برمدار آفتاب: سبک زندگی بر مدار حیات رضوی صفحه 93

صفحه 93

کراهتی لذلک...» (خداوند میداند که این کار به اجبار بود.)(1)

ولایتعهدی؛ به صورت مشروط

ولایت عهدی را به صورت مشروط پذیرفت؛ به طوری که این پذیرش مشروط، موضعی منفی و شگفت انگیز در برابر حاکمیت تلقی می شد؛ زیرا فرمود: «ولایتعهدی را به شرطی می پذیرم که کسی را به مقامی نگمارم و از کاری برکنار نکنم. سنتی را دگرگون نسازم و از دخالت در کارهای حکومت برکنار باشم و فقط طرف مشورت قرار گیرم.»(2)

چرایی پذیرش

شخصی به ایشان اعتراض کرد که: «شما اهل بیت که انسانهای پاک و مطهرید و از ستمگران بیزارید، چرا ولایتعهدی را پذیرفتید و در دستگاه طاغوتی مأمون وارد شدید؟!». در پاسخ فرمود: «شان پیامبر بیشتر است یا شان جانشین پیامبر؟» گفت: (شأن پیامبر.» امام دوباره پرسید: «پادشاه مشرک بدتر است یا پادشاه مسلمان فاسق؟)) گفت: «پادشاه مشرک.» فرمود: «آیا جرم کسی که خودش همکاری با دستگاه جور را درخواست کند، بدتر است یا کسی که بهزور، وادار به همکاری اش کنند؟» گفت: «آن کسی که خود درخواست کند.» امام رضا بعد از این پاسخ ها فرمود: «یوسف صدیقی، پیامبر بود و عزیز مصر، کافر مشرک. حضرت یوسف شتاب خود تقاضا کرد که با حکومت کفر همکاری کند. قرآن در این زمینه، از زبان آن نبی والا مقام می فرماید:جعلنی علی خزائن الارضانی حفیظ علیم »(3)(مرا به سرپرستی خزینه های سرزمین |مصرا بگمار که پاسداری دانا هستم.) البته حضرت یوسف با این عمل خود میخواست مقامی را بگیرد که بتواند از آن، بهترین استفاده را بکند. عزیز مصر کافر بود و مأمون مسلمان فاسق، یوسف خانه پیامبر بود و من وصی پیامبرم. یوسف خانه پیشنهاد همکاری با حکومت داد؛ ولی مرا به این کار مجبور کرده اند.»(4)


1- محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا، ج2، ص 139
2- محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 166 و167
3- یوسف، 55
4- محمدبن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا، ج2، ص 138 و 139
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه