بهشت کافی (ترجمه روضه‌الکافی) صفحه 416

صفحه 416

تو آمین گویم، و من دعا کنم و تو آمین گویی. او گفت: چه دعایی به درگاه خدا کنیم؟

ابراهیم علیه السّلام فرمود: برای مؤمنان گناهکار دعا کنیم. او گفت: نه، ابراهیم علیه السّلام فرمود: چرا؟

او گفت: زیرا من سه سال است که دعایی به درگاه خداوند کرده‌ام و تاکنون هنوز اجابت نشده است، و من از خداوند متعال شرم دارم که به درگاهش دعا کنم تا وقتی که بدانم دعای مرا اجابت فرموده.

ابراهیم علیه السّلام پرسید: چه دعایی کرده‌ای؟ او گفت: روزی من در همین جا نماز می‌خواندم که پسر خوش‌منظری را دیدم که نور از پیشانیش پرتو افشان بود و گیسوانی داشت که بر پشت سرش ریخته بود و رمه‌ای گاو در جلوی خود داشت که گویی بدانها روغن مالیده بودند، و گله‌ای گوسفند هم با خود می‌راند که گویی پوستشان از گوشت و پیه انباشته بود. من از وضع آن جوان در شگفت شدم و از او پرسیدم: ای پسرک! این گاو و گوسفندها از کیست؟ در پاسخ گفت: از ابراهیم است. بدو گفتم: تو کیستی؟ گفت: من اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن هستم. من آن روز به درگاه خداوند عزّ و جلّ دعا کردم و از او خواستم که خلیل خود را به من بنمایاند. ابراهیم علیه السّلام فرمود: منم ابراهیم خلیل الرحمن، و آن پسر فرزند من بوده است. آن مرد در این هنگام گفت: ستایش از آن خدایی است که دعای مرا اجابت کرد. او سپس برخاست و دو گونه ابراهیم را بوسه زد و او را در آغوش گرفت و گفت: اینک برخیز و دعا کن تا من بر دعای تو آمین گویم.

ابراهیم علیه السّلام برای مردان و زنان با ایمان و گنهکار از همان روز به درگاه خدا دعا کرد تا خدا آنها را بیامرزد و از آنها خشنود گردد و آن مرد نیز به دعای ابراهیم آمین گفت. امام باقر علیه السّلام [در پی این حدیث] فرمود: و دعای ابراهیم علیه السّلام به مؤمنان گنهکار از شیعیان ما تا روز قیامت خواهد رسید.

شیوه امام سجّاد علیه السّلام هنگام قرائت آیه 18 سوره نحل‌

[592] علی بن محمّد در حدیث مرفوعی از حضرت علی بن الحسین علیه السّلام روایت می‌کند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه