لمعة من بلاغة الحسین علیه‌السلام‌ صفحه 8

صفحه 8

و من كلام له لاصحابه يتضمن بيان معرفة الله

اشاره

ايها الناس، ان الله جل ذكره، ما خلق العباد الا ليعرفوه فاذا عرفوه عبدوه و اذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه.فقال له رجل: يابن رسول الله بابي انت و امي فما معرفة الله؟قال: معرفة أهل كل زمان امامهم الذي يجب عليهم طاعته [25] .

از سخنان آن حضرت به اصحابشان در معرفت خدا و امام

اي مردم! خداوند بندگان را نيافريد، مگر براي شناخت و معرفت خودش، آن گاه كه او را شناختند، ستايش و عبادتش مي‌كنند و آن گاه كه او را عبادت نمودند، از عبادت ماسواي او بي‌نياز مي‌شوند.مردي عرض كرد: اي فرزند رسول خدا! پدرم و مادرم فداي شما، معرفت خدا چيست؟حضرت فرمودند: معرفت مردم هر زماني، شناخت امام و پيشواي آنهاست كه اطاعتش واجب است.

و من كلام له لعائشة في مسجد النبي الاعظم

اشاره

و ذلك لما قبض الحسن بن علي عليه‌السلام وضع علي سريره فانطلقوا به الي مصلي رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فصلي عليه، ثم حمل فادخل المسجد فلما اوقف علي قبر رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم بلغ عائشة الخبر، و قيل لها: انهم قد أقبلوا بالحسن بن علي ليدفن مع رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فخرجت مبادرة علي بغل بسرج، فكانت أول امرأة ركبت في الاسلام سرجا، فوقفت و قالت: نحوا ابنكم عن بيتي، فانه لا يدفن فيه شئ، و لا يهتك علي رسول الله حجابه. فقال عليه‌السلام لها:قديما هتكت انت و ابوك حجاب رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و ادخلت بيته من لا يحب رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم قربه. و ان الله سائلك عن ذلك يا عائشة، أن أخي أمرني أن أقربه من ابيه رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم ليحدث به عهدا، و اعلمي أن اخي أعلم الناس بالله و رسوله، و اعلم بتأويل كتابه من أن يهتك علي رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم ستره، لان الله تبارك و تعالي يقول:(يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوت النبي الا أن يؤذن لكم)و قد أدخلت أنت بيت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم الرجال بغير اذنه، و قد قال الله عزوجل: (يا أيها الذين آمنوا لا ترفعوا أصواتكم فوق صوت النبي)، و لعمري لقد ضربت أنت لابيك و فاروقه عند اذن رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم المعاول، و قال الله عزوجل: (ان الذين يغضون أصواتهم عند رسول الله، اولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوي)، و لعمري لقد أدخل أبوك و فاروقه علي رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم بقربهما منه، الاذي، ما رعيا من حقه ما امرهما الله به علي لسان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم ان الله حرم من المؤمنين أمواتا ما حرم منهم أحياء و تالله يا عائشة لو كان هذا الذي كرهتيه من دفن الحسن عند ابيه رسول الله صلوات الله عليهما جائزا فيما بيننا و بين الله، لعلمت أنه سيدفن، و ان رغم معطسك.ثم تكلم محمد بن الحنفيه [26] يا عائشة يوما علي بغل، و يوما علي جمل، فما تملكين نفسك، و لا تملكين الارض عداوة لبني‌هاشم.قالت: يابن الحنفية هؤلآء الفواطم يتكلمون فما كلامك؟ فقال عليه‌السلام لها:و اني تبعدين محمدا من الفواطم؟ فو الله لقد ولدته ثلاث فواطم فاطمة بنت عمران بن عائذ بن عمرو بن مخزوم، و فاطمة بنت أسد بن هاشم، و فاطمة بنت زائدة بن الاصم بن رواحة بن حجر بن عبد معيص بن عامر [27] .

از سخنان آن حضرت به عايشه در مسجد پيامبر

(هنگامي كه امام مجتبي عليه‌السلام به شهادت رسيد او بر تابوتي نهاده و به مصلاي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آوردند؛ بر او نماز خوانده شد و آن گاه وارد مسجد نمودند. وقتي كه كنار قبر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ايستادند؛ عايشه خبردار شد؛ به او گفتند بني‌هاشم مي‌خواهند حسن بن علي عليهماالسلام را كنار رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم دفن نمايند. او تا اين خبر را شنيد به سرعت بر قاطري سوار شده و از منزل خارج گرديد و اين اول زني بود كه در اسلام سوار بر قاطر زين‌دار مي‌شد (بدون كجاوه و بدون حفاظ و در انظار مردم) آن گاه در مقابل بني‌هاشم ايستاد و فرياد زد: فرزندتان را از خانه‌ام دور كنيد، در خانه‌ام نبايد كسي دفن شود، و حرمت و پرده‌ي پيامبر نبايد شكسته و پاره گردد).حضرت اباعبدالله عليه‌السلام به او فرمود:پيش از اين، تو و پدرت حرمت پيامبر را شكستيد و كسي را وارد خانه‌ي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نموديد كه نزديكي و همسايگي او را دوست نمي‌داشت.اي عايشه! تو در پيشگاه خداوند، نسبت به اين عمل مسئول هستي. برادرم سفارش نمود، او را به جوار پدرش رسول خدا بياورم تا با او تجديد عهد نمايد. و بدان كه برادرم عالم‌ترين مردم به خدا و رسول او و تأويل كتاب خداست، از اين كه حرمت پيامبر را بشكند؛ زيرا خداوند مي‌فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوت النبي الا أن يؤذن لكم»؛ (اي كساني كه ايمان آورديد! وارد خانه‌ي پيامبر نشويد تا اين كه به شما اجازه داده شود» و حال آن كه تو مردان كذائي را بدون اجازه، وارد خانه‌ي پيامبر نمودي و خداوند مي‌فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي» و حال آن كه به جانم سوگند تو براي دفن پدرت و عمر، در كنار گوش پيامبر، كلنگ‌ها به زمين زدي؛ و خداوند مي‌فرمايد: «ان الذين يغضون اصواتهم عند رسول الله أولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوي».و به جانم سوگند تو پدرت و عمر را داخل خانه‌ي پيامبر نمودي و در اثر نزديكي آن دو به پيامبر، موجبات اذيت حضرت را فراهم كردي؛ چرا كه آندو رعايت حق پيامبر را ننموده بودند؛ آن حقوقي كه خداوند به زبان پيامبر به آنان دستور داده بود، و همانا خداوند حرمتي كه در حال حيات پيامبر براي او قائل است بعد از مرگ نيز چنين است، و به خدا سوگند اي عايشه‌ي! (اگر برادرم وصيت نكرده بود كه اگر مانع شدند نمي‌خواهم درگيري صورت گيرد) مي‌ديدي كه او را دفن مي‌كرديم و بيني‌ات را به خاك مي‌ماليديم.(در اين جا محمد بن حنفيه شروع به سخن كرد و گفت: اي عايشه! به خاطر عداوت با بني‌هاشم روزي بر قاطر سوار مي‌شوي و روزي بر شتر، تو نه مي‌تواني جان خود را نگاه داري و نه در يك سرزمين آرام گيري.عايشه پاسخ داد: اينها كه سخن مي‌گويند فرزندان فاطمه هستند، تو چه مي‌گويي؟)حضرت اباعبدالله عليه‌السلام فرمود: تو مي‌خواهي محمد را از فاطمي‌ها جدا كني، به خدا سوگند او فرزند سه فاطمه است.فاطمه بنت عمران بن عائذ بن عمرو بن مخزوم و فاطمه بنت اسد بن هاشم و فاطمه بنت زائدة بن الاصم بن رواحة بن حجر بن عبد معيص بن عامر.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه