خلاصه عبقات الانوار: حدیث ولایت صفحه 142

صفحه 142

شرح حال گنجی

ابوعبدالله فخرالدین محمدبن یوسف گنجی، امام، محدث، فقیه، متکلم، أدیب. درباره او بنگرید:

تذکره الحفاظ: 4/1441؛ الذیل علی الروضتین: 208؛ ذیل مرآه الزمان: 1/360؛ البدایه و النهایه: 13/221؛ النجوم الزاهره: 6/80؛ الوافی بالوفیات: 5/254؛ کشف الظنون: 1844و1497و263

البته این قوم به علت تمایل او به مذهب اهل البیت علیهم السلام از او انتقام گرفتند. بدین سبب در مسجد دمشق - در حالی که کتابش در مناقب امیر المؤمنین علیه السلام را می خواند - به دست ناصبی ها به صورتی دلخراش او را کشتند. این مطلب در تمامی شرح حال های او آمده است و ما به گفته صفدی بسنده می کنیم:

«فخر گنجی - محمدبن یوسف بن محمدبن فخر گنجی، ساکن دمشق به حدیث روی آورد، آن را شنید و سفر کرد و به دست آورد. او امامی محدث بود، لیکن به تشیع گرایش داشت که درباره آن کتاب هایی گرد آورد، با مغولان همکاری و مشارکت کرد و از او پشتیبانی نمود. در مسجد به سال 685 پهلویش شکافتند. شعرش بر تشیع او دلالت دارد: (که این ترجمه یک شعر اوست):

علی چشم درد داشت و خواهان دوایی بود. هنگامی که شفا دهنده ای نیافت.

رسول خدا با آب دهانی او را شفا داد. با والایی و سربلندی برکت داده شد.

و فرمود که فردا پرچم را به اسب سواری می دهم زره پوش شجاع و در جنگ ها حمایت کننده

خداوند را دوست دارد و خداوند او را دوست می دارد. خداوند به او دژها را می گشاید همانگونه که هستند.

آن را تنها به علی اختصاص می داد نه دیگر انسان ها و او را جانشین و برادر نام گذاری کرد».

(33) روایت محب الدین طبری

ابوعباس احمدبن عبدالله طبری بارها این حدیث را در دو کتابش روایت کرده است.

1) در کتابش (الریاض النضره) در مناقب امیر المومنین علیه السلام گوید: «از عمران بن حصین که گفت: رسول الله لشکری به فرماندهی علی فرستاد. لشکر رفت و علی کنیزی برگرفت، این را ناپسند دانستند و به او عیب جویی کردند. چهار نفر از اصحاب پیامبر پیمان بستند و گفتند: هنگامی که رسول خدا را ملاقات کردیم، او را از آنچه علی کرد آگاه می کنیم.

همواره وقتی مسلمانان از سفری باز می گشتند، نخست خدمت رسول خدا رفته بر ایشان سلام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه