بهشت کافی (ترجمه روضه‌الکافی) صفحه 366

صفحه 366

دور شد و پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم به من خبر داد که چون از این جهان رخت بربندد مردم پس از مخاصمه با یک دیگر در سقیفه بنی ساعده با ابو بکر بیعت کنند، و از آن جا به مسجد روند و نخستین کسی که بالای منبر من با ابو بکر بیعت کند شیطان است که به چهره پیرمردی عبادت کوش بدان جا بیاید و چنین و چنان بگوید، سپس از آن جا بیرون رود و شیاطین و پیروان خود را گرد آورد و باد در بینی کند و به جست و خیز پردازد و به آنها گوید: هرگز، شما گمان بردید که مرا بر ایشان راهی نیست، اکنون دیدید من با آنها چه کردم تا سرانجام دستور و فرمانبری خدای عزّ و جلّ و اوامر پیامبر را وانهادند.

نعره شیطان از روز غدیر خم‌

[542] جابر از امام باقر علیه السّلام روایت کند که چون پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم در روز غدیر خم دست علی علیه السّلام را در دست گرفت، شیطان در میان سپاهیانش نعره برآورد و هیچ یک از آنها چه در خشکی و چه دریا به جای نماند مگر آنکه در پی نعره او به سویش دویدند و گفتند: ای آقا و مولا! چه بر سر تو آمده؟ ما هرگز از تو نعره‌ای دهشتناک‌تر از این نعره نشنیده بودیم. او بدیشان گفت: این پیامبر کاری کرد که اگر براستی این کار تحقّق یابد دیگر کسی هرگز خدا را نافرمانی نکند. آنها در پاسخ گفتند: سرورا! تو آدم را فریب دادی، و چون منافقان گفتند: این مرد [پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم] از سر هوای نفس سخن می‌گوید، و یکی به دیگری گفت: مگر نمی‌بینی که چشمانش چگونه در کاسه سرش می‌چرخد؟ گویا دیوانه شده- مقصودشان پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم بود-. در این هنگام شیطان فریادی از سر شادی زد و دوستانش دوباره گرد او حلقه زدند. او بدیشان گفت: آیا می‌دانید من پیشتر با آدم ابو البشر چه کرده‌ام؟ گفتند: آری، گفت: آدم، پیمان خود را شکست ولی بخدا کفر نورزید ولی اینان هم پیمانشان را نقض کردند و هم به پیامبر علیه السّلام کفر ورزیدند.

پس هنگامی که پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم از این جهان رخت بربست و مردم به جای علی علیه السّلام دیگری را به خلافت نشاندند شیطان تاج شاهی بر سر نهاد و منبری نهاد و روی بالش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه