- « طلیعه » 1
- « بزرگ اهل هدایت » 3
- « مق_دم_ه مؤلف » 5
- « سخ_ن وی_راست_ار » 9
- « 1 _ ه_دایت » 12
- « 2 _ گ_ویا به ه_ر زب_ان » 19
- « 3 _ تق_اض_ای گنجش_ک » 21
- « 4 _ جام_ه ای و درهم_ی » 25
- « 5 _ آب حی_ات » 30
- « 6 _ چشم_ه س_ارِ عل_م اله_ی [ 1 ] » 49
- « 7 _ چشم_ه س_ارِ عل_م اله_ی [ 2 ] » 58
- « 8 _ چشمه س_ارِ عل_م اله_ی [ 3 ] » 63
ص:21
« 2 _ گ_ویا به ه_ر زب_ان »
قطب راوندی در کتاب خرایج چنین نقل می کند:
« اسماعیل سندی گوید: در هند شنیدم که حجّت خدا در میان ع_رب است. در طلب وی بی_رون آم_دم. م_را به حض_رت رضا علیه السلام راهنمایی کردند. نزد ایشان رفتم، در حالی که یک کلمه عربی نمی دانستم. لذا به زبان محلی خودمان سلام کردم. ایشان به همان زبان پاسخ مرا دادند، و ما مشغول گفتگو به همین زبان شدیم.
به ایشان عرض کردم: من در هند شنیدم که حجّت خدا در میان عرب است، و لذا در طلب وی بیرون آمدم. ایشان به همان زبان پاسخ دادند: آری من همان حجّت خدا هستم پس آنچه می خواهی بپرس.
من نیز آنچه می خواستم، پرسیدم. وقتی برخاستم، عرض کردم: من عربی نمی دانم. از خدا بخواهید که آن را به من الهام فرماید، تا بتوانم با عرب ها به وسیله آن زبان صحبت کنم.
آن بزرگوار، دستشان را برروی لب های من کشیدند. پس از آن زمان، من به راحتی می توانم به عربی سخن بگویم ». (1)
* * *
1- بحارالانوار، ج 49 ، ص 50