و گردن او را در هم شکست و بعد بطرف صاحب دیر رفت و گفت: تو یک زن بدکار را به اینجا آورده ای و کودکت را به او سپرده ای و او هم کودک را کشت، دیرانی آمد و هنگامی که جریان را دید به او گفت: این چه کاری بود کردی.
او هم داستان را برای وی نقل کرد، صاحب دیر گفت: شایسته نیست که تو در نزد من باشی، اینک از اینجا بیرون شوید، او را از
دیر بیرون کرد و بیست درهم
ص: 85
به او داد، و گفت: با این روزگار خود را بگذران.
او هم شبانه از دیر خارج شد و صبح وارد قریه ای شد، مشاهده کرد در آنجا مردی را زنده بدار آویخته اند، از داستان او سؤال کرد، گفتند او بیست درهم قرض دارد، و در نزد ما هر کس این مقدار وام داشته باشد او را مصلوب می کنند تا وام خود را بدهد.
آن زن بلافاصله بیست درهم را بیرون آورد و به طلبکار او داد، و گفت: او را نکشید، او را از چوبه دار پائین آوردند، آن مرد گفت تو امروز منت بزرگی بر من نهادی و مرا از مصلوب شدن نجات دادی و از مرگ رهانیدی، اکنون هر جا بروی با تو می آیم.
با هم از آنجا روان شدند تا به ساحل دریا رسیدند در آنجا مردمانی و کشتی هائی دیدند، مرد به زن گفت: در اینجا بنشین تا نزد آنها بروم و از آنها غذا و طعام بگیرم و بیاورم، او نزد آن گروه رفت و گفت: در کشتی شما چه هست.
گفتند: در آن کشتی اموال تجارتی و جواهرات و چیزهای خوشبو هست، و این یکی هم ما در آن سوار می شویم، پرسید چه اندازه مال التجاره در کشتی شما هست، گفتند زیاد و نمی توانیم احصاء کنیم، گفت: نزد من گوهری هست که از همه مال التجاره شما بهتر است.
گفتند: آن چیست گفت: یک کنیزی که مانند آن را ندیده اید، گفتند: او را به ما بفروشید گفت: باشد به شرط اینکه یکی از شما برود و او را بنگرد، بعد بیاید و او را از
من ابتیاع کند، و به او هم چیزی نگوید، آنها شخصی را فرستادند و او رفت و آن زن را دید.
بعد از مراجعت گفت: من مانند او را هرگز ندیده ام، او را به ده هزار درهم از او خریدند، و درهم ها را به او دادند، او هم رفت، آنها بعد از این نزد آن زن آمدند و گفتند برخیزید و در کشتی نشینید، زن گفت: چرا گفتند تو را از مولایت خریداری کرده ایم.
زن گفت: او مولای من نیست، گفتند یا از جای خود حرکت کنید، و یا تو را
ص: 86
بر می داریم، او هم حرکت کرد و با آنها به راه افتاد، هنگامی که به ساحل رسیدند نسبت به هم اطمینان پیدا نکردند و او را در کشتی بارها و مال التجاره نهادند و خود در کشتی دیگر سوار شدند.
خداوند متعال بادی را فرستاد و کشتی مسافران را غرق کرد و همه را نابود ساخت ولی کشتی باری نجات پیدا کرد، و در یکی از جزیره ها پهلو گرفت، آن زن از کشتی پیاده شد و در جزیره به سیاحت پرداخت و به آب و درختانی رسید که میوه داشتند.
گفت: از این آب ها خواهم نوشید و از این میوه ها خواهم خورد، و در اینجا به عبادت خدا خواهم پرداخت، در این هنگام خداوند به یکی از پیامبران بنی اسرائیل وحی فرستاد که نزد آن پادشاه برود و به او این جریان را اطلاع دهد.
خداوند به آن پیامبر گفت: به ملک آن ناحیه بگو که در یکی از جزیره های دریا مخلوقی از مخلوقات من قرار دارد، اینک خود و کارگذاران و مردمان کشورت به
آنجا بروید و به گناهان خود اعتراف کنید و از او بخواهید که از شما درگذرد و اگر در گذشت من هم می گذرم.
پادشاه با مردمان کشورش به آن جزیره رهسپار شدند، و دیدند زنی در آنجا وجود دارد پادشاه خود بطرف آن زن رفت و گفت: قاضی من که اکنون در اینجا حاضر است به من اطلاع داد که زن برادرش مرتکب عمل زشت شده است.
من بدون اینکه در این باره تحقیق کنم و یا بیّنه ای داشته باشم دستور دادم او را رجم کنند اینک می ترسم من در این مورد مرتکب خطا شده باشم و اکنون دوست می دارم برای من استغفار کن او گفت: خداوند تو را رحمت کند بنشین.
بعد از آن شوهرش آمد در حالی که او را نمی شناخت و گفت: من زنی داشتم با فضیلت و پاک پس برای من مسافرتی پیش آمد و او از مسافرت من کراهت داشت، او را به برادرم سپردم و به سفر رفتم پس از مراجعت معلوم شد او مرتکب کار زشت شده و سنگسار شده است.
اینک می ترسم من او را به فساد کشانده باشم اینک برای من استغفار کنید تا
ص: 87
خداوند مرا بیامرزد زن گفت خداوند شما را رحمت کند شما هم در کنار ملک بنشینید، بعد از آن قاضی آمد و گفت: برادرم زنی داشت زیبا و من مایل به او شدم ولی وی راضی نشد.
من هم به پادشاه گفتم او زنا داده است و شاه هم امر کرد او را رجم کردند، من در این مورد دروغ گفتم و اینک برای من استغفار کنید، گفت: خداوند شما را رحمت کند،
زن در این هنگام متوجه شوهر خود شد و گفت: این سخنان را بشنوید.
بعد از این دیرانی آمد و داستان خود را نقل کرد و گفت می ترسم درنده ای او را خورده باشد گفت خداوند شما را بیامرزد تو هم بنشین، بعد از آن قهرمان آمد و داستان خود را گفت، به دیرانی گفت سخن قهرمان را بشنوید خداوند تو را بیامرزد.
بعد آن مصلوب آمد و داستان خود را بیان کرد، زن گفت: خداوند شما را رحمت نکند پس متوجه شوهرش شد و گفت هر چه شنیدی در باره من است، و من زن شما هستم و اینک حاجتی به مردان ندارم.
اینک دوست دارم این کشتی را برداری و مرا آزاد کنی تا در این جزیره به عبادت خدا مشغول گردم، دیدی من چه زجری از دست این مردان کشیدم، او هم کشتی را گرفت و زن را آزاد کرد، و ملک هم با همراهان به شهر خود بازگشت.
64- رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس از ترس خداوند دنبال معصیت نرود پروردگار روز قیامت او را خوشحال می کند.
65- ابو بصیر از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که در تفسیر آیه شریفه یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ فرمود: آنها در هر چه پیش آید ترسان و امیدوار هستند.
66- عاصم از امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ فرمود: آنها عمل می کنند و می دانند که پاداش خواهند گرفت.
67- موسی بن جعفر از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس بگوید: من بهترین مردم هستم او از
بدترین مردم می باشد، و هر
ص: 88
کس بگوید جای من در بهشت است او در جهنم خواهد بود.
68- علی علیه السّلام فرمود: اگر توانائی دارید حسن ظن و خوف از خدا را در یک جا جمع کنید، هم به رحمت او امیدوار باشید و هم از عذاب او بترسید، و بهترین مردم کسانی می باشند که هم به خدا حسن ظن دارند و هم از او می ترسند.
یکی از راویان گوید: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم گروهی از دوستانت معصیت می کنند و می گویند: ما امیدوار هستیم، فرمود: آنها دروغ می گویند آنان دوستان ما نیستند آنها دنبال آرزوها هستند، هر کس امیدوار باشد عمل می کند و هر کس از چیزی بترسد از آن فرار می نماید.
روایت شده ابراهیم علیه السّلام آه سینه اش از مسافت دوری شنیده می شد تا آنجا که خداوند در قرآن او را ستود و گفت: ابراهیم حلیم و بردبار بود و آه و ناله داشت، و در هنگام نماز سینه اش مانند دیگ می جوشید، و از سینه رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هم چنان صدائی شنیده می شد.
علی علیه السّلام هنگامی که مشغول وضوء بود صورتش از ترس خداوند تغییر می کرد و حضرت زهرا علیها السّلام نیز در هنگام نماز از خوف خدا پشت سر هم نفس می کشید، و امام حسن علیه السّلام هر گاه از وضوء فارغ می شد رنگش تغییر می کرد، گفته شد چرا رنگت تغییر می کند فرمود: کسی که در مقابل خدا ظاهر می گردد باید چنین باشد.
مفضل بن عمر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: پدرم از پدرش روایت می کرد که حسن بن علی علیهم السّلام از عابدترین مردم
زمانش بود و از همگان زاهدتر و فاضل تر بشمار می رفت، و هر گاه حج می رفت پیاده حرکت می کرد، و پیاده رمی می کرد، و گاهی هم با پای برهنه راه می رفت.
هر گاه از مرگ یاد می کرد گریه می نمود و هر گاه از قیامت سخن می گفت اشک می ریخت، و هر گاه از صراط گفتگو می شد گریه می نمود، و هنگامی که از عرض اعمال صحبت به میان می آمد ناله و فریاد داشت به طوری که از حال می رفت.
ص: 89
هنگامی که به نماز بر می خواست اندامش می لرزید و هر گاه سخن از بهشت و دوزخ به میان می آمد مانند مار گزیده بر خود می پیچید، و از خداوند بهشت را طلب می کرد، و از آتش به او پناه می برد.
عایشه گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به ما سخن می گفت و ما هم با وی صحبت می کردیم ولی هنگامی که وقت نماز می شد او ما را نمی شناخت و ما هم او را نمی شناختیم.
69- زید نرسی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس خداوند را شناخت از وی می ترسید، و هر کس از خداوند بترسد عمل می کند و از او اطاعت می نماید، اکنون اطاعت کنندگان را بشارت بده و کسانی که به آداب خدا متادب شده اند باید خوشحال شوند.
کسانی که سخنان خداوند را مورد عمل قرار می دهند، شایسته هستند که خداوند آنها را از گمراهی ها و آشوب ها نجات دهد، و من چیزی زیان بارتر برای دین مسلمان از بخل ندیده ام.
70- امام صادق علیه السّلام فرمود: عیسی بن مریم علیه السّلام دو نفر از یاران خود را برای کاری فرستادند، یکی از آنها برگشت مانند مشک خشک شده
بود، و دیگری فربه و گوشت آلود، به آن مرد لاغر گفت چرا چنین شدی گفت: از خوف خدا، و به دیگری فرمود چرا فربه شدی، گفت بخاطر حسن ظن به خدا.
71- هارون بن خارجه گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: عابدی در بنی اسرائیل بود و در یکی از شب ها زنی در خانه او را زد و گفت: مرا به عنوان مهمانی قبول کنید، عابد گفت یک زن و یک مرد در یک جا نمی توانند زندگی کنند.
زن گفت: می ترسم درندگان مرا پاره کنند و بخورند، و تو مرتکب گناه شده باشی، عابد او را راه داد، عابد در دست خود چراغی داشت و او را راهنمائی می کرد، زن گفت: مرا از تاریکی به روشنائی آوردی.
راوی گوید: او قندیل را بطرف زن بر گردانید و ناگهان شهوت بر او غلبه کرد، او ترسید از اینکه به گناه آلوده شود، در اینجا انگشت خود را بطرف آتش برد و آن
ص: 90
را سوزانید، و هر گاه شهوت بر او غلبه می کرد یک انگشت را می سوزانید، تا صبح پنج انگشت خود را هم سوزانید وقت صبح گفت برخیزید و بروید شما بد مهمانی بودید
60 در صدق و اداء امانت
1- حسن بن ابی العلاء گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند متعال پیامبری را مبعوث نفرمود مگر اینکه او را به راستگوئی و اداء امانت به نیکوکار و بدکار توصیه فرمود.
2- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: به نماز و روزه آنها فریفته نشوید، زیرا گاهی مردم به نماز و روزه راغب می شوند که اگر او را ترک کنند به وحشت گرفتار می کردند، شما آنها را به
صداقت و اداء امانت بیازمائید.
3- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس راستگو باشد، عملش هم رشد و نمو پیدا می کند.
4- عمرو بن ابی المقدام گوید: امام باقر علیه السّلام در اولین باری که خدمت آن حضرت رسیدم فرمود: قبل از اینکه سخن بگوئید و یا حدیثی را نقل کنید راستگوئی را یاد بگیرید.
5- ابو کهمش گوید: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم عبد اللَّه بن ابی یعفور سلامت می رساند امام فرمود: بر تو و او سلام باد، هر گاه نزد عبد اللَّه رفتی او را سلام برسان و بگو جعفر بن محمد می گوید بنگر چگونه علی در نزد رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله به آن مقام و منزلت رسید تو هم از آن راه پیروی کن، علی به صدق حدیث و اداء امانت در نزد رسول خدا به آن مقام رسید.
6- فضیل بن یسار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ای فضیل صادق نخستین کسی است که خداوند او را تصدیق می کند، خداوند می داند او راستگو می باشد و
ص: 91
نفس او هم به صداقت او گواهی می دهد و می داند که وی راست می گوید.
7- منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: اسماعیل را از این جهت صادق الوعد نامیدند که او با مردی وعده ملاقات گذاشت و در جایی که بنا بود ملاقات صورت گیرد یک سال توقف کرد و انتظار او را کشید، از این رو خداوند او را صادق الوعد نام نهاد، و بعد از یک سال آن مرد آمد و اسماعیل گفت من تا کنون انتظار تو را می کشیدم.
8- ربیع
بن سعد گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: ای ربیع مردی همواره راست می گوید تا خداوند او را از صدیقان به حساب می آورد.
9- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: بنده راست سخن می گوید تا از راستگویان نوشته می شود، و یا دروغ می گوید تا از دروغگویان به حساب می آید، هر گاه راست سخن بگوید خداوند می گوید راست گفت و نیکی کرد، و اگر دروغ بگوید خداوند می فرماید دروغ گفت و بد کاری کرد.
10- ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: مردم را بدون زبان خود بطرف خدا فراخوانید، آنها اگر از شما عبادت و راستگوئی و ورع را مشاهده کنند خود بطرف خدا می آیند.
11- حسن بن زیاد گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس زبانش راست بگوید عملش بالا می رود و هر کس نیت او خوب شود روزیش زیاد می گردد، و هر کس به اهل خود نیکی کند عمرش زیاد می شود.
12- در یک حدیث مرفوع از امام صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود: به طول رکوع و سجود شخص نگاه نکنید، ممکن است او به این کار عادت کرده باشد و اگر دست از آن باز دارد ناراحت می شود، بنگرید او راست سخن می گوید و یا اداء امانت می کند.
13- محاربی از امام صادق و او از پدرانش از علی علیهم السّلام روایت می کند که فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: سه چیز است که دروغ در آن نیکو می باشد، مکر و فریب در هنگام جنگ، وعده دادن به زوجه، و اصلاح بین مردم.
ص: 92
فرمود: سه چیز راستگوئی در آن زشت است، سخن چینی و
گفته های مرد را به زنش رسانیدن و او را ناراحت کردن، اگر مردی سخنی گفت او را تکذیب نمودن، با سه دسته مجالست کردن دلها را می میراند، مجالست با افراد پست، سخن گفتن با زنان، و هم نشینی با مالداران.
14- از علی علیه السّلام سؤال شد کدام یک از مردمان بزرگوارتر هستند، فرمود:
آنها که در هنگام جنگ راست بگویند و صابر باشند.
15- احمد بن محمد همدانی از امام جواد و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: به کثرت نماز و روزه آنها توجه نکنید، و حج ها و کارهای آنها شما را گول نزند، و بیداری آنها در شب و تلاوت و ذکر آنها شما را فریب ندهد، بنگرید آنها راست می گویند و اداء امانت می کنند.
16- اسحاق بن جعفر از برادرش موسی و او از پدرش جعفر بن محمد علیهم السّلام روایت می کند که فرمود: بهتر از راستی کسی است که راست می گوید و بهتر از کار نیک آن شخصی است که کار نیک انجام می دهد.
17- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: راستگوئی را از دست ندهید که او شما را نجات خواهد داد.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: زینت سخن راستگوئی می باشد.
18- عدی بن حاتم که در جنگ های علی علیه السّلام شرکت داشت گوید: در جنگ صفین در شب لیله الهریر هنگامی که با معاویه برخورد کرد با صدای بلند فرمود: اینک معاویه و یاران او را از پا در می آورم، و بعد در آخر سخنان خود آهسته فرمود: ان شاء اللَّه.
عدی گوید: من نزدیک بودم و گفتم: یا امیر المؤمنین تو با این گفته
سوگند یاد کردی، و بعد در گفتارت استثناء نمودی، فرمود در جنگ مکر و خدعه روا می باشد و یاران من مرا راستگو می دانند من این سخن را گفتم تا یاران من مقاومت کنند، اینک سخن مرا بشنو که از آن سود خواهی برد ان شاء اللَّه.
19- عبد اللَّه بن عجلان گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: هر گاه
ص: 93
بنده ای راست بگوید اولین کسی که او را تصدیق کند نفسش خواهد بود، و هر گاه دروغ بگوید اولین کسی که او را تکذیب کند باز خودش می باشد.
20- امام صادق علیه السّلام فرمود: راستگوئی نوری است که فقط در عالم خود روشنائی ایجاد می کند مانند آفتاب که همه اشیاء از روشنائی آن استفاده می کنند، و یکسان از آن بهره می برند، صادق واقعی آن دروغگوئی است که خود به دروغش یقین دارد.
مانند آدم که ابلیس به او دروغ گفت و خودش هم می دانست که دروغ می گوید در آن هنگام که به دروغ سوگند یاد کرد، و آدم در ذاتش دروغ وجود نداشت از این جهت سخن او را قبول کرد از این رو خداوند هم در قرآن فرموده: وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً.
ابلیس نخستین کسی است که دروغ را ایجاد کرد و قبل از او دروغی وجود نداشت نه در ظاهر و نه در باطن، از این رو شیطان در دروغش زیان دید و از راستی و صداقت آدم هرگز سودی برای او حاصل نشد، اما آدم چون دروغ او را راست پنداشت، خداوند بر صدق او گواهی داد و از مقام او کاسته نشد و کذب شیطان از او چیزی کسر
نکرد.
راستگوئی از صفات راستگویان امت و حقیقت راستگوئی است که خداوند بندگان خود را به صداقت تزکیه می کند همان گونه که از صداقت عیسی علیه السّلام در قیامت سخن می گوید، و از راستگویان امت محمد صلی اللَّه علیه و آله گفتگو می کند.
خداوند متعال در قرآن مجید فرموده هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ، در اینجا از مقام صدق در جهان آخرت سخن رفته است، و علی علیه السّلام فرمود: راستگوئی شمشیر خداوند در روی زمین و آسمان می باشد که بر هر جا فرود آید آن را دو نیم می سازد.
اکنون اگر می خواهی بدانی راستگو هستی و یا دروغگو می باشی به دل خودت نگاه کن و به دعایت توجه نما و آن را با میزان خداوند هماهنگ ساز، که خداوند می فرماید: وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ، در روز قیامت از روی حق اعمال را وزن
ص: 94
می کنند و به آنها رسیدگی می کنند.
هر گاه باطنت با ادعایت یکی شد صداقت تو ثابت می گردد، و پائین ترین حدود راستگوئی این است که زبان با دل یکسان باشد و با هم مخالفتی نداشته باشند.
21- صالح بن سهل همدانی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر مسلمانی که در مورد مسلمانی دیگر سؤال شود و او هم با راستگوئی خود زیانی به آن مسلمان برساند از دروغگویان به حساب می آید و اگر با دروغ گفتن در باره مسلمانی سودی به او برساند از راستگویان محسوب می گردد.
22- امام حسن عسکری علیه السّلام فرمود: بعضی از مخالفان در محضر امام صادق علیه السّلام از یک مرد شیعه سؤال کرد در باره عشره معروفه صحابه چه می گوئی، آن مرد گفت اعتقاد نیکی به آنها
دارم که خداوند به آن وسیله گناهانم را پائین می آورد و درجات مرا بالا می برد.
سائل گفت: الحمد للَّه که مرا از بغض خود رهانیدی من گمان می کردم شما رافضی هستی و صحابه را دشمن می داری، آن مرد گفت: هر کس یک نفر از صحابه را دشمن بدارد خداوند او را لعنت می کند آن مرد گفت: شاید تو این گفته ها را در باره کسانی که عشره را دشمن می دارند تاویل می کنی.
گفت: لعنت خداوند و فرشتگان و مردم بر کسانی باد که عشره را دشمن می دارند، او از جای خود برخاست و سر آن مرد را بوسیده گفت: مرا حلال کنید که تو را متهم به رفض کردم، گفت: من از شما در گذشتم و تو برادرم هستی و آن سائل هم رفت.
امام صادق علیه السّلام فرمودند: بسیار خوب با وی سخن گفتی خداوند به تو خیر عطا کند، تو با این مطلب فرشتگان را به شگفت واداشتی و با این گونه مناظرات لفظی و توریه خود را خلاص کردی و به دینت صدمه ای نرساندی.
خداوند به مخالفان ما اندوهی بعد از اندوهی وارد کند، و مقاصد و نیات دوستان ما را از آنها بپوشاند، یکی از یاران امام صادق علیه السّلام گفت: یا ابن رسول اللَّه ما
ص: 95
از گفته های این مرد جز موافقت با آن آدم ناصبی زورگو چیز دیگری ندیدیم.
امام علیه السّلام فرمود: اگر شما مقصود او را درک نکردید ما دانستیم او چه می گوید و خداوند هم از وی تقدیر می کند، دوستان ما دوستان دوستان ما می باشند، و با دشمنان ما دشمنی می کنند، خداوند دوستان ما را به وسیله مخالفان در
معرض آزمایش قرار می دهد و او را موفق می کند تا جوابی به او بدهد که عرض و دینش سالم بماند، و با حفظ تقیه پاداش او را می دهد.
این شخص گفت: هر کس یکی از آنها را عیب جوئی کند لعنت خدا بر او باد، مقصود از آن یک نفر امیر المؤمنین علی علیه السّلام می باشد، در نوبت دوم گفت: هر کس به یکی از آنها اعتراض کند و یا او را فحش دهد لعنت خداوند بر او باد.
او راست می گوید زیرا هر کس به یکی از آنها عیبی وارد کند بر علی علیه السّلام عیب وارد کرده است و هر گاه از علی عیب جوئی نکند از علی هم عیبی نگرفته است و او را مورد مذمت قرار نداده ولی بعضی از آنها را عیب گرفته است.
حزقیل مؤمن هم با فرعونیان این گونه مناظره داشت در آن هنگام که او را در نزد فرعون متهم کرده بودند، حزقیل فرعونیان را به یکتاپرستی و نبوت موسی و تفضیل محمد صلی اللَّه علیه و آله به همه پیامبران و تفصیل علی علیه السّلام و ائمه با سایر اوصیاء دعوت می کرد، و آنها را وامی داشت که دست از ربوبیت فرعون باز دارند.
حاسدان به فرعون گزارش کردند که حزقیل مردم را به مخالفت با شما دعوت می کند، و با دشمنانت بر ضد تو فعالیت می نماید فرعون گفت: او پسر عمو و جانشین من هست، اگر آن طور است که شما می گوئید او مستحق عذاب می باشد زیرا وی کفران نعمت مرا کرده است، اما اگر دروغ بگوئید شما استحقاق عذاب خواهید داشت که او را متهم کرده اید.
حزقیل را نزد فرعون آوردند و
آنهائی که او را متهم کرده بودند در مجلس حاضر کردند، به حزقیل گفتند: تو ربوبیت فرعون را منکر هستی و نعمت او را کفران می کنی، حزقیل گفت: ای ملک آیا تا حالا از من دروغی مشاهده کرده ای گفت خیر ندیده ام.
ص: 96
حزقیل گفت اکنون از آنها سؤال کن خدای آنها کیست گفتند: فرعون، گفت سؤال کنید خالق شما کیست گفتند فرعون، گفت بپرسید کدام کس روزی شما را تامین می کند، و بدی ها را از شما دور می گرداند آنها گفتند فرعون.
حزقیل گفت: ای ملک من اینک در نزد تو و همه کسانی که در حضورت هستند گواهی می دهم که خدای آنها خدای من است، و رازق آنها رازق من است، هر کس که زندگی آنها را تامین می کند زندگی مرا هم تامین می کند، مرا خدایی و رازقی جز خدا و رزاق آنها نیست، من اکنون در حضور تو گواهی می دهم که به خدائی غیر از خدای آنها و رزاقی غیر از رزاق آنها اعتقاد ندارم و از خدایان دیگر بیزارم.
مقصود حزقیل در اینجا خدای واحد بود و هیچ وقت فرعون را قصد نکرده بود، ولی آنها خیال می کردند که مقصود او فرعون است، و خالق و رازق او فرعون می باشد، بعد از این فرعون متوجه آن جماعت شد و گفت شما مردان شر و فساد هستید و در نظر دارید در کشور من آشوب بپا کنید، و بین من و پسر عم من اختلاف ایجاد نمائید، در حالی که او بازوی من می باشد.
اینک شما شایسته عذاب هستید، زیرا در نظر دارید فساد کنید و پسر عم مرا هلاک کنید، و بازوی مرا
سست نمائید بعد از آن دستور داد میخ هائی آوردند در روی پاها و سینه های آنها کوبیدند و بعد با شانه های آهنین گوشت بدن آنها را از هم جدا کردند.
در اینجا بود که خداوند متعال فرمود: فَوَقاهُ اللَّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا، خداوند او را از گزند بدخواهان حفظ کرد و به آل فرعون بدترین عذاب ها را نازل نمود، و آنها کسانی بودند که نسبت به حزقیل سعایت کردند ولی سرانجام فرعون در بدن آنها میخ کوبید و بدنهای آنها را پاره پاره کرد.
23- سعید بن سمان گوید: خدمت امام صادق علیه السّلام بودم که دو نفر از زیدیه نزد آن جناب آمدند و گفتند: آیا در میان شما امام مفترض الطاعه هست، گفتند چنین چیزی نیست، آن دو نفر گفتند افراد مورد اعتماد به ما خبر دادند که چنین
ص: 97
کسی هست، و شما خود را امام می دانی.
آنها گروهی را نام بردند که از این موضوع اطلاع حاصل کرده بودند و گفتند آن جماعت اهل عبادت و پرهیزکاری هستند و سخن به گزاف نمی گویند، امام صادق علیه السّلام در این هنگام به غضب آمدند و گفتند: من چنین دستوری به آنها نداده ام، آنها هم هنگامی که امام را غضب آلود دیدند بیرون شدند.
24- ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السّلام شنیدم فرمود: خیری ندارد کسی که تقیه ندارد، یوسف گفت: ای کاروان شما دزد هستید در حالی که آنها دزد نبودند.
25- ابو بصیر گفت: امام صادق علیه السّلام فرمود: تقیه از دین خدا می باشد، راوی گوید: گفتم: از دین خدا، فرمود: آری به خداوند سوگند از دین خدا می باشد یوسف گفت: ای کاروانیان
شما دزد هستید در حالی که آنها دزد نبودند.
26- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: یوسف گفت: ای اهل کاروان شما دزد هستید، آنها دزدی نکرده بودند و یوسف هم دروغ نمی گفت.
27- یکی از راویان گوید: از امام صادق علیه السّلام سؤال کردم مقصود از گفته یوسف که فرمود: أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسارِقُونَ چیست، فرمود: آنها یوسف را از پدرش دزدیدند مگر نمی بینی یوسف به آنها در هنگامی که گفتند دنبال چه چیزی می گردید، گفت: ما دنبال پیمانه ملک هستیم و نگفت شما آن را دزدیده اید بلکه مقصود آن بود که شما یوسف را از پدرش دزدیدید.
28- امام حسن عسکری علیه السّلام فرمود: مردی از خواص شیعه که بدنش می لرزید با موسی بن جعفر علیهما السّلام به گفتگو نشست و گفت: یا ابن رسول اللَّه من می ترسم که فلان شخص در اعتقاد به امانت و وصایت تو نفاق می کند.
امام علیه السّلام فرمود: از کجا این را می گوئی من امروز در مجلس فلان شخص از بزرگان اهل بغداد با او بودم، صاحب مجلس به او گفت: تو گمان می کنی که موسی بن جعفر امام است و این شخصی که در تخت به عنوان خلافت نشسته امام نیست.
همین شخصی که تو از او صحبت می کنی به او گفت: من این سخن را نمی گویم بلکه گمان می کنم موسی بن جعفر امام نیست و اگر معتقد گردم که او
ص: 98
امام نیست بر من و بر کسانی که معتقد نیستند لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم باشد، صاحب مجلس گفت خداوند به تو جزای خیر دهد و به کسانی که از تو
سعایت می کنند لعنت و نفرین نماید.
موسی بن جعفر علیهما السّلام فرمود: مطلب آن طور نیست که تو گمان کرده ای و رفیقت بیشتر از تو می فهمد او گفت موسی امام نیست، یعنی کسی که نزد تو امام است موسی غیر از او است و او هم امام می باشد و او به این گفتارش امامت مرا اثبات کرده و امامت غیر مرا نفی کرده است.
ای بنده خدا از کجا دانستی که او نفاق می کند اینک توبه کنید و از این اتهام دست بردارید، در این هنگام آن مرد فهمید چه گفته و اندوه او را فرا گرفت، و گفت: یا ابن رسول اللَّه من مالی ندارم تا او را راضی کنم، ولی مقداری از عبادت ها و صلوات بر اهل بیت و لعنت بر دشمنان آنها را به او می دهم، امام علیه السّلام گفت: اکنون از آتش بیرون شدی.
29- مردی خدمت حضرت رضا علیه السّلام رسید و گفت: یا ابن رسول اللَّه امروز چیزی دیدم که از آن در شگفت ماندم فرمود: آن چیست عرض کرد: مردی با ما زندگی می کند و خیال می نماید که از دوستان آل محمد است و از دشمنان آنها بیزاری می جوید.
امروز او را مشاهده کردم که جامه های خلعتی در بر کرده و او را در بغداد می گردانند، و منادی فریاد می زند ای گروه مردمان توبه این رافضی را بشنوید، بعد به او می گویند بگو بهترین مردمان بعد از رسول خدا ابو بکر است.
هنگامی که آن مرد این را می گوید مردم صیحه می زنند و می گویند او توبه کرده و ابو بکر را بر علی بن ابی طالب فضیلت می دهد، امام رضا علیه السّلام فرمود:
هنگامی
که پیرامون من خلوت شد بیا و بار دیگر این حدیث را تکرار کن، و او بعدا برگشت و جریان را تکرار کرد.
امام رضا علیه السّلام فرمود: من سخنان او را در نزد آن مردم وارونه تفسیر نکردم که آنها مقصود را دریابند و بعد او را بشناسند و آزار و اذیت کنند، آن مرد نگفت
ص: 99
بهترین مردم بعد از رسول خدا ابو بکر است که در این صورت او را بر علی بن ابی طالب فضیلت دهد.
او گفت بهترین مردم بعد از رسول خدا ابا بکر است، و او ابو بکر را با گفتن این کلمات منادی قرار داد تا مردمانی که مقابل او حرکت می کنند خوشحال گردند و آن جاهلان راضی گردند، و او بتواند از شر آنها آرامش پیدا کند و این توریه ای است که خداوند به وسیله آن جناب و دوستان ما را حفظ می کند.
30- راوی گوید: ما در خدمت امام حسن عسکری علیه السّلام بودیم یکی از یاران آن جناب عرض کرد مردی از برادران شیعه نزد من آمد که به دست جاهلان عامه گرفتار شده بود و او را در مسأله امامت آزمایش می کردند و سوگندش می دادند، او باید چه کند تا از دست آنها خلاص شود.
گفتم آنها چه می گویند، گفت: می گویند: آیا معتقد هستی که فلان بعد از رسول صلی اللَّه علیه و آله امام می باشد، من ناگزیر هستم بگویم آری، اگر نگویم مرا با کتک مجروح و خون آلود می کنند، هر گاه بگویم نعم می گویند سوگند یاد کن.
هنگامی که می گویم نعم مقصود از نعم چهارپایان هستند: شتر، گاو و گوسفند، و هر گاه گفتند
بگو و اللَّه تو هم بگو و اللَّه یعنی ولی من اراده می کند، شما اگر این کلمات را بگوئی آنها مقصود را درک نمی کنند و تو هم سالم می مانی.
31- عبد اللَّه بن بکیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: مردی در خانه می آید و اجازه ورود می خواهد آن مرد به کنیزش می گوید بگو منزل نیست، امام فرمود:
باکی ندارد این دروغ شمرده نمی شود.
32- جابر جعفی گوید: خدمت امام باقر علیه السّلام رسیدم فرمود: از کجا می آئی گفتم اهل کوفه هستم، فرمود: از کدام قبیله گفتم از جعفی فرمود: چرا اینجا آمدی گفتم برای طلب علم، فرمود: از چه کسی گفت: از شما.
امام فرمود: هر کس از شما سؤال کرد اهل کجا هستی بگو از اهل مدینه هستم، عرض کردم جایز است دروغ بگویم، فرمودند این دروغ نیست، هر کس وارد شهری شد و تا از آنجا بیرون نشده از اهل آن شهر شمرده می شود.
ص: 100
33- سکونی از امام صادق علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: زینت سخن گفتن راستگوئی می باشد.
61 در شکر و سپاس
1- سکونی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: کسی که غذا می خورد و شکر خدا را می گوید مانند کسی است که در راه خدا روزه می گیرد، و کسی که سالم است و سپاسگزاری می کند مانند کسی است که گرفتار شده و صبر می نماید، و کسی که به نعمتی رسیده و شکر آن را به جای می آورد مانند محرومی که قناعت می کند پاداش می گیرد.
2- امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول
خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: خداوند هر گاه در شکر را بر بنده بگشاید در افزایش را بر وی باز می کند.
3- ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در نزد عائشه بود، او گفت یا رسول اللَّه چرا خودت را برای عبادت به سختی می اندازی در حالی که خداوند گذشته و آینده تو را آمرزیده است، فرمود: ای عائشه من نباید بنده ای سپاسگزار باشم، امام فرمود: رسول خدا روی انگشتان پای خود قرار می گرفت و عبادت می کرد، بعد از این آیه شریفه نازل شد طه ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی .
4- عبد اللَّه بن اسحاق جعفری گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: در تورات نوشته شده از کسی که به تو نعمت داده سپاسگزاری کن و کسی که از تو سپاسگزاری می کند نیکی کن، و بدان اگر شکرگزاری کنی نعمت زائل نمی گردد، و اگر کفران ورزیدی نعمت پایدار نمی ماند، شکر نعمت ها را زیاد می کند و از تغییرات باز می دارد.
5- فضل بقباق گوید: از امام صادق علیه السّلام از تفسیر آیه شریفه وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ سؤال کردم فرمود: کسی که به تو احسان و نیکی کرده و تو را فضیلت
ص: 101
بخشیده و تو هم در برابر از او به نیکی یاد کن و از آنچه به تو داده سپاسگزاری نما.
6- ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم آیا شکر حدی دارد که هر گاه بنده ای آن را انجام داد شاکر محسوب گردد، فرمود: آری عرض کردم آن چیست فرمود: خداوند را حمد می کند در هر نعمتی که به
او و خاندانش می رسد، اگر چه مالی که به او رسیده حقش را اداء کرده باشد.
خداوند متعال می فرماید: پاک و منزه است آن خدائی که این را برای ما مسخر کرد، در صورتی که ما توانائی نداشتیم آن را بدست بیاوریم و یا در جایی دیگر فرمود: بار خدایا من فقیر و نیازمند هستم مالی برای من بفرست تا از آن رفع احتیاج بکنم.
در جایی دیگر می فرماید: بار خدایا مرا در منزلی مبارک فرود آور که تو بهترین فرود آورنده هستی و در آیه ای دیگر فرمود: خداوندا مرا در جای راستی و درستی وارد کن و با راستی و درستی هم مرا از آنجا بیرون نما، و از نزد خودت مرا یاری کن و برهانی نما تا مرا یاری کند.
7- معمر بن خلاد گوید: از ابو الحسن علیه السّلام شنیدم فرمود: هر کس خداوند را بر نعمت سپاس گوید: او را شکرگزاری کرده است و این سپاس از آن نعمت بهتر است.
8- صفوان جمال گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر نعمتی که خداوند به بنده ای عطا کند چه کوچک باشد و یا بزرگ و او بگوید: الحمد للَّه شکر آن را اداء کرده است.
9- مردی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر کس مشمول نعمت خداوند شد و او را در قلب خود شناخت و اعتراف کرد که خداوند به او داده است شکرش را اداء کرده.
10- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: مردی از شما مقداری آب می نوشد و خداوند به آن جهت او را وارد بهشت می کند، بعد فرمود او ظرف را در دست می گیرد و بر
دهان می گذارد و نام خدا را بر زبان جاری می کند و بعد
ص: 102
می آشامد.
بار دیگر ظرف آب را از دهان دور می کند، باز میل به آشامیدن پیدا می نماید، خداوند را حمد و سپاس می گوید بار دیگر می آشامد باز آب را از دهان دور می کند و سپاس می گوید و باز می نوشد خداوند به این خاطر او را مستوجب بهشت می کند.
11- عمر بن یزید گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: از خداوند خواستم مالی به من بدهد او هم عطا فرمود و از او فرزندی خواستم آن را هم داد، از وی خانه ای خواستم آن را هم بخشید، فکر می کنم خداوند مرا آزمایش می کند و می خواهد کم کم مرا مؤاخذه کند، فرمود: نه به خدا اگر شکر کنی باکی نیست.
12- حماد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السّلام از مسجد بیرون شد در حالی که مرکب سواری آن حضرت کم شده بود، فرمود: اگر خداوند آن را برگرداند حق شکرش را اداء می کنم، راوی گوید: بعد از چندی آن مرکب پیدا شد و نزد آن جناب آوردند.
امام علیه السّلام خداوند را سپاس گفتند و شکر بجای آوردند، راوی گوید: عرض کردم: قربانت گردم شما فرمودید حق شکرش را بجای می آورم، امام فرمود مگر نشنیدی که من گفتم: الحمد للَّه.
13- مغنی حناط گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هر گاه کاری برایش پیش می آمد خوشحال می شدند و می گفتند خداوند را بر این نعمت سپاس می گویم، و هر گاه از کاری اندوهگین می شدند می گفتند: الحمد للَّه علی کل حال.
14- ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: هر
گاه بر یک بیمار و یا معلول نظر افکندید به طوری که او نشنود سه بار بگوئید: سپاس خدائی را که مرا مانند شما مبتلا نکرد و اگر می خواست انجام می داد، فرمود: هر کس این را بگوید از آن گرفتاری ایمن می گردد.
15- حفص کناسی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر بنده ای که یک بیمار و یا معلولی را بنگرد و بگوید: خداوند را سپاس می گویم که مرا مانند تو مبتلا نکرد و
ص: 103
مرا عافیت بخشید، بار خدایا مرا از آنچه به او دادی نگهدار، گرفتار آن مصیبت نمی شود.
16- خالد بن نجیح گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر گاه مشاهده کردی مردی گرفتار شده ولی به تو نعمت داده بگو بار خدایا من کسی را استهزاء نمی کنم و افتخاری هم ندارم، اما تو را بر نعمت های بزرگ سپاس می گویم.
17- حفص بن عمر روایت می کند امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: هر گاه مردمان گرفتاری را مشاهده کردید خداوند را بر سلامتی سپاس گوئید و سعی کنید آنها چیزی نشنوند تا اندوهگین شوند.
18- عبد اللَّه بن مسکان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در سفری بودند و بالای شتری به حرکت ادامه می دادند، ناگهان از شتر پائین آمدند و پنج بار سجده کردند.
بار دیگر سوار شتر شدند، در این هنگام از آن حضرت سؤال کردند یا رسول اللَّه ما امروز از شما چیزی را مشاهده کردیم که تا کنون ندیده بودیم، فرمودند:
آری جبرئیل نزد من آمد و بشارت هائی از طرف خداوند به من داد از این رو
من برای هر بشارت یک بار سجده کردم.
19- یونس بن عمار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر گاه یکی از شما نعمت خداوند را به یاد آورد صورت خود را بر زمین گذارد، و خدا را شکر بگوید، اگر سواره هست پائین بیاید و چهره بر زمین نهد.
اگر توانائی ندارد از مرکب بزیر آید در همان بالا صورت خود را بر قربوس گذارد و سجده شکر بجای آورد، و اگر آن هم نشد صورت خود را بر کف دست خویشتن قرار دهد و خدا را سپاس گوید و نعمت ها را شکرگزار باشد.
20- هشام بن احمر گوید: با امام ابو الحسن علیه السّلام در اطراف مدینه راه می رفتیم، امام از مرکب پائین شد و سجده شکر بجای آورد و طول داد، بعد سرش را برداشت و بر مرکب سوار شد، عرض کردم سجده را طولانی فرمودید: فرمودند یاد نعمتی از نعمت های خدا را کردم از این رو دوست داشتم او را سجده نمایم.
ص: 104
21- صاحب سابری از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خداوند به موسی وحی کرد ای موسی حق شکر مرا اداء کنید، گفت: بار خدایا چگونه حق شکر شما را اداء کنم، در صورتی که خود شکر هم از نعمت های شما می باشد، فرمود ای موسی حالا که دانستی آن هم از من است پس بنا بر این شکرگزاری کردی.
22- اسماعیل بن فضل گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامی که صبح کردی و یا داخل شب شدی ده بار بگو: اللهم ما اصبحت بی من نعمه او عافیه فی دین او دنیا فمنک وحدک لا شریک
لک لک الحمد و لک الشکر بها علی یا رب حتی ترضی و بعد الرضا.
بار خدایا من هنگامی که صبح بر می خیزم و هر نعمتی که مربوط به دین و دنیا باشد به دست من برسد همه از ناحیه تو می رسد، خداوندا تو یگانه هستی و شریکی نداری، سپاس و شکر مخصوص تو می باشد خداوندا تو را سپاس می گویم تا از من راضی گردی.
امام علیه السّلام فرمود: هر گاه این دعا را بخوانی، شکر خداوند را به جای آورده ای، و نعمت های او را سپاس گفته ای.
23- حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: نوح علیه السّلام این دعاء را در هر صبح و شام می خواند و از آن جهت او را بنده سپاسگزار گفتند، و رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس راست بگوید: نجات پیدا می کند.
24- عمار دهنی گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: خداوند هر دل اندوهگین را دوست می دارد، و هر دل شکوری را هم دوست می دارد، خداوند روز قیامت به یکی از بندگان خود می گوید آیا فلان شخص را شکر گفتی، می گوید بار خدایا تو را شکر گفتم، خداوند فرمود: هر گاه او را سپاس نگوئی مرا هم سپاس نگفته ای، بعد از این فرمود: سپاسگزارترین شما به خدا کسی است که از مردم سپاس گوید.
25- عبد اللَّه بن ولید گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم می فرمود: سه چیز
ص: 105
است که چیزی به آنها زیان نمی رساند، دعاء در هنگام اندوه، استغفار از گناهان، و شکر در هنگام نعمت.
26- معاویه بن وهب گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس سپاسگزاری کرد، بر
نعمت او افزوده می گردد، خداوند متعال در قرآن فرمود: اگر سپاسگزاری کنید بر نعمت های شما خواهم افزود.
27- از امام صادق علیه السّلام روایت شده که فرمود: خداوند هر گاه به بنده ای نعمت بدهد و آن را به قلب خود بشناسد و در زبان هم سپاس گوید هنوز شکرش تمام نشده است خداوند بر نعمتهای او می افزاید.
28- میسر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: شکر نعمت دوری کردن از گناهان می باشد و همه شکر این است که مردی بگوید: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ*.
29- عمر بن یزید گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم می فرمود: شکر هر نعمتی هر چه بزرگ باشد این است که خداوند را سپاس گوئی.
30- سماعه از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خداوند متعال به مردمانی نعمت های خود را ارزانی داشت ولی آنها سپاسگزاری نکردند آن نعمت ها و بال گردن آنها شد، و گروهی را به مصیبت ها مبتلا کرد اما آنها صبر کردند و به نعمت رسیدند.
31- رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس خداوند را سپاسگزاری کند خداوند نعمت های خود را برای او افزایش می دهد.
32- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: یکی از روزها رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله با بعضی از اصحاب خود در اطراف مدینه حرکت می کردند، ناگهان رسول خدا پایش را از رکاب بیرون آورد و فرود آمد و به سجده رفت و سجده طولانی بجای آورد.
بار دیگر سر از سجده برداشت و سوار مرکب شد، یکی از اصحاب گفت یا رسول اللَّه شما از مرکب پائین آمدید و سجده طولانی کردید فرمود جبرئیل نزد من آمد و سلام
خداوند را به من رسانید و مرا مژده داد که مرا در میان امت بی اعتبار نخواهد کرد.
ص: 106
من از این مژده خوشحال شدم، مالی نداشتم که آن را صدقه دهم و یا در راه خدا انفاق کنم، و برده ای در اختیار من نبود تا او را آزاد سازم، ولی دوست داشتم که خداوند را شکر بگویم و آن سجده شکر بود که انجام دادم.
33- ابو جمیله گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس ناسپاسی را از خود دور نکند شکر نعمت را به جای نیاورده است.
34- امام صادق علیه السّلام فرمود: هر بنده که مورد عنایت خداوند قرار گرفت و نعمتی به او رسید و او را به قلب خود شناخت و با زبانش سپاس گفت، خداوند بلافاصله بر احسان خود به او خواهد افزود، و همان است معنی لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ.
35- یکی از راویان نقل می کند امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس ناسپاسی کند شکر نعمت را به جای نیاورده است.
36- علی علیه السّلام فرمود: شکر هر نعمتی پرهیزکاری از حرام های خداوند است.
37- ابو حمزه ثمالی گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: بنده خدا بین سه چیز قرار دارد، گرفتاری، قضاء، و نعمت، در هنگام گرفتاری باید صبر کند، در هنگام قضاء باید تسلیم گردد، و در هنگام نعمت باید سپاسگزار باشد.
38- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: مردی به علی علیه السّلام عرض کرد نعمت های خداوند را چگونه شکرگزاری می کنی، فرمود: هر گاه دیدم خداوند گرفتاری را از من دور کرد و به دیگری داد او را سپاس می گویم زیرا او به من نعمت
عطا کرده است.
39- معاویه ابن عمار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ای معاویه هر کس به سه چیز برسد از سه چیز محروم نمی گردد، هر کس موفق به دعا شد اجابت هم خواهد دید، و هر کس شکر نعمت کرد نعمت زیادی به او خواهد رسید، و هر کس توکل پیدا کرد زندگی او تأمین خواهد شد.
خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: هر کس کارهای خود را به خداوند واگذارد خداوند او را کفایت می کند، و در جای دیگر فرمود: اگر سپاسگزاری کنید
ص: 107
بر نعمت های شما خواهم افزود، و در آیه ای دیگر فرمود: مرا بخوانید تا استجابت کنم.
40- ابو الصباح گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس چهار چیز را دارا باشد از چهار چیز محروم نمی گردد، هر کس موفق به دعا شد از اجابت محروم نخواهد گردید، هر کس موفق به استغفار گردید از توبه محروم نمی شود، هر کس توفیق شکر یافت زیادتی در نعمت پیدا می کند، و هر کس صبر و استقامت پیدا کند ماجور می گردد.
41- ابو حمزه ثمالی گوید: امام سجاد علیه السّلام فرمود: هر کس بگوید الحمد للَّه شکر همه نعمت های خداوند را به جای آورده است.
42- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: شکر منعم روزی را زیاد می گرداند.
43- محمود بن ابی البلاد گوید: امام رضا علیه السّلام فرمود: هر کس شکر منعم را بجای نیاورد خداوند را سپاس نگفته است.
44- امام رضا علیه السّلام از پدرانش از امام سجاد علیهم السّلام روایت می کند که فرمود:
مردم سه چیز را از سه کس آموختند، صبر را از ایوب، شکر را از نوح، و حسد را از فرزندان
یعقوب فرا گرفتند.
45- امام رضا از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس به نعمت خداوند رسید باید سپاس گزاری کند، و هر کس روزیش به تاخیر افتاد باید استغفار نماید، و هر کس گرفتار مصیبتی شد باید لا حول و لا قوه الا باللَّه بگوید.
46- امام رضا از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
خداوند متعال می فرماید ای فرزند آدم گناهان مردم تو را از گناهت غافل نسازد، و نعمت مردم نعمتهای خداوند را از یاد تو نبرد و مردم را از رحمت خداوند مایوس نکن در حالی که خود به رحمت خداوند امیدوار می باشی.
47- عبد العظیم حسنی از امام جواد و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند، که سلمان ابو ذر را به خانه اش دعوت کرد، و دو گرده نان در مقابل او گذاشت، ابو ذر
ص: 108
یکی از نان ها را برداشت و زیر و رو کرد، سلمان گفت: چرا آن را زیر و رو می کنی.
ابو ذر گفت: می ترسم تازه نباشند، سلمان از آن سخن ناراحت شد، و گفت:
چرا نان ها را زیر و رو کردی و به هم مالیدی به خداوند سوگند در عمل و آوردن این نان آب زیر عرش و فرشتگان کار کرده اند و بادها در پدید آوردن آن فعالیت نموده اند.
بادها آن را به ابرها سپردند، و از ابرها باران بر زمین ریخت، و رعد و برق و فرشتگان آن را به اینجا رسانیدند، زمین روی آن کار کرد و چوب و آهن در آن مصرف شد، و چهار پایان و هیزم
و نمک در آن به کار گرفته شدند تا بصورت نان در آمد.اینک چگونه می توانی شکر همه این نعمت ها را بجای آوری و خداوند را سپاس بگوئی ابو ذر در پاسخ سلمان گفت: من از این سخنان توبه می کنم، و از عملی که انجام دادم استغفار می نمایم و از تو هم که ناراحت شدی عذر می خواهم.
راوی گوید: یکی از روزها سلمان ابو ذر را به خانه خود دعوت کرد، و نان خشکی که مقداری آب بر آن پاشیده بود در مقابل او گذاشت ابو ذر گفت: این نان خوشمزه می شد در صورتی که مقداری نمک هم در آن قرار می گرفت.
سلمان برخاست و کوزه اش را گرو گذاشت و مقداری نمک تهیه کرد و در مقابل ابو ذر نهاد، ابو ذر آن نان را با نمک می خورد، و می گفت: خدا را سپاس می گوئیم که این قناعت را به ما عطا کرد سلمان گفت: اگر قناعت می کردی کوزه گرو نمی رفت.
48- ابراهیم بن عباس گوید: امام رضا علیه السّلام بسیاری از اوقات این شعر را می خواندند: هر گاه در خیری قرار گرفتی گول آن را نخور، و بگو بار خدایا ما را در آن نعمت سالم بدار، و آن را برای ما کامل گردان.
49- عبد اللَّه بن ولید رصافی گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: سه چیز است که به آنها زیان نمی رسد، دعاء در هنگام اندوه، استغفار در هنگام گناه، و شکر در هنگام رسیدن به نعمت.
ص: 109
50- محمد بن عجلان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: خوشا به حال کسانی که نعمت های خدا را کفران نکنند، و خوشا به حال آنهائی
که برای خداوند با هم دوست باشند.
51- ابن عیینه گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هیچ بنده ای نیست مگر اینکه خداوند بر او حجتی دارد، یا گناهی مرتکب شده و یا از شکر نعمتی کوتاهی کرده است.
52- داود بن سلیمان گوید: امام رضا از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هر گاه از موضوعی خوشحال می شد می فرمود: سپاس خدائی را سزاست که به نعمت او نیکی ها تمام می کردند، و هر گاه از چیزی ناراحت می شدند می فرمودند: خداوند را در هر حال سپاس می گویم.
53- سکونی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت فرمود: هر کس آبروی برادر مسلمان خود را نگهدارد خداوند بهشت را به او خواهد داد، و هر کس مورد محبت قرار گرفت باید محبت ها را جبران کند، و اگر نتوانست با زبان از وی تقدیر کند و اگر این کار را هم نکرد کفران نعمت کرده است.
54- زید شحام گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: با نعمت ها خوش رفتاری کنید و بترسید که آن نعمت ها از شما به دیگران انتقال پیدا کند، و بدانید که اگر نعمت ها را از دست دادید دیگر به شما بر نمی گردد، امیر المؤمنین علیه السّلام می گفتند: چیزی که از دست رفت برگشتش اندک است.
55- امام هادی علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه فرمود: پنج چیز هدر می روند، چراغی که در آفتاب گذاشته شود، روغنی مصرف می گردد ولی روشنائی سودی نمی بخشد.
بارانی که بر زمین شوره زار بریزد باران ضایع می شود و
زمین هم سودی نمی برد، غذائی که طباخ تهیه می کند ولی نزد کسی که سیر است می برند و او از آن منتفع نمی گردد، زن زیبائی را که بطرف مردی می برند و او توانائی هم بستر شدن
ص: 110
با او را ندارد، و احسان به کسی که سپاسگزاری نمی کند.
56- داود بن سرحان گوید: ما خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودیم که سدیر صیرفی وارد شد، امام به سدیر گفت: ای سدیر هر کس مالش زیاد شود مسئولیت او نزد خداوند بزرگ می گردد، اگر می توانید آن مسئولیت ها را از خود دفع کنید در دفع آن بکوشید.
سدیر گفت: یا ابن رسول اللَّه ما چگونه از خود دفع کنیم، فرمود: حوائج برادران خود را بر آورید و از اموال خود به آنها بدهید، بعد فرمود: ای سدیر با نعمت ها به خوبی رفتار کنید، و از کسانی که به شما محبت کرده اند سپاسگزاری نمائید.
هر کس از شما سپاسگزاری کرد به او نیکی کنید، و بدانید شما هر گاه چنین رفتاری داشته باشید استحقاق پیدا می کنید که خداوند از نعمت های خود به شما زیاد می دهد، و با برادران خود به نیکی رفتار نمائید و آنها را نصیحت کنید، و بعد آیه شریفه لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ را قرائت کردند.
57- معلی بن خنیس نزد امام صادق علیه السّلام رفت تا با او وداع کند و به سفر برود، وقتی که می خواست از محضر آن جناب بیرون شود فرمود: ای معلی از خداوند عزّت طلب کن تا تو را عزیز گرداند، فرمود: چگونه عزّت بخواهم یا ابن رسول اللَّه.
فرمود: ای معلی از خداوند بترس تا همه اشیاء از تو بترسند ای معلی
با برادرانت محبت کن و از حال آنها جویا باش و با آنان رفت و آمد داشته باش، خداوند به وسیله بخشش محبت می آورد و به خاطر عدم آن دشمنی می آورد.
به خداوند سوگند اگر از من چیزی بخواهید می دهم و این را دوست تر دارم تا آنگاه که از من چیزی نخواهید و من هم ندهم و با من دشمنی کنید، بدانید که اگر از دست من چیزی به شما رسید باید خدا را سپاس گویند، و از شکر کسی که نعمت های خدا به دست او به شما می رسد خودداری نکنید.
58- بکر بن عبد اللَّه گوید: عمر بن خطاب خدمت رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله رسید در
ص: 111
حالی که آن جناب تب کرده بود، عمر گفت: یا رسول اللَّه تب شما زیاد شده است، رسول خدا فرمود: من شب گذشته سی سوره از قرآن را تلاوت کردم که در میان آنها هفت سوره طولانی هم بودند.
عمر گفت: یا رسول اللَّه خداوند متعال گناهان گذشته و آینده تو را آمرزیده است، چرا خود را این چنین به مشقت و سختی انداخته اید، رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
ای عمر من نباید بنده ای شاکر باشم.
59- فضیل بن یسار گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: هر کس موفق به دعا شد از اجابت دعا محروم نخواهد شد و هر کس موفق به سپاس گزاری گردید نعمت او زیاد خواهد شد و بعد این آیه شریفه را قرائت کردند وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ.
60- عائشه گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس فضیلت نعمت های خداوند را در غذاها
و آشامیدنیهای خود نداند در علم خود کوتاهی کرده و عذاب او نزدیک شده است.
61- عمر بن صبیح گوید: امام صادق علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: چهار چیز به نفع مردم هستند و برای آنها زیان ندارند، ایمان و شکر، خداوند متعال فرمودند: خداوند شما را چگونه عذاب می کند در حالی که شما شکرگزار و مؤمن می باشید.
سوم استغفار است پروردگار می فرماید: ای رسول ما تا آنگاه که شما در میان مردم هستید و یا آنها مشغول استغفار می باشند خداوند آنها را عذاب نخواهد کرد، چهارم دعاء می باشد که خدا می فرماید: بگو به آنها اگر دعای شما نبود خداوند به شما توجهی نمی کرد.
62- مالک بن اعین جهنی گوید: امام سجاد علیه السّلام به یکی از فرزندانش فرمود:
ای فرزند خداوند را سپاسگزاری کن چون به شما نعمت داده است، و هر کس از تو سپاسگزاری کرد به او نیکی کن، زیرا اگر شکرگزار باشی نعمت از تو قطع نمی گردد.
ص: 112
اما اگر کفران نعمت کردی روزی ها را از دست می دهی، شاکر با شکری که انجام می دهد خوشبخت تر است تا از نعمتی که به او می رسد، و بعد این آیه شریفه را تلاوت کردند وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ.
63- زیاد بن منظر از امام باقر علیه السّلام و او از پدرش از جدش علیهم السّلام روایت می کند که علی علیه السّلام فرمود: لازم است کسی که به او نیکی شده از منعم سپاسگزاری کند و پاداش او را بدهد، و اگر توانائی نداشت پاداش بدهد با زبان از وی سپاسگزاری کند.
اما اگر این را هم
انجام نداد و زبانش قدرت سپاسگزاری پیدا نکرد، باید نعمت را بشناسد و قدر آن را بداند و ضایعش نکند، و منعم را احترام نماید، و اگر این کارها را هم نکرد او شایسته نعمت نیست و باید او را به حال خود رها کرد.
64- سکونی از امام صادق علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: تنگی قبر و فشار آن به مؤمن برای آن است که او نعمت ها را ضایع می نمود و این تنگی و فشار قبر کفاره آن عمل محسوب می گردد.
65- زراره گوید: از امام باقر علیه السّلام شنیدم فرمود: هر کس با مردم طوری رفتار کند که مردم با او رفتار می کنند کافی است که او را اهل پاداش بدانید، و اگر کسی نتوانست پاداش منعم را بدهد باید از وی سپاسگزاری کند، و هر کس شکر کرد بزرگوار به حساب می آید.
هر کس بداند که کار نیک را برای خود انجام می دهد و سودش عاید او می گردد، از مردم انتظار شکر نخواهد داشت، و محبت زیادی طلب نخواهد کرد، و بدان کسی که از تو طلب احسان می کند و آبرویت را نزد تو می ریزد تو هم آبروی خود را از وی دریغ مدار.
66- امام صادق علیه السّلام فرمود: از کفران نعم آن است که شخصی گوید: من فلان غذا را خوردم و آن غذا به من زیان رسانید.
67- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام از پدرانش روایت می کند که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: با نعمت ها قبل از اینکه از شما دور گردند نیکو مصاحبت
ص:
113
کنید، زیرا نعمت زائل می شود و برای صاحب نعمت گواهی می دهد که او چگونه با آن رفتار کرده است.
68- هیثم بن واقد گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: خداوند متعال هر نعمتی را که به یکی از بندگان خود می دهد و او خداوند را بر آن نعمت سپاس می گوید آن حمد از آن نعمت بهتر و وزین تر و بزرگتر می باشد.
69- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ای اسحاق هر بنده ای که نعمتی از طرف خداوند به او رسید، و او نعمت را با دل خود پذیرفت و آشکارا حمد خداوند را گفت: او هنوز از حمد خود فارغ نشده که خداوند امر می کند بر نعمت او بیفزایند.
70- صاحب سابری از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خداوند متعال به موسی علیه السّلام وحی فرستاد ای موسی مرا شکرگزار باش، گفت: بار خدایا چگونه حق شکرت را اداء کنم، زیرا هر شکری خود از نعمت های تو بشمار می رود، فرمود: ای موسی حق شکر آن است که بدانی آن هم از من می باشد.
71- در روایت آمده که یک شتردار امام جواد علیه السّلام را از مدینه به کوفه آورد، و بعد در باره مزدش با او صحبت کرد، امام علیه السّلام به وی وعده کرده بود که چهار صد دینار به او بدهد، امام علیه السّلام به او فرمودند: مگر نمی دانی که زیادی نعمت در هنگامی قطع می گردد که شکر از بندگان قطع گردد.
72- امام صادق علیه السّلام فرمود: در هر نفسی از نفسهایت لازم است شکرگزاری کنی بلکه هزار بار شکر و بیشتر، پائین ترین مقام شکر آن است که
هر نعمتی را از خداوند بدانی و علتی دیگر برای آن نیاوری و به آنچه عطا کرده راضی باشی و او را در نعمتش معصیت نکنی، و با اوامر و نواهی او به سبب نعمتی که بخشیده است مخالفت ننمائی.
همواره بنده شاکر خداوند باش تا پروردگار را کریم و در همه احوال بیابی، و اگر عبادتی در نزد خداوند که از روی خلوص انجام بگیرد وجود داشت و یا بهتر از آن عبادتی بود خداوند آن را ذکر می کرد ولی چون عبادتی برتر از آن وجود
ص: 114
نداشت او را از میان همه برگزید و فرمود: وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ، بندگان سپاسگزار من اندک می باشند.
همه شکر آن است که با زبان دل اعتراف کند و در نزد خداوند با خشوع و عجز اقرار نماید که هرگز توان شکر ندارد، زیرا شکرگزاری از خداوند هم توفیقی است که او عطا می کند که خود موجب شکر می گردد و این خود بزرگترین و عزیزترین مقام در نزد خداوند است که نصیب آدمی می شود.
اینک لازم می آید که برای هر شکری شکری دیگر بجای آوری و این پایان ندارد، آدمیان در نعمت های خداوند غرق می باشند و از شکر او عاجز و ناتوان هستند، از کجا انسان می تواند شکر نعمت های او را بکند و می تواند جبران کارهای خدا را بنماید، بندگان ضعیف هستند و نیروئی ندارند و این خداوند است که به آنها نیرو می دهد و قدرت می بخشد.
خداوند متعال از عبادت و طاعت بندگان بی نیاز است و همواره می تواند به آنها نعمت عطا کند، اینک بنده شاکر و سپاسگزار باش و خداوند را ثناگوی، و به این
اصل پای بند باش و آن را مورد عمل قرار ده تا از شگفتیهای آن اطلاع حاصل کنی.
73- ابو عمرو زبیری گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: کفر در کتاب خداوند بر پنج قسم است یکی از آنها کفران نعمت است و خداوند در اینجا از قول سلیمان روایت می کند که گفت: هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ، این فضل خداوند است که به من رسیده و او می خواهد مرا آزمایش کند که بر این نعمت سپاس می گویم و یا کفران می نمایم.
در آیه دیگر فرمود: اگر سپاسگزاری کردید به شما زیاد خواهم داد، و در آیه ای دیگر گفت: مرا به یاد بیاورید تا من هم شما را بیاد بیاورم، و از من سپاسگزاری کنید و کفران نعمت های مرا ننمائید.
74- یکی از راویان نقل می کند که امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه و وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ فرمود: یعنی به نعمت های او.
ص: 115
75- ابو عمر مدینی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر بنده ای که مشمول نعمت های خداوند بشود و با قلبش آن را بشناسد و با زبان شکر گوید هنوز سخنش تمام نشده خداوند امر می کند که او را نعمت زیاد بدهند و همین است تفسیر آیه شریفه لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ.
76- ابو ولاد گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم مگر این نعمت های ظاهر از خداوند نمی باشد، مگر نه این است که او را سپاس گوئیم بر نعمت ما می افزاید، همان گونه که در قرآن فرموده لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ، فرمود: آری هر کس خدا را بر نعمت هایش سپاس گفت و دانست که
این نعمت ها از خداوند و از ناحیه دیگران نیست همین خود سپاس است.
77- از امام صادق علیه السّلام سؤال شد گرامی ترین مردم کدام افراد هستند، فرمود: آنها که هر گاه به نعمتی رسیدند شکرگزاری کنند، و هر گاه گرفتار شدند صبر پیشه نمایند.
78- امام هادی علیه السّلام از پدرانش روایت می کند که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:
هر بنده ای که به نعمتی رسید و با دلش از آن سپاس گفت خداوند به او زیاد عطا می کند قبل از اینکه به وسیله زبان تشکر نماید.
79- امام جواد علیه السّلام فرمود: از نعمتی که سپاسگزاری نشود، مانند گناهی است که مورد آمرزش قرار نگیرد.
80- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: هر گاه نعمت از اطراف برای شما رسید او را با کم شکری از خود دور نسازید، فرمودند: خداوند در هر نعمتی حقی دارد هر کس حق آن را اداء کرد خداوند بر آن می افزاید و هر کس کوتاهی کرد نعمت از وی زائل می گردد.
علی علیه السّلام فرمود: از دور شدن نعمت ها بر حذر باشید، هر چه از دست رفت باز گردانیدن آن آسان نیست.
امیر المؤمنین سلام اللَّه علیه فرمود: هر گاه خداوند در شکر را به روی بندگانش باز کرد در زیادت را به روی آنها نخواهد بست، و هر گاه در دعاء را روی
ص: 116
آنان باز نمود در اجابت را هم روی آنها خواهد گشود و هر گاه در توبه را باز کرد در مغفرت را هم باز می کند.
81- علاء بن کامل گوید: به امام ابو الحسن علیه السّلام عرض کردم خداوند چیزهائی به من عطا کرد و نمی دانم با آنها چگونه رفتار
کنم، فرمودند: مگر نمی دانی خود این هم شکر است.
همین راوی گوید: امام علیه السّلام در یک حدیثی به من فرمودند شکرگزاری را کوچک ندان.
سعدان بن یزید گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم گروهی را مشاهده می کنم که زندگی برای آنها تنگ است، ولی هنگامی که به خودم نگاه می کنم زندگی خود را خوب و در رفاه می بینم، به هر کاری که دست می زنم سود می برم.
در حالی که گروهی هستند از من بهتر و فعال تر می باشند ولی از زندگی سودی نمی برند من می ترسم این مقدمه برای عذاب من باشد و گناهم موجب شده که زندگیم رونق پیدا کند.
امام علیه السّلام فرمود: هنگامی که شکر این نعمت ها را به جای می آوری چیزی نیست.
امام باقر علیه السّلام فرمود: خداوند نعمت های خود را زیاد می کند مادامی که شکرگزار باشی.
حضرت صادق علیه السّلام فرمود: با نعمت ها به خوبی رفتار کنید، گفته شد مقصود از آن چیست فرمود: شکر منعم را بجای آورید و حقوق آن را اداء کنید.
امام صادق علیه السّلام فرمود: با نعمت های خداوند به نیکی رفتار کنید و بترسید که آن نعمت ها از شما به دیگران انتقال پیدا نکند، و اگر نعمت از شما دور شد دیگر مراجعت نخواهد کرد، علی علیه السّلام می فرمودند آنچه از دست رفت کمتر باز می گردد.
معمر بن خلاد گوید: امام رضا علیه السّلام فرمود: از خداوند بترسید و تواضع داشته باشید و شکر خداوند را به جای آورید، در بنی اسرائیل مردی بود که در خواب به او گفتند که نصف عمر خود را در وسعت و رفاه بسر خواهی برد اینک هر کدام را
ص: 117
می خواهی طلب
کن.
او در جواب گفت: من یک شریک دارم و با او هم صحبت می کنم و بعد پاسخ می دهم، او بعد این جریان را به زوجه اش گفت، او هم در جواب شوهر اظهار داشت بگو نصف اول را می خواهم شوهر گفت: باشد همین را خواهم گفت.
بعد از این دنیا به او روی آورد، هر گاه نعمتی به او می رسید زنش می گفت فلان همسایه ما نیاز دارد و چیزی هم به او بده و فلان فامیلت محتاج است به او هم برس، و آنها هم به این کار ادامه دادند و هر نعمتی که به آنها رسید به همسایگان و خویشاوندان دادند.
مدتی گذشت بار دیگر آن مرد به خواب او آمد و گفت: نصف عمرت گذشت، اکنون چه می گوئی گفت: من با شریک خود در این باره صحبت می کنم و جواب می دهم، صبح هنگام جریان را به زنش اطلاع داد، زن گفت: ما به نعمت رسیدیم و شکرگزاری نمودیم خداوند هم روزی ما را می رساند، او هم جریان را به آن مرد در خواب گفت، او هم در جواب اظهار داشت تمام عمر در رفاه خواهی بود.
امام صادق علیه السّلام فرمود: سه چیز هستند که زیان نمی بینند، دعا در هنگام اندوه و استغفار در هنگام گناه، و سپاسگزاری در هنگام نعمت.
امام صادق علیه السّلام فرمود: در تورات نوشته شده هر کس به تو نعمت داد از او سپاسگزاری کن، و هر کس تو را سپاس گفت به او نیکی نما، هر گاه نعمت ها را سپاس گفتی زوال پیدا نمی کند، و اگر کفران کردی باقی نمی ماند، شکر نعمت ها را زیاد می کند و از تغییرات مصون می گرداند.
امام صادق علیه
السّلام فرمود: هر کس به آنچه رسیده شاکر باشد مستوجب زیادت خواهد شد و هر کس از سپاسگزاری دست بردارد نعمت را در مخاطره افکنده است، و از تغییر ایمن نخواهد بود.
امام باقر علیه السّلام فرمود: خداوند متعال به موسی بن عمران فرمودند: یا موسی حق شکر مرا اداء کن، گفت: بار خدایا چگونه حق شکرت را اداء کنم در حالی که
ص: 118
همه نعمت های من از شما می باشد، و خود شکرگزاری هم نعمت تو می باشد، خداوند فرمود: هنگامی که توجه کردی همه چیز از طرف من می باشد آن هم شکر است.
امام باقر علیه السّلام فرمود: نعمت ها از طرف خداوند قطع نمی گردند مگر اینکه شکر و سپاس از طرف بندگان قطع گردد.
علی علیه السّلام فرمودند: سپاسگزاری از نعمت های خداوند دوری کردن از محرمات او می باشد.
82- ابن فضال از امام صادق علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: کسی که شکر خدا را می گوید مانند گرفتار صابر پاداش دارد، و کسی که از نعمت های خداوند سپاس گزاری می نماید مانند پیشه ور قانع پاداش می گیرد.
62 در صبر و پیروزی بر مشکلات
1- حفص بن غیاث گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ای حفص هر کس صبر پیشه کند صبرش زود می گذرد و آسایش پیدا می کند، و هر کس بی تابی کند آن هم مدتش کم می باشد، بعد از این فرمود صبر را از دست نده و در همه کارهایت شکیبا باش خداوند متعال رسول خود صلی اللَّه علیه و آله را مبعوث کردند و او را به صبر امر کردند.
خداوند در قرآن مجید فرمود: ای رسول ما به آنچه می گویند صبر
کن، و آنها را به گونه ای محترمانه ترک کن، آنها را با تکذیب کنندگان به نعمت ها به من واگذار، در جای دیگر فرمود: آنها را با روشی نیکو از خود دور کن در آنجا مشاهده می کنی کسی که به تو عناد دارد ناگهان به دوستی دلسوز تبدیل می گردد، و فقط صابران و آنها که دارای بهره های اخلاقی هستند از اینها سود می برند.
ص: 119
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در برابر مشکلات بزرگ صبر کرد، و هر چه او را آزار و اذیت کردند او شکیبائی به خرج داد، تا آنجا که خداوند به او فرمود: ما می دانیم که دلت در اثر گفته های آنها تنگ می گردد اکنون خداوند را سپاس گو و با سجده کنندگان باش.
بعد از آن کفار او را تکذیب کردند و او را متهم ساختند، رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در این هنگام محزون شد، و خداوند فرمود: ما می دانیم تو از سخنان آنها محزون می گردی، آنها شما را تکذیب نمی کنند بلکه آیات خداوند را تکذیب و انکار می نمایند، پیامبران قبل از تو هم تکذیب شدند ولی صبر کردند تا یاری ما به آنها رسید.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله صبر را بر خود لازم کرد، آنها هم تعدی و تجاوز کردند، و او را تکذیب نمودند، رسول اکرم فرمود: من در برابر ظلمی که به من کردند و به خانواده ام ستم نمودند صبر کردم ولی در برابر ناسزاگوئی به خدا شکیبائی ندارم.
در این هنگام خداوند نازل فرمود: ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آنها قرار دارد در شش روز خلق کردیم، و خسته
هم نشدیم، اینک ای رسول ما در برابر آنها صبر کنید، رسول خدا هم صبر کرد و در همه جا با آنها مدارا فرمود.
بعد از آن خداوند متعال او را به خاندان و عترتش مژده داد و آنها را به صبر و شکیبائی وصف فرمود: و در این باره در قرآن آمده: ما از آنها رهبران و امامانی انتخاب کردیم که مردم را بطرف ما هدایت می کنند و صبر می نمایند و به آیات ما یقین دارند.
در اینجا رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: صبر در مقابل ایمان مانند سر در برابر بدن می باشد، و خداوند هم بر این صبر او را سپاس گفت، و در قرآن مجید فرمود: در برابر صبر و شکیبائی حجت خدا و سخنان او پایان گرفت و هر چه فرعون و قوم او درست کرده بودند همه را ویران ساختیم.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: آن بشارت و انتقام می باشد، در اینجا خداوند جنگ با مشرکان را مباح کرد و فرمود: مشرکان را هر جا دید بکشید و آنها را محاصره
ص: 120
نمائید و دستگیرشان سازید و در کمین آنها بنشینید و آنها را تعقیب نمائید، و هر جا یافتید بکشید.
خداوند متعال با دست رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و یاران و دوستان او کفار را از پا در آورد و پاداش صبر او را در آخرت به او می دهد، هر کس صبر کند و به امر خدا گردن نهد از دنیا بیرون نمی رود مگر اینکه دشمنانش هلاک می گردند و دیدگان او روشن می شوند، و به پاداش آخرت هم می رسند.
2- ابن ابی
یعفور گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: صبر و شکیبائی در رأس ایمان قرار دارد.
3- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: آزاد در همه حال خود آزاد می باشد و اگر مشکلاتی برای او رسید صبر می کند مصیبت هر چند پیاپی باشند او را از پا در نمی آورند، اگر او اسیر و مقهور هم گردد شکست نمی خورد، و مشکلات در اثر صبر آسان می گردند.
یوسف صدیق یک آزاد بود ولی او را به بردگی گرفتند و مقهور و اسیرش ساختند، ولی تاریکی چاه و وحشت و تنهائی و مصیبت ها به او صدمه نرسانید، تا آنگاه که خداوند بر او منت نهاد و آن ستمکار سرکش را برده او قرار داد بعد از آنکه مالک او بود، خداوند ملتی را به خاطر او رحمت کرد و اینها همه از صبر بود و این چنین در اثر صبر آدمی به نیکی ها می رسد اکنون صبر کنید تا پاداش بگیرید.
4- حمزه بن حمران گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: بهشت را با صبر و شکیبائی و تحمل مکروهات می توان بدست آورد، اینک هر کس در مشکلات دنیا صبر کند وارد بهشت می گردد، ولی جهنم همه از مشتهیات و لذت ها بدست می آید، و هر کس دنبال لذت ها برود وارد دوزخ می گردد.
5- ابو سیار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر گاه مؤمن وارد قبرش شود نماز در طرف راست و زکاه در طرف چپ او قرار دارد، نیکی بالای سرش و صبر هم در گوشه ای قرار دارد، هنگامی که فرشتگان می آیند از وی سؤال کنند صبر به نماز و زکاه و نیکیها می گوید اگر از شما کاری ساخته
نیست کنار روید تا من بیایم.
ص: 121
6- عبد اللَّه بن میمون از امام صادق علیه السّلام روایت می کنند که علی علیه السّلام وارد مسجد شدند و مشاهده کردند مردی با حالت حزن کنار در مسجد ایستاده است، امیر المؤمنین علیه السّلام به او فرمودند چرا محزون هستید، گفت: یا امیر المؤمنین پدر و برادرم را از دست داده ام، و ترسی مرا گرفته و از این جهت محزون هستم.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: تقوی داشته باشید و از خداوند بترسید، و صبر پیشه کنید، که صبر در کارها مانند سر در جسد می باشد، هر گاه سر نباشد بدن فاسد می گردد، و هر گاه آدمی در کارها صبر نداشته باشد، کارها از هم می پاشید.
7- سماعه بن مهران گوید: ابو الحسن علیه السّلام به من فرمودند: چرا به حج نمی روی، گفتم: قربانت گردم قرض زیادی دارم و مال خود را هم از دست داده ام، و اینک دینی که بر گردن دارم مرا بیشتر از دست رفتن مال رنج می دهد.
اینک اگر یکی از اصحاب ما مرا با خود به حج ببرد و یا مخارج حج را بدهد حج خواهم گذارد، امام علیه السّلام فرمود: اگر صبر کنی حالت بهتر خواهد شد و دیگران به حالت غبطه خواهند خورد، و اگر هم صبر نکنی باز هم خداوند مقدرات خود را انجام می دهد در اینجا چه راضی باشی و یا راضی نباشی کارها جریان خود را طی می کنند.
8- اصبغ بن نباته گوید: امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: صبر بر دو قسم است صبر در هنگام مصیبت که بسیار زیبا و با اهمیت است، و بهتر از این
صبر در برابر محرمات خداوند می باشد، هر گاه به حرامی برخورد کردید و صبر نمودید و آلوده به آن نشدید کار بزرگی کرده اید.
ذکر هم بر دو گونه می باشد یاد خداوند در هنگام مصیبت، و مهمتر از آن یاد کردن خداوند در هنگامی که آدمی می خواهد به گناه آلوده گردد، و در اینجا یاد خدا کند دست از گناه و آلودگی باز دارد، و یاد خداوند مانع از ارتکاب آن عمل گردد.
9- عرزمی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: زمانی خواهد آمد که کسی در آن به حکومت نمی رسد مگر اینکه مرتکب قتل و
ص: 122
خونریزی شود، و یا ظلم و ستم کند و سرکشی و تعدی نماید.
در آن زمان کسی به ثروت و مال نخواهد رسید مگر اینکه مال دیگران را غصب کند، و بخل داشته باشد و از بذل مال دریغ کند، و در آن زمان کسانی دوست پیدا می کنند، که از دین دست بردارند و دنبال هوی و هوس بروند.
هر کس آن زمان را درک کند و بر فقر و ناداری صبر نماید در حالی که می تواند خود را توانگر کند و مال بدست آورد، و بر دشمنی صبر می کند در حالی که می تواند دوستی نماید و در ذلت شکیبائی دارد در حالی که می تواند خود را عزیز سازد، خداوند به این افراد پاداش پنجاه صدیق را می دهد.
10- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: هنگامی که وفات پدرم علی بن الحسین علیه السّلام رسید مرا به سینه خود چسبانید و گفت ای فرزند من تو را وصیت می کنم
به وصیتی که پدرم مرا به آن وصیت کرد و آن این است ای فرزند در حق صابر باش اگر چه تلخ باشد.
11- امام باقر علیه السّلام فرمود: صبر بر دو نوع است ولی بهترین صبر شکیبائی در برابر فعل حرام است.
12- علی علیه السّلام فرمودند: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: صبر بر سه نوع است صبر در مقابل طاعت، صبر در برابر معصیت، هر کس در برابر مصیبت صبر کند تا خداوند او را آرامش دهد خداوند سیصد درجه پاداش به او می دهد.
فاصله بین آن درجه ها از یک دیگر به اندازه فاصله بین زمین و آسمان می باشد، و هر کس بر طاعت صبر کند، خداوند پاداش ششصد درجه به او می دهد که فاصله هر درجه از عرش تا فرش می باشد.
هر کس بر معصیت صبر کند، و خود را از گناه نگهدارد و آلوده به معصیت نگردد، خداوند متعال ثواب نهصد درجه به او می دهد که فاصله هر یک از آن درجات با درجه دیگر به اندازه فاصله قعر زمین تا منتهای عرش می باشد.
13- یونس بن یعقوب گوید: امام صادق علیه السّلام به من امر کردند تا نزد مفضل بروم و او را در مرگ اسماعیل تسلیت بگویم، فرمود: مفضل را سلام برسانید و
ص: 123
بگوئید ما به مرگ اسماعیل گرفتار شدیم ولی صبر کردیم، تو هم صبر کن همان گونه که ما صبر نمودیم، ما چیزی را می خواستیم و خداوند چیزی دیگر را اراده کرده بود، ما هم در اینجا تسلیم امر خداوند شدیم.
14- ابو حمزه ثمالی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس از مؤمنان گرفتاری
پیدا کند و صبر پیشه نماید خداوند پاداش هزار شهید به او می دهد.
15- عبد اللَّه بن سنان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خداوند صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: خداوند متعال فرمود: من دنیا را بین بندگان خودم به قرض نهاده ام، هر کس از آن به من قرض بدهد من به هر یک از ده تا هفتصد برابر خواهم داد، اینک هر چه می خواهد بر دارد.
اما اگر کسی به من قرض ندهد به زور و غلبه از او خواهم گرفت، و بعد سه چیز به آنها می دهم که اگر یکی از آنها را به فرشتگان خود می دادم راضی می شدند، و بعد این آیه شریفه را تلاوت کردند «الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ».
این یکی از آن خصلت ها می باشد، و رحمت خصلت دوم محسوب می گردد، وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ خصلت سوم می باشد، بعد از این امام علیه السّلام فرمودند: این خصلت ها برای کسانی است که از آنها به زور و قهر گرفته باشند.
16- یکی از اصحاب از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: ما صابر هستیم ولی شیعیان ما از ما صابرتر می باشند، عرض کردم قربانت گردم چگونه شیعیان شما از شما صابرتر هستند، فرمود ما می دانیم و صبر می کنیم و آنها صبر می کنند و نمی دانند چه خواهد شد.
17- علاء بن فضیل گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: صبر در مقابل ایمان مانند سر در برابر بدن می باشد، هر گاه سری نباشد بدنی نخواهد بود، و همین گونه هر گاه صبری نباشد ایمانی نیست.
عبد اللَّه سراج گوید: امام سجاد علیه السّلام فرمود:
صبر در مقابل ایمان مانند سر در مقابل بدن است، کسی که صبر ندارد ایمان ندارد.
ص: 124
18- سماعه گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند به گروهی نعمت بخشید ولی آنها سپاسگزاری نکردند در نتیجه آن نعمت ها برای آنها وبال شد، و از آن طرف گروهی را مبتلا فرمود و آنها صبر کردند، و بعد آن گرفتاریها برای آنان تبدیل به نعمت گردید.
19- ابان از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که آن جناب در تفسیر آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا» فرمود: یعنی در مصیبت ها صبر کنید.
20- یکی از روات نقل می کند که امام فرمود: اگر صبر قبل از گرفتاریها خلق نشده بود، مؤمن از هم می شکافت همان گونه که تخم مرغ هنگام برخورد به سنگ شکسته می گردد.
21- جابر گوید: از امام باقر علیه السّلام سؤال کردم خداوند تو را رحمت کند صبر جمیل چیست، فرمود: صبر جمیل آن است که به مردم شکایت نکنی.
22- ابو النعمان از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر کس برای مشکلات دنیا صبر نکند ناتوان می باشد.
23- رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس گرفتاریها را بشناسد بر آنها صبر می کند، و هر کس آنها را نشناخت ناراحت می گردد.
24- ابن مسکان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: در مصیبتها صبر نمائید، و بعد فرمود: هنگامی که قیامت بر پا شود منادی فریاد می کند صابران کجا هستند در اینجا گروهی از میان مردم حرکت می کنند و خود را معرفی می نمایند.
بار دیگر منادی صدا می زند که متصبران کجا می باشند، در اینجا نیز گروهی بر می خیزند و خود را معرفی
می کنند، راوی گوید: عرض کردم قربانت شوم صابران کیانند و متصبران کدام افراد هستند فرمود: صابران کسانی می باشند که واجبات را انجام می دهند و متصبران آنها هستند که از حرام دست باز داشتند و دنبال کارهای زشت نرفتند.
25- امام علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِکَهُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ
ص: 125
فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ» فرمودند: این آیه در باره ائمه اطهار علیهم السّلام و شیعیان صابر آنها نازل شده است.
26- امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه «أُولئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِما صَبَرُوا» فرمود: آنها امامان علیهم السّلام هستند.
27- ازدی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: آگاه باشید که فرمان ها از آسمان بطرف زمین فرود می آیند آنها مانند باران بر زمین می ریزند و به هر کس اصابت می کنند هر انسانی به اندازه خود زیاد و یا کم از آن استفاده می کنند، و به مال و اولاد و یا به سلامتی خود می رسند.
هر گاه به یکی از شما در خانواده و یا مال و یا خودتان مصیبتی وارد شد و یا در نزد دیگری غفلتی مشاهده کردید فورا او را سرزنش نکنید.
مرد مسلمان هرگز پستی کسی را آشکار نمی کند و احدی را تحقیر نمی سازد، و خود را از بازگوئی اسرار مردم نگه می دارد، و هر گاه از کسی سخن بگویند او خود را نگه می دارد، و در نزد افراد پست آبروی کسی را نمی برد.
او مانند بازیگری است که انتظار دارد اولین تیرش به هدف بخورد، و غنیمت ببرد، و زیان را از وی دفع
کند، مرد مسلمان هم که از خیانت و دروغ دوری می کند انتظار یکی از دو نیکی ها را دارد، یا منتظر مرگ است که بهتر از او در نزد خداوند برای او نیست.
یا منتظر روزی خداوند است که در نتیجه آن صاحب فرزند و مال می گردد، و دین و مقام خود را هم حفظ می کند، مال و فرزندان از حاصل دنیا هستند و عمل صالح حاصل آخرت می باشد، و گاهی خداوند آن دو را با هم جمع می کند.
28- ابن علوان گوید: امام باقر علیه السّلام از پدرش از علی علیه السّلام روایت می کند که فرمود: مردی به حقیقت ایمان نمی رسد مگر اینکه در او سه خصلت باشد، فهم در دین، صبر در مصیبت ها و برنامه ریزی درست در زندگی.
29- ثمالی از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر بنده ای بین سه چیز قرار دارد، گرفتاری، قضا و سرنوشت، و نعمت، در هنگام گرفتاری باید صبر کند،
ص: 126
و در باره سرنوشت و قضاء باید تسلیم شود، و در برابر نعمت باید سپاسگزاری نماید.
30- حارث اعور روایت می کند امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند مسلمانی با سه چیز کامل می گردد، فهمیدن احکام دین، حسن تدبیر در امور زندگی، و صبر در مصیبت ها.
31- عبد اللَّه بن سنان گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند متعال می فرماید: من دنیا را بین بندگان خود تقسیم کردم، اکنون هر یک از آنها که به من وام بدهد من به هر یک از آنها تا هفتصد برابر می دهم.
32- امام صادق علیه السّلام فرمود: علی علیه السّلام در وصیت خود
به فرزندش محمد حنفیه گفتند از عجب و خودخواهی دوری کنید و از بد اخلاقی و بی تابی خود را نگهدارید، اگر دارای این خصلت ها نباشید در میان مردم دوست پیدا نخواهی کرد، و همه از شما کناره گیری می کنند.
33- امام رضا علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که امام سجاد علیه السّلام فرمود:
مردم سه چیز را از سه کس یاد گرفتند صبر را از ایوب، شکر را از نوح، و حسد را از فرزندان یعقوب.
34- عمر بن علی از پدرش علی علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: علامت صابر سه چیز است، اول اینکه تنبلی نمی کند، دوم اینکه خسته نمی شود، سوم از خداوند شکایت نمی کند.
زیرا اگر او کسالت پیدا کند حق را ضایع خواهد کرد، و اگر خسته و افسرده گردد حق شکرگزاری را بجای نخواهد آورد، و اگر از خداوند شکایت نماید از وی نافرمانی کرده است.
35- ابو حمزه ثمالی روایت می کند که امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: هر گاه روز قیامت شود خداوند همه مردم را در یک جا جمع می کند، و بعد منادی فریاد می زند در حالی که همه آن را می شنوند، منادی می گوید اهل صبر کجا هستند.
ص: 127
در این هنگام گروهی از جای خود حرکت می کنند، در اینجا جماعتی از فرشتگان از آنها استقبال می کنند و می گویند صبر شما چه بود آنها می گویند ما نفس خود را در اطاعت خداوند به صبر واداشتیم و در معصیت او هم صبر کردیم، در این هنگام منادی صدا می زند راه آنها را باز کنید
تا وارد بهشت گردند و حسابی برای آنها نیست.
36- امام هادی علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه فصبر جمیل فرمود: یعنی صبری که در آن شکایتی وجود ندارد.
37- رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله از جبرئیل پرسید تفسیر صبر چیست، فرمود: در مشکلات صبر کنید همان گونه که در هنگام آسایش صبر می کنید، در فقر صبر نمائید همان طور که در توانگری صبر می نمائید در وقت گرفتاری صبر داشته باشید همان گونه که در وقت تندرستی و سلامتی صبر می کنید و از حالات خود نزد مردم شکایت نکنید.
38- ابن سنان از حضرت صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر گاه مؤمن را در قبرش بگذارند نماز در طرف راست، و زکاه در طرف چپ و نیکی بالای سرش قرار خواهند گرفت، و صبر هم در کناری قرار می گیرد، هنگامی که فرشتگان برای سؤال می آیند صبر به آنها می گویند: به کمک رفیق خود بروید، و اگر از شما کاری ساخته نیست کنار بروید تا من بیایم.
39- سکونی از امام صادق و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: سه چیز از ابواب خیر هستند، سخاوت نفس، پاکی سخن، و صبر در برابر آزار و اذیت.
40- حلبی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود خداوند متعال به داود وحی فرستاد که به خلاده دختر اوس بشارت بده که او در بهشت با تو همنشین خواهد بود، داود بطرف او رفت و در خانه اش را کوبید، او بیرون شد و گفت: آیا در باره من چیزی نازل
شده است.
داود گفت: آری، گفت: آن چیست، گفت خداوند متعال به من وحی کرده و
ص: 128
اطلاع داده که تو در بهشت با من همنشین خواهی بود و اینک آمده ام تو را مژده دهم، گفت: ممکن است در اینجا نامی با نام من مقارن شده باشد.
داود گفت: خیر مقصود خودت هستی، گفت یا نبی اللَّه من تو را تکذیب نمی کنم ولی به خداوند سوگند در خود چنین مقامی را مشاهده نمی کنم، داود گفت: به من خبر دهید که در باطن تو چه هست که این گونه مورد توجه قرار گرفته ای.
خلاده گفت: اینک تو را از باطن خود اطلاع می دهم و آن این است که هر مصیبتی بر من وارد شود و هر دردی که مرا فرا گیرد، و یا مشکلات و یا ناراحتی برای من فراهم شود و یا حاجتی و نیازی برای من پیش آید در همه اینها صبر می کنم.
من از خداوند درخواست نمی کنم آن مشکلات و شدائد را از من برطرف کند، تا آنگاه که خداوند آنها را از من رفع سازد، و مرا به عافیت و رفاه برساند، و من از خداوند چیزی در مقابل آنها نمی خواهم، در هر حال خداوند را سپاس می گویم، داود گفت: از همین جا به این مقام رسیدی.
امام صادق علیه السّلام بعد از این فرمودند: و این است دینی که خداوند برای بندگان شایسته خود پسندیده است.
41- روایت شده که صبر در هنگام گرفتاری بسیار نیکو و زیبا می باشد، و بهتر از آن صبر در برابر محرمات می باشد.
روایت شده هنگامی که روز قیامت بر پا شود، منادی ندا می کند صابران کجا هستند، در اینجا
گروهی از مردم بر می خیزند به آنها گفته می شود بروید و بدون حساب وارد بهشت گردید، فرشتگان از آنها استقبال می کنند و سؤال می کنند اعمال شما چه بود، می گویند ما در طاعت و معصیت خدا صبر می کردیم، می گویند آری این است پاداش عاملان.
روایت شده که در وصیت های پیامبران آمده بر حق صابر باشید اگر چه تلخ باشد.
ص: 129
در روایت آمده که یقین یک درجه بالاتر از ایمان است، و صبر از یقین بالاتر می باشد.
روایت شده هر کس در حق صابر باشد خداوند بهتر از آن به او عوض می دهد.
در روایت آمده که خداوند به رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله وحی فرستاد که من تو را به رفتار با مردم امر می کنم همان گونه که در انجام فرائض به شما امر کرده ام.
روایت شده که مؤمن کتمان و حفظ اسرار را از خداوند آموخته است، و رفتار با مردم را از پیامبر فرا گرفته و صبر در هنگام سختی ها و آسانیها را از امام تعلیم گرفته است.
روایت شده که امام علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه «اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا ... لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» فرمود: بر طاعت خدا و امتحان او صبر کنید، در اطاعت از پیامبر و کسی که در جای او قرار می گیرد همدیگر را به صبر توصیه نمائید و از این دو طریق منحرف نشوید و با هم رابطه برقرار کنید، و حتما رستگار خواهید شد.
از عالم علیه السّلام روایت شده که فرمود: صبر در هنگام سلامتی و رفاه مهمتر است از صبر در هنگام گرفتاری و پریشانی مقصود این است که صبر در هنگام وسعت زندگی و
فراهم بودن همه وسائل و استفاده از لذائذ آماده است ولی آدمی صبر می کند و در حرام وارد نمی شود بسیار مهم می باشد.
روایت شده که مؤمن به سه خصلت شایستگی پیدا می کند و پاک می گردد، فهم و درک در مسائل دینی، اندازه گیری در امور زندگی و حسن معیشت، و صبر در مشکلات.
42- امام صادق علیه السّلام فرمود: صبر و شکیبائی باطن بندگان را پر از نور و پاکی می کند و بی تابی و شکایت دل آدم را پر از تاریکی و ترس می گرداند، همه مردم ادعای صبر دارند ولی فقط صبر و شکیبائی در نزد بندگان خاضع پروردگار به ثبوت می رسد، و آنها هستند که در مشکلات صبر می کنند.
همه خود را صابر نشان می دهند و جزع و بی تابی را انکار می کنند جزع و
ص: 130
اضطراب و عدم صبر منافقان را رسوا می کند، زیرا محنت ها و مصیبت ها هنگامی که فرود می آیند از نیت ها خبر می دهند در اینجا راستگو و دروغگو از هم شناخته می شوند و درون ها آشکار می گردند.
صبر در حقیقت مانند آب تلخی است که کام انسان را تلخ می کند و صابر همواره در سختی زندگی می کند و زندگی پیوسته برای او تلخ است، اما اگر آدمی در اضطراب بسر برد آن را صبر نمی گویند، اما جزع و بی تابی در واقع اضطراب دل و عدم آرامش و سکون می باشد.
شخص مضطرب همواره در غم و اندوه بسر می برد و جزع و بی تابی می کند، آرامش ندارد، حالات او همواره در حال تغییر است، و هر حادثه ای که در آن خضوع و بازگشت و تضرع بسوی خداوند نباشد و آدمی در آن حادثه به خداوند توجه نکند او
را بی تاب و بی صبر می گویند.
صبر آبی است که آغاز آن تلخ و پایان آن شیرین می باشد، هر کس به پایان آن توجه کند موفق می گردد، و هر کس به اوائل توجه نماید توفیق پیدا نمی کند، هر کس قدر صبر را بداند همواره در انتظار امری خواهد بود تا صبر کند خداوند در داستان موسی و خضر می گوید: وَ کَیْفَ تَصْبِرُ عَلی ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً، خضر به موسی گفت: از مطلبی که اطلاع نداری چگونه می توانی صبر کنی.
هر کس در برابر مکروهات صبر کند و به کسی شکایت نبرد و جزع و بی تابی نداشته باشد و اسرار خود را فاش نسازد او از صابران به حساب می آید و بهره اش همان است که خداوند فرمود: وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ یعنی آنها را به بهشت و مغفرت مژده بدهید.
هر کس با خوشحالی از گرفتاریها استقبال کند و با وقار و آرامش و سکون صبر پیشه کند، و از طبقات خاص و صابران ویژه محسوب می گردد و بهره اش همان است که خداوند فرمود: إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ*.
43- آدم بن عیینه گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: چه بسا یک ساعت صبر خوشحالی زیادی را برای انسان می آورد و چه بسا لذت زود گذری که
ص: 131
برای آدمی اندوه و غم طولانی ایجاد می کند.
44- امام رضا علیه السّلام از امام سجاد سلام اللَّه علیه روایت می کند که فرمود: شما اگر برای بدست آوردن پنج چیز به مسافرت بروید و آنها را بدست بیاورید ارزش دارند، و آنها عبارتند از: هیچ بنده ای نباید از کسی بترسد مگر از گناهش.
جز از خداوند از کسی دیگر امید
نداشته باشد، اگر چیزی نمی داند بدون حیاء و شرم در جواب سائل بگوید نمی دانم، و صبر در برابر ایمان مانند سر در برابر بدن می باشد، و ایمان ندارد کسی که صبر ندارد.
علی علیه السّلام از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت می کند که فرمود: صبر بر سه قسم است صبر در مصیبت، و صبر در طاعت، و صبر بر معصیت، هر کس در مصیبت صبر کند خداوند به او سیصد درجه پاداش عطا می کند که بین هر درجه با درجه دیگر به اندازه بین زمین و آسمان است.
هر کس در طاعت صبر کند خداوند به او ششصد درجه مقام می دهد که بین هر درجه تا درجه دیگر به اندازه عرش تا فرش است، و هر کس در معصیت صبر کند خداوند به او هفتصد درجه عطا می کند که فاصله آنها خیلی زیاد می باشد.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ای مردم صبر پیشه کنید، زیرا هر کس صبر ندارد دین ندارد، و نیز فرمود: اگر صبر کنید مقدرات در باره شما جاری خواهد شد و شما ماجور می شوید، ولی اگر صبر نکنید و بی تابی نمائید مقدرات خواهد گذشت و شما گناهکار محسوب می گردید.
امام صادق علیه السّلام فرمود: صبر سرآمد ایمان است، و نیز فرمود: صبر از ایمان مانند سر در بدن است، هنگامی که سر برود بدنی نخواهد بود و همین طور اگر صبر نبود ایمانی هم نخواهد بود.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند متعال می فرماید: هر گاه به یکی از بندگانم مصیبتی در مال و یا فرزندان و یا بدن او وارد کنم، و بعد او صبر کند من شرم دارم
بعد از آن برای وی محکمه تشکیل دهم و یا حساب و کتابی برای وی در نظر بگیرم.
ص: 132
از محمد بن علی علیهما السّلام سؤال شد صبر جمیل چیست، فرمود: صبری که در آن شکایت نباشد و بعد فرمود: شکایت که گشایشی در کارها ایجاد نمی کند، شکایت و بی تابی دوست را محزون می کند و دشمن را خوشحال می گرداند.
علی علیه السّلام فرمود: حسن خلق، نیکی، و حلم از اخلاق پیامبران به شمار می روند و نیز فرمود: زمانی خواهد آمد که حکومت استقرار پیدا نمی کند مگر با ظلم و جور و کشتن مردم، و مالی بدست نمی آید مگر به بخل، و رفاقت حاصل نمی گردد مگر با پیروی از هوای نفس و خروج از دین یعنی همه دوستی ها روی اغراض دنیوی می باشد.
هر کس آن زمان را درک کند و بر فقر صبر نماید در حالی که توانائی دارد مال بدست بیاورد، و یا در ذلت صبر نماید در حالی که می تواند عزّت پیدا کند، و بر دشمنی مردم صبر نماید در حالی که توانائی دارد محبت مردم را جلب سازد خداوند به این گونه مردمان پاداش پنجاه صدیق را می دهد.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر یک از مؤمنان که گرفتار شوند و صبر نمایند خداوند پاداش هزار شهید را به آنها می دهد و نیز فرمود: بی تابی در هنگام مصیبت همه اش محنت است.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر نعمتی غیر از بهشت کوچک می باشد، و هر بلائی غیر از آتش آسان است.
45- جابر گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم صبر جمیل چیست فرمود:
آن صبری است که در
آن به مردم شکایت نشود، ابراهیم یعقوب را بطرف یک راهب فرستاد تا کاری که داشت انجام دهد هنگامی که راهب او را دید خیال کرد ابراهیم است.
او فورا جلو دوید و او را در بغل گرفت، و گفت ای خلیل خدا خوش آمدید، یعقوب گفت: من ابراهیم نیستم بلکه یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم می باشم، راهب گفت: پس چرا من شما را بزرگ می بینم گفت غم و اندوه مرا به این روز انداخته است.
ص: 133
یعقوب هنوز در کوچک نگذشته بود که خداوند به او وحی کرد ای یعقوب شکایت مرا به بندگان بردی، یعقوب در همان کنار در به سجده افتاد و گفت: بار خدایا دیگر آن سخن را نخواهم گفت خداوند هم به او وحی کرد من از تو گذشتم دیگر این سخن را بر زبان جاری مکن.
بعد از این یعقوب هر چه بر سرش آمد به مردم چیزی نگفت و از مشکلات و سختیهای روزگار سخنی بر زبان جاری نکرد، و تا آنجا که در داستان فرزندش یوسف گفت: من از حزن و اندوه خود به خداوند شکایت می برم و می دانم آنچه از طرف خدا آمده ولی شما نمی دانید.
46- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: صبر بر دو نوع است صبر در هنگام مصیبت که بسیار خوب است و بهتر از آن صبر در هنگام رسیدن به حرام است، و ذکر هم دو قسم می باشد، ذکر خداوند در هنگام مصیبت و بزرگتر از آن یاد خدا در هنگام برخورد با حرام می باشد که یاد خدا او را از حرام باز می دارد.
47- داود بن فرقد از امام صادق علیه السّلام
روایت می کند که خداوند متعال به موسی بن عمران علیه السّلام وحی فرستاد و گفت: من مخلوقی محبوب تر از بنده مؤمن خود نیافریده ام، من او را گرفتار می کنم تا به آنچه برای او خیر است برسد.
من او را از چیزهائی که برای او خیری دارد مخفی می دارم و به او امید می دهم آنچه را که برای او خیر می باشد من به حال بنده مؤمن خود آگاه می باشم، او باید به حکم من راضی گردد و از نعمت های من سپاسگزاری کند و در گرفتاری ها صبر نماید تا او را در برابر این اعمال در زمره صدیقان به حساب آورم.
48- امام صادق علیه السّلام فرمود: هر مؤمنی نوعی گرفتاری دارد و او باید همواره در انتظار گرفتاری های زیادی باشد، اگر او در آن گرفتاریها صبر کند خداوند او را از آن گرفتاریها عافیت می دهد و اگر صبر نکند و بی تابی نماید گرفتاری دیگری به او می رسد او باید صبر کند و تحمل نماید.
49- ثمالی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر یک از شیعیان ما که مبتلا گردند و صبر نمایند خداوند به آنها پاداش هزار شهید را می دهد.
ص: 134
50- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ای اسحاق مصیبتی که در آن صبر کرده ای و پاداش آن را هم از خداوند گرفته ای آن را مصیبت ندان، مصیبت آن است که صاحب آن از پاداش محروم گردد و صبر نداشته باشد.
51- امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس در هنگام گرفتاری صبر نداشته باشد ناتوان است هر نعمتی شکری دارد و هر مشکلی آسان می گردد، اینک در هنگام
مصیبت صبر کنید و در فقدان اولاد و یا مال شکیبائی داشته باشید خداوند عاریه ها و بخشش های خود را می گیرد تا شما را در شکر و سپاس بیازماید.
52- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند به گروهی نعمت عطا کرد، آنها شکر نکردند آن نعمت ها برای آنها وبال شد، ولی گروهی را به مصیبت ها گرفتار فرمود و آنها صبر کردند و به نعمت رسیدند.
53- ربعی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: صبر و گرفتاری برای رسیدن به مؤمن با هم مسابقه می دهند و بلاء خود را به او می رساند و او هم صبر می کند، گرفتاری و بی تابی هم برای رسیدن به کافر با هم مسابقه می دهند و گرفتاری خود را به او می رساند و او هم بی تابی می کند.
54- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: پیش آمدها روزی به پایان خواهند رسید، هر گاه یکی از شما برایش پیش آمد سوئی شد باید تسلیم شود و صبر کند تا آن مشکل رفع گردد، اگر بخواهید با حیله و مکر از آن نجات پیدا کنید گرفتار می شوید.
علی علیه السّلام می فرمودند: صبر در برابر ایمان مانند سر در برابر بدن می باشد، هر کس صبر ندارد ایمان ندارد، و می فرمود: صبر بر سه نوع است، صبر در برابر مصیبت و صبر در برابر طاعت و صبر در برابر معصیت.
امام صادق علیه السّلام فرمود: صبر بر دو نوع می باشد، صبر در هنگام گرفتاری که بسیار زیبا هست و بهتر از آن صبر در هنگام روبرو شدن با حرام است.
امام صادق علیه السّلام فرمود: با سپاسگزاری می توان از چیزهای مورد علاقه زیاد بدست آورد و با صبر
و شکیبائی هم می توان از پیش آمدهای بد کاست.
ص: 135
55- ابن عمیره گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: از خداوند بترسید و شکیبا باشید، و بدانید هر کس صبر نکند بی تابی او را از پا در می آورد، و اگر در بی تابی از بین رفت پاداشی نخواهد یافت.
56- جابر عبد اللَّه گوید: امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: از گنج های بهشت نیکی و مخفی کردن کار است، و نیز در مشکلات و خویشتن داری در مصائب.
57- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: صبر کردن تو در برابر محرمات آسان تر است از صبر نمودن تو در عذاب قبر، و هر کس برای خدا صبر کند به او خواهد رسید.
58- علی علیه السّلام فرمود: صبر بر دو نوع می باشد، صبر بر آنچه خوشت نمی آید، و صبر از آنچه از آن خوشت می آید.
علی علیه السّلام فرمود: صبور پیروزی را از دست نخواهد داد اگر چه زمان آن طول بکشد.
امیر المؤمنین سلام اللَّه علیه فرمود: هر کس را صبر نجات ندهد، بی تابی او را هلاک می کند.
علی علیه السّلام فرمود: هر گاه سختی به انتهاء رسید فرج حاصل می گردد، هنگامی که حلقه های گرفتاری تنگ شوند در آنجا گشایش پیش می آید.
59- رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: با صبر می توان به فیروزی رسید و راه نجات پیدا کرد، هر کس دری را بکوبد آخر آن در باز می گردد.
علی علیه السّلام فرمود: صبر مرکبی است که از پا در نمی افتد، و قناعت شمشیری است که کند نمی گردد فرمود: بهترین عبادت صبر و سکوت و انتظار فرج می باشد.
علی علیه السّلام فرمود: صبر سپری است که آدمی را از فقر و
پریشانی نگه می دارد، و نیز فرمود: هر کس سوار مرکب صبر شد هدایت می گردد و در میدان پیروز می شود.
60- امام صادق علیه السّلام فرمود: آزاد در همه حال آزاد است، و اگر گرفتار مصیبتی شد صبر می کند، و اگر مصیبت ها پشت سر هم بر او فرود آیند کمرش خم
ص: 136
نمی گردد، و اگر اسیر و مقهور گردد، بار دیگر مشکلات و سختیها تبدیل به آسایش می گردند.
یوسف صدیق و امین علیه السّلام اندوهش به او زیان نرسانید، اگر چه او را به بردگی گرفتند و مقهور و اسیر گردید، تاریکی چاه و وحشت آن و سختی هائی که در آنجا به او رسید او را زیان نرسانید، و آن حاکم ستمگر را برده او نمود، پس از اینکه مالک او بود.
خداوند او را به عنوان پیامبر مبعوث فرمود: و امتی را به خاطر او مورد ترحم قرار داد، و صبر هم این چنین عواقب نیکی دارد، اینک صبر کنید تا پیروز شوید، و مواظب صبر باشید تا خداوند متعال به شما پاداش بدهد.
61- امام باقر علیه السّلام فرمود: هر کس صبر کند و کلمه استرجاع بر زبان جاری نماید، و در هنگام مصیبت خداوند را سپاس گوید، به هر چه خداوند برای او مقدر کرده راضی شود اجرش با خداوند خواهد بود اما اگر صبر نکند قضاء خدا بر او جریان پیدا می کند و مورد مذمت قرار می گیرد و اجرش هم ضایع می شود.
62- امام علیه السّلام فرمود: هر بنده مسلمانی که گرفتاری پیدا کند و صبر نماید خداوند پاداش هزار شهید برای او می نویسد.
ابو الحسن علیه السّلام فرمود: خداوند هر کس را به مصیبتی
گرفتار کند و او در آن مصیبت صبر کند پاداش هزار شهید را خواهد داشت.
علی علیه السّلام فرمود: سرشت مؤمن بر این است که در مشکلات صبر کند
63 در توکل، رضا و تسلیم
1- ابو حمزه ثمالی گوید: امام علی بن الحسین علیهما السّلام فرمود: از منزل بیرون شدم تا به دیوارها رسیدم و به آن تکیه دادم، در این هنگام مردی ظاهر شد که دو جامه سفید در بر داشت و در مقابل من قرار گرفت و به من نگاه می کرد.
ص: 137
بعد از این گفت: ای علی بن الحسین چرا شما را محزون می نگرم، آیا برای دنیا محزون هستی که روزی خداوند به نیکوکار و بدکار می رسد، گفتم: برای مال دنیا ناراحت نیستم، و مطلب همان است که شما آن را بر زبان جاری کردید.
گفت: پس برای آخرت اندوهگین هستی، او هم وعده ای درست و یک سلطان قاهری در آن حکومت خواهد کرد، گفتم: برای این هم غصه نمی خورم و مطلب همان گونه است که می گوئی پرسید پس چرا غم و غصه دارید و ناراحت هستید.
فرمود: از فتنه فرزند زبیر و گرفتاری مردم می ترسم، او خندید و بعد گفت:
ای علی بن حسین آیا دیده ای کسی از خداوند خواسته ای داشته باشد و دعا کند خداوند او را اجابت نکند گفتم: خیر گفت: آیا دیده ای کسی به خدا توکل کند خدا او را کفایت نکند، گفتم: خیر بعد گفت: آیا مشاهده کرده ای کسی از خدا چیزی بخواهد و خدا به او ندهد گفتم خیر، و بعد از نظرم ناپدید شد.
2- مفضل از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خداوند به داود وحی کردند هر بنده ای
که در خانه من بیاید و به من توسل پیدا کند و به مخلوقات من توجه نداشته باشد من این را از نیت او می دانم و راز دل او را می شناسم.
بعد از این اگر همه آسمانها و زمین هم با او مکر کنند برای وی راه بیرون شدن از آن مکرها را فراهم می کنم، و اگر بنده به مخلوقات من روی بیاورد و به آنها توسل جوید او را هم از نیتش می شناسم و همه اسباب و وسائل را از او قطع می کنم و او را بر زمین فرو می برم و باکی ندارم که هر جا برود و هلاک گردد.
3- عبد الرحمن بن کثیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: عزّت و توانگری در حال حرکت می باشند، و هر جا به توکل رسیدند در آنجا وطن می کنند.
4- عبد اللَّه بن سنان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر بنده ای که بطرف خداوند برود و به آنچه مورد علاقه خدا می باشد، روی آورد، خداوند هم به او توجه می کند و به کارهای مورد علاقه او می رسد، و هر کس به خداوند چنگ بزند خداوند هم او را نگه می دارد.
ص: 138
هر کس مورد نظر خدا قرار گرفت و در حصار او در آمد باکی ندارد که اگر آسمان بر زمین فرود آید، و یا حادثه ای در زمین پدید آید و همه را فرا گیرد او در حزب خدا قرار دارد و از هر بلائی مصون است، مگر خداوند نفرموده إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقامٍ أَمِینٍ.
5- علی بن سوید از ابو الحسن اول علیه السّلام روایت می کند که از آن حضرت از تفسیر آیه شریفه
سؤال کردم، فرمود: توکل درجاتی دارد یکی از آنها این است که همه کارهای خود را به خداوند واگذاری.
خداوند هر چه برایت پیش آورد راضی باشی و بدانی که هر چه او برایت مقدر کرده خیر است و سعادت و شرفت در آن می باشد، و هر چه خدا حکم کرد باید راضی شوی، و اینک به خدا در کارها توکل داشته باش و به او اطمینان پیدا کن.
6- معاویه بن وهب گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس سه چیز عطا شود از سه چیز محروم نمی گردد، هر کس موفق به دعا شد از اجابت محروم نمی شود، و هر کس موفق به شکر و سپاسگزاری شد از زیادی نعمت محروم نخواهد شد.
هر کس به توکل توفیق پیدا کرد خداوند او را کفایت می کند، بعد از آن فرمود: مگر در کتاب خدا نخوانده ای که فرمود: هر کس به خداوند توکل کند خدا او را کفایت می کند و در جای دیگر فرمود: اگر شکرگزاری کنید خداوند هم زیاد می کند و به نعمت های شما می افزاید، و نیز فرمود: مرا بخوانید تا شما را اجابت نمایم.
7- حسین بن علوان گوید: در یک مجلس علم قرار گرفتیم، و من زاد و توشه خود را در یکی از سفرها از دست داده بودم، بعضی از یاران ما گفتند شما از کدام شخص انتظار مساعدت دارید، من نام یک نفر را بردم.
او گفت: حاجت خود را به او نگو زیرا او خواسته ات را انجام نمی دهد و آرزوهایت را برآورده نمی کند، گفتم: تو از کجا می دانی او مرا ناامید خواهد کرد، گفت: از امام صادق علیه السّلام شنیده ام که فرمود:
خداوند می فرماید: به
عزّت و جلال خودم سوگند و به مجد و عظمت و مقام
ص: 139
بلندم سوگند یاد می کنم که هر کس جز من از دیگری حاجت بخواهد و به دیگران توجه کند، آرزوهای آنها را بر نمی آورم و آنان را ناامید می کنم.
جامه خواری در بر آنها می نمایم، و آنها را در نزد مردم رسوا می سازم، و از مقام قرب خود دور می گردانم، و از نزدیک شدن او به خود بازش می دارم، او در سختی ها آرزوی کمک از دیگران را دارد در حالی که همه سختی ها در دست من می باشد.
او از غیر من آرزو می کند و در خانه دیگری را می کوبد، در حالی که همه کلیدها در دست من است و درهای بسته را من باز می کنم، و در خانه من روی همه باز می باشد، آیا کدام یک برای رفع پریشانی و گرفتاری نزد من آمد و من او را ناامید کردم.
آیا کدام کس با امید در خانه من آمد که من امید او را قطع کردم، من آرزوهای بندگان خود را نزد خود محفوظ گذاشته ام آنها به این رضایت پیدا نمی کنند و جای دیگر می روند، من همه آسمان ها را از فرشتگان پر کرده ام و آنها از ذکر و تسبیح خسته نمی گردند.
من به فرشتگان امر کرده ام درهای خانه مرا روی بندگان نبندند ولی مردم به گفته من اعتماد ندارند، مگر او نمی داند اگر حادثه ای نابهنگام او را دریابد او هرگز قدرت ندارد آن را از خود دور گرداند و کسی بدون اجازه من توانائی ندارد او را نجات دهد.
پس چرا آن بنده از من گریزان است، و خود را با افکار و اندیشه های دیگری
مشغول کرده است، او بدون اینکه از من سؤال کند مورد بخشش من قرار گرفت، و بعد از اینکه نعمت ها را از وی گرفتم و او ناتوان شد، اینک به جای دیگری می رود و از وی حوائج خود را می خواهد و رفع پریشانی خود را طلب می کند.
آیا او انتظار دارد قبل از اینکه از من سؤال کند خواسته های او را بر آورم، و بعد از من سؤال کند و پاسخ نگیرد، آیا من بخیل هستم و نمی خواهم چیزی به او دهم، و مرا به بخل نسبت دهد، مگر جود و احسان و فضل و عنایت در دست من
ص: 140
قرار ندارند.
مگر عفو و رحمت در نزد من نیست، مگر من مرکز آمال و آرزوهای بندگان نیستم، چه کسی غیر از من آرزوها را برطرف می کند و حوائج را بر می آورد، مگر آرزومندان نمی ترسند که از دیگران آرزو دارند و دل به جاهای دیگر بسته اند.
اگر اهل آسمانها و زمین همه آرزو کنند، و من خواسته همه را برآورم از دولت و کشورم هرگز چیزی کاسته نخواهد شد و ذره ای در آن تغییر پیدا نخواهد کرد، چگونه کاسته می گردد ملکی که من نگهبان او می باشم، بدا به حال آنهائی که از رحمت من ناامید شده اند، و بدا به حال آنهائی که مرا نافرمانی کنند و مراقب من نباشند.
8- عبد اللَّه بن قاسم از امام صادق علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که علی علیه السّلام فرمود: به آنچه امیدوار نیستی از آنچه امیدواری بیشتر امیدوار باش، زیرا موسی بن عمران علیه السّلام رفت آتش بیاورد ولی پیامبر بازگشت و خدا
با او سخن گفت.
ملکه سبا به دیدن سلیمان رفت ولی بعد از بازگشت به کشورش مسلمان مراجعت نمود و ساحران فرعون رفتند تا عزّت و قدرت او را به رخ مردم بکشند، ولی خود مسلمان شدند و دست از فرعون کشیدند.
9- جابر جعفی گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: موسی بن عمران علیه السّلام گفت بار خدایا به آنچه حکم کرده ای راضی می باشم، خدایا بزرگان را می میرانی، و کودکان را نگه می داری، خداوند فرمود: ای موسی مگر نمی خواهی من آنها را روزی دهم و از آنها سرپرستی نمایم، گفت: چرا می خواهم تو هم وکیل خوبی هستی و هم سرپرست خوب.
10- حسن بن جهم گوید: از امام رضا علیه السّلام سؤال کردم و گفتم: قربانت گردم، توکل را تعریف کنید، فرمود: توکل آن است که جز از خداوند از کسی نترسی، و کسی را با او همسان ندانی عرض کردم تواضع را بیان فرمائید و حد آن را روشن کنید.
ص: 141
امام رضا علیه السّلام فرمود: تواضع آن است که برای خود بخواهی آنچه برای دیگران می خواهی، عرض کردم قربانت گردم می خواهم بدانم در نزد شما چگونه هستم، فرمود: بنگرید من در نزد شما چگونه می باشم.
11- وهب بن وهب گوید: امام صادق از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند می فرماید: ای فرزند آدم از من اطاعت کن و هر چه می گویم انجام بده، و مصالح خود را هم به من تعلیم نده.
12- بزنطی گوید: امام رضا علیه السّلام فرمود: ایمان چهار رکن دارد، توکل بر خداوند، رضایت به خواسته های او و تسلیم در برابر
اوامر او، و واگذاری امور به او، یکی از بندگان شایسته گفت: من کارهای خود را به خدا وامی گذاریم، و خداوند هم او را از ناراحتیها حفظ کرد.
13- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: هر کس به روزگار اعتماد کند بر زمین خواهد افتاد.
14- امام صادق علیه السّلام فرمود: به خداوند اعتماد کن تا مؤمن به حساب آیی، و به آنچه خداوند تقسیم کرده راضی باش تا بی نیاز گردی.
15- حماد بن عیسی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود:
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: لقمان به فرزندش وصیت می کرد و در ضمن وصیت ها فرمود: ای فرزند من کسانی که یقین آنها ناقص و نیت آنها در طلب روزی ضعیف است باید عبرت گیرند.
خداوند متعال بشر را در سه حالت قرار داده و رزق او را هم عطا کرده است، و او در هیچ یک از آنها کسبی نکرده و چاره جوئی ننموده است ولی در حالت چهارم به او روزی عطا می کند.
اما نخستین مرحله انسان هنگامی است که در رحم مادر قرار دارد خداوند او را در آن جای آرام روزی می دهد، و سرما و گرما هم او را اذیت نمی کند، بعد از این او را از رحم مادر بیرون می آورد و روزی او را در شیر مادر قرار می دهد، شیر مادر هم او را کفایت می کند و با همان بزرگ می گردد بدون اینکه از خود نیروئی داشته
ص: 142
باشد.
بعد از آن از شیر گرفته می شود و روزی او را پدرش از کسب خود می دهد و با رأفت و محبت و از روی قلب به او خدمت می کند، آنها توانائی ندارند که اندکی
از کودک خود غفلت کنند و حتی حاضرند جان خود را هم فدای او کنند.
اما هنگامی که فرزند بزرگ شد و عقل او رشد پیدا کرد خود بطرف کسب و کار و زندگی می رود و در این جا شک و شبهه ها برای او ایجاد می گردد و شیطان او را وسوسه می کند تا به خداوند بد گمان گردد، و منکر حقوق در اموال خود می شود.
او در این هنگام حتی به زن و فرزندان خود هم توجه نمی کند و به آنها سخت گیری می نماید و می ترسد روزیش تنگ گردد و اموالش از دست برود و به آینده اطمینان پیدا نمی کند، و نسبت به آینده مضطرب می شود، ای فرزند من این چنین بنده ای بد می باشد.
16- صفوان در یک حدیث مرفوع از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: شیطان می گوید: من در پنج چیز توانائی ندارم و نمی توانم در آنها تصرف داشته باشم، ولی سایر امور همه در قبضه تصرف و قدرت من می باشند، کسانی که با نیت درستی به خداوند توجه داشته باشند، و در همه امور به خداوند توکل نمایند.
کسانی که در شب و یا روز زیاد خداوند را تسبیح گویند، کسی که برای برادر مؤمن خود بپسندد آنچه را که برای خود می پسندد، کسی هنگامی که مصیبت بر او وارد شد بی تابی نداشته باشد، و کسی که به تقسیم خداوند در باره روزی رضایت داشته باشد.
17- امام رضا علیه السّلام از پدرش و از او امام صادق علیه السّلام روایت می کند که از مردی سؤال کردند: در جواب آن حضرت گفته شد او بیمار است، امام علیه السّلام برای عیادت او رفتند و در کنارش
قرار گرفتند و او را در حال بیماری یافتند.
امام علیه السّلام به او فرمودند به خداوند حسن ظن داشته باشید، گفت: به خداوند
ص: 143
حسن ظن دارم، ولی برای دخترم غصه می خورم، و فقط اندوه آنها مرا بیمار کرده است، امام علیه السّلام به او فرمود: از کسی که امیدواری حسنات تو را مضاعف کند و گناهانت را محو نماید از او بخواه تا اوضاع دخترانت را اصلاح کند.
مگر نمی دانی رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هنگامی که از سدره المنتهی می گذشتم و از شاخه ها و برگهای آنجا هم عبور کردم، در آنجا مشاهده کردم که میوه هائی از شاخه ها آویزان است که مانند پستان از آنها شیر می چکد.
از بعضی شاخه ها عسل می چکید، و از بعضی آنها روغن و از پاره چیزهائی مانند مغز گندم تراوش می کرد، و از جاهائی هم جامه ها آویزان بودند و اینها همه بطرف زمین آویزان بودند، من با خود گفتم مرکز این پستان ها کجا هستند و اینها از کجا بیرون شده اند.
در اینجا جبرئیل با من نبود چون من از مقام وی گذشته بودم، در این هنگام خداوند ندا کرد ای محمد من اینها را از اینجا رویانیده ام تا از آنها به دختران مؤمنان غذا بدهم، و اینها برای دختر و پسران امت تو می باشند، اکنون به پدران دختران بگوئید از پریشانی آنها نترسید من همان طور که آنها را خلق کرده ام به آنها روزی هم می دهم.
18- عمرو بن سیف از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: روزی را از راه حلال طلب کن، که او تو را در امور دینت کمک می کند، و مرکب
خود را ببند و بعد به خداوند توکل کن.
19- امام باقر علیه السّلام فرمود: ای جابر این کیست که از خداوند سؤال کرد و خدا حاجت او را نداد، و یا بر او توکل نمود و خدا او را کفایت نکرد و یا به وی اطمینان کرد او نجاتش نداد.
20- رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس دوست دارد پرهیزکارترین مردم باشد باید به خداوند توکل کند، و هر کس دوست دارد بی نیازترین مردم باشد باید به آنچه در نزد خداوند است بیشتر اعتماد داشته باشد تا آنچه که در دست خودش می باشد.
ص: 144
21- رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله از جبرئیل سؤال کرد توکل بر خداوند چیست فرمود:
توکل آن است که بداند مخلوق نه زیان می رساند و نه سود، نه عطا می کند و نه منع می نماید، و اینکه از مردم مایوس گردد.
هر گاه بنده ای چنین بود جز برای احدی کار نمی کند، و جز از خداوند از کسی امیدواری ندارد و از کسی هم نمی ترسد، و جز خداوند از کسی هم طمع ندارد، و این است معنی توکل بر خدا و واگذاری کارها به او.
22- ابن نباته گوید: امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: خداوند به داود علیه السّلام وحی فرستاد فرمود: ای داود تو چیزهائی را می خواهی و من هم اراده ای دارم، و جز اراده من چیزی واقع نخواهد شد، اگر در برابر قضاء من تسلیم گردی هر چه بخواهی می دهم، و اگر تسلیم نگردی در برابر خواسته هایت به مشقت خواهید افتاد، و بعد هم آنچه را اراده کنم واقع خواهد شد.
23- ابن خالد از امام رضا
علیه السّلام و او از پدرانش روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند متعال می فرماید: هر کس به قضاء من راضی نباشد و به تقدیر من ایمان نیاورد باید خدائی غیر از من را برگزیند.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: قضاء پروردگار برای مؤمن خیر می باشد.
24- فراء از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر کس به قضاء راضی باشد قضاء به او خواهد رسید و پاداش هم خواهد گرفت، و هر کس از قضاء راضی نباشد قضاء می آید و خداوند اجر او را باطل می کند.
25- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: هر کس به آنچه خداوند تقسیم فرموده راضی باشد بدنش در آسایش خواهد بود.
26- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: والاترین طاعت خداوند خوشنودی از مقدرات خداوند است و آنچه خدا برای بندگانش مقدر کرده مورد علاقه او باشد چه خوشش بیاید و یا نیاید، و خداوند هر چه برای بندگان خود مقرر کرده همه اش خیر است.
27- حسن بن موسی از پدرش و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول
ص: 145
خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: دنیا در حال نقل و انتقال و زوال می باشد، هر چه سهم در آن داشته باشی به تو خواهد رسید اگر چه ضعیف و ناتوان باشی.
اما اگر بر زیان تو باشد هر چه نیرو داشته باشی و بخواهی جلو زیان را بگیری نخواهی توانست و آن زیان به تو خواهد رسید، و هر کس امیدش را از آنچه از دست او رفته قطع کند بدنش در آسایش خواهد بود،
و هر کس راضی باشد به آنچه خدا روزی کرده دیدگانش روشن می گردد.
28- ابن فرقد از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خداوند به موسی بن عمران وحی فرستاد و فرمود: ای موسی من گروهی را خلق کرده ام که از بندگان مؤمن خود هم بیشتر آنها را دوست می دارم، من او را به آنچه خیر او هست گرفتار می کنم و یا او را عافیت می دهم و این هر دو برای او خیر می باشد.
من می دانم بنده ام را چه چیز اصلاح می کند، او باید در برابر گرفتاریهائی که من برای او می آورم صبر کند، و از نعمت های من سپاسگزاری نماید و او باید از قضاء من خوشنود شود، اگر چنین باشد او در نزد من از صدیقان بشمار هست، در صورتی که در کارها خوشنودی مرا در نظر بگیرد، و از دستورات من اطاعت کند.
29- داود بن سلیمان از امام رضا علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند متعال می فرماید: ای بنی آدم همه شما گمراه می باشید مگر آنهائی را که من هدایت کرده ام، و همه شما فقیر هستید مگر آنهائی را که من بی نیاز نموده ام.
همه شما هلاک می گردید مگر کسانی را که من نجات می دهم، اینک از من بخواهید تا شما را بی نیاز کنم و به راه سعادت و خوشبختی راهنمائی نمایم، بعضی از بندگان مؤمن را جز فقر چیزی آنها را اصلاح نمی کند و اگر او را مال دار کنم فاسد می گردد.
گروهی از بندگانم شایستگی پیدا نمی کنند مگر اینکه سالم و تندرست باشند، اگر او را بیمار نمایم فاسد خواهد شد،
جمعی از بندگان من در عبادت من کوشش می کنند و شب ها را سر پا ایستاده و نماز می گذارند و عبادت و پرستش می کنند.
ص: 146
بعض از شب ها خواب بر آنها غلبه پیدا می کند و این خواب را من بر آنها مسلط می کنم، او بخواب می رود و هنگام صبح از خواب بر می خیزد و خود را ملامت می کند که چرا خواب ماندم و از عبادت و نماز شب محروم شدم، او همواره متاسف و ناراحت می باشد.
اگر من او را هر شب توفیق عبادت و نماز شب را بدهم عجب و خودخواهی او را فرا می گیرد، و این عجب او را هلاک می سازد، او خیال می کند با این عبادات از همه عابدان بالاتر است و از حدود مقصران گذشته، و از این جهت از من دوری می کند در حالی که گمان دارد به من نزدیک است.
اینک باید عاملان به اعمال خود تکیه نکنند اگر چه اعمال آنها نیک باشد، و گناهکاران هم باید به خاطر گناه خود مایوس نگردند اگر چه گناه آنها زیاد باشد، آنها باید به رحمت من اطمینان داشته باشند و به فضل من امیدواری پیدا کنند.
آنها باید به حسن توجه من اطمینان پیدا نمایند، برای اینکه تدبیر کار بندگان من با خودم می باشد و هر چه صلاح آنها باشد خودم مقدمات آنها را فراهم می سازم، و من به بندگان آگاه و بصیر می باشم و از لطائف حالات آنها اطلاع دارم.
30- سلیمان بن خالد از امام صادق علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله یکی از روزها خندیدند به اندازه ای
که دندان هایش نمایان شد، و بعد فرمودند نمی گوئید چرا خندیدم گفتند بفرمائید یا رسول اللَّه فرمود: تعجب دارم از مرد مسلمانی که همه مقدرات خداوند برای او خیر است و عاقبت نیکی برای او دارد.
31- ابن عباس گوید: رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله بسیار گرسنه شدند و بطرف کعبه رفتند و از پرده های آن گرفتند و فرمودند: ای خدای محمد، محمد را بیش از این گرسنه نداشته باش، بعد از این جبرئیل نازل شد و با خود یک لوزه آورد.
جبرئیل گفت: ای محمد خدایت سلام می رساند، فرمود: ای جبرئیل خداوند خود سلام است و سلام ها از او و بطرف او بازمی گردند، گفت: خداوند می فرماید این لوزه را باز کنید، بعد از اینکه رسول خدا آن را باز کردند در آن برگ سبزی
ص: 147
یافتند که بر آن نوشته بود.
خداوندی جز خدای یگانه نیست، و محمد فرستاده و رسول او می باشد من محمد را بوسیله علی تایید کردم و او را یاری نمودم کسی انصاف ندارد و به حق سخن نگفته است که خداوند را در قضاء و حکمش متهم ساخته است و او را در دادن روزی بی توجه بداند.
32- علی علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه وَ کانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُما فرمود: آن کنز لوحی بود از طلا که در آن نوشته شده بود بنام خداوند بخشنده مهربان خدائی جز خدای واحد نیست و محمد رسول او می باشد تعجب دارم از کسی که می داند مرگ حق است باز هم خوشحالی می کند.
در شگفت هستم از کسی که به مقدرات معتقد است چگونه محزون می گردد، تعجب دارم از کسی که آتش را
به یاد می آورد چگونه می خندد و تعجب دارم از کسی که گردش روزگار را مشاهده می کند و تغییرات آن را می نگرد چگونه به آن اطمینان پیدا می کند.
33- ثمالی از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: بنده بین سه چیز زندگی می کند گرفتاری، قضاء و نعمت، در هنگام گرفتاری باید صبر کند، و در وقت قضاء خداوند تسلیم واجب است و در هنگام نعمت خداوند شکر واجب می باشد.
34- عبد الحمید بن ابی العلاء گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: شرک از حرکت مورچه هم مخفی تر است فرمود: از موارد شرک آن است که انگشتری خود را برای عرض حاجت تحویل بدهد، و یا چیزی شبیه آن.
35- امام علیه السّلام در تفسیر آیه «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیْ ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِکَ غَداً إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ» فرمود: خداوند از پیامبر خود چهل روز وحی را قطع کرد برای اینکه رسول خدا به قریش وعده کرده بود که فردا به شما خواهم گفت ولی کلمه ان شاء اللَّه را بر زبان جاری نساخته بود، و لذا خداوند فرمود هر گاه خواستی چیزی در آینده بگوئی ان شاء اللَّه را فراموش نکن.
36- مقاتل بن سلیمان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامی که موسی
ص: 148
بطرف کوه طور برای مناجات می رفت، گفت: بار خدایا خزائن خود را به من نشان بده، فرمود: ای موسی من هر گاه بخواهم چیزی را ایجاد بکنم به او می گویم وجود پیدا کن او هم وجود پیدا می کند.
گفت: بار خدایا کدام یک از مخلوقات نزد تو مبغوض تر می باشند فرمود: آن کسی که مرا متهم می کند، کدام یک از مخلوقات تو
را متهم می کند، فرمود: کسانی که از من خیر می خواهند من هم به آنها خیر می دهم، ولی او در اینجا مرا متهم می کند و به حکم و قضاء من راضی نمی گردد.
37- حمزه بن حمران گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ابو جعفر باقر علیه السّلام از منزلش بیرون شد و به بیابان های اطراف شهر رفت و بر دیواری تکیه داد و در اندیشه فرو رفت، در این هنگام مردی رسید و گفت: ای ابو جعفر چرا محزون هستی.
اگر اندوهت برای دنیا می باشد که روزی خدا در آنجا به نیکوکار و بدکار می رسد، و یا برای آخرت غمگین هستی که خداوند در وعده های خود صادق است و او روز قیامت حاکمیت و اقتدار دارد.
امام علیه السّلام فرمود: من در فتنه پسر زبیر فکر می کنم و حزنم برای آن است.
آن مرد گفت: آیا مشاهده کرده ای کسی که از خداوند می ترسد خداوند او را نجات ندهد، و یا دیده ای کسی که بر خداوند توکل نماید خدا او را کفایت نکند، و یا کسی که از خداوند طلب خیر کند خدا خیری به او ندهد، امام باقر علیه السّلام فرمود آری چنین است و این مرد خضر علیه السّلام بود.
38- امام رضا علیه السّلام از پدرانش روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله می فرمود:
خداوند فرموده: هر مخلوقی که به مخلوق دیگری متوسل شود و مرا فراموش کند، اسباب و وسائل آسمانها و زمین را از او خواهم گرفت.
اگر از من چیزی بخواهد به او نخواهم داد، اگر دعا کند اجابت نمی کنم و اگر مخلوقی در خانه من بیاید و به من توسل پیدا کند آسمان و
زمین را ضامن روزی او می گردانم، از من هر چه بخواهد می دهم، و هر دعائی بکند اجابت می نمایم، و اگر
ص: 149
توبه کند قبول می کنم.
39- امام رضا از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که حسین بن علی علیهم السّلام فرمود:
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: خداوند فرموده: هر مؤمنی که به جز من مونسی برای خود بگیرد و او را به آرزوهایش نخواهم رسانید و جامه خواری را بین مردم به او خواهم پوشانید.
او را از مقام قرب خود دور خواهم کرد و راهی به من پیدا نخواهد کرد و طرد خواهد گردید، کدام کس به من امیدوار شد و از من حوائج خود را طلبید و از همه جا دل کند و به در خانه من آمد که من او را از در خانه خود دور کردم و امید او را بر نیاوردم.
40- امام علیه السّلام فرمود: هر کس می خواهد قوی ترین مردم باشد باید به خداوند توکل داشته باشد، از آن حضرت سؤال کردم حد توکل چیست فرمود: آن است که جز از خداوند از کسی نترسی.
روایت شده که عزّت و توانگری در حرکت و سیر می باشند و هر گاه به توکل رسیدند و او را دریافتند در آنجا وطن می نمایند.
عالم علیه السّلام فرمود: توکل بر خداوند درجاتی دارد که بعضی آنها این است که در کارهای خود به خداوند اطمینان پیدا کنی و هر چه برایت پیش آمد از آن راضی باشی.
روایت شده که خداوند به داود علیه السّلام وحی کرد و فرمود: ای داود هر بنده از بندگان من که مرا پناهگاه خود بداند و به من
توسل جوید و به مخلوقات من روی نیاورد و به آنها چنگ نزند و آنان را پناهگاه خود نگیرد و نیت خود را هم پاک کند، اگر همه اهل آسمانها و زمین او را آزار و اذیت کنند من راه خروج از آن فتنه ها را برایش باز می کنم.
اما اگر بنده ای از بندگانم به یکی از مخلوقات پناه ببرد، و او را بر مقدرات خود حاکم گرداند و نیت او نیز بر اینها گواهی دهد همه اسباب و وسائل دنیا را از وی قطع خواهم کرد، و زمین را زیر پایش سست خواهم نمود و باکی نخواهم
ص: 150
داشت که در کجا به هلاکت برسد.
عالم علیه السّلام فرمود: خداوند متعال می فرماید: سوگند به عزّت و جلال خودم و سوگند به مقام بلندم، هر بنده ای که خواسته مرا به خواسته های خود ترجیح دهد و دست از هوای نفس خود بردارد دل او را بی نیاز خواهم کرد و آخرت را همت او قرار خواهم داد، و وسیله زندگی او را فراهم کرده و او را خودکفا خواهم کرد.
من آسمان و زمین را ضامن روزی او می کنم، و حوائج او را بر می آورم، و دنیا ناچار بطرف او خواهد آمد، سوگند به عزّت و جلالم و بلندی مقام و جایم، هر بنده ای که خواسته های خود را بر خواسته های من ترجیح دهد امیدش را قطع می کنم، و به اندازه ای که برای او مقدر کرده ام او را روزی می دهم.
روایت شده که بعضی از علماء می گفتند: پاک و منزه است آن خدائی که اگر همه دنیا خیر بود کسی را که دوست می داشت در آنجا هلاک می کرد، و پاک
است آن خدائی که اگر همه دنیا شر و فساد بود باز هر کس را که می خواست نجات می داد.
روایت شده که از هر چه امید نداری امیدوارتر باش تا به آنچه امیدواری، موسی بن عمران علیه السّلام بیرون شد تا برای خاندانش آتش بیاورد ولی خداوند با وی سخن گفت و به عنوان پیامبر به میان آنها بازگشت.
ملکه سبا بطرف سلیمان رفت و به دست او مسلمان شد، ساحران فرعون به میدان موسی علیه السّلام آمدند تا عزت فرعون را حفظ کنند، ولی در نتیجه ایمان آوردند، روایت شده چیزی که گذشت نگو کاش چنین و چنان می شد.
عالم علیه السّلام فرمود: هر گاه خداوند بخواهد به ما عطا می کند، و هر گاه بخواهد ندهد ما راضی هستیم.
روایت شده که داناترین مردم کسانی هستند که به حکم خداوند راضی تر باشند.
روایت شده بالاترین طاعت خداوند صبر و رضایت است، و روایت شده خداوند برای هر بنده ای هر چه مقدر کرده باشد و بنده به آن رضایت دهد خداوند
ص: 151
در آن خیر قرار می دهد.
روایت شده که خداوند متعال به موسی بن عمران علیه السّلام وحی کرد ای موسی من مخلوقی را محبوب تر از مؤمن نیافریدم، اگر او را گرفتار می کنم برای او خیر است و اگر او را عافیت می دهم باز برای او خیر می باشد، او باید در گرفتاری ها صبر کند و نعمت های من را سپاس گوید: و به حکم من راضی باشد و در این صورت او را در زمره صدیقان خواهم نوشت.
از عالم علیه السّلام روایت شده که فرمود: مؤمن همواره در معرض خیرات می باشد اگر او را با مقراض از هم
پاره پاره کنند برای او خیر خواهد بود، و اگر حکومت شرق و غرب را هم بدست بیاورد باز هم برای او خیر می باشد.
روایت شده هر کس متدین شد همه نیکی ها را فرا گرفته است، روایت شده که خداوند متعال دنیا را به همه می دهد چه دوست خدا باشد و یا نباشد، و لیکن دین را فقط به دوستان خود می دهد.
در یک حدیثی دیگر آمده است که خداوند دین را به خاصان و برگزیدگان از مخلوقات خود می دهد.
روایت شده هر گاه چیزی از دنیا طلب کردی و به آن نرسیدی متوجه باش که خداوند تو را ویژگی هائی از دین عطا کرده و دیگران را از آن محروم ساخته است، اگر به دین برسی و جانت را در این راه بدهی بهتر است از اینکه جان خود را برای دنیا از دست بدهی.
روایت شده که خداوند به داود وحی کرد که فلان زن دختر فلان شخص در بهشت با تو در یک مقام خواهد بود، داود رفت و از او پرسید تو این مقام را از کجا بدست آورده ای، او هم جریان خود را گفت و معلوم شد او هم مانند سایر مردم زندگی می کند.
داود پرسید نیت شما چگونه است، گفت من در هر جایی که هستم برای من فرق نمی کند، اگر دیروز وضعی داشته ام و امروز آن وضع تغییر کرده باشد ناراحت نیستم و همه در نظر من یکسان می باشند داود گفت: حسن ظنت به خدا تو را به
ص: 152
این مقام رسانیده است.
عالم علیه السّلام فرمود: به خداوند سوگند مؤمن به خیر دنیا و آخرت نمی رسد مگر اینکه به خداوند حسن
ظن داشته باشد و به او امیدوار گردد و خلقش نیکو شود، و از غیبت کردن مؤمنان دست باز دارد.
به خداوند سوگند پروردگار مؤمنی را عذاب نمی کند در حالی که توبه و استغفار کرده باشد مگر اینکه به خدا سوء ظن حاصل کند و در امیدواری به او کوتاهی نماید، و بد خلقی کند و از مؤمنان غیبت نماید.
به خداوند سوگند هر بنده ای که به خداوند حسن ظن پیدا کند، خداوند هم به حسن ظن او رفتار خواهد کرد، زیرا خداوند کریم است و شرم دارد که حسن ظن و امید بنده اش را بی اثر سازد، اکنون به او حسن ظن پیدا کنید و بطرف او بروید، خداوند می فرماید: کسانی که به خدا سوء ظن دارند در دام بدی گرفتار خواهند شد.
روایت شده که داود علیه السّلام گفت: ای خدا به تو ایمان نیاورد و عرفان حاصل نکرد آن کس که به تو حسن ظن ندارد.
روایت شده آخرین شخصی که بطرف آتش برده می شود بر می گردد و می گوید: بار خدایا من چنین گمانی در باره شما نداشتم، خداوند می فرماید گمانت در باره من چه بود، می گوید: من گمان می کردم شما از گناهان من در می گذری و عفوم می کنی و در بهشت جای می دهی.
در این هنگام خداوند می فرماید: ای فرشتگان من به عزّت و جلال و رأفت و مقام خود سوگند یاد می کنم که این بنده یک لحظه هم به من حسن ظن نداشت، و اگر لحظه ای به من حسن ظن داشت او را از دوزخ نمی ترسانیدم، به او بگوئید دروغ می گوید و بعد هم وارد بهشت کنید.
عالم علیه السّلام فرمود: خداوند متعال می فرماید: متوجه باشید که
عاملان نباید به اعمال خود متکی باشند، آن اعمالی که برای رسیدن به ثواب و پاداش من انجام می دهند، زیرا اگر آنها هر چه کوشش کنند و خود را به زحمت بیاندازند نمی توانند
ص: 153
حق عبادت را به جای آورند.
آنها هر چه عبادت کنند باز هم مقصر خواهند بود و به کنه عبادت نخواهند رسید و به کرامت ها و الطاف من دست نخواهند یافت، آنها باید به رحمت من اطمینان داشته باشند و به فضل و احسان من امیدوار گردند.
عاملان باید با حسن ظن به من توجه کنند و مطمئن گردند، در این هنگام است که رحمت من شامل آنها می گردد و لطف من آنها را فرا می گیرد، و رضوان و مغفرت من آنان را می پوشاند، من بخشنده و آمرزنده هستم و به همین عنوان نام گذاری شده ام.
از عالم علیه السّلام روایت شده که فرمود: خداوند به موسی بن عمران علیه السّلام وحی کردند که دو نفر از بنی اسرائیل را در حبس نگهدارند، او هم آنها را به زندان انداخت و بعد آزادشان کرد، موسی بطرف یکی از آنها توجه کرد و دید مانند نخی باریک کشته است.
موسی از وی پرسید چرا این چنین لاغرشده ای گفت: از خوف خدا لاغر شده ام و بعد به دومی نگاه کرد دید او هم چنان مانند اول است و تغییری در آن پیدا نشده است موسی گفت: شما هر دو با هم زندان رفتید چرا با هم فرق دارید.
مرد دومی گفت: من به خداوند حسن ظن دارم و می دانستم که او به بندگان خود محبت می کند از این رو در من اثری نگذاشت، موسی گفت: بار
خدا سخنان هر دو بنده ات را شنیدی اینک کدام یک از آنها بهتر هستند، فرمود: آن کس که حسن ظن داشت.
عالم علیه السّلام فرمود: خداوند متعال به موسی بن عمران علیه السّلام وحی کرد: ای موسی به بنی اسرائیل بگو من در نزد بندگانی هستم که به من حسن ظن دارند، او هر گونه گمانی که در باره من داشته باشد به آن خواهد رسید.
41- امام صادق علیه السّلام فرمود: توکل جامی است که خداوند آن را پر کرده و مهر بر آن نهاده است، کسی آن را باز نمی کند و نمی آشامد مگر اینکه بر خدا توکل داشته باشد، خداوند در قرآن مجید فرمود: باید اهل توکل به خداوند توکل داشته
ص: 154
باشند.
در جایی دیگر فرمود: بر خداوند توکل داشته باشید اگر مؤمن هستید، در اینجا توکل را کلید ایمان دانسته است و ایمان قفل توکل به حساب می آید، حقیقت توکل ایثار است و اصل ایثار استعمال شی ء در حقیقت آن می باشد.
متوکل در توکل خود دو ایثار را اثبات می کند، اگر ایثارش دنیائی باشد در آن محجوب خواهد ماند، و اگر خدائی باشد با وی باقی می ماند، اینک اگر می خواهی متوکل خدائی باشی پنج تکبیر نثار روحت بگردان و از همه آرزوها دست بردار همان طور که مرده از زندگی دست بر می دارد.
پائین ترین حد توکل آن است که با همت و کوشش با مقدورات خود مسابقه ندهی، و از آنچه در قسمت به تو رسیده گردن فرازی نکنی و زیاده روی نداشته باشی، و از آنچه از دست داده ای فراموش کنی و منتظر آمدن آن نباشی، اگر به این سه موضوع توجه
نکنی ایمانت از دست خواهد رفت در حالی که توجه نداری.
اگر می خواهی پاره از شعار متوکلان را بدانی به این داستان توجه داشته باش، و آن این است که روایت شده یکی از متوکلان نزد بعضی از امامان رفت و گفت جواب یکی از مسائل مرا که در باره توکل می باشد بدهید.
امام هم آن مرد را به حسن توکل می شناخت و از ورع و پرهیزکاری او اطلاع داشت، و می دانست او در سؤال خود راستگو می باشد و قبل از اینکه او سؤال کند امام از دل او آگاه بود، امام گفت در جای خود قرار بگیر و ساعتی به من مهلت بده.
او هم صبر کرد تا امام جواب او را حاضر کند، در آن هنگام که او سر بزیر انداخته بود ناگهان فقیری از مقابل آنها گذشت، امام علیه السّلام دست در جیب خود کرد و چیزی از آن در آورد و به فقیر داد، و بعد متوجه سائل شد و فرمود: سؤال خود را مطرح کن.
سائل گفت: ای امام من می دانستم که تو قدرت داری جواب مرا فورا بدهی و احتیاج به مهلت هم نداشتی چرا از پاسخ من تاخیر فرمودی، امام فرمود: برای
ص: 155
اینکه معنی آن را قبل از سخن گفتن من بدانی، هنگامی که من خود را اهل سهو و نسیان نمی دانم، ولی خداوند به دل آگاهی دارد، من چگونه از توکل سخن بگویم در حالی که در جیب من یک درهم وجود داشته باشد.
من هنگامی از توکل سخن می گویم که آن یک درهم را نیز ایثار کرده باشم، و بعد از توکل صحبت کنم، سائل در اینجا
فریادی کشید و سوگند یاد کرد تا زنده است در منزل و آبادی سکونت نکند، و با بشری انس نگیرد.
42- ثمالی از امام سجاد علیه السّلام روایت می کند که فرمود: از منزل بیرون شدم تا به کنار دیوارها رسیدم و بر دیواری تکیه زدم، در این هنگام مردی آمد که جامه سفید در بر داشت، و در مقابل من قرار گرفت و گفت:
ای علی بن الحسین چرا تو را محزون و غمگین مشاهده می کنم آیا برای دنیا محزون هستی که روزی خداوند برای نیکوکار و بدکار حاضر می باشد گفتم برای این محزون نمی باشم و مطلب همان است که شما می گوئید.
گفت: پس برای آخرت اندوهگین می باشی که آن هم وعده ای درست و در آنجا یک حاکم عادل حکومت می کند، پس اکنون چرا خائف و محزون هستی، گفت: من از فتنه فرزند زبیر می ترسم، راوی گوید آن مرد در این حال خنده کرد و گفت:
ای علی ابن الحسین آیا مشاهده کرده ای کسی را که به خدا توکل کرده باشد و خداوند او را کفایت نکند، گفتم خیر، گفت: ای علی بن الحسین آیا متوجه شده ای کسی از خداوند بترسد و خدا او را نجات نداده باشد گفتم: خیر.
بعد از این گفت: ای علی بن الحسین آیا کسی را مشاهده کرده ای که از خداوند چیزی بخواهد و یا حاجتی را طلب کند، اما خداوند خواسته های او را انجام ندهد، گفتم خیر امام سجاد علیه السّلام گوید: بعدا متوجه شدم کسی در مقابل من نیست.
43- امام صادق علیه السّلام فرمود: کسی که کارش را به خداوند واگذارد در آسایش همیشگی قرار خواهد گرفت، و همواره در زندگی لذت بخشی بسر
خواهد
ص: 156
بود، کسی که کارها را از روی حقیقت تفویض می کند همتش بسیار عالی می باشد و همان گونه است که علی علیه السّلام فرموده است.
رضیت بما قسم اللَّه لی و فوضت امری الی خالقی
کما أحسن اللَّه فیما مضی کذلک یحسن فیما بقی
خداوند متعال در قرآن مجید در باره مؤمن آل فرعون فرمود: من کار خود را به خدا وامی گذارم، و خداوند به کارهای بندگان بینا می باشد، پروردگار او را از مکر آنها محفوظ داشت و به آل فرعون عذاب دردناکی را مسلط ساخت.
تفویض پنج حرف دارد و هر حرفی نشانه حکمی است، هر کس به حرفی از آن عمل کند آن حکم را به جای آورده است، تاء نشانه ترک تدبیر امور دنیا می باشد، فاء فانی شدن هر همتی است جز همتی که انسان را به خدا برساند.
واو نشانه وفاء به عهد و تصدیق وعده ها می باشد، و یا نشانه یاس از خویشتن و یقین به خدا است، و ضاد نشانه ضمیر پاک و ضرورت نیاز به خداوند می باشد، مفوض کسی را گویند که صبح می کند و از آفات بدور است، و شب ها با عافیت از دین بسر می برد.
44- امام صادق علیه السّلام فرمود: صفت رضا آن است که از آنچه دوست دارد راضی باشد و از آنچه دوست نمی دارد، رضا پرتو نور معرفت می باشد و راضی کسی را گویند که از اختیارات خود فانی باشد و راضی در حقیقت همان مرضی عنه می باشد.
رضا اسمی است که همه معانی عبودیت در آن جمع می شوند، و تفسیر رضا خوشحالی قلب می باشد، از پدرم محمد باقر علیه السّلام شنیدم فرمود: علاقه قلب به موجود
شرک است و به مفقود کفر می باشد و آن هر دو از سنت خارج هستند، شگفت از کسی است که ادعای عبودیت خدا می کند ولی در مقدرات او منازعه می نماید راضیان و عارفان از این دور هستند.
45- رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: متوجه باشید کاری نکنید که بنی اسرائیل مرتکب شدند، و با نعمت های خداوند دشمنی نداشته باشید و در برابر خداوند
ص: 157
چیزی نتراشید، هر گاه یکی از شما در روزی و یا زندگی خود گرفتار شد و به چیزهائی مبتلا گردید که آنها را دوست نمی دارد و بطور قطع از خداوند طلب نکند که آنها را از وی برطرف سازد.
ممکن است در این درخواست مرگ و هلاکت او برسد، و او باید در این گونه موارد بگوید بار خدایا به جاه محمد و آل او که از پاکان هستند اگر در این کارهائی که مرا ناراحت کرده برای من خیری هست و دینم را سود می رساند مرا بر آنها صبر عطا کن و نیرو بده.
خداوندا مرا توانائی عطا نما تا آن مشکلات را تحمل کنم، و مرا نشاطی بده تا سنگینی های آن را بدوش کشم، و اگر چنان که در آن خیری نیست بر من منت گذار و مرا به قضاء خودت خوشنود گردان و خداوندا تو را سپاس می گذارم، هر گاه این کلمات را بگوئی خداوند هر چه برایت خیر باشد مقدر می سازد.
46- یعقوب بن شعیب گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند متعال به یوسف فرمود: آیا من تو را محبوب پدرت قرار ندادم، و تو را با زیبائی و حسن صورت بر همگان فضیلت
ندادم، و کاروان را فرستادم تا تو را از چاه بیرون بیاورند.
مگر من نبودم که مکر زنان را از تو دور کردم و از گزند آنان تو را نگهداری نمودم، پس چرا به یک مخلوقی توجه کردی و به او روی آوردی و از وی خواستی تا تو را از زندان نجات دهد، و برای همین جهت چند سال دیگر هم در زندان ماندی.
47- یکی از راویان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامی که یوسف علیه السّلام به آن جوان گفت: مرا در نزد صاحبت بیاد آور جبرئیل نزد یوسف آمد و با پایش او را مضروب ساخت و او را تا زمین هفتم برد.
جبرئیل گفت: ای یوسف بنگر چه مشاهده می کنی گفت: سنگ کوچکی را می نگرم که میان آن شکافته است، گفت: در آنجا چه می بینی، یوسف گفت: کرم کوچکی را می نگرم، جبرئیل پرسید چه کسی به آن روزی می دهد گفت: خدا.
جبرئیل گفت: خدایت می گوید: من این کرم را فراموش نمی کنم، و آن را در
ص: 158
میان سنگ در وسط دریا در قعر زمین هفتم روزی می دهم آیا گمان کردی من تو را فراموش می کنم تا به آن جوان بگوئی مرا در نزد اربابت فراموش نکن.
ای یوسف به خاطر این سخن چند سال دیگر هم باید در زندان بمانی، یوسف گریه کرد به آن اندازه که ماهیان دریا هم به حال او گریستند، از گریه یوسف زندانیان ناراحت شدند و قرار شد روزی گریه کند و روزی سکوت نماید، روزی که سکوت می کرد حالش بسیار بد می شد.
48- مالک بن عطیه گوید: امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه «وَ
ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ» فرمود: او گفتار مردی است که می گوید: اگر فلان کس نبود من هلاک می شدم و اگر فلان کس نبود من به فلان مصیبت گرفتار می گردیدم، و اگر فلان کس نبود خانواده من تلف می شدند.
مگر مشاهده نمی کنی که در همه این موارد برای خداوند شریک قائل شده است، او دیگری را رازق و دافع دانسته است، راوی گوید: عرض کردم اگر بگویم خداوند بر من منت نهاد و فلان شخص را رسانید و او مرا نجات داد فرمود: این گونه مانعی ندارد.
49- بزنطی از امام رضا علیه السّلام روایت می کند که فرمود: تعجب دارم از کسی که خداوند را می شناسد چگونه می گوید خدا روزی مرا به تاخیر انداخته و یا چگونه بر قضاء پروردگار صبر نمی کند.
50- رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: اگر شما به خداوند توکل می کردید آن طور که شایسته توکل می باشد خداوند شما را روزی می داد همان گونه که پرندگان را روزی می دهد پرندگان با شکم گرسنه از لانه بیرون می روند و با شکم پر بر می گردند.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس می خواهد نیرومندترین مردم باشد باید به خداوند توکل داشته باشد.
امیر المؤمنین سلام اللَّه علیه فرمود: هر کس به خداوند اطمینان پیدا کند خداوند خوشحالی او را به او نشان می دهد، و هر کس به خداوند توکل نماید
ص: 159
کارهای او را کفایت می کند.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس می خواهد پرهیزکارترین مردم باشد باید به خداوند توکل کند.
امام باقر علیه السّلام فرمود: هر کس به خداوند توکل کند مغلوب نخواهد شد
و هر کس به خدا پناه برد فرار نمی کند و شکست هم نمی خورد.
51- سعید بن حسن گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: من باکی ندارم که فقیر یا بیمار و یا غنی باشم زیرا خداوند می فرماید من برای مؤمن جز خیر نخواسته ام.
52- ابو عبیده حذاء گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند:
بعضی از بندگان مؤمن امور دینشان اصلاح نمی شود مگر با فقر و پریشانی و یا بیماری در بدن ها، من آنها را به فقر و پریشانی و بیماری گرفتار می کنم تا امر دین آنها اصلاح شود.
گروهی از بندگانم اهل عبادت می باشند و شب ها از خواب بیدار می گردند و از بستر نرم و لذت بخش بر می خیزند و نماز شب می گذارند و در عبادت من خود را به مشقت و تعب می اندازند، بعضی از شب ها خواب را بر آنها مسلط می کنم و آنها در خواب می مانند.
آنها هنگام صبح از خواب بر می خیزند و خود را سرزنش می کنند و از اینکه در خواب مانده اند ناراحت هستند و اگر آنها همواره موفق به این کار باشند عجب و خودپسندی آنها را فرا خواهد گرفت و گرفتار خود بینی می گردند، و از همین جا هلاک خواهند شد.
خودپسندی و یا از خود راضی بودن و مغرور شدن به اعمال خود آدمی را از خداوند دور می کند اگر چه او خود را به خداوند نزدیک می داند، پس باید عاملان به اعمال خود متکی نباشند و بخواهند از این راه به ثواب و پاداش من برسند.
اگر بندگان هر چه کوشش کنند و خود را خسته نمایند و عمر خود را در عبادت من بگذرانند باز هم
مقصر هستند و حق عبادت را آن طور که هست اداء نکرده اند، و آنها با این عبادت ها نمی توانند به کرامت و احسان من برسند و یا
ص: 160
داخل بهشت من کردند و از نعمت ها بهره مند گردند.
بندگان باید به رحمت و لطف من اطمینان پیدا کنند، و به فضل و عنایت من امیدوار باشند، و به حسن ظن در باره من مطمئن گردند، در اینجا هست که رحمت من آنها را فرا خواهد گرفت، و به رضوان من خواهند رسید، و عفو من شامل آنها خواهد شد.
53- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند:
حالت مؤمن شگفت انگیز است خداوند هر چه در باره او انجام دهد برایش خیر است، خواه از آن خوشحال باشد و یا بد حال اگر او را گرفتار کند کفاره گناهانش می گردد، و اگر به او چیزی بدهد و یا او را گرامی بدارد بخشش خواهد بود.
54- امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند نعمت هائی به بندگان خود می دهد که هرگز آرزوهای آنها را نداشت، و چه آرزوهائی بندگان می کردند که خیر آنان در آن آرزوها نبود چه افرادی که در هلاکت خویش کوشش می کنند و از حظ خود دور مانده اند.
55- زراره گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: در قضاء خداوند هر خیری برای مؤمن وجود دارد.
56- طریف از حضرت صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: بنده که دوست خداوند می باشد دعا می کند و از خداوند چیزی می خواهد، پروردگار به فرشته موکل امر می کند حاجت او را برآور ولی عجله نداشته باش زیرا من میل دارم صدای او را بشنوم.
ولی
هنگامی که بنده دشمن خداوند دعا می کند و از او چیزی می خواهد خداوند به آن فرشته امر می کند حاجت او را به هر چه زودتر انجام بده، زیرا من صدای او را دوست نمی دارم، امام فرمود: مردم می گویند اگر یکی حاجتش بر آورده می گردد و یا دیگری محروم می شود برای این است که یکی نزد خداوند احترام دارد، و دیگری بی ارزش می باشد.
57- محمد بن سنان گوید: ابو الحسن علیه السّلام فرمود: هر کس اندوهگین شود
ص: 161
اهلیت آن را دارد، سزاوار است مؤمن به آنچه خداوند در باره او انجام می دهد راضی باشد.
58- ابو خلیفه گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر گاه خداوند برای مؤمن چیزی مقدر کند و مؤمن هم از آن راضی باشد خداوند در آن کار برایش خیر می آورد.
59- عبد اللَّه بن سنان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند متعال به حکمت و علم خود خوشحالی و انبساط را در یقین و رضا قرار داده ولی اندوه و غم را در شک گذارده است، اینک از خداوند راضی باشید و کار خود را به او واگذارید.
60- ابن مسکان از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خوشنودی از پیش آمدهای ناپسند از بالاترین درجات یقین می باشد.
امام علیه السّلام فرمود: هر کس صبر کند و از خداوند راضی باشد و از هر چه برایش مقدر شده چه خوب باشد و یا بد، خداوند در مقدرات او خیر خواهد گذاشت.
61- سلیمان جعفری گوید: امام رضا علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که در بعضی از جنگ ها گروهی نزد رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله آمدند، رسول
خدا پرسیدند شما که هستید گفتند: یا رسول اللَّه ما مؤمن هستیم.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: علامت ایمان شما چیست گفتند در هنگام گرفتاری صبر می کنیم، و در هنگام نعمت و رفاه سپاس گزار هستیم، و هر چه خداوند در باره ما انجام دهد راضی و خوشنود می باشیم.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: شما همه حلیم و عالم هستید، و نزدیک است که از فقه و درکی که دارید به انبیاء برسید، اگر آن طور است که بیان می کنید پس در خانه ای که سکونت نمی کنید نسازید، و مالی را که نمی خورید جمع نکنید و از خداوندی که بازگشت شما بسوی او است بترسید.
62- علی بن سوید از ابو الحسن علیه السّلام روایت می کند که از آن حضرت پرسیدم تفسیر آیه شریفه «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» چیست فرمود: توکل به خداوند درجاتی دارد بعضی از آن درجات آن است که در همه کارها به خداوند اطمینان
ص: 162
داشته باشی.
هر چه خداوند برایت مقرر کرد به آن راضی باشی و بدانی که پروردگار جز خیر و نیکی برایت مقدر نمی کند و بدانی که خداوند هر چه اراده کند انجام می دهد، پس توکل تو به خداوند و گذاردن همه کارها به او می باشد.
63- امام باقر علیه السّلام فرمود: شایسته ترین مخلوقات خداوند کسانی هستند که تسلیم اوامر خداوند باشند و هر چه او مقدر کرد به آن رضایت دهند، هر کس خداوند را شناخت و به حکم او راضی شد پاداش او هم زیاد می گردد، و هر کس از قضاء او خوشنود نگردید و ناراحت شد، قضاء بر او
جاری می گردد و پاداش هم نخواهد داشت.
64- صفوان جمال از ابو الحسن اول علیه السّلام روایت می کند که فرمود: کسی که خدا را شناخت روا نیست که خداوند را در قضاء و حکمش متهم کند، و یا او را در تاخیر انداختن روزی مورد تهمت قرار دهد.
65- میمون قداح از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که علی علیه السّلام فرمود:
من بجای خوشنودی از قضاء خداوند شتران سرخ مو را هم دوست نمی دارم.
66- امام صادق علیه السّلام از پدرانش روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس به خدا توکل کند و به آنچه در دست دارد قناعت نماید به مطلوب می رسد.
67- محمد بن عجلان گوید: گرفتار فقر و پریشانی سختی شدم و کسی هم نبود که مرا از آن سختی نجات دهد و در اثر این سختیها قرض زیادی هم پیدا کرده بودم، و وام دهندگان اصرار بر گرفتن وام خود می کردند.
من در این هنگام که بسیار پریشان بودم به در خانه حسن بن زید که در آن ایام امیر مدینه بود رفتم، او مرا قبلا می شناخت و از جریان من هم مطلع بود، در بین راه با محمد بن عبد اللَّه بن علی بن الحسین که با وی آشنا بودم برخورد کردم و با او هم قبلا آشنا بودم.
او دست مرا گرفت و گفت می دانم کجا می روی و چه می خواهی، قصد داری
ص: 163
پریشانی حال خود را به کدام شخص بگوئی گفتم: با حسن بن زید می خواهم در این باره صحبت کنم، گفت او حاجت شما را روا نخواهد کرد و لازم نیست حاجت خود
را از وی بخواهی، باید از کسی حاجت بخواهی که او توانائی داشته باشد آن را بر آورد.
من از پسر عموی خودم جعفر بن محمد شنیدم که او از پدران خود علیهم السّلام روایت می کرد که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند به یکی از پیامبران خود وحی کرد و فرمود: سوگند به عزّت و جلال خودم هر کس غیر از من از دیگری آرزو داشته باشد امید او را قطع می کنم و جامه خواری را در بر او می نمایم و در دوزخ جایش می دهم.
او را از خود دور می گردانم و از طرف من گشایشی برای او نخواهد بود و از فضل و احسان من برخوردار نخواهد شد، آیا بنده من در هنگام سختی ها به دیگران توسل می جوید در حالی که من می توانم سختی ها را برطرف سازم.
او می خواهد از دیگری رفع پریشانی خود را بخواهد و به دیگران امید بسته که سختیها را از او دفع کنند، در حالی که جود و توانگری و کلید درهای بسته در دست من می باشد در خانه من روی همه باز است و هر کس می خواهد بیاید و خواسته اش را بخواهد.
مگر او نمی داند هر کس در سختی و مصیبت قرار گیرد و ضعف و ناتوانی برایش پیدا شود کسی غیر از من توانائی ندارد از او رفع پریشانی کند و گره از کارهای او بگشاید، پس چرا آرزوهای خود را جای دیگر می برد و از من اعراض می کند.
او در حالی که از من چیزی نخواسته من همه چیز به او داده ام ولی اکنون چیزی از من طلب نمی کند و اعراض هم می نماید و جای دیگر می رود،
و از دیگران می خواهد مشکلات او را بر طرف سازند، و حوائج او را بر آورند و از او پریشانی ها را بزدایند.
من آن خدائی هستم که قبل از سؤال می دهم، آیا اگر مورد سؤال قرار گیرم
ص: 164
اجابت نخواهم کرد این توهمات را از خود دور کنید جود و کرم و بذل و بخشش در دست من می باشد، دنیا و آخرت در دست من است، اگر همه اهل آسمانها و زمین از من بخواهند به آنها می دهم.
جود و بخشش از مال من نمی کاهد، و هر چه بدهم مانند بال مگسی در خزائن من نقصان پدید نمی آید، چگونه در مال من نقصان پیدا شود در حالی که من نگهبان و حافظ آن می باشم، بدا به حال کسی که از من نافرمانی کند و مراقب من نباشد.
محمد بن عجلان گوید: گفتم: یا ابن رسول اللَّه این حدیث را بار دیگر برای من بخوان، و او بار دیگر تذکر داد، من بعد از این از کسی سؤال نکردم، و پس از مدتی از طرف خداوند برای من روزی فراوان رسید و مورد عنایت خداوند قرار گرفتم.
68- اسحاق بن جعفر از برادرش موسی علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند متعال می فرماید: هر مخلوقی که به مخلوق دیگری پناه ببرد و به او توسل جوید همه اسباب زمین و آسمان را به روی او خواهم بست اگر او از من چیزی بخواهد نمی دهم، و اگر دعا کند اجابت نخواهم کرد.
اما اگر مخلوقی به من چنگ بزند و توسل پیدا کند، آسمان ها و زمین
را ضامن روزی او می گردانم، اگر مرا بخواند اجابت می کنم، و اگر از من چیزی طلب کند به او می دهم، و اگر از گناهانش استغفار کند او را مورد رحمت و مغفرت خود قرار می دهم.
69- امام سجاد علیه السّلام فرمودند: هر کس از خداوند نیازهای خود را حاصل کرد مردم به وی محتاج خواهند شد.
امام سجاد علیه السّلام فرمود: هر کس با زمان درآمیزد، مشقتش بیشتر طول می کشد.
امام جواد علیه السّلام فرمود: چگونه کسی در نظر خداوند ضایع می گردد در حالی
ص: 165
که خداوند خود کفیل او می باشد، و چگونه کسی از دست خداوند بیرون می گردد در حالی که خداوند خودش طالب او می باشد، و هر کس به غیر از خداوند پناهی بجوید خداوند او را به همان کس وامی گذارد.
70- امام علیه السّلام فرمود: نمرود دستور داد در سواد کوفه هیزم را جمع کنند و این هیزم در قریه ای بنام قطنانا در کنار نهر کوثا فراهم آوردند، نمرود امر کرد در آنجا آتشی افروختند و خواستند ابراهیم علیه السّلام را در میان آتش بیاندازند ولی از این کار ناتوان شدند.
شیطان آمد و برای آنها منجنیق درست کرد و ابراهیم را در آن گذاشتند و به آتش انداختند، در بین زمین و آسمان جبرئیل آمد و گفت آیا حاجتی داری گفت:
به شما نیازی ندارم خداوند خود مرا کفالت می کند و نگهبان من می باشد.
بعد از آن میکائیل آمد و گفت: اگر بخواهی این آتش را خاموش می کنم، گنج های آب و باران ها دست من می باشد، گفت از شما نمی خواهم، سپس فرشته باد آمد و گفت اگر بخواهی اینها را از اینجا پراکنده می سازم گفت نمی خواهم،
جبرئیل گفت: از خداوند طلب کن، گفت: خداوند به حال من آگاه است و مرا می نگرد.
71- رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس سه خصلت داشته باشد خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او فراهم می کند، رضایت از قضاء خداوند، صبر در هنگام گرفتاری، و دعا در وقت سختی و آسایش.
امام صادق علیه السّلام فرمود: بالاترین طاعت خداوند خوشنودی از آنچه خداوند برای بندگان خود مقدر کرده، چه آن مقدرات او را خوشحال کند و یا ناراحتش سازد.
72- در سختی ها و ناملایمات شکیبا باش و اگر چنین نباشی هیچ گاه رضایت حاصل نخواهی کرد.
73- لقمان در وصیت خود به فرزندش گفت: ای فرزند به خداوند اطمینان داشته باش، بعد از مردم بپرس آنهائی که به خداوند اعتماد کرده اند نجات یافته اند،
ص: 166
ای فرزند از مردم سؤال کن آنها که به خداوند توکل کردند خداوند آنها را کفایت نکرد؟ ای فرزند من به خداوند حسن ظن داشته باش، و بعد از مردم سؤال کن آیا کسانی که به پروردگار حسن ظن پیدا کردند، خداوند با آنها چگونه رفتار کرد، آیا در برابر حسن ظن آنها او هم با حسن ظن به آنان رفتار کرد.
74- از امام صادق علیه السّلام سؤال شد تعریف توکل چیست، فرمود: اینکه فقط از خداوند بترسی و کسی را با او شریک نسازی.
امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس می خواهد بداند در نزد خداوند چه مقامی دارد باید بنگرد خداوند در نزد او چگونه است، زیرا خداوند با بنده خود چنان معامله می کند که بنده با خداوند معامله می نماید.
75- امام صادق علیه السّلام فرمود: توانگری
و عزّت در حال سیر هستند و هر گاه به توکل رسیدند در آنجا وطن می کنند.
امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند متعال به داود علیه السّلام وحی کردند هر بنده که به من چنگ بزند و دنبال مخلوقات من نرود و این موضوع در نیت او باشد و به همین شناخته شود، اگر زمین و آسمان هم به او مکر کنند او را از مکر آنها نجات خواهم داد.
اما اگر بنده ای از بندگانم به دیگری توسل جوید و از نیت او هم این عمل روشن گردد همه وسائل و اسباب را از او خواهم گرفت، و زمین را زیر پاهای او سست خواهم کرد، و باکی نخواهم داشت که او در کجا هلاک خواهد شد.
امام صادق سلام اللَّه علیه فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در کاری که گذشته بود هرگز نمی فرمود: کاش چنان می شد.
امام صادق سلام اللَّه علیه در تفسیر آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ» فرمود: یعنی رسول خدا را ثنا گوئید و بر او سلام کنید، گفتم: رسول خدا از کجا می داند که مردم او را ستایش می کنند و بر او درود می فرستند.
امام علیه السّلام فرمود: پرده ها عقب می روند و رسول خدا همه را می شنود، راوی
ص: 167
گوید: سؤال کردم مؤمن از کجا بداند مؤمن است، گفت با تسلیم در برابر خداوند و راضی بودن از آنچه برایش می آید معلوم می گردد که او مؤمن می باشد.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ایمان چهار رکن دارد، توکل به خدا، واگذاشتن امور به خدا راضی بودن به حکم خدا، و تسلیم در برابر اوامر خدا.
امام باقر علیه السّلام
در تفسیر آیه «فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ» فرمود: یعنی تسلیم در برابر امر خدا و خوشنودی از آنچه به او می رسد، و قناعت.
امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند پیامبری را بطرف قومی فرستاد و امر کرد با آنها جنگ کند آن پیامبر گفت من ضعیف هستم و قدرت ندارم با آنها جنگ کنم، خداوند فرمود: یا جنگ را انتخاب کنید یا آتش را.
پیامبر گفت: بار خدایا من طاقت آتش را ندارم، خداوند به آن پیغمبر گفت:
در این سال یاری به تو خواهد رسید، پیامبر به یاران خود گفت: خداوند مرا امر کرده است که با فلان قبیله جنگ کنم، من هم گفتم ما نمی توانیم با آنها جنگ کنیم.
خداوند فرمود: یا آتش را قبول کنید و یا جنگ را، آنها هم گفتند ما طاقت آتش را نداریم، پیامبر به آنها فرمود: خداوند می فرماید: در این سال یاری خواهید شد، آنها گفتند شما خود را برای جنگ آماده کنید ما هم آماده خواهیم شد.
امام علیه السّلام فرمود: خداوند پیامبری را بطرف گروهی فرستاد و او را امر کرد با آنها جنگ کند، او هم به خداوند از ضعف و ناتوانی شکایت کرد، خداوند فرمود:
بعد از پانزده سال نصرت به تو خواهد رسید.
آن پیامبر جریان را به اصحاب خود گفت، آنها گفتند: لا حول و لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ، پیامبر به آنها گفت: خداوند وحی کرد که بعد از پانزده سال نصرت به من خواهد رسید، آنها گفتند ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ امام فرمود: یاری خداوند در همان سال آمد چون آنها کار خود را به خداوند تفویض کردند.
امام صادق علیه السّلام
فرمود: توکل آن است که فقط از خداوند بترسی و کسی دیگر را با خداوند شرکت ندهی.
ص: 168
امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود: داناترین مردم به خداوند راضی ترین آنها به حکم خداوند می باشند.
امام صادق علیه السّلام فرمود: بالاترین طاعت خداوند صبر و رضایت از خداوند است، چه انسان چیزی را دوست بدارد و یا کراهت داشته باشد، و هر بنده آنچه را که خداوند برای او بخواهد راضی باشد به خیر و سعادت خواهد رسید.
امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند برای مؤمن هر چه مقدر کند و او هم راضی باشد همه مقدرات به خیر او خواهد شد.
امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: خداوند متعال فرمود: سوگند به عزّت و جلال خودم، مخلوقی محبوب تر از بنده مؤمن را نیافریدم، و از این رو وی را بنام خود مؤمن نام نهادم اگر بین مشرق و مغرب را به او حرام کنم برایش خیر است.
اگر هر چه بین مشرق و مغرب می باشد در اختیار او قرار دهم باز هم برای او خیر می باشد او باید به سرنوشتی که برایش معین کرده ام راضی باشد و در گرفتاریها صبر کند، و از نعمت های من سپاسگزاری نماید، ای محمد در این صورت او را از صدیقان قرار خواهم داد.
امام صادق علیه السّلام فرمود: حسن بن علی علیهما السّلام با عبد اللَّه بن جعفر ملاقات کردند، حسن گفت: ای عبد اللَّه مؤمن چگونه به ایمان می رسد در حالی که از قسمت خود ناراضی می باشد و مقام خود را کوچک می داند.
در حالی که خداوند بر او حکومت می کند و مقدراتش در
دست او می باشد، من ضامن کسی می باشم که در دلش جز رضایت چیزی خطور نکند، و اگر این مقام را داشته باشد هر چه از خداوند بخواهد به او می دهد.
امام صادق علیه السّلام فرمود: آسایش و آرامش در رضا و یقین می باشد و غم و اندوه در شک و عدم رضایت است.
امام علیه السّلام فرمود: قلم تقدیر بر محبت خداوند جاری شده است، هر کس خداوند با رضایت دل او را تصفیه کرد وی را گرامی داشته است و هر کس را به
ص: 169
خشم و ناراحتی گرفتار نمود او را خوار داشته است خوشنودی و غضب دو مخلوق از مخلوقات خداوند می باشند، و خداوند هر چه بخواهد بر مخلوقات خود می افزاید.
ابو الحسن اول علیه السّلام فرمود: سزاوار است کسی که خداوند را می شناسد او را در دادن روزی متهم به تاخیر نکند، و در قضاء هم او را مورد تهمت قرار ندهد.
امام صادق علیه السّلام فرمود: قضاء حوائج و اسباب آن در دست خداوند می باشد هر کس حاجت او بر آورده شود باید با رضا و صبر آن را قبول کند.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: خداوند مردم را به رضا و سخط جمع می کند، هر کس از کاری خوشحال شد در آن وارد می شود، و هر کس رضایت پیدا نکرد از آن بیرون می گردد.
علی بن الحسین علیهما السّلام فرمود: صبر و رضا از خداوند بالاترین طاعت می باشند هر کس صبر کند و از خداوند راضی باشد در آنچه برای او مقدر کرده باشد خداوند برای او در هر چه دوست داشته باشد و یا مکروه بداند خیر قرار می دهد.
یکی از اصحاب
خدمت امام صادق علیه السّلام رسید در آن هنگام که آن جناب در بستر بیماری بود و با همان مرض هم درگذشت، تمام بدنش خشک شده بود و فقط سرش حرکت می کرد آن مرد گریه کرد.
امام علیه السّلام فرمود: چرا گریه می کنی گفت چگونه گریه نکنم که شما را در این حال مشاهده می کنم فرمود شما گریه نکنید، مؤمن هر چه به او برسد برایش خیر می باشد اگر دست و پایش را قطع کنند برای او خیر است و اگر ما بین مشرق و مغرب را هم به او بدهند باز برایش خیر می باشد.
76- زراره گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: در قضاء خداوند برای مؤمن خیر هست.
امام صادق علیه السّلام فرمود: مسلمان هر چه خداوند برایش اراده کند خیر می باشد و اگر مشرق و مغرب را در اختیار گیرد برایش خیر است بعد این آیه شریفه را تلاوت کردند «فَوَقاهُ اللَّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا» به خداوند آنها بر او مسلط شدند و او را
ص: 170
کشتند، اما نتوانستند در دین او رخنه ایجاد کنند و او را بفریبند.
امام صادق علیه السّلام فرمود: اگر مؤمن می دانست که در مصیبت ها چه اندازه اجر هست آرزو می کرد با مقراض ها پاره پاره شود.
77- امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند متعال به موسی بن عمران علیه السّلام وحی فرستاد ای موسی من مخلوقی را محبوب تر از بنده مؤمن خلق نکرده ام، من اگر او را گرفتار می کنم برای این است که خیری به او برسانم، و اگر چیزی به او می دهم باز برای خیر است.
اگر چیزی از او منع می کنم برای این است که خیری برای او
می باشد، من می دانم چه چیزی او را اصلاح می کند، او باید در گرفتاریها صبر کند و از مقدرات من راضی گردد، و از نعمت های من سپاسگزاری نماید او را در زمره صدیقان می نویسم مادامی که به رضایت من عمل کند و از اوامر من اطاعت نماید
64 در کوشش و عمل
1- قیس بن عاصم گوید: با گروهی از بنی تمیم خدمت حضرت رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله رسیدیم، و متوجه شدیم که صلصال بن دلهمس هم در آنجا هست عرض کردم یا نبی اللَّه ما را موعظه ای بنما تا از آن منتفع کردیم، ما جماعت در بیابان زندگی می کنیم و به این مواعظ نیازمند می باشیم.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ای قیس هر عزّتی ذلّتی دارد، و هر زندگی مرگی برای آن می باشد، و هر دنیائی آخرتی دارد، هر چیزی حسابی دارد، و مراتبی برای او می باشد، هر کار نیکی پاداش دارد و هر کار بدی عقابی برای آن هست و برای هر مدتی نوشته ای هست.
ای قیس تو به هم نشینی احتیاج داری که باید همراه تو دفن شود و تو هم همراه او دفن گردی، در حالی که مرده باشی، اگر آن چیز که با تو دفن می گردد
ص: 171
کریم باشد تو را گرامی می دارد و اگر لئیم باشد تو را تسلیم می کند و بعد با خودت محشور می گردد و با وی هم مبعوث می شوی و از آن مورد بازخواست قرار می گیری.
اکنون متوجه باش که آن قرینت صالح و شایسته باشد تا بتوانی با آن انس بگیری و اگر آن قرین فاسد باشد از وی فرار خواهی کرد و آن قرین عمل
تو می باشد، قیس گفت: یا نبی اللَّه دوست دارم این کلمات در شعر باشد و ما با این اشعار به آینده ها افتخار کنیم، و آن را به عنوان ذخیره نگهداریم.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله دستور دادند حسان بن ثابت بیاید و این بیانات را در قالب شعر بریزد، صلصال که در مجلس حاضر بود گفت: من در فکر فرو رفتم که خود این کلمات را به شعر بیاورم قبل از اینکه حسان بیاید، عرض کردم یا رسول اللَّه من این مطالب را در قالب شعر در آوردم همان گونه که قیس می خواست و آن اشعار این است:
تخیر خلیطا من فعالک انما قرین الفتی فی القبر ما کان یفعل
و لا بدّ بعد الموت من أن تعده لیوم ینادی المرء فیه فیقبل
و ان کنت مشغولا بشی ء فلا تکن بغیر الذی یرضی به الله تشغل
و لن یصحب الإنسان من بعد موته و من قبله الا الذی کان یعمل
الا انما الانسان ضیف لأهله یقیم قلیلا بینهم ثم یرحل
2- عبد اللَّه بن فضل از امام صادق علیه السّلام و او از پدرانش روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خوشا به حال کسی که عمرش طولانی شود، و عملش نیکو گردد، و بازگشتش به نیکی گراید و خداوند از وی راضی باشد، و وای بر کسی که عمرش طولانی گردد و عملش بد باشد و سرانجام او خوب نباشد و خداوند بر او خشمگین گردد.
3- ابن قیس گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: امیر المؤمنین علیه السّلام هنگام اقامت در کوفه هر گاه از نماز عشاء فارغ می شدند سه بار مردم را مورد خطاب
قرار داده و می گفتند: ای مردم خداوند شما را رحمت کند خود را آماده حرکت کنید که بانگ
ص: 172
رحیل دمیده شده.
اینک که همه آماده مسافرت می باشند شما چرا در دنیا ثبات پیدا کرده اید و دست از آن باز نمی دارید، آماده شوید خداوند شما را رحمت نماید، و زاد و توشه برای منزل دیگر بردارید و آن زاد همانا تقوی و پرهیزکاری می باشد.
ای مردم بدانید که شما از صراط عبور خواهید کرد و راه شما از قیامت خواهد گذشت، مقابل شما ترس و وحشت می باشد و بر سر راه خود گردنه ها خواهید داشت و منازل هول انگیز خواهد آمد که شما ناگزیر از آنها باید عبور کنید و بگذرید.
شما را در آن راهها نگه می دارند و بازجوئی می کنند، در آنجا یا رحمت خداوند شامل شماها خواهد شد و شما را از آن سختیها نجات خواهد داد و از آن حوادث و مهلکات خواهد رهانید و یا اینکه به هلاکت می رسید و نجاتی نخواهد داشت.
4- مفضل گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس دو روزش مساوی باشد مغبون است و هر کس روز دومی او از روز اول بدتر باشد ملعون می باشد، هر کس بر معرفت خود نیفزاید در او نقصان حاصل می گردد، و هر کس رو به نقصان گذارد، مرگ برای او بهتر از زندگی می باشد.
5- عبد اللَّه بن عمر گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: کار خیر زیاد است ولی انجام دهندگان آن کم می باشند.
6- محمد بن سنان در یک حدیث از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت می کند که فرمود: همواره در قبول عمل بکوشید تا آنکه بر
شدّت عمل بیفزائید.
7- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: هر کس ما را دوست می دارد باید مانند ما عمل کند ورع داشته باشد که ورع بهترین عمل در دنیا و آخرت می باشد، با کسانی که از ما عیب جوئی می کنند مجالست نکنید، و در نزد دشمنان ما علنا از ما حمایت نکنید که در این صورت حاکم را بر خود می شورانید و در نزد او خوار می گردید.
ص: 173
همواره راستگو باشید که آن شما را نجات می دهد و آنچه در نزد خداوند می باشد طلب کنید، و او را اطاعت نمائید، و در طاعت صبر داشته باشید، چه اندازه زشت است مؤمنی وارد بهشت شود و پرده اش دریده گردد.
اگر مرتکب گناه و معصیت شده اید روز قیامت از ما انتظار شفاعت نداشته باشید، خود را در نزد دشمنان رسوا نکنید و در قیامت نزد دشمنان خوار نشوید، خود را در نزد دشمنان به خاطر دنیای کوچک و پست بی اعتبار نسازید، و کاری نکنید که به دروغ توسل جوئید.
اکنون به آنچه خداوند امر کرده است چنگ بزنید، شما توجه داشته باشید آنچه در نزد خداوند می باشد بهتر و پایدارتر می باشد برای او از جانب خدا بشارت می آید و در این هنگام دیدگانش روشن می گردد و به لقاء خداوند علاقه مند می شود.
8- امام رضا علیه السّلام از پدرانش روایت می کند رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند بهشت را بر دوزخ اختیار کنید و اعمال خود را باطل نسازید که در نتیجه به جهنم افکنده خواهید شد و در آنجا همواره خواهید ماند.
9- امام رضا علیه السّلام فرمود: گناهان کوچک راه به گناهان بزرگ را باز می کنند، هر
کس در معصیت کوچک از خداوند نترسد در معصیت های بزرگ هم نخواهد ترسید، اگر مردم از بهشت و دوزخ هم نترسند لازم است خداوند را اطاعت کنند و او را نافرمانی ننمایند، زیرا خداوند به آنها احسان می کند و آنچه را که نیاز دارند می دهند.
10- ابن زیاد از امام صادق علیه السّلام از پدرش و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که علی علیه السّلام فرمود: مرد مسلمان سه دوست دارد، دوستی می گوید: من با شما در حال ممات و مرگ هستم او عملش می باشد، دوستی می گوید: من تا کنار قبر با شما هستم و او فرزندش هست، و دوستی می گوید: من تا هنگام مرگ با شما هستم و او مالش می باشد، هنگامی که درگذشت به وارثان انتقال پیدا می کند.
11- کلیب اسدی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: به خداوند سوگند شما بر
ص: 174
دین خدا و فرشتگان او می باشید، اکنون ما را به ورع و عبادت یاری کنید، و نماز و پرستش خداوند را فراموش نکنید و پرهیزکار باشید.
12- حفص گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: عیسی بن مریم علیهما السّلام به یاران خود گفتند: شما برای دنیا کار می کنید، در حالی که روزی شما بدون کار هم در آنجا بدست می آید ولی برای آخرت کار نمی کنید در حالی که در آخرت بدون عمل چیزی به شما نمی دهند.
وای بر شما ای علماء دست مزدها را می گیرید و کاری انجام نمی دهید، بزودی صاحب کار کارش را طلب می کند و شما هم بزودی از دنیا می روید و در تاریکیهای قبر جای می گیرید، چگونه می شود که اهل علم می دانند بطرف آخرت می روند و
باز هم دست از دنیا بر نمی دارند، آنچه برایش ضرر دارد بیشتر مورد توجه می باشد تا آنچه برایش سودمند است.
13- عبد اللَّه بن عمر گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روزی دست مرا گرفت و فرمود:
ای عبد اللَّه بن عمر در دنیا طوری رفتار کن که گویا غریب می باشی و راهگذر، و خود را در میان مردگان بدان.
مجاهد گوید: ابن عمر به من گفت: ای مجاهد هر گاه شب را درک کردی، خود را چنان بدان که به صبح نخواهی رسید، از زندگی برای مرگت زاد و توشه تهیه کن، و در هنگام سلامتی برای روز بیماری چیزی در نظر بگیر، از بیکاری برای هنگام کار استفاده نما، و تو نمی دانی فردا چه خواهد شد.
14- حارث همدانی گوید: امام علی علیه السّلام از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت می کند که فرمود: پیامبران، رهبران و فقیهان بزرگان جامعه می باشند با آنها هم نشینی کنید، شب و روز بر شما می گذرند و معلوم نیست چه وقت از دنیا خواهید رفت.
اعمال و کردار شما محفوظ و نگهداری می شوند و روزی به آن خواهید رسید مرگ بطور ناگهانی شما را فرا می گیرد و از دار دنیا می برد، هر کس خیری را زراعت کند با کمال میل آن را درو می کند، و هر کس شری را بر زمین بیفشاند با حسرت و پشیمانی آن را بر می دارد.
ص: 175
15- امام علیه السّلام فرمود: روزی نمی گذرد مگر اینکه فرشته ای از طرف مشرق فریاد می زند اگر مردم می دانستند برای چه خلق شده اند، فرشته ای دیگر از طرف مغرب فریاد می کند هر آینه کار می کردند برای آنچه
خلق شده اند.
16- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: علی علیه السّلام فرمودند خداوند متعال چهار چیز را از چهار چیز مخفی کرده است، رضایت خود را در طاعت خویش پنهان کرده اینک چیزی را که به طاعت مربوط می گردد سبک نشمارید، زیرا ممکن است همان کار کوچک موجب رضایت او باشد.
خداوند خشم خود را در معصیت خود قرار داده اینک معصیتی را کوچک نشمارید، زیرا امکان دارد آن معصیت حقیر او را به خشم بیاورد و شما آن را ندانید، اجابت را در دعا قرار داده و شما هیچ دعائی را کوچک ندانید ممکن است همان دعا به اجابت برسد.
پروردگار ولی خود را هم در میان بندگان پنهان ساخته است، بنا بر این هیچ یک از بندگان خداوند را هر چه کوچک باشد حقیر ندانید، زیرا امکان دارد همان بنده که مورد تحقیر شما قرار گرفته ولی خداوند باشد و تو او را نمی شناسی.
17- اسماعیل بن موسی از پدرش و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که علی علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا فرمود: تندرستی، نیرومندی، بیکاری، جوانی و نشاط خود را از دست نده و از آنها برای آخرت استفاده کن.
18- امام صادق علیه السّلام در یک حدیث فرمود: مغبون کسی را گویند که عمر خود را لحظه به لحظه از دست بدهد.
19- ابن زیاد از امام صادق علیه السّلام و او از پدرش علیهما السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس از خداوند اطاعت کند یاد خدا را کرده است، اگر چه نماز و روزه
و تلاوت قرآنش کم باشد.
20- کنانی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که امیر المؤمنین سلام اللَّه علیه فرمود: برای خوشنود کردن یکی از مردم خداوند را به غضب نیاورید، برای نزدیک شدن به مخلوقات خود را از خداوند دور نسازید.
ص: 176
خداوند با مردم رابطه ای خاص ندارد و هر کس از او اطاعت کند به نیکی می رسد و یا از بدی ها محفوظ می ماند و با پیروی از رضایت پروردگار می توان به همه خیرات رسید، و از بدی ها کنار ماند، و طاعت خداوند آدمی را رستگار می کند و به سعادت می رساند و از شر و فساد نجات می دهد.
خداوند هر کس را که از وی اطاعت کند نگه می دارد، ولی کسی که معصیت او را می نماید نمی تواند خود را حفظ کند، و کسی توانائی ندارد از خدا فرار نماید، فرمان خداوند به خوار داشتن او فرود می آید اگر همه مردم از آن کراهت داشته باشند.
هر چه بخواهد حادث شود حادث می گردد، و هر چه خداوند بخواهد انجام می شود، و هر چه را اراده نکند به مرحله در نمی آید، در کارهای نیک و پرهیزکاری از گناهان به همدیگر کمک کنید و از گناه و معصیت دوری کنید و از خداوند بترسید که خداوند سخت گیر است.
21- مروان بن مسلم گوید: امام صادق علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند می فرماید: هر بنده ای که از من اطاعت کند، او را به دیگری وانمی گذارم، و هر بنده ای که معصیت مرا بکند او را به دیگران وامی گذارم، و باکی هم ندارم در هر کجا هلاک گردد.
22-
ابن علوان از امام باقر علیه السّلام و او از پدرش روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: از خداوند اطاعت کنید که او صلاح شما را می داند.
23- علی بن نعمان در یک حدیث از رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله روایت می کند که فرمود: از خداوند اطاعت کنید که او به مصالح شما داناتر می باشد.
24- رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند متعال می فرماید: ای فرزند آدم هر چه امر می کنم اطاعت کنید و مصالح خود را به من یاد ندهید.
25- امام سجاد علیه السّلام فرمود: مبغوض ترین بندگان کسانی می باشند که از سنت امامی پیروی می کنند ولی به اعمال او توجه ندارند.
26- سفیان ثوری گوید: امام صادق سلام اللَّه علیه فرمود: ای سفیان هر
ص: 177
کس می خواهد بدون عشیره عزّت پیدا کند، و بدون مال توانگر شود، و بدون سلطنت و حکومت مردم از وی بترسند، باید از معصیت خداوند دست باز دارد و اطاعت او را بکند.
27- عجلان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند سه نفر را بدون حساب وارد بهشت می کند، امام عادل، بازرگان راستگو، و پیرمردی که عمرش را به طاعت خداوند گذرانیده باشد.
28- جابر جعفی از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: ای جابر به شیعیان من از من سلام برسان و به آنها بگو که بین ما و خداوند قرابتی نیست، و جز با طاعت نمی توان به خداوند نزدیک شد ای جابر هر کس از خداوند اطاعت کند و ما را دوست بدارد او با ما دوست می باشد و هر کس معصیت خدا را بکند محبت
ما به او سودی ندارد.
29- مجاشعی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که علی علیه السّلام فرمود: هر کس می خواهد بدون فامیل عزّت پیدا کند و بدون سلطنت هیبت داشته باشد، و بدون مال توانگر گردد، و بدون بذل مال مردم از وی اطاعت کنند، باید از معصیت خداوند دست بکشد و از وی اطاعت کند تا به همه اینها برسد.
30- برادر دعبل از امام رضا علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که امام باقر علیه السّلام فرمود: ای خیثمه به شیعیان ما برسان ما در نزد خداوند کاری نمی توانیم انجام دهیم، و به آنها بگو جز با عمل نمی توان به ثواب های خداوند رسید.
ای خیثمه به شیعیان ما برسان کسانی روز قیامت زیاد حسرت می خورند که از عدل سخن بگویند ولی در هنگام عمل با آن مخالفت کنند، و به آنها بگو هر گاه دستورات خداوند را مورد عمل قرار دادند رستگار خواهند شد و در روز قیامت سرفراز و سربلند خواهند گردید.
31- ذریح محاربی گوید: مردی خدمت حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله آمد و عرض کرد یا رسول اللَّه خداوند از غیر واجبات هم سؤال می کند، فرمود: خیر گفت:
سوگند به خدائی که تو را براستی برانگیخت من جز واجبات کار دیگری نخواهم
ص: 178
کرد.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: چرا جز واجبات کار دیگری را انجام نمی دهی، آن مرد گفت: برای اینکه خداوند خلقت مرا زشت کرده است، رسول خدا در اینجا از سخن گفتن باز ایستاد در این هنگام جبرئیل فرود آمد و گفت ای محمد خداوند تو را سلام می رساند
و می گوید به این بنده من بگو.
دوست نمی داری فردا تو را در آسایش و راحتی مبعوث کنم و در قیامت ناراحت نباشی آن مرد گفت: یا رسول اللَّه خداوند مرا در نزد خود یاد کرده است، رسول خدا فرمود: آری گفت: سوگند به خدائی که تو را براستی برانگیخت من بعد از این هر عملی که مرا به خداوند نزدیک کند انجام می دهم.
32- سکونی از امام صادق علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: قبل از رسیدن چهار چیز، چهار چیز را انجام دهید: جوانی را قبل از پیری، تندرستی را قبل از بیماری، توانگری را قبل از فقر و زندگی را قبل از مرگ غنیمت بدانید.
33- اسحاق بن موسی از پدرش و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هنگامی که بنده ای وارد محشر گردد از وی سؤال می کنند:
عمرش را در چه راهی صرف کرده و جوانی خود را در چه کارهائی گذرانیده، مالش را از کجا بدست آورده و در چه راهی خرج کرده و از محبت ما اهل بیت.
34- در حدیث شامی آمده که علی علیه السّلام فرمود: ای شیخ هر کس دو روزش مساوی باشد مغبون است، و هر کس برای دنیا کوشش کند هنگامی که از دنیا می رود بسیار حسرت می خورد، هر کس روز بعدش از روز قبل بدتر باشد او را محروم گویند.
هر کس فقط به دنیا توجه داشته باشد و در فکر آخرت نباشد او به هلاکت خواهد رسید، هر کس نقائص خود را برطرف نسازد هوی
نفس بر او چیره خواهد شد، و هر کس همواره در نقص زندگی کند مرگ برای او بهتر می باشد.
35- سکونی از امام صادق علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که علی
ص: 179
علیه السّلام فرمود: هر روزی که بر فرزند آدم می گذرد آن روز می گوید ای فرزند آدم من روز نوی هستم و بر اعمالت گواهی می دهم، در این روز راست بگو و راست عمل کن تا روز قیامت به نفع تو گواهی بدهم و دیگر مرا مشاهده نخواهی کرد.
36- سکونی از امام صادق علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: فقهاء و حکماء در مکاتبه با یک دیگر می نوشتند و از سه چیز که چهارمی نداشت با یک دیگر سخن می گفتند و انجام آنها را توصیه می کردند.
هر کس در فکر آخرت خود باشد خداوند امور دنیائی او را کفایت می کند و هر کس باطن خود را پاک نگهدارد خداوند ظاهر او را پاک می کند، و هر کس روابط خود را با خداوند خوب نگهدارد خداوند بین او و مردم را اصلاح می کند.
37- جمیل بن صالح گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: مردم تو را گول نزنند، که حوادث بر تو فرود میایند نه به آنها و روزها را در غفلت و سرگردانی سپری نکنی که با تو کسانی هستند که اعمالت را حفظ می کنند.
من چیزی را که سریع عمل کند و زود فائده دهد مانند کار نیک ندیدم که آن به سرعت گناهان گذشته را جبران می کند، هر کار نیک را کوچک مشمار که فردا نتیجه آن را
خواهی دید و تو را خوشحال خواهد کرد.
هر کار بدی را هم کوچک مپندار که فردا نتیجه بد آن را می بینی و بد حال می کردی، خداوند متعال در قرآن مجید فرموده: کارهای نیک کارهای بد را از بین می برند و این مطلب تذکری است برای آنهائی که بخواهند متذکر شوند.
38- معاویه از پدرش روایت می کند که از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: هر بنده مسلمانی که برای خداوند خود را نصیحت کند و حق را پیدا کند و آن را دریافت دارد دو خصلت به او داده خواهد شد، خداوند به او روزی می دهد به اندازه ای که قانع گردد، و رضایت از خدا که او را نجات دهد.
39- عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: در تورات نوشته شده ای فرزند آدم خود را برای عبادت آماده کن تا دلت را از خوف خود پر کنم، و اگر دل خود را آماده نسازی آن را به دنیا مشغول می کنم، و بعد جلو فقرت را نخواهم
ص: 180
گرفت و تو را در طلب آن به خودت وامی گذارم.
40- ثمالی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: به خویشاوندانت برسان که من هر گاه بنده ای از آنها را به طاعت خود امر می کنم و او هم فرمان مرا اجرا می کند بر من لازم می آید که او را در طاعت خود یاری دهم.
اگر از من چیزی بخواهد به او می دهم، و اگر دعا کند اجابت می کنم، اگر به من چنگ بزند او را حفظ می نمایم، و اگر از من چیزی درخواست کند، او را از دیگران بی نیاز می سازم، اگر بر من توکل کند
او را حفظ می کنم و اگر همه به او نیرنگ نمایند او را نگه می دارم.
41- امام هادی علیه السّلام فرمود: هر کس از خداوند بترسد مردم از او خواهند ترسید و هر کس از خداوند اطاعت کند اطاعت خواهد شد، هر کس از خداوند اطاعت نماید از خشم مردم نخواهد ترسید، و هر کس خداوند را به خشم آورد، سزاوار است که مورد خشم مردم قرار گیرد.
42- محمد گوید: از امام باقر علیه السّلام شنیدم فرمود: از خداوند بترسید و از وی در ورع و پرهیزکاری و عبادت خداوند یاری طلب کنید، سخت ترین حالت یکی از شما در آن هنگام است که ساعات عمر خود را طی می کند و به آخرت نزدیک می گردد.
او در آن هنگام غبطه می خورد، و می داند به دنیائی قدم می گذارد که در آن نعمت فراوان می باشد و الطاف و عنایات خداوندی زیاد است و مژده به بهشت می دهند، او می داند که در این دنیا خوفی برایش نیست و می داند که هر چه در دنیا به او می گفتند حق بوده و مخالفان در هلاکت هستند.
43- امام صادق علیه السّلام فرمود: علی علیه السّلام فرمودند: بدانید آنچه در روز قیامت زیان برساند کوچک شمرده نمی شود، و هر چه سود برساند آن هم حقیر نخواهد بود، و اینک آنچه خداوند به شما فرموده باید جلو دیدگان شما باشد.
44- امام علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه «وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقِیمُوا
ص: 181
الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِنْکُمْ
وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ» فرمودند: إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ یعنی عهدی که خداوند از آن گرفته بود لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ یعنی خداوند را به مخلوقات او تشبیه نکنید و در احکام خدا به مردم ظلم روا ندارید و در کارهای خود فقط متوجه خداوند باشید و دیگری را در نظر نیاورید.
وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً یعنی ما از آنها پیمان گرفتیم که به پدر و مادر خود نیکی کنند، و پاداش احسان آنها را بدهند، و سختیها را از آنها دور سازند، و آنها را از خود راضی نگهدارند و در وسعت و رفاه آنها بکوشند.
وَ ذِی الْقُرْبی ، یعنی خویشاوندان پدر و مادر به آنها نیز نیکی کنند به خاطر اینکه با پدر و مادرشان خویشاوند هستند، وَ الْیَتامی ، و اینکه به یتیمان هم نیکی کنند و به جای پدر و مادر آنها با آنان رفتار داشته باشند، و امور آنها را سرپرستی نمایند و به زندگانی آنها برسند و اوضاع و احوالشان را سامان دهند.
وَ قُولُوا لِلنَّاسِ یعنی کسانی که بار آنها به دوش شما سنگینی نمی کند با آنها به نیکی رفتار کنید و با اخلاق خوب و حسن رفتار با آنها گفتگو کنید، وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ، نمازهای پنج گانه را اداء کنید و به آل محمد علیهم السّلام هم رحمت و درود بفرستید.
در هنگام خوشحالی و یا غضب در هنگام وسعت و یا رفاه و در هر حالی که هستید صلوات بر آل محمد علیهم السّلام را فراموش نکنید، ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ یعنی ای یهودیان شما اهل وفا نیستید و به پیمان های پدران خود عمل نمی کنید، شما از آن عهدها اعراض کرده اید و در غفلت بسر
می برید.
امام علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند هر کس عبادت خداوند او را از مسائل دیگر به خود مشغول کند پروردگار بهترین خواسته های سئوال کنندگان را به او عطا می کند.
علی علیه السّلام فرمودند: خداوند متعال از بالای عرش ندا می کند ای بندگان من مرا پرستش کنید و اوامر مرا انجام دهید و مصالح خود را به من یاد ندهید، من به
ص: 182
مصالح شما داناتر هستم و می دانم چه چیز برای شما خوب است.
فاطمه علیها السّلام فرمودند: هر کس بطرف خداوند برود عبادتش خلوص پیدا می کند، و خداوند هر چه مصلحت او باشد برایش نازل می کند.
حسن بن علی علیهما السّلام فرمود: هر کس خداوند را عبادت کند، پروردگار همه را به تعظیم او وامی دارد و مردم در باره او خضوع و خشوع خواهند کرد.
امام حسین علیه السّلام فرمود: هر کس خداوند را آن طور که شایسته است عبادت کند پروردگار همه آرزوهای او را بر می آورد و او را کفایت می کند.
45- ابراهیم کرخی گوید خدمت امام صادق علیه السّلام بودم که مردی خدمت آن جناب آمد، امام پرسید از کجا می آئی، و بعد به او فرمودند تو از این طرف به آن طرف می روی بدون اینکه هدفی در نظر داشته باشی و یا به کار و کسبی اشتغال پیدا کنی و نه دنبال آخرت هستی.
اینک بنگر روزهای خود را چگونه می گذرانی و شب ها را چگونه به پایان می رسانی، و بدان با تو فرشته ای بزرگوار هست که هر چه انجام می دهی ضبط می کند و اسرار تو را می داند و آنچه را
که از مردم مخفی می داری در نظر او مخفی نمی باشد.
اکنون شرم کن و دست از این اعمال باز دار، و هیچ گناهی را کوچک مشمار و از کارهای زشت دست بکش که روزی عواقب آنها را خواهی دید، و کارهای نیک را هم اگر چه کوچک باشند حقیر نشمارید زیرا روزی شما را خوشحال می کنند.
بدانید چیزی آنها را مانند گناه بد عاقبت و پشیمان نمی کند، و چیزی جز کار نیک گناهان را محو نمی سازد و اثرات گناه را از بین نمی برد، حتی کار نیک گناهان بزرگ فراموش شده را هم پاک می کند و بدی ها را می برد و همین است معنی آیه شریفه «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْری لِلذَّاکِرِینَ».
46- علی بن نعمان گوید: علی بن الحسین علیها السّلام فرمود: وای بر کسی که یکی آن، برده تا غلبه کند، یعنی گناهانش بر حسنات برتری داشته باشد.
ص: 183
امام صادق علیه السّلام فرمود: مغبون کسی را گویند که لحظه به لحظه از عمرش بگذرد و او از اوقات خود استفاده معنوی نکند.
امام سجاد علیه السّلام فرمود: از مردم ناامید باش تا توانگر گردی و از آنها کمتر حاجت بخواه تا نیاز پیدا نکنی، کاری نکن که بعد عذر خواهی کنی، هنگامی که نماز می گذاری چنان نمازی بگذار که گویا دیگر موفق به نماز نخواهی شد، و اگر توانائی داری که امروز بهتر از فردا عمل کنی انجام بده که فردا دیر است.
داود بن فرقد گوید: از امام باقر علیه السّلام شنیدم فرمود: کارهای نیک بطرف بهشت می روند و وسائل آسایش صاحب خود را فراهم می کنند، همان گونه که شخصی خدمتگزار خود را می فرستد
تا قبلا بساط او را پهن کند و بعد این آیه شریفه را تلاوت کردند «وَ أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ... فَلِأَنْفُسِهِمْ یَمْهَدُونَ».
47- عمرو بن عبد اللَّه از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فاطمه دختر علی علیه السّلام نزد جابر بن عبد اللَّه انصاری آمد و گفت ای صاحب رسول خدا ما بر شما حقوقی داریم، و آن این است که هر گاه یکی از ما خود را در معرض هلاکت قرار دهد باید شما او را نجات دهید و جان او را حفظ کنید.
اینک علی بن الحسین علیهما السّلام بازمانده پدرش حسین علیه السّلام می باشد او اکنون چنان مشغول عبادت شده که بدنش ضعیف و ناتوان گردیده است، جابر بن عبد اللَّه در خانه امام زین العابدین علیه السّلام آمد و در خانه با امام باقر علیه السّلام برخورد کرد که با گروهی از کودکان بنی هاشم جمع شده بودند.
جابر به او نگاه کرد و راه رفتن او را مشاهده نمود، و گفت: مانند رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله راه می رود، پرسید ای کودک شما که هستید، گفت فرزند علی بن الحسین محمد هستم، جابر گریه کرد و گفت: به خداوند سوگند تو باقر العلوم می باشی نزدیک من بیا.
امام باقر علیه السّلام نزد جابر آمد و جابر پیراهنش را کناری زد و از سینه اش بوسید و صورت خود را بر آن نهاد و گفت: از جدت رسول خدا به شما سلام می رسانم و او امر کرده است من از سینه شما ببوسم و من هم طبق دستور رسول اکرم این کار
ص: 184
را کردم.
رسول خدا
صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ای جابر تو زنده خواهی ماند تا آنگاه که یکی از فرزندان مرا که نامش محمد است ملاقات می کنی و او علم را از هم خواهد شکافت و نیز گفت شما دیدگان خود را از دست می دهی و او شما را بینا می کند.
بعد از این جابر گفت از پدرت اذن ورود برای من طلب کن می خواهم خدمتش برسم ابو جعفر علیه السّلام وارد شد و برای جابر اذن ورود طلبید، و جریان را هم به پدر عرض کرد و گفت: یک پیر مردی در خانه هست و چنین و چنان گفت.
امام سجاد علیه السّلام فرمود: ای فرزند من او جابر بن عبد اللَّه می باشد او از میان کودکان با شما سخن گفت و چنان و چنین کرد گفت آری فرمود: او نظر سوئی به شما نداشت و بعد برای جابر بن عبد اللَّه اذن ورود دادند.
هنگامی که جابر بن عبد اللَّه وارد شدند امام سجاد علیه السّلام در محراب عبادت بودند، جابر مشاهده کرد امام علیه السّلام از عبادت زیاد لاغر شده است، حضرت سجاد علیه السّلام از جای خود برخاست و از حال او جویا شد و او را در کنار خود نشانید.
جابر متوجه او شد و گفت: یا ابن رسول اللَّه این عبادت زیاد برای چیست و چرا خود را این چنین به مشقت افکنده اید، مگر نمی دانی که خداوند بهشت را برای شما خلق کرده و برای کسانی که شما را دوست می دارند و دوزخ را هم برای دشمنان شما آفریده است.
امام سجاد علیه السّلام فرمودند: ای صاحب رسول خدا مگر نمی دانی که جدم رسول خدا همه
اعمال گذشته و آینده اش مورد رضایت خداوند بود ولی باز هم در عبادت کوشش می کرد، پدرم فدای او باد که به اندازه ای عبادت کرد تا ساقهایش ورم کرد.
به رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله عرض شد تو این گونه خدا را عبادت می کنی در حالی که گناهان گذشته و آینده ات آمرزیده است، رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: درست است ولی من نباید بنده شاکری باشم.
هنگامی که جابر مشاهده کرد سخنانش در او اثر نمی کند و او هم چنین به
ص: 185
جد و جهد سخن می گوید، گفت: یا ابن رسول اللَّه باید کاری کنی که جانت محفوظ باشد، شما از خاندانی بشمار می روید که مردم به وسیله شما بلاها را دور می کنند، و سختیها را برطرف می سازند و باران رحمت را نازل می کنند.
امام علیه السّلام فرمود: ای جابر من همواره بر طریق پدران خود هستم، و این کار را ادامه خواهم داد تا به آنها ملحق کردم، در اینجا جابر بن عبد اللَّه متوجه حاضران شد و گفت: در میان فرزندان انبیاء مانند علی بن الحسین صلوات اللَّه علیهما دیده نشده است.
آری در این میان فقط یوسف مستثنی می باشد و به خداوند سوگند فرزندان علی بن الحسین از فرزندان یوسف بن یعقوب افضل می باشند و در میان اولاد او کسانی هستند که زمین را پر از عدل و داد می کنند همان گونه که پر از جور شده باشد.
48- خیثمه جعفی گوید: خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسیدم در حالی که می خواستم از وی اجازه مرخصی بگیرم و از مدینه بیرون روم امام علیه السّلام فرمود:
دوستان ما را از ما
سلام برسانید و آنها را توصیه کنید که متقی باشند و از خداوند بترسند و از حالات یک دیگر اطلاع پیدا کنند.
توانگران آنها باید از فقیران دلجوئی نمایند، و توانگران از ضعفاء سرپرستی کنند، سالمان از بیماران عیادت نمایند، زندگان به جنازه مردگان بروند، در خانه با هم رفت و آمد داشته باشند، ملاقات آنها با هم امر ما را زنده می کند، خداوند رحمت کند کسی را که امر ما را زنده کند.
ای خیثمه اگر اهل عمل نباشید ما کاری برای شما نمی توانیم انجام دهیم، ولایت ما فقط به پرهیزکاران سود می دهد، کسانی که بیشتر از همه روز قیامت حسرت می خورند آنهائی هستند که از عدالت تعریف می کنند ولی با آن مخالفت می نمایند.
49- ابن فرقد گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: کارهای نیک آدمی را بطرف بهشت می برد، و کارها را برای او آسان می کند همان گونه که شخص
ص: 186
کارگذار خود را قبلا می فرستد تا جای او را معین کند، و این است معنی آیه شریفه «و اما الذین الذین آمنوا و عملوا الصالحات فَلِأَنْفُسِهِمْ یَمْهَدُونَ».
50- خلاد گوید: امام صادق علیه السّلام به ما فرمودند: از خداوند بترسید و رکوع و سجود را نیکو به جای آورید، و خداوند را اطاعت کنید، و بدانید که به ولایت ما نخواهید رسید مگر با ورع و پرهیزکاری، و به ثواب خدا نخواهید رسید مگر به عمل بدترین اشخاص در روز قیامت کسانی هستند که از عدالت تعریف کنند ولی عمل ننمایند.
51- ابو عبیده حذاء گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامی که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله مکه را
فتح کردند در کنار کوه صفا قرار گرفتند و فرمودند ای بنی هاشم و ای بنی عبد المطلب من رسول خدا هستم و بطرف شما آمده ام.
من به شما مهربان هستم شما نگوئید محمد از ما می باشد، به خداوند سوگند من در میان شما و دیگران دوستانی ندارم، دوستان من فقط متقین می باشند، کاری نکنید که روز قیامت در حالی که دنیا را بر دوش گرفته باشید حاضر گردید.
اما مردمان دیگر در قیامت حاضر شوند و بار آخرت را بر دوش گرفته باشند متوجه باشید من اکنون هر چه لازم بود گفتم و دیگر عذری نمانده است، و خداوند را هم بر همین شاهد می گیرم علم برای خودم و عمل شما هم برای خودتان می باشد.
52- امام هادی علیه السّلام از پدرانش از امیر المؤمنین علیهم السّلام روایت می کند که فرمود:
خودتان را در دام آرزوها رها نکنید که آن سرمایه عاجزان است.
53- امام هادی علیه السّلام فرمود: امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: آنهائی که خود را گول می زنند و از خداوند آرزوهای بی جهت دارند کسانی می باشند که معصیت می کنند و از خداوند آرزوی مغفرت می نمایند.
54- امام صادق علیه السّلام از پدرانش از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله روایت می کند که فرمود:
جبرئیل مرا موعظه کرد و گفت: ای محمد هر کس را می خواهی دوست بدار که از او جدا خواهی شد و هر چه می خواهی انجام بده که به آن خواهی رسید.
ص: 187
55- علی علیه السّلام فرمود: هر کس در عمل تاخیر کند حسب و نسب به او نمی رسد علی علیه السّلام فرمود: شایسته ترین مردم به پیامبران کسانی هستند که به گفته های
آنها داناتر باشند، و بعد این آیه شریفه را تلاوت کردند که «إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا».
بعد از آن فرمودند دوست کسی است که از خداوند اطاعت کند اگر چه از او دور باشد و دشمن محمد کسی را گویند که خداوند را معصیت کند اگر چه با محمد خویشاوند باشد.
علی علیه السّلام فرمودند: چه اندازه بین دو عمل فاصله می باشد، عملی که لذت آن می رود ولی عواقب ناگوارش می ماند، و عملی که سختی او تمام می شود ولی پاداش آن باقی می ماند.
علی علیه السّلام فرمود: از کسی اطاعت کنید که نمی توانید از او معذرت بخواهید، زیرا او همه چیز را می داند.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: هر کس از دوری منزل مطلع گردد و مسافت را بداند خودش را مهیا می کند و زاد و توشه بر می دارد.
علی علیه السّلام فرمود: خداوند متعال طاعت را برای افراد باهوش غنیمت قرار داده تا تقصیر ناتوان ها معلوم گردد که آنها در طاعت تفریط کرده اند.
علی علیه السّلام فرمود: بترس از اینکه خداوند تو را در هنگام معصیت مشاهده کند، و در وقت طاعت تو را نبیند که در این هنگام زیان خواهی دید، هر گاه نیرومند شدی در طاعت خداوند بکوش و هر گاه ناتوان شدی از معصیت خداوند ناتوان باش.
علی علیه السّلام فرمود: رکون به دنیا با آنچه انسان در دنیا مشاهده می کند از نادانی می باشد و هر گاه اطمینان پیدا کردی که کار نیک ثواب دارد و آن را انجام ندادی برایت غبن دارد، و اطمینان به اشخاص قبل از آزمایش آنها از ناتوانی می باشد.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: کار نیک
بجای آورید و کاری را کوچک نشمارید، کار خوب اگر کوچک باشد بزرگ خواهد شد و اگر اندک باشد زیاد خواهد
ص: 188
گردید، هرگز نگوئید که فلان شخص از من به کارهای نیک شایسته می باشد.
آری به خداوند سوگند مطلب چنین است همه باید کار نیک انجام دهند، ولی برای کار نیک و کار بد کسانی هستند، اما شما هر کدام از آنها را که انجام ندهید، از اهل آن کفایت کردید.
علی علیه السّلام در یکی از خطبه های خود فرمود: خداوند شما را رحمت کند با بصیرت و روشنی به کار خود ادامه دهید، راه روشن و واضح است و شما را به سوی سلامتی و آرایش و آسایش فرا می خواند، شما پایانی دارید و به پایان خود توجه کنید، شما راهنما و نشانه هائی دارید اینک از آنها راهنمائی بخواهید.
شما در جایی زندگی می کنید که اکنون کسی با شما کاری ندارد، و وقت و مهلت دارید و هنوز که شما در راحتی و آسایش هستید فکر خود را بکنید، نامه های اعمال باز می باشد، و قلم ها جریان دارد بدنها تندرست و زبان ها باز است، اگر توبه کنید قبول می گردد، و اعمال شما مورد قبول می باشد.
علی علیه السّلام فرمود: عمل را فراموش نکنید و تا می توانید کار کنید، و از کارهای زشت دست بردارید و خود را به گناه آلوده نکنید، و راه راست را در پیش گیرید و مستقیم باشید صبر و شکیبائی را پیشه کنید و پرهیزکاری را از دست ندهید، شما پایانی دارید و به پایان خود توجه داشته باشید.
دنبال علم هدایت بروید و راه خود را گم نکنید، اسلام نتیجه ای دارد
و شما از نتیجه آن بهره مند گردید، به طرف خداوند توجه کنید و حقوق واجبه او را انجام دهید، خداوند حق خود را بر شما واجب کرد و وظائف شما را معین فرموده است، من گواه اعمال شما هستم و روز قیامت با شما احتجاج خواهم کرد.
متوجه باشید که قضاء و قدر خداوند بر شما جاری می گردد و هر چه مقدر شده خواهد رسید من با برهان خداوند با شما سخن می گویم و از وعده های پروردگار برای شما بازگوئی می کنم، خداوند متعال در قرآن فرمود: کسانی که گفتند پروردگار ما خدا است و بعد استقامت کردند فرشتگان بر آنها فرود می آیند.
ملائکه به آنها می گویند: ترس نداشته باشید و اندوهی به خود راه ندهید و
ص: 189
خود را به بهشتی که به آن وعده شده اید بشارت دهید، اینک که خداوند را قبول دارید به کتاب او عمل کنید، و فرمان او را بکار گیرید و راه او را ادامه دهید و فرمان او را مورد عمل قرار دهید.
ای مردم راه بندگان شایسته خدا را در پیش گیرید، و از آن اعراض نکنید و منحرف نشوید، در احکام خداوند و دین او بدعت پدید نیاورید، و با قوانین خداوند مخالفت نداشته باشید و بدانید هر کس از خدا و احکام او منحرف شد روز قیامت ارتباط او با خداوند قطع خواهد شد.
علی علیه السّلام در یکی از خطبه ها فرمود: اینک که زنده هستید کار کنید، هنوز نامه های اعمال باز می باشد و در توبه باز است، کسانی که به خداوند پشت کرده اند به طرف خداوند دعوت می گردند که رو به دین بیاورند، و گناهکاران امید
دارند که گناهشان مورد عفو قرار گیرد.
اینک قبل از اینکه وقت عمل بگذرد، و فرصت ها از دست برود، و مدت زندگی پایان گیرد و در توبه بسته گردد، و فرشتگان بالا روند، برای خود کاری بکنید و توشه ای برای آن جهان بردارید و از حیات برای مردن استفاده کنید و از دنیای فانی برای خانه باقی وسائل آسایش تهیه کنید.
شما از این جهان ناپایدار به سرای ابدی می روید، مردی از خداوند می ترسد و او می داند که عمرش حد معینی دارد، و در آن جهان فقط به عملش توجه دارند، مردانی هوس های خود را لکام زده اند و مهارش کرده اند و آن را از معصیت باز داشته اند، و نفس خود را به اطاعت خداوند کشانیده اند و زمام آن را در اختیار گرفته اند.
56- یکی از اصحاب علی علیه السّلام گفت: به امیر المؤمنین گفته شد شما صدقه زیاد می دهید، چرا از دادن صدقه زیاد خودداری نمی کنید فرمود: به خداوند سوگند من اگر می دانستم خداوند واجبی را از من قبول کرده است خودداری می کردم، ولی نمی دانم خداوند چیزی از من قبول کرده است یا خیر.
57- ابو حازم گوید: ابراهیم بن ادهم وارد کوفه شد و من هم با وی بودم و
ص: 190
این در هنگامی بود که منصور خلافت می کرد و حضرت صادق علیه السّلام هم در کوفه بودند، امام جعفر صادق علیه السّلام از کوفه بطرف مدینه حرکت می کردند و گروهی از علماء و اهل فضل از آن جناب مشایعت می نمودند.
در میان مشایعت کنندگان سفیان ثوری و ابراهیم بن ادهم نیز بودند، مشایعه کنندگان در میان راه شیری را مشاهده کردند، ابراهیم بن ادهم گفت: صبر کنید
تا جعفر بیاید و بنگریم با این شیر چه می کند، بعد از این امام جعفر علیه السّلام رسید و متوجه شیر شد و بطرف او رفت و گوشش را گرفت و از راه دورش کرد.
بعد از این متوجه مردم شد و فرمود: آگاه باشید اگر مردم از خداوند اطاعت کنند و دستورات او را بکار گیرند شیر را در اختیار خود خواهند گرفت و از آن بار خواهند کشید و او را رام خواهند ساخت و در حمل و نقل از شیر استفاده خواهند کرد.
داود بن فرقد گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: کارهای نیک برای آدمی در بهشت وسائل آسایش و استراحت را فراهم می کند همان گونه که شخصی غلام خود را می فرستد تا فرش و بستر او را پهن کند و بعد فرمودند: هر کس کار شایسته انجام دهد برای خود وسائل زندگی فراهم می سازد.
58- علی علیه السّلام در هنگام تلاوت آیه شریفه «یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ» فرمود: آن کسی که در این آیه مورد خطاب قرار گرفته در برابر پرسش برهانی ندارد و تا پاسخ گوید و به خاطر غروری که او را فرا گرفته است عذرش هم پذیرفته نمی شود، جز اینکه بر جهل و نادانی خود افزوده است.
ای انسان در گناه جرات پیدا کرده ای و به خدای خود مغرورشده ای و از اینکه خود را در معرض هلاکت گذاشته ای نمی ترسی آیا هنوز از این بیماری بهبودی حاصل نکرده ای و از خواب غفلت بیدار نشده ای و به جان خود رحم نمی کنی و به دیگران ترحم نداری.
شما اگر مشاهده کنی کسی در آفتاب قرار گرفته برای او سایبان درست می کنی و
یا اگر بنگری کسی به بیماری مبتلا شده و روز بروز لاغر می گردد بر آن
ص: 191
گریه می کنی و دلت به حال آن خواهد سوخت ولی اکنون به بیماری خود توجه نداری و صبر می کنی و از مصیبت هائی که تو را فرا گرفته و آزارت می رسانند فراموش کرده ای.
تو باید در برابر این بیماریها و سختیها خودت را تسلیت بدهی، نفس خودت از همه عزیزتر است و باید به خودت توجه داشته باشی چگونه ترس از حوادث شب تو را از خواب بیدار نمی کند در صورتی که در راه پیمودن معاصی خداوند خود را هلاک ساخته ای و از قدرت خداوند واهمه نکردی.
اینک که بیماری سستی دلت را فرا گرفته با داروی جدی آن را مداوا کن و خواب غفلت را با بیداری از دیدگانت دور گردان از خداوند اطاعت کن و به یاد او باش و با خدا انس بگیر و چنین بدان که تو از خداوند روی گردان هستی و او به تو توجه دارد، او تو را برای عفو طلب می کند و با فضلش تو را مورد نوازش قرار می دهد.
در حالی که تو از آن گریزان هستی و به دیگری روی آورده ای چه اندازه بزرگ است آن عالی مقام نیرومند در حالی که تو در برابر یک ضعیف خضوع می کنی چه چیز موجب شده که معصیت خداوند را بجای می آوری در حالی که خداوند گناهان تو را پوشانده است و از فضل و احسانش تو را بهره مند کرده است.
خداوند تو را از احسان خود دور نکرد و پرده اسرارت را فاش نساخت، بلکه یک لحظه تو را از نعمت خود محروم
ننموده و همواره خیر به تو می رساند و گناهانت را می پوشاند و گرفتاریها را از تو دور می سازد و حالا چه گمانی به خدا داری که از او اطاعت کنی.
به خداوند سوگند این صفت در قوت و قدرت با هم مساوی بودند تو نخستین کسی بودی که بر ضد خودت حکم می کردی که دارای کارهای زشت و اخلاق فاسدی می باشی و من از روی حقیقت می گویم دنیا تو را گول نزده اما تو به خاطر دنیا گول خورده ای این مسائل با پند و عبرت برای تو کشف شده و از روی انصاف اینها را درک کرده ای.
ص: 192
تو خود می دانی که در آینده گرفتاریها پیش خواهند آمد و جسمت را بیمار خواهند کرد و از نیروهایت خواهند کاست و اینها بهترین شاهد هستند که تو نمی توانی به خود دروغ بگوئی و یا خود را گول بزنی ممکن است ناصحان در اینجا متهم شوند و یا کسانی که سخنی راست می گویند تکذیب کردند.
اگر به خانه های خراب و یا محله های خالی از سکنه مراجعه کنی در آنجا بالاترین موعظه و عبرت را مشاهده خواهی کرد و در آنجا متذکر خواهی شد که موضوع از چه قرار است، در آنجا خواهی دید چه کسی به تو محبت می کند و چه شخصی بخل می ورزد، دنیا خانه خوبی است در صورتی که دل به آن نبندی و آن را جای اقامت ندانی.
کسانی که فردا به وسیله تو خوشبخت می شوند آنها افرادی هستند که امروز از دنیا فرار می کنند، هنگامی که صیحه بلند شود و در صور دمیده گردد و قیامت با همه اوصاف خود بر پا شود
هر کسی در محل خود حضور پیدا می کند و هر عابدی با معبودش حاضر می گردد و هر رهبری با پیروانش در آنجا گرد آیند.
در آن روز خداوند با حق عدالت می کند و حقوق کسی از بین نمی رود و کوچکترین کارها مورد محاسبه قرار می گیرد، در آن روز بسیاری از برهان ها باطل خواهد شد و عذری هم از کسی پذیرفته نمی گردد، اکنون اگر غدری کرده ای از آن در گذر و به آن اعتماد نداشته باش.
برای آن روز حجت ثابتی تهیه کن دست بیانداز به آنچه برایت می ماند و از آنچه به آن نخواهی رسید و از آن دست خواهی کشید در گذر و برای سفرت وسائل راحتی آماده ساز و به روشنائی نجات توجه داشته باش و با مرکب های سریع که تو را زود به مقصد می رساند حرکت نما.
65 در اداء فرائض و دوری از حرام
1- ابو حمزه ثمالی گوید: امام سجاد علیه السّلام فرمود: هر کس به آنچه خداوند برای او واجب کرده است عمل کند او از بهترین مردم می باشد.
2- عبد اللَّه بن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه «اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا» فرمود: یعنی در انجام واجبات صبر داشته باشید.
3- ابو السفاتج از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که در تفسیر آیه شریفه اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا فرمود: یعنی در واجبات صبر داشته باشید، و در مصیبت ها یک دیگر را به صبر توصیه کنید و با امامان علیهم السّلام ارتباط برقرار سازید و در حدیث ابن محبوب آمده از خداوند در انجام واجبات بترسید.
4- سکونی از حضرت صادق علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
به
واجبات خداوند عمل کنید تا از پرهیزکارترین مردم باشید.
5- محمد حلبی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند می فرماید هیچ بنده ای نمی تواند محبت مرا به خود جلب کند مگر اینکه واجبات مرا دوست داشته باشد و به آن عمل کند.
6- سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السّلام سؤال کردم تفسیر آیه شریفه «وَ قَدِمْنا إِلی ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً» چیست، فرمود: به خداوند سوگند اعمال آنها بسیار صاف و روشن بود و مانند پارچه سفید می درخشید، ولی آنها هنگامی که به حرامی می رسیدند دست از آن باز نمی داشتند.
7- ابراهیم بن عمر گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: همه دیدگان روز قیامت گریان خواهند بود مگر سه چشم، دیده ای که در راه خداوند بیداری بکشد، دیده ای که از خوف خداوند گریه کند و دیده ای که از محرمات خداوند بر هم گذاشته شود.
ص: 194
8- امام جعفر صادق علیه السّلام در جواب یکی از سائلان فرمود: خداوند متعال در مناجات خود به موسی بن عمران علیه السّلام فرمود: ای موسی هر کس با ترک محرمات خود را به من نزدیک کند من بهشت عدن را به او خواهم داد و کسی را با او شریک نخواهم کرد.
9- ابو عبیده از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: از مهمترین واجبات خداوند بر بندگان یاد خدا می باشد، بعد از آن فرمود: مقصود من از ذکر خداوند گفتن سبحان اللَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر نیست اگر چه اینها هم از ذکر بشمار می روند، مقصود از ذکر خدا آن است که هر گاه به حلال و یا
حرامی رسید خدا را فراموش نکند، اگر طاعت است به آن عمل کند و اگر معصیت است از آن دست بر دارد.
10- سکونی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس برای ترس از خداوند معصیت را ترک کند پروردگار روز قیامت او را راضی می کند و خوشحالش می سازد.
11- امام رضا علیه السّلام از پدرانش روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: امت من همواره در خیر و نیکی خواهند بود تا آنگاه که با هم دوستی کنند و رفت و آمد داشته باشند امانت را اداء کنند و از محرمات دوری نمایند، از مهمانان پذیرائی نمایند و نماز را بر پا دارند و زکاه را پرداخت کنند، هر گاه این کارها را نکنند گرفتار قحط و خشکسالی می شوند.
12- سکونی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود واجبات خداوند را انجام بده تا از پرهیزکارترین مردم باشی، از آنچه خداوند به تو ارزانی داشته راضی باش تا از همگان بی نیاز گردی از محرمات دوری نما تا از همگان پرهیزکارتر باشی، با همسایگانت نیکی کن تا از مؤمنان بشمار آئی، و با همنشینانت به خوبی رفتار کن تا در زمره مسلمانان قرار گیری.
13- رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: عابدترین مردم کسی است که واجبات را بر پا دارد، و استوارترین مردم کسی را گویند که از گناهان خودداری کند.
ص: 195
14- حضرت صادق سلام اللَّه علیه فرمود: پرهیزکارترین مردم کسی است که از شبهات خودداری کند، عابدترین
مردم کسی را گویند که واجبات را بر پا دارد، زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک گوید، استوارترین مردم کسی است که گناهان را ترک گوید.
15- انس گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: دوست من جبرئیل گفت: مثل این دین مانند درخت ثابتی می باشد که اصل آن ایمان و ریشه های آن نماز است، زکاه به منزله آب و روزه شاخه ها و حسن خلق برگ های آن است، خودداری از حرام میوه آن به حساب می آید، و هیچ درختی بدون میوه به کمال نمی رسد، و همان طور ایمان هم بدون خودداری از محرمات اعتباری ندارد.
16- مفضل گوید: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم مغیره می گوید هر کس خدای خود را شناخت دیگر بعد از آن چیزی نیست، امام علیه السّلام فرمود: خداوند او را لعنت کند مگر این طور نیست که هر کس خداوند را شناخت باید بیش از همه او را اطاعت کند.
چگونه از خداوند اطاعت می کند کسی که او را نمی شناسد، خداوند محمد صلی اللَّه علیه و آله را به کاری امر کردند و محمد هم مردم را به انجام امری فرا خواندند، آنها به دستورات پیامبر عمل می کنند تا آنگاه که از آن نهی گردد، و امر و نهی در نزد مؤمن یکسان می باشند و او به هر دو عمل می کند.
امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند به بنده ای که واجبات را ترک کند توجه نمی کند و به نظر رحمت به او نمی نگرد، و او را پاک نمی گرداند، راوی گوید:
عرض کردم: خداوند به او توجه ندارد فرمود: آری چون او به خداوند مشرک شده و برای او مانند قائل
گردیده است.
گوید: عرض کردم او شرک آورده است، فرمود: آری خداوند متعال او را به امری و کاری فرمان داده و شیطان هم او را بطرفی دعوت کرده، او هم اوامر خداوند را ترک کرد و دستورات شیطان را بکار گرفت و لذا با شیطان در طبقه هفتم پائین
ص: 196
جهنم زندگی خواهد کرد و با او محشور خواهد شد.
17- امام صادق علیه السّلام فرمود: پدرم از پدرش روایت می کرد که مردی از اهل کوفه نامه ای برای امام حسن مجتبی علیه السّلام نوشتند و گفتند: ای سرور من بفرمائید خیر دنیا و آخرت کدام است.
امام علیه السّلام در جواب او نوشتند هر کس خوشنودی خدا را به خشم مردم بپسندد و رضایت خدا را طلب کند خداوند کارهای او را کفایت می کند، ولی هر کس خدا را بر خود خشمگین کند و رضایت مردم را طلب کند خداوند او را به مردم وامی گذارد.
18- سماعه گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: صبر کن و شکیبا باش، از آنچه هنوز نیامده و تو از آن اطلاع نداری ترسی به خود راه مده، و در هنگام زندگی با وضع موجود صبر کن و چنان بدان که به همه خواسته ها رسیده ای.
19- موسی بن جعفر علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: در نزد خداوند چیزی محبوب تر از ایمان نیست، و عمل صالح در نزد او از همه ارزنده تر می باشد، و خداوند دوست دارد که مردم از منهیات او دست بردارند و فرمانش را بکار بندند.
20- علی علیه السّلام فرمود: عبادتی مانند انجام واجبات نیست.
66 میانه روی در عبادت و کارهای نیک
1- سلام بن مستنیر گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: در هر عبادتی رغبتی هست ولی بعد به بی میلی و سستی می انجامد، هر کس رغبت عبادت او بطرف سنت من باشد او هدایت خواهد شد.
اما هر کس با سنت من مخالفت کند گمراه می گردد، و اعمالش تباه می شود، من گاهی نماز می گذارم و گاهی می خوابم، زمانی روزه می گیرم و گاهی افطار
ص: 197
می کنم، گاهی خنده می کنم و زمانی می گریم، هر کس از راه و روش من عدول کند از من نیست.
2- ثعلبه گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس میلی دارد و برای هر تمایلی سستی و تنبلی می باشد، پس خوشا به حال کسانی که سستی و سکون آنها بطرف خیر باشد.
3- ابو جارود گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: این دین استوار می باشد با صبر و قناعت و بردباری در آن وارد شوید، عبادت خداوند را به بندگان خدا تحمیل نکنید که در این صورت مانند مسافری خواهید بود که رنج سفر کشیده و مرکب را خسته کرده ولی از آن نتیجه نگرفته است.
4- حفص بن بختری از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: عبادت را از روی بی میلی و کراهت بر خود تحمیل نکنید.
5- حنان بن سدیر از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که از آن حضرت شنیدم فرمود: خداوند متعال هر گاه بنده ای را دوست بدارد در برابر عمل اندک او پاداش زیاد می دهد، و این پاداش را در برابر عمل اندک او بزرگ نمی داند.
6- ابو بصیر گوید: امام
صادق علیه السّلام فرمود: پدرم در هنگام طواف بر من گذشت در آن هنگام که جوان بودم و زیاد عبادت کرده بودم، پدرم از کنارم عبور کرد در حالی که من عرق می ریختم، فرمود ای جعفر ای فرزندم، هر گاه خداوند بنده ای را دوست بدارد او را وارد بهشت می کند اگر چه اعمالش کم باشد.
7- حفص بن بختری از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: من در هنگام جوانی در عبادت کوشش می کردم پدرم گفت: ای فرزند، خود را به سختی نیانداز، خداوند هر گاه بنده را دوست بدارد از کارهای او راضی می گردد.
8- عمرو بن جمیع گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند ای علی این دین استوار و محکم می باشد با نرمی و آرامش وارد شوید، و نفس خود را از روی کراهت و بی میلی به عبادت وادار نکن که تو را دشمن خواهد گرفت.
ص: 198
کسی که خود را به مشقت وامی دارد و خویشتن را خسته می کند از کوشش خود استفاده نخواهد برد و زود ملول و ناتوان خواهد گردید، مانند کسی عمل کن که پیر شده و در انتظار مرگ است، و یا مانند کسی که می ترسد فردا بمیرد از اعمال خود بترس و متوجه خدا باش.
9- علی علیه السّلام در هنگام وفات وصیت کرد و فرمود: ای فرزند من در زندگی خود میانه رو باش و در عبادت هم متوسط عمل کن، و همواره به کارهائی مشغول باش که توانائی آن را داری که با میل و رغبت آن را انجام دهی.
10- علی علیه السّلام فرمود: حرف خیر و
سخن نیک بر زبان جاری کنید تا به آن شناخته شوید، و نیکوکار باشید تا به کارهای نیک معروف گردید.
11- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: عمل دائم اندک که از روی یقین اداء شود بهتر است از عمل زیادی که بدون یقین باشد.
12- امام باقر علیه السّلام فرمود: کار نیک بر مردم سنگین است همان گونه که میزان اعمال آنها در روز قیامت سنگین می باشد، و کار بد نزد اهلش سبک می باشد همان گونه که میزان آنها در قیامت سبک است.
13- بشار بن بشار از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر گاه کار خیری را مشاهده کردی آن را فورا انجام بده و به تاخیر نیانداز، بنده روز گرمی را روزه می دارد و امیدوار لطف و عنایت خداوند میباشد و خدا او را از آتش نجات می دهد، و یا برای رضای خداوند صدقه می دهد و خدا او را از عذاب دوزخ آزاد می کند.
14- اسحاق بن جعفر گوید: برادرم موسی بن جعفر فرمود: بهتر از راستی گوینده آن است، همان گونه که نیکوترین نیکی ها بجای آورنده آن می باشد.
15- علی علیه السّلام فرمود: هر چیزی نتیجه ای دارد و نتیجه کار نیک تعجیل در آن است.
16- علی علیه السّلام در هنگام وفات فرمود: هر گاه یکی از کارهای آخرت پیش آمد در انجام آن اقدام کن، و هر گاه کاری در مورد دنیا پیش آمد در آن تامل کن و
ص: 199
در انجام آن شتاب نداشته باش.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: به کارهای نیک سرعت بخشید قبل از اینکه کارهای دیگری شما را از آن مشغول کند.
17- امام
صادق سلام اللَّه علیه فرمود: واجبات و مستحبات را از روی اخلاص به جای آور و به آن مداومت داشته باش که آنها اصل و پایه هستند، هر کس آن دو را به انجام رسانید و حق آنها را اداء کرد به همه چیز رسیده است، زیرا بهترین عبادات و نزدیک ترین آنها آن است که انسانی را آرامش دهد و از آفات نگهدارد.
عبادات و طاعات اگر چه کم باشد ولی با ادامه آن آدمی را حفظ می کند و آرامش به او می دهد، اگر واجب و سنت را نیکو بجای آوردی به انسانیت خود عمل کرده ای، هر گاه خواستی در روی بساط مالک خود قرار بگیری با فقر و مذلت در آنجا حضور پیدا کن، و خداوند را بزرگ بشمار و از او بترس.
ظاهر خود را از ریاء و باطنت را از قساوت نگهدار، رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
نمازگزار با خدا مناجات می کند، شرم دارد از اینکه مردم از نجوای او مطلع شوند و راز او را که با خداوند سخن می گوید دریابند.
امام سجاد علیه السّلام فرمود: تعجب دارم از کسی که دنبال یک فضیلت می رود ولی یک واجبی را ترک می کند، و این فقط برای این است که از شناخت واجب و عظمت آن محروم شده است و از آنچه خداوند برای آنها اختیار کرده و آنان را اهلیت بخشیده است دست باز داشته.
18- زراره گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: بدان که عمل در اولین وقت بهتر است و باید کار خیر را تاخیر نینداخت، و تا آنجا که امکان دارد در کارهای خیر شتاب کن، و دوست ترین اعمال خیر در
نزد خداوند آن است که همواره به آن مشغول گردی اگر چه کم باشد.
19- امام باقر علیه السّلام به فرزندش امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود: ای فرزند من کار نیک در بین دو گناه اثر آن گناهان را از بین می برد، پرسید ای پدر چگونه از بین
ص: 200
می برد، امام باقر علیه السّلام فرمود: مانند قول خداوند که در قرآن فرموده: «وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلًا».
در اینجا لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ یک گناه است، وَ لا تُخافِتْ بِها نیز یک گناه می باشد ولی وَ ابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلًا حسنه به حساب می آید و یا مانند «وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً» در اینجا اسرفوا یک گناه و اقتروا نیز یک گناه است وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً حسنه بشمار می رود پس حسنه بین دو سیئه قرار گرفته است.
20- هشام بن سالم از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر گاه به خیر تصمیم گرفتی آن را به تاخیر نیانداز زیرا خداوند هر گاه بنده خود را در کار خیری مشاهده کند و او را در طاعت خود بنگرد سوگند یاد می کند که او را عذاب نخواهم کرد، و هر گاه فکر معصیت برای تو آمد آن را انجام نده زیرا خداوند هر گاه بنده اش را در معصیت بنگرد سوگند یاد می کند که او را نخواهم آمرزید.
21- حمزه بن حمران گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: هر گاه یکی از شما تصمیم گرفتید کار نیک بکنید در آن درنگ نکنید، زیرا بنده گاهی
نماز می گذارد و یا روزه می دارد، و به او گفته می شود هر کار می خواهی انجام بده که گناهانت آمرزیده شد.
22- علی علیه السّلام فرمود: بجا آورنده خیر از خود خیر بهتر است، و بجا آورنده کار بد از خود بدی بدتر است.
فرمود: جاهل و نادان یا در حال افراط است و یا تفریط و اعتدالی در او نیست.
فرمود: استفاده نکردن از فرصت ها و به هدر دادن آنها پشیمانی و اندوه می آورد.
علی علیه السّلام فرمود: دلها گاهی تمایل و اقبال دارند و زمانی در آنها تمایل نیست، اکنون هر گاه در آنها میل و اقبال پیدا شد از آن استفاده کنید و دلها را با اکراه به کاری وادار ننمائید زیرا اگر اکراه آمد دلها کور می گردند.
علی علیه السّلام فرمود: بهترین اعمال آن است که در انجام آن با نفس خود مبارزه
ص: 201
کنی.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: کار خوب اندک که همواره به آن مشغول شوی بهتر است از کارهای زیادی که در انجام آن خود را خسته کنی.
علی علیه السّلام فرمود: هر گاه مستحبات به واجبات زیان رسانید مستحبات را ترک کنید.
23- رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: این دین متین و استوار است و در آن با نرمی وارد شوید، عبادت خداوند را از روی میل انجام دهید و آن را مبغوض نفس خویش قرار ندهید کسی که به شتاب مرکب می راند هم مرکب را خسته می کند و هم از ادامه راه باز می ماند.
24- حلبی گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر گاه بنده مشغول کاری هست یک سال آن را ادامه دهد و بعد اگر خواست به
عمل دیگری روی بیاورد، زیرا شب قدر در یک سال یک بار می آید و او در شب قدر آن عمل را درک کند.
25- زراره گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: محبوب ترین اعمال در نزد خداوند آن است که بنده ای به کاری مداومت داشته باشد اگر چه اندک باشد.
26- نجبه گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: چیزی نزد خداوند محبوب تر از این نیست که به کاری مداومت کند اگر چه کم باشد.
27- معاویه بن عمار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: حضرت سجاد سلام اللَّه علیه می فرمودند: من دوست می دارم به کاری مداومت نمایم اگر چه اندک باشد.
28- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: حضرت سجاد سلام اللَّه علیه فرمودند: من دوست دارم در محضر خداوند حاضر شوم در حالی که اعمالم کامل باشد.
29- ابو جمیله گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: روزهای خود را با کار نیک شروع کنید، و کاری کنید که فرشتگان نامه اعمال شما را در اول و آخر روز برای شما اعمال نیک ثبت کنند، و در میان روز خداوند شما را مورد آمرزش قرار می دهد.
ص: 202
30- مرازم بن حکیم گوید: امام صادق سلام اللَّه علیه فرمود: پدرم می گفت هر گاه تصمیم به کار نیکی گرفتی آن را زود انجام بده زیرا نمی دانی که بعدا چه حادثه ای خواهد آمد.
31- زراره گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: خداوند کارهای خیر را که در آن به سرعت عمل شود دوست می دارد.
32- بشر بن یسار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر گاه اراده کردی کار نیک انجام دهی
او را تاخیر نیانداز هر گاه بنده ای برای خدا روزهای گرم را روزه بدارد خداوند او را از آتش نجات می دهد و بنده ای به خاطر نصف خرما که صدقه داده خود را به خداوند نزدیک می کند.
33- امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس اراده خیری کرد باید زودتر آن را انجام دهد و تاخیرش نیاندازد، گاهی بنده ای کار نیکی انجام میدهد خداوند می فرماید من گناهان تو را آمرزیدم و بعد از این اعمال تو را ثبت نخواهم کرد، فرمود: اگر بنده ای به کار بدی تصمیم بگیرد و آن را انجام ندهد ولی گاهی بنده ای مرتکب عمل زشت می گردد و خداوند عمل آن را مشاهده می کند و می فرماید من تو را بعد از این نخواهم آمرزید.
34- محمد بن حمران گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر گاه یکی از شما تصمیم گرفت کار نیکی بکند و یا صله ارحام بجای آورد باید زودتر انجام دهد، زیرا در طرف راست و چپ او دو شیطان هستند که او را از این کارها باز می دارند.
35- ابو الجارود از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود هر کس تصمیم به کار خیری گرفت در انجام آن شتاب کند، زیرا هر کاری که در آن تاخیر باشد شیطان در آن دخالت دارد.
36- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السّلام شنیدم فرمود: خداوند نیکی ها را بر اهل دنیا سنگین کرده همان گونه که میزان آنها را در قیامت سنگین فرموده است، و برای اهل شر و فساد نیز شر را سبک شمرده همان طور که میزان آنها را در قیامت سبک کرده است.
67 در اعتراف به تقصیر
1- حسن بن جهم گوید:
از حضرت رضا علیه السّلام شنیدم فرمود: مردی در بنی اسرائیل چهل سال خداوند را عبادت کرد ولی عبادت او مورد قبول قرار نگرفت، او متوجه نفس خود شد و گفت من از ناحیه تو این موضوع را می نگرم، و من برای تو این همه رنج کشیدم و نتیجه نگرفتم، در این هنگام خداوند به او وحی فرستاد و گفت این عمل تو بهتر از عبادت چهل سال بود.
2- حذاء از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند:
خداوند می فرماید: عاملان به اعمال خود تکیه نکنند که به خاطر اعمال خود پاداش خواهند داشت، آنها هر چه کوشش کنند و عبادت نمایند باز هم حق عبادت مرا بجای نخواهند آورد، و با عبادت نمی توانند به قرب جوار و نعمت های من برسند.
آنها باید به رحمت من اعتماد داشته باشند و از فضل و عنایت من امیدواری حاصل کنند و به من حسن ظن داشته باشند و اطمینان پیدا نمایند، در این هنگام است که رحمت من شامل آنها می گردد و با توجه خاصی که به آنها دارم از آنها خوشنود می کردم و آنها را مورد عفو خود قرار می دهم من خدای رحمان و رحیم می باشم و به این صفت نامگذاری شده ام.
3- سعد بن ابی خلف از ابو الحسن علیه السّلام روایت می کند که فرمود: همواره کوشش به خرج بده و خود را مقصر بدان که در عبادت خداوند کوتاهی کرده ای، زیرا خداوند را هرگز نمی توان آن گونه که شایسته است عبادت کرد.
4- ابن ابی نجران گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم مردی کارهائی انجام می دهد ولی
در عین حال خائف می باشد، بعد از این کار خیری از او ظاهر می شود ولی عجب و خودپسندی از وی بروز می کند، امام فرمود: حال اول او بهتر از حال
ص: 204
دوم می باشد.
5- خالد صیقل از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمودند: خداوند به یکی از فرشتگان اختیار داد تا او کاری که می خواهد انجام دهد، فرشته هفت آسمان و زمین پدید آورد هنگامی که دید اشیاء از او اطاعت می کنند گفت: امروز مانند من کسی نیست.
در این هنگام خداوند متعال پاره ای آتش فرستاد که در حجم مانند یک انگشت بود، آن آتش هر چه را که آن فرشته درست کرده بود همه را نابود کرد و چیزی از آن باقی نماند، و این بخاطر عجبی بود که آن فرشته را در اثر خلقت پدیده آمده بود.
6- امام باقر علیه السّلام فرمود: محمد بن شهاب زهری خدمت امام سجاد علیه السّلام رسید در حالی که محزون و گرفته بود، امام علیه السّلام به او فرمود: چرا محزون می باشی، گفت یا ابن رسول اللَّه حسودان بر من حسد می برند از این رو محزون هستم، آنها در مال من طمع کرده اند و نعمت های مرا کفران می کنند و نیکیهای مرا فراموش نموده اند.
امام سجاد علیه السّلام فرمودند: زبان خود را نگهدار تا همه را بطرف خود جلب کنی، زهری عرض کرد یا ابن رسول اللَّه من به آنها احسان می کنم ولی گاهی از زبان من کلامی بدون قصد گفته می شود امام فرمود: همان متوجه باش که خودپسندی نکنی، و سخنی از زبانت بیرون نیاید که بعد نتوانی آن را انکار کنی و یا معذرت
خواهی بکنی.
شما بدانید اگر سخنی از زبانت بیرون شد و کسی از شما ناراحت گردید دیگر عذرخواهی و پوزش نمی تواند دل او را آرام کند و رفع کدورت نماید، ای زهری هر کس عقلش کامل نبود نابودیش آسان خواهد بود.
ای زهری چرا نمی خواهی همه مسلمانان را مانند خانواده ات بدانی، باید متوجه باشی که بزرگان آنها پدرت هستند و کوچک ها فرزند شما می باشند، و جوان ها برادرت هستند، اگر این چنین بدانی به کدام شخص ظلم می کنی و یا به کدام یک نفرین می نمائی، و یا می خواهی پرده کدام یک از آنها را پاره سازی.
ص: 205
اگر ابلیس لعنه اللَّه علیه به تو تلقین کرد که تو را بر دیگران فضیلتی هست و تو بر سایر مسلمانان فضیلت داری، تو خود در اینجا توجه کن اگر شخصی از تو بزرگتر است بگو او از من چند سال بزرگ است و بیش از من عمل صالح دارد و ایمان او هم از من بهتر است و لذا او بر من فضیلت دارد.
اما اگر شخصی از شما کوچک تر است بگو او از من کمتر معصیت کرده از این رو از من بهتر خواهد بود و اگر با تو همسال است بگو من در گناهان خود و آلودگیم یقین دارم ولی نسبت به او در شک می باشم، پس چرا اکنون یقین خود را بگذارم و به شک عمل کنم.
اگر مشاهده می کنی که مسلمانان تو را تعظیم می کنند و به تو احترام می گذارند، بگو این چیزی است که آنها از من دیده اند، اگر مشاهده کردی آنها به تو ظلم می کنند و یا اعتنائی به شما ندارند بگو این
بخاطر گناهی است که مرتکب شده ام.
ای زهری تو اگر این چنین شکر کنی و این گونه با آنها برخورد کنی خداوند زندگی شما را لذت بخش و خوشگوار می کند و دوستانت را زیاد می گرداند، و دشمنانت را کم می سازد، و از محبت آنها برخوردار می گردی و خوشحال می شوی، و از جفای آنها دلتنگ نمی کردی.
بدان که گرامی ترین مردم آن کسی است که خیرش بر آنها جریان داشته باشد و او از مردم بی نیازی حاصل کند و عفیف باشد و بعد از این آن انسانی بزرگوار و شریف است که عفت بخرج دهد و دست نیاز بطرف کسی دراز نکند و به تو نیازمند باشد.
مردمان دنیا به مال و ثروت علاقه دارند و به آن عشق می ورزند و هر کس در امور مالی مزاحم آنها نشود به او احترام می کنند، این چنین شخصی که چشم به مال و ثروت دیگران ندارد و با عزّت زندگی می کند معزز و محترم می باشد.
7- اسحاق بن عمار از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: عالمی نزد عابدی رفت و گفت نمازت چگونه است، گفت از عبادت من سؤال می کنی من
ص: 206
مدتها می باشد که مشغول عبادت و پرستش هستم.
بار دیگر پرسید گریه ات چگونه است، عابد گفت من به اندازه ای گریه می کنم که اشکم جاری می گردد، عالم گفت: اگر خنده کنی ولی از خدا بترسی بهتر از گریه می باشد، تو تظاهر می کنی و کسی که با عمل خود تظاهر کند از آن سودی نمی برد و اعمالش بالا نمی رود.
8- زراره گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: داود پیغمبر علیه السّلام گفت: من خداوند را چنان عبادت کنم و قرائتی
بخوانم که کسی مانند آن را بجا نیاورده باشد، داود وارد محراب خود شد و عبادت و قرائت خود را بجای آورد.
هنگامی که از نمازش فارغ شد متوجه شد غورباغه در محراب است، گفت:
ای داود تو امروز در عبادت خود گرفتار عجب شدی، داود گفت: آری چنین بود، گفت: عجب نداشته باش من در هر شب هزار بار تسبیح می گویم، که از هر تسبیحی سه هزار تحمید جدا می شود، من در قعر آب زندگی می کنم پرنده گرسنه ای در هوا فریاد می زند و من روی آب می آیم او مرا صید می کند و می خورد در حالی که هیچ گناهی نکرده ام.
9- عبد الرحمن بن حجاج گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: بنده ای مرتکب گناه می گردد و بعد پشیمان می شود، پس از آن کارهای شایسته انجام می دهد و خوشحال می گردد ولی در کارها سستی می کند، و اگر تنبلی و سستی کند بهتر است از اینکه کار نیک انجام دهد ولی عجب برایش حاصل شود.
10- امام علیه السّلام فرمود: خداوند متعال می فرماید: بعضی از بندگان من چیزی از من طلب می کند و توفیق طاعتی می خواهد، من خواسته او را اجابت نمی کنم برای اینکه عجبی برای او حاصل نشود.
11- وشاء گوید: امام ابو الحسن علیه السّلام فرمود: ایوب علیه السّلام عرض کرد: بار خدایا از مال دنیا چیزی از تو نخواستم و در این حال در دلش حالتی پدید آمد، در این هنگام ابری ظاهر شد و گفت: ای ایوب که این توفیق را به تو داد گفت: خداوندا تو به من این توفیق را عطا کردی.
ص: 207
12- علی علیه السّلام فرمود: وحدتی ترسناک تر از عجب نیست.
13-
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ای بندگان خدا بدانید که مؤمن در شب و روز به خود بد گمان می باشد و همواره اشک می ریزد و ناله می کند، شما مانند گذشتگان باشید آنها که قبل از شما گذشتند، آنها دنیا را چنان دانستند که از آن دست خواهند کشید و مانند مسافران این منزل را ترک خواهند کرد.
14- اصبغ بن نباته گوید: علی علیه السّلام در یکی از خطبه های خود پس از حمد خدا و ثناء بر رسول صلی اللَّه علیه و آله فرمود: من شما را به تقوی و پرهیزکاری دعوت می کنم، اطاعت خداوند به صاحبانش سود می رساند و دشمنان خدا با معصیت به خود زیان می رسانند.
کسانی که از روی عمد خود را به ضلالت افکنده اند و گمان می کنند که در هدایت بسر می برند همه در هلاکت هستند و عذر آنها هم پذیرفته نخواهد شد، و یا کسانی که حق را ترک کرده اند و گمان می کنند آن ضلالت می باشد.
شایسته ترین وظیفه ای که یک حاکم نسبت به مردم دارد آن است که آنها را به طرف خداوند هدایت کند و وظائف دینی را به آنها تعلیم دهد، بر ما لازم است که دستورات و اوامر خداوند را برای شما بازگو کنیم و شما را به انجام آنها امر نمائیم.
ما وظیفه داریم منهیات پروردگار را به شما برسانیم و همگان را از آن مطلع سازیم تا شما منهیات را انجام ندهید و احکام خدا را در میان مردمان دور و نزدیک منتشر سازیم و در این باره باکی هم نداریم حق را هر جا باشد اجرا می کنیم و به زیان هر کس باشد مورد عمل قرار می دهیم.
من می دانم
آنها فقط در آرزوها و پندارها زندگی می کنند و یک مشت موهومات را دین می دانند، آنها می گویند ما با نمازگزاران نماز می گذاریم، و با مجاهدان جهاد می کنیم، هجرت کردیم، و با دشمنان جنگ نمودیم، همه این کارها را گروهی انجام می دهند.
ایمان به آرایش ظاهری و آرزوها نیست، نماز وقتی دارد که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله
ص: 208
آن را واجب کرده است و نماز جز در وقت واجب جایز نیست، هنگام نماز صبح آن است که شب سپری شود و خوردن و آشامیدن بر روزه دار حرام باشد.
وقت نماز ظهر هنگامی است که آفتاب به شدت گرم شود و سایه ات از بین برود، و در هنگام زمستان وقتی است که آفتاب از فلک بگذرد و این هنگامی است که آفتاب در پیشانی راست تو قرار گرفته باشد شرطی که خداوند در رکوع و سجود قرار داده.
هنگام نماز عصر آن است که آفتاب هنوز در حال درخشیدن است، و فاصله آن تا غروب به اندازه ای است که یک شتر سوار بتواند دو فرسخ راه طی کند، و هنگام مغرب آن است که آفتاب غروب کند و روزه دار افطار نماید.
هنگام نماز خفتن آن است که سیاهی شب همه جا را فرا گیرد و سرخی از افق برود و تا ثلث شب وقت نماز خفتن می باشد، هر کس در این هنگام به خواب رود خداوند دیدگان او را نخواباند، این بود مواقع نمازها و نماز برای مؤمنان در وقت معینی واجب شده.
مردی می گوید: من مهاجرت کردم در حالی که او هجرت نکرده است، مهاجران کسانی هستند که از گناهان هجرت می کنند و مرتکب گناه
نمی کردند، مردی می گوید: من جهاد می کنم در حالی که او اهل جهاد نیست و جهاد دوری کردن از حرام ها و با دشمنان می باشد.
گروهی جنگ می کنند و جنگ را هم دوست می دارند ولی مقصود آنها از جنگ نام آوری و گرفتن اجر و مزد و پاداش است گروهی هستند که اهل شجاعت هستند و می خواهند از افراد آشنا و یا ناشناس حمایت کنند.
بعضی از افراد هم اهل ترس و ضعف هستند به طوری که پدر و مادرشان را به دشمنان تحویل می دهند، و این خود یک هلاکت بشمار می رود، در جنگ ها و جهادها اجر و پاداش بر حسب نیت ها می باشد و می دانید که سگ از صاحبش دفاع می کند.
روزه یعنی دوری کردن از محرمات همان گونه که مردی از خوردنی ها و
ص: 209
آشامیدنیها خودداری می کند، زکاه همان گونه است که پیامبر آن را واجب گردانید، بواسطه زکاه خویشتن را پاک سازید.
از مواعظ پند گیرید و به آنها گوش فرا دهید، جنگجو کسی است که با دین خود جنگ کند، خوشبخت کسی را گویند که از دیگری عبرت گیرد، اینک من شما را نصیحت می کنم، و شما نزد خداوند برهانی ندارید من این سخنها را می گویم، و از خداوند طلب رحمت می کنم.
15- فضل بن یونس گوید: امام ابو الحسن علیه السّلام فرمود: بیشتر بگوئید بار خدایا ما را از کسانی که ایمان آنها عاریه و موقت هست قرار نده، و مرا از مقصر بودن بیرون مکن راوی گوید: عرض کردم معنای عاریه را دانستم و آن کسی است که ایمان از آن سلب می گردد.
اما معنی تقصیر را ندانستم، امام علیه السّلام فرمود: هر کاری که برای
خداوند می کنی خود را در نزد خویشتن مقصر بدان، زیرا مردم در کارهای مربوط به خداوند همواره مقصر هستند و کوتاهی می کنند، مگر کسانی که خداوند آنها را حفظ کرده باشد.
16- حسن بن جهم گوید: از ابو الحسن علیه السّلام شنیدم فرمود: مردی در بنی اسرائیل چهل سال خداوند را عبادت کرد، و بعد از آن برای تقرب به خداوند یک قربانی به خداوند تقدیم کرد ولی قربانی او مورد پذیرش قرار نگرفت.
آن عابد متوجه نفس خود شد و گفت: این عدم پذیرش از ناحیه تو می باشد و من این چوب را از ناحیه تو می خورم، و تو در اینجا گناهکار هستی، در این هنگام خداوند به او وحی کرد این عمل تو از آن عبادت چهل ساله ات بهتر است.
17- سعد بن خلف از موسی بن جعفر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: همواره کوشش داشته باش و خودت را همواره مقصر بدان که خداوند را بطور شایسته عبادت نکرده ای همان گونه که سرور آدمیان فرمود: ما آن طور که شایسته هستی تو را عبادت نکرده ایم.
18- جابر گوید: امام علیه السّلام فرمود: ای جابر خداوند هیچ وقت شما را از نقص
ص: 210
و تقصیر بیرون نکند
68 اثر صلاح انسان در فرزندان
1- زراره و حمران از امام صادق و باقر علیهما السّلام روایت می کنند که آن دو بزرگوار فرمودند خداوند فرزندان را در اثر صلاح پدران حفظ می کند، همان گونه که اموال آن دو غلام را به خاطر پدر آنها حفظ کرد.
2- اسحاق بن عمار گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: خداوند بخاطر رستگاری مؤمن فرزندان او را هم رستگار می کند و آنها را در
خانه مؤمن حفظ می کند همان گونه که همسایه ها را هم حفظ می نماید.
فرزندان و همسایگان اهل صلاح در پرتو عنایت خداوند از هر گزندی محفوظ می باشند و این بخاطر کرامتی است که مؤمن در نزد خداوند دارد، و بعد از آن داستان آن دو کودک بنی اسرائیل را ذکر کرد و فرمود: وَ کانَ أَبُوهُما صالِحاً، مگر مشاهده نمی کنی که خداوند شایستگی پدر آنها را تقدیر کرده است.
3- مسعده بن صدقه گوید: امام صادق علیه السّلام از پدرانش روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند در خاندان افراد صالح جانشینان صالحی می گذارد و اگر چه خانواده او افراد بدی باشند، و بعد این آیه را قرائت کردند که وَ کانَ أَبُوهُما صالِحاً.
69 خداوند کسی را به عمل دیگری تعقیب نمی کند
مرحوم مجلسی رضوان اللَّه علیه عنوان این باب را در کتاب گشوده است ولی اخبار مربوط به آن را ذکر نکرده است، گویا منشیان و کاتبان از نقل اخبار این
ص: 211
باب از مصادر معینه غفلت کرده اند و در مطاوی بحار الانوار گاهی از این گونه غفلت ها شده است.
70 نیکی پس از گناه
1- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: چه اندازه نیکو است کارهای نیک بعد از کارهای زشت، و چه اندازه زشت است کارهای بد پس از کارهای نیک.
2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به علی علیه السّلام فرمودند: ای علی هیچ خانه ای نیست که در آن خوشحالی پیدا شود، و مگر اینکه دنباله اش غم و اندوه خواهد بود، و همه اندوه ها برطرف می شوند مگر اندوه اهل جهنم، هر گاه کار بدی از تو سر زد فورا کار نیکی انجام بده تا آن را محو کند و کار نیک آدمی را از بدیها حفظ می کند.
3- ابو ذر گوید: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر جا هستی از خداوند بترس و با مردم با حسن خلق رفتار کن، و هر گاه کار بدی از تو پیدا شد بلافاصله کار خوبی انجام بده تا آن را برطرف سازد و اثر آن را محو کند.
4- جعفر و ابراهیم از امام رضا علیه السّلام روایت می کنند که فرمود: هنگامی که روز قیامت بر پا شود خداوند مؤمنان را در مقابل خود قرار می دهد و عمل آنها را به آنان اطلاع می دهد، در این هنگام مؤمن به صحیفه خود می نگرد و چون متوجه
گناهانش می گردد رنگ چهره اش تغییر می کند و اندامش می لرزد.
بعد از این کارهای نیک او بر وی عرضه می شود در اینجا خوشحال می شود، در اینجا خداوند دستور می دهد گناهان او را تبدیل به حسنات نمایند و به مردم نشان دهند، فرشتگان هم دستورات خداوند را انجام می دهند، مردم می گویند مگر اینها یک گناه هم ندارند، و این است معنی آیه شریفه یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ.
ص: 212
5- مردی از حضرت باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: من چیزی را ندیدم که زود نتیجه دهد و آدمی از آن برخوردار گردد جز کار نیکی که انسان بعد از گناه انجام می دهد و این عمل به سرعت نتیجه می دهد و آدمی از آن بهره مند می گردد.
6- ابن ظبیان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس عملی در نهان انجام دهد باید در آن دقت کند اگر خوب است آن را ادامه دهد و اگر بد است از آن اجتناب نماید، خداوند با لطف و عنایت خود بر پاداش آن می افزاید، هر کس در نهان کار بدی کرده باید در نهان کار خوبی بکند و اگر در آشکارا کار زشتی مرتکب شده باید در آشکارا هم کار خوبی انجام دهد.
7- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: حضرت سجاد علیه السّلام فرمودند وای بر کسی که یکی های او بر ده تایش غلبه کند گوید: عرض کردم مقصود شما از این سخن چه هست امام علیه السّلام فرمود: مگر نشنیده ای خداوند می فرماید هر کس یک کار نیک بکند خداوند ده برابر به او می دهد ولی هر کس یک گناه انجام دهد فقط به یک
مجازات می بیند.
بنا بر این هر کس یک حسنه داشته باشد و یک کار خوب بکند ده پاداش در نامه عمل او می نویسند ولی یک گناه فقط یک مجازات خواهد داشت، پس ما به خداوند پناه می بریم از کسی که در یک روز ده گناه مرتکب می شود، ولی یک کار خوب نمی کند تا بر حسنات او غلبه داشته باشد.
8- حسن بن فضال از امام رضا علیه السّلام روایت می کند که در تفسیر آیه «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها» فرمود: یعنی اگر کار خوب بکنید سود آن به شما خواهد رسید و اگر بد کردید خدائی هست که آن را بیامرزد.
9- ابو النعمان از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: ای ابو نعمان مردم تو را فریب ندهند، زیان ها به تو می رسد نه به آنها، روزهایت را به کارهای بیهوده تلف نکن و سخنان بی فایده نگو و بدان کسانی هستند که اعمال تو را ثبت می کنند و هر چه بر زبان جاری می کنی می نویسند.
ص: 213
کارهای نیک انجام بده زیرا من مشاهده نکرده ام هیچ کاری مانند کار نیک زودتر نتیجه دهد، هر گاه کسی عمل نیکی انجام دهد گناهان سابقش آمرزیده می گردد خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْری لِلذَّاکِرِینَ.
71 نیت خیر و پاداش حسنات
1- ابو ایوب خزاز گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: هنگامی که آیه شریفه «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها»* بر رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله نازل شد، رسول خدا فرمود: بار خدایا زیادتر عطا فرما خداوند آیه دیگری نازل فرمود و گفت: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها، هر
کس کار نیک انجام دهد خداوند ده برابر به او می دهد.
بار دیگر رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خدایا زیادتر عطا کن، خداوند متعال این آیه را نازل کردند «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَهً» هر کس به خداوند وام دهد چند برابر به او می دهد، در اینجا رسول خدا دریافتند که کثیر در نزد خداوند قابل احصا نیست و انتهائی ندارد.
2- سلیمان بن مهران از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر گاه بنده تصمیم بگیرد کار نیکی بکند یک حسنه در نامه عمل او نوشته می شود و هر گاه انجام داد ده حسنه برای او ثبت می گردد.
اما هر گاه به گناهی تصمیم بگیرد چیزی برایش نوشته نمی شود ولی هر گاه مرتکب آن گناه شد نه ساعت به او مهلت می دهند تا پشیمان شود و توبه کند و استغفار نماید، وی اگر توبه نکرد و استغفار ننمود فقط یک گناه برای او نوشته می شود.
3- ابن صدقه از امام صادق و او از پدرش علیهما السّلام روایت می کند که فرمود: هر
ص: 214
بنده مؤمنی که مرتکب گناهی شود خداوند هفت ساعت به او مهلت می دهد تا توبه کند و استغفار نماید و در نامه عمل او ثبت نگردد، ولی اگر توبه نکرد فقط یک گناه برایش نوشته می شود.
4- ابن صدقه گوید: امام صادق علیه السّلام از پدرش سلام اللَّه علیه روایت کردند که فرمود: ابو الحسن بصری نزد من آمد و گفت: ای ابا جعفر شنیده ام گفته ای هر بنده ای که گناهی می کند خداوند به او هفت ساعت مهلت می دهد و اگر توبه کرد
و استغفار نمود در نامه عملش نوشته نمی شود.
امام صادق علیه السّلام فرمودند پدرم به او فرمود: من این چنین نگفته ام، من گفته ام هر بنده مؤمنی که مرتکب گناهی شود خداوند به او مهلت می دهد تا توبه کند و گفته من هم همین می باشد.
5- محمد بن اسحاق از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: فرشته طرف راست آدمیان بر فرشته طرف چپ حکومت دارد، هر گاه بنده ای مرتکب گناه شود فرشته طرف راست به طرف چپ می گوید شتاب نکن هفت ساعت او را مهلت بده تا توبه و استغفار کند، و اگر مدت گذشت می گوید بنویس که این بنده بی شرم است.
6- بکر بن محمد می گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامی که مؤمن نیت گناه می کند روزیش قطع می گردد.
7- عمر بن یزید گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم فرمود: هر گاه مؤمن کار نیک انجام دهد برای هر عملی خداوند هفتصد حسنه به او می دهد و همین است معنی آیه شریفه وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ پس اکنون کارهای نیک انجام دهید تا به ثواب خداوند برسید.
راوی گوید: عرض کردم مقصود از کار نیک چیست؟ فرمود: هر گاه نماز گزاردی رکوع و سجود آن را نیکو بجای آور، و هر گاه روزه گرفتی از هر چه روزه را تباه می کند دوری کن، و هر گاه حج بجای آوردی هر چه برای حج و عمره ات زیان دارد انجام نده، و بعد فرمود: هر کاری که می کنی باید پاک و خالی از عیب و
ص: 215
نقص باشد.
8- محمد وابشی از حضرت صادق علیه السّلام روایت
می کند که فرمود: هر گاه بنده مؤمن کار نیکی بکند خداوند پاداش او را زیاد می کند تا جایی که هفتصد برابر به او می دهد و این است معنی آیه شریفه که فرمود: وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ.
9- زراره و حمران و محمد بن مسلم از امام باقر و صادق علیهما السّلام روایت می کنند که از آن دو بزرگوار از تفسیر آیه شریفه مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها سؤال کردیم که آیا این برای ضعفاء مسلمانان می باشد فرمودند: خیر این مخصوص مؤمنان است، و بر خداوند است که به آنها ترحم کند.
10- زراره از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خداوند برای فرزندان آدم سه خصلت معین کرده است، یکی اینکه بر آنها منت نهاد و اگر یکی از آنها تصمیم گرفت کار نیکی بکند خداوند یک حسنه در نامه عمل او می نویسد و اگر آن را انجام داد، ده برابر در نامه عملش ثبت می کند.
اگر کسی تصمیم به گناهی گرفت در نامه اعمال او چیزی نخواهند نوشت و اگر آن را انجام داد یک گناه برایش می نویسند و اگر تا هنگام مرگ توبه کرد از وی قبول می کنند شیطان گفت: بار خدایا چرا برای آدم این سه خصوصیت را نهادی برای من هم مانند او قرار بده.
خداوند فرمود: برای تو هم قرار دادم هر فرزندی که برای آدم به دنیا بیاید برای تو هم به دنیا خواهد آمد، و به تو اجازه دادم تا مانند خون در رگهای اولاد هم حرکت کنی و دلهای آنان را وطن تو قرار دادم، در این هنگام شیطان گفت:
خداوندا همین برایم کافی است.
11- امام علیه السّلام
فرمود: آدم علیه السّلام عرض کرد بار خدایا تو شیطان را بر من مسلط کردی و او را مانند خون در بدنم روان ساختی، اکنون راهی نشان بده تا از دام او رها گردم خداوند فرمود: ای آدم من برای فرزندان تو این چنین مقرر کردم که اگر یکی از آنها خواست گناهی مرتکب شود برایش نوشته نخواهد شد. اما اگر تصمیم گرفت کار نیکی انجام دهد ولی هنوز عمل نکرده است یک حسنه برای آن نوشته
ص: 216
می شود ولی اگر عمل کرد ده برابر به او خواهند داد، آدم گفت: بار خدایا زیاده از این بفرمائید.
خداوند متعال فرمود: ای آدم من برایت مقرر کردم که هر کدام از آنها مرتکب گناه و معصیتی شدند و بعد استغفار کردند من آنها را می آمرزم، آدم عرض کرد: باز هم برایم بفرمائید، خداوند فرمود: من توبه را برای آنها قرار دادم و آنها تا هنگام مرگ می توانند توبه کنند آدم گفت: بار خدایا مرا کفایت می کند.
12- دارم بن قبیصه از امام رضا علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
خداوند عالم به فرشتگان حافظ انسان وحی می کند در باره بندگان من که بعد از عصر خسته می کردند و لغزش از آنها پیدا می شود چیزی ننویسید.
13- منصور گوید: از موسی بن جعفر علیها السّلام پرسیدم تفسیر آیه شریفه یَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفی چیست، فرمود: پدرم از پدرش روایت می کرد که حسین بن علی علیها السّلام از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله از تفسیر آن سؤال کردند، و رسول اکرم فرمودند من هم از تفسیر آن از خداوند پرسیدم.
خداوند
فرمود: من در باطن آدم دو رگ خلق کرده ام که بوسیله هوا حرکت می کند اگر آن قلب به طاعت من مشغول شود برای او حسنه خواهم نوشت، و اگر به معصیت و گناه اشتغال داشته باشند برای او نخواهم نوشت تا آنگاه که مرتکب گناه شوند، اینک ای مؤمنان متوجه باشید که خداوند چه نعمتهائی به شما داده است.
72 پاداش نیت های نیک
1- هشام بن سالم از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: مردم بعد از مرگ از سه چیز استفاده می کنند یکی از آنها صدقه ای است که در زمان حیات خود پایه گذاری کرده باشد و او بعد از مرگ خود از آن خیرات استفاده خواهد
ص: 217
کرد، و دوم سنت نیکی است که مردم به آن عمل کنند، سوم فرزند صالحی که برای او استغفار نماید.
2- هیثم از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: مؤمن از شش چیز بعد از مرگ استفاده می کند، فرزند صالحی که برای او استغفار کند، قرآنی که به خط خود آن را نوشته باشد چاهی که برای مردم حفر کرده، و درختی را که برای مردم غرس نموده، و آبی را که جاری کرده و سنت نیکوئی که پایه گذاشته است.
3- حلبی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: سه چیز دنبال آدمی را می گیرند و او بعد از مرگ از آنها استفاده می کند: صدقه جاریه، موقوفه ای که همه از آن استفاده کنند و سنت خوبی که مردم آن را بکار گیرند و یا فرزند شایسته ای که برای پدرش طلب مغفرت کند.
4- عبد الخالق از حضرت صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود:
بهترین چیزی که انسان بعد از خود می گذارد سه چیز است، فرزند نیکوکاری که برای او طلب مغفرت کند، سنت نیکی که مردم آن را مورد عمل قرار دهند و صدقه جاریه.
5- میمون قداح گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: هر بنده ای از بندگان خدا که سنتی را بر پا دارد و مردم از آن هدایت شوند پاداش عمل به آن سنت را خواهد دید، بدون اینکه از پاداش دیگران کاسته گردد، و هر بنده ای که سنت زشتی را پدید آورد مجازات خواهد شد بدون اینکه از مجازات دیگران چیزی کم شود.
73 خوشحالی از کارهای نیک
1- ابن صدقه از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمودند: هر کس از کار بد ناراحت گردد و از کار خوب خوشحال شود او مؤمن است.
2- ابراهیم بن ابی محمد گوید: امام رضا علیه السّلام فرمود: مؤمن کسی است که
ص: 218
هر گاه کار نیک کند خوشحال می گردد و هر گاه گناه کرد استغفار می کند، مسلمان کسی را گویند که مسلمانان از زبان و دست او آسایش داشته باشند، و از ما نیست کسی که همسایه اش را آزار می دهد.
3- علی علیه السّلام فرمود: از ما نیست کسی که هر روز حساب خود را نرسد، اگر کار خوبی از وی سر زده خداوند را سپاس گوید و بر کارهای نیک بیافزاید، و اگر کار زشتی انجام داده استغفار نماید
74 وفا به عهد خداوند
1- ثمالی از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: هر کس چهار چیز در آن باشد اسلام او کامل می گردد، و به ایمانش کمک می شود و گناهانش آمرزیده می گردد، و در حالی که خداوند از وی راضی هست در محضرش حضور پیدا می کند و اگر گناهان بی شماری هم داشته باشد خداوند آنها را می آمرزد.
آن صفت ها عبارتند از وفاء به عهد خداوند و انجام تکالیف مذهبی، راستگوئی و صداقت در ارتباط با مردم، دوری کردن از هر کار زشتی که خدا و مردم از آن تنفر دارند، و حسن خلق با خانواده و مردم .
75 پاداش نیت خیر
1- سکونی از حضرت صادق علیه السّلام و او از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس نیت خیری داشته باشد و برای خداوند بخواهد کاری انجام دهد او از دنیا بیرون نمی رود مگر اینکه به آن کار موفق می گردد.
2- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: هر مؤمنی که تصمیم بگیرد
ص: 219
کار نیکی انجام دهد و بعد از آن مانعی برایش حاصل شود و جلو کار او را بگیرد، خداوند پاداش نیت او را تا جهان باقی است می دهد.
3- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: مؤمن فقیر می گوید بار خدایا مرا توفیق بده تا فلان کار نیک را انجام دهم، و هنگامی که خداوند نیت خیر او را دریافت پاداش انجام آن کار را به او می دهد و خداوند اهل بخشش و کرامت می باشد.
4- حکم بن عیینه گوید: هنگامی که امیر المؤمنین علیه السّلام در نهروان با خوارج جنگ می کرد مردی برخاست
و گفت: خوشا به حال ما که در محضر شما با این گروه جنگ کردیم علی علیه السّلام فرمود: سوگند به خدائی که دانه را شکافت و مخلوقات را آفرید گروهی در این جنگ با ما شرکت کردند که هنوز خداوند آباء و اجداد آنها را خلق نکرده است.
آن مرد عرض کرد: چگونه آنها در این جنگ شرکت دارند در حالی که هنوز خلق نشده اند امام علیه السّلام فرمود: آری گروهی در آخر الزمان می آیند که آنها با ما شریک می باشند آنها تسلیم ما هستند و از کار ما رضایت دارند و از آن جهت با ما سهیم می باشند و این امری است مسلّم و حقی که انکار ناپذیر است.
5- امیر المؤمنین سلام اللَّه علیه فرمودند: مردم در خوشحالی و غضب با هم اجتماع می کنند، هر کس از کار نیک اظهار رضایت کرد در آن داخل می گردد، و هر کس از آن بدش آمد بیرون می شود.
6- سلیمان بن خالد گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: اگر اهل آسمانها و زمین دوست نمی داشتند که با رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله هم نشین باشند همه هلاک می شدند و استحقاق جهنم را پیدا می کردند.
ص: 220
76 آمادگی برای مرگ
1- امام حسن عسکری علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام روایت می کند که از علی علیه السّلام سؤال شد آمادگی برای مرگ چیست، فرمود: به جای آوردن واجبات و دوری کردن از محرمات، و پیروی از مکارم اخلاق و بعد از این باکی نیست که مرگ آدمی را بگیرد و یا آدمی به مرگ برسد، به خداوند سوگند علی علیه السّلام باکی ندارد که مرگ او را فرا
گیرد و یا او به مرگ برسد.
2- امیر المؤمنین علیه السّلام در خطبه وسیله فرمودند: هیچ غائبی نزدیک تر از مرگ نیست ای مردم هر کس روی زمین راه می رود روزی در باطن زمین قرار خواهد گرفت، شب و روز عمرها را پایان می دهند، هر صاحب روحی روزی خود را می خورد و هر دانه ای خورنده ای دارد ای مردم شما خوراک مرگ هستید هر کس گردش روزگار را مشاهده کند از مرگ غفلت نمی کند، هیچ توانگری برای مالش و هیچ فقیری برای فقرش از مرگ نجات پیدا نمی کند.
3- ابن قیس از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: امیر المؤمنین علیه السّلام بعد از نماز عشاء در کوفه سه بار مردم را صدا می زدند و به آنها می فرمودند: ای مردم آماده حرکت شوید خداوند شما را رحمت کند، اینک بانگ کوچ کردن در میان شما دمیده شده و خود را آماده مسافرت سازید.
اکنون که بانگ رحیل بلند شده چرا به دنیا چسبیده اید و از جای خود حرکت نمی کنید خداوند شما را بیامرزد برخیزید و وسائل سفر را تهیه کنید، و بهترین وسیله مسافرت را بردارید که آن تقوی و پرهیزکاری می باشد، ای مردم بدانید که شما در راه معاد قرار گرفته اید و این راهی که ادامه می دهید شما را به محشر می رساند.
ای مردم بدانید که شما از صراط عبور خواهید کرد و سختیهای بزرگ و
ص: 221
وحشت های عظیمی در مقابل شما می باشد، شما باید گردنه سختی را پشت سر بگذرانید و از منازل هولناکی عبور کنید و شما ناگزیر هستید که آن منازل را مشاهده کنید و از آنها عبور نمائید تا به
منزل مقصود برسید.
در آن منازل وحشت انگیز و رعب آور فقط رحمت خداوند است که آدمیان را نجات می دهد و از سختیها و مصیبت ها رها می سازد و از آن مناظر سخت و رعب آور آدمی را آرامش و آسایش می دهد و از عواقب وخیم آن حفظ می کند و یا اینکه در آنجا انسان به هلاکت می رسد و به عذاب گرفتار می شود.
4- علی علیه السّلام به مردم مصر نوشتند ای بندگان خدا مرگ روزی شما را فرا می گیرد و شما را رها نمی کند اکنون قبل از اینکه مرگ شما را دریابد از آن بترسید و خود را آماده سازید، و زاد و توشه تهیه کنید، ای مردم شما اسیر مرگ هستید، اگر مقاومت کنید شما را می گیرد، و اگر فرار نمائید شما را تعقیب می کند و خود را به شما می رساند.
ای مردم مرگ از سایه هم بیشتر شما را همراهی می کند، مرگ پاهای شما را محکم گرفته است و دنیا از پشت سر شما پیچیده شده است، هر گاه شهوت ها و خواسته های نفسانی بر شما غلبه می کنند مرگ را بیاد بیاورید، و مرگ برای شما بهترین واعظ و پند دهنده می باشد و شما را از لغزشها نگه می دارد.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله یاران خود را به یاد مرگ توصیه می کردند و می فرمودند از مرگ زیاد یاد نمائید که او لذت ها و خوشیها را نابود می کند و بین شما و شهوت ها را می گیرد.
5- امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: مرگ هم طالب است و هم مطلوب، کسی توانائی ندارد مرگ را از پا در آورد و یا از آن فرار کند، اینک آماده مرگ باشید و به خود آیید،
از مرگ نمی توان فرار کرد، شما اگر کشته نشوید خواهید مرد، سوگند به آن کسی که جان علی در دست او است مردن با شمشیر آسان تر است تا مردن در بستر.
6- علی علیه السّلام در یکی از سخنان خود فرمود: ای مردم شما هر روز که صبح از
ص: 222
خواب بر می خیزید در معرض تیرها قرار دارید و حوادث یکی بعد از دیگری شما را تعقیب می کند و با تیرهای مرگ شما را هدف قرار می دهد، اموال شما غارت می گردد و مصیبت ها شما را فرا می گیرد، هر طعامی که از دنیا می خورید و یا آبی که می آشامید در گلو گیر می نماید.
به خداوند سوگند هر نعمتی که از دنیا به شما می رسد و خوشحال می گردید نعمت دیگری را از دست می دهید و ناراحت می شوید، ای مردم ما و شما برای فناء آفریده شده ایم نه برای بقا و شما باید از این دنیا به دنیای دیگر انتقال پیدا کنید، و اینک برای خانه آینده زاد و توشه تهیه کنید که در آن سرای جاودان از آن سود برید.
7- یکی از راویان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمودند:
اعمل علی مهل فانک میت و اختر لنفسک ایها الانسان
فکانما قد کان لم یک اذ مضی و کانما هو کائن قد کان
اکنون که فرصت داری کار کن و بدان که بزودی خواهی مرد، ای انسان برای خود هر چه می خواهی قبل از مرگ برگزین، آن طور تصور کن آنچه گذشته است واقع نشده زیرا آن گذشته و از اختیارات بیرون شده است، و این چنین خیال کن که آینده واقع شده است.
8- امام صادق علیه السّلام فرمود: اگر برای
آدمیان ترس از محضر خداوند و عرض حساب نبود و رسوا شدن و فاش گردیدن اسرار وجود نداشت شایسته بود که آدم از بالای قله های کوه به پائین نمی آمد و در آبادیها مسکن نمی کرد و از خوردن و آشامیدن خودداری می نمود و جز در موارد اضطرار و خوف از تلف بخواب نمی رفت.
همین گونه است کسی که وحشت های روز قیامت را می نگرد و سختی های آن را مشاهده می کند و وقوف در محضر خداوند را می بیند، او در این هنگام نفس خود را به حساب می کشد و خود را در قیامت مشاهده می نماید، خداوند می فرماید اگر به اندازه وزن یک حبه هم حقی باشد ما او را می آوریم و حسابش می کنیم.
ص: 223
یکی از امامان علیهم السّلام می فرماید خودتان به حساب خودتان برسید قبل از اینکه به حساب شما برسند، و خود اعمال خویشتن را بسنجید پیش از اینکه اعمال شما را وزن کنند.
روایت شده یحیی بن زکریا علیهما السّلام شب ها در باره بهشت و دوزخ در فکر فرو می رفت، شب ها بیداری می کشید و خواب او را نمی گرفت، هنگام صبح می گفت بار خدایا کجا فرار کنم و در کجا استقرار پیدا نمایم بار خدایا فقط بطرف تو می آیم و در آستانت جای می گیرم.
9- سلمان رضوان اللَّه علیه گوید: من از شش چیز در شگفت هستم، سه چیز مرا می خنداند و سه چیز می گریاند، آنها که مرا می گریانند مفارقت از دوستان که محمد صلی اللَّه علیه و آله و اصحاب او می باشند، و وحشت روز قیامت و حضور در پیشگاه خداوند متعال.
اما آن سه چیز که مرا به خنده وامی دارد کسی است که دنبال دنیا
می رود در حالی که مرگ او را طلب می کند، دوم کسی که غفلت دارد و نمی داند اعمالش تحت تعقیب مراقبان می باشد، سوم کسی که همواره شادمان و خندان است، و نمی داند آیا خداوند از کارهای او راضی هست و یا بر وی خشمگین می باشد.
10- عجلان گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ای ابو صالح هر گاه جنازه ای را بر می داری خیال کن جنازه ات بر دوش مردم می باشد و تو از خداوند می خواهی بار دیگر تو را به دنیا بر گرداند تا کارها را از سر گیری.
11- داود ابزاری گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: منادی هر روز فریاد می زند ای فرزند آدم برای مردن متولد شوید و برای فناء جمع کنید و برای خراب شدن خانه بسازید.
12- ابو عبیده گوید: به امام باقر علیه السّلام عرض کردم قربانت گردم به من حدیثی بگوئید تا از آن استفاده کنم، فرمود: ای ابا عبیده زیاد یاد مرگ بکن، هر کس زیاد یاد مرگ بکند در دنیا راه زهد را در پیش می گیرد.
13- ابو شیبه زهری از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود:
ص: 224
از مرگ بترسید اینک مرگ و آنچه به او تعلق دارد می آید، مرگ با راحتی و آسایش و بشارت می رسد، مرگ با یک حمله شما را به بهشت می رساند، آن بهشتی که خانه همیشگی می باشد و جای کسانی است که برای آن کار می کردند و به آن تمایل داشتند.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر گاه شیطان و شقاوت بر انسان مسلط شد آرزوها در مقابلش ظاهر می گردند و مرگ
هم از یاد می رود.
از رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله سؤال شد کدام یک از مؤمنان باهوش تر می باشند فرمود:
کسانی که بیشتر یاد مرگ را بکنند و خود را برای مرگ آماده سازند.
14- علی علیه السّلام فرمود: هر کس زیاد یاد مرگ را بکند از دنیای اندکی هم راضی می گردد.
15- هشام بن سالم از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که جبرئیل علیه السّلام حضور رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله رسید و گفت: ای محمد هر چه می خواهی زندگی کن که سرانجام از دنیا خواهی رفت، هر کس را می خواهی دوست داشته باش که عاقبت از آن جدا خواهی شد، و هر کاری می خواهی بکن که آن را خواهی دید.
ابن ابی عمیر گوید: ابن سنان در دنبال این حدیث اضافه کرده است که جبرئیل گفت: ای محمد شرف مؤمن نماز خواندن او در شب می باشد و عزت او خودداری از آزار و اذیت مردم خواهد بود.
16- اسماعیل از حضرت صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمود عیسی بن مریم علیها السّلام می گفت وحشتی هست که نمی دانی چه وقت به شما خواهد رسید، چه می شود که خود را برای آن مهیا کنی قبل از اینکه ناگهان برسد.
17- امیر المؤمنین علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا فرمود: یعنی تندرستی و توانائی و جوانی و فراغت و نشاط و ثروت خود را فراموش مکن تا می توانی از آنها در باره آخرت خود استفاده نما.
به امام سجاد علیه السّلام گفته شد بهترین مرگ برای بندگان چیست، فرمود:
هنگامی که از ساختن خانه فارغ شده باشد، گفتند این مطلب را توضیح دهید، امام
ایمان
و کفر، ج 2، ص: 225
علیه السّلام فرمود: یعنی هنگامی که از گناهان توبه کند، و بر کارهای خیر مداومت نماید، و محبوب و بزرگوار بر خداوند وارد شود.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: هر کس بمیرد و درهم و دیناری از خود بجای نگذارد کسی توانگر از او وارد بهشت نخواهد شد.
امام صادق علیه السّلام فرمود: هر گاه در بسترت قرار گرفتی بنگر غذائی که خوردی از کجا آمد و در آن روز چه بدست آوردی، و به خاطر بیاور روزی خواهی مرد و روزی هم زنده خواهی شد.
77 عفت شکم و دامن
1- زراره از امام باقر علیه السّلام روایت می کند که فرمود: خداوند به چیزی عبادت نشده که بهتر از نگهداری شکم و دامن باشد.
2- سدیر گوید: امام باقر علیه السّلام فرمود: بهترین عبادت ها نگهداری شکم و دامن می باشد.
3- عبد اللَّه بن میمون از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که علی علیه السّلام فرمود:
بهترین عبادت ها عفت و پاکدامنی می باشد.
4- مردی به امام باقر علیه السّلام عرض کرد من در عمل ضعیف هستم و روزه هم اندک دارم، ولی امیدوارم که همواره مال حلال خورده باشم، امام علیه السّلام فرمود: کدام عبادت بهتر از عفت شکم و دامن می باشد.
5- سکونی از امام صادق علیه السّلام روایت می کند که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: بیشتر امت من بوسیله دو چیز میان خالی وارد دوزخ می شوند و آنها عبارتند از شکم و دامن.
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: پس از خود می ترسم امت من به سه چیز مبتلا گردند:
گمراهی بعد از شناخت، فتنه ها و آشوب های گمراه کننده، و مشتهیات شکم و
ایمان و کفر،