خلاصه عبقات الانوار: حدیث ولایت صفحه 311

صفحه 311

(3) حافظ ابوالقاسم طبرانی گفت:

«عبداللّه بن احمد بن حنبل، از عباس ین ولید فرضی(1)] حیلوله: [معاذ بن المثنی، از مسرد.

[حیلوله:] بشربن موسی و حسن بن متوکّل بغدادی، از خالدبن یزید عدنی.(2)

گفتند:

همگی از جعفربن سلیمان، از یزیدالرشک، از مطرف بن عبداللّه، از عمران بن حصین که گفت:

«رسول خدا لشکری به فرماندهی علی فرستاد، با لشکر حرکت کرد. علی کنیزی برگزید، آن را از او ناخوشایند دانستند، چهار نفر از اصحاب رسول خدا پیمان بستند و گفتند: اگر رسول خدا را دیدیم، او را از آنچه کرد اگاه می کنیم.

عمران گفت: هر وقت مسلمانان از سفر بازمی گشتند، نخست خدمت رسول خدا می رفتند و بر ایشان سلام می کردند، سپس به خانه شان می رفتند. هنگامی که لشکر بازگشت، بر رسول خدا سلام کردند. یکی از چهار نفر ایستاد و گفت:

ای رسول خدا آیا نمی بینید علی چنین و چنان کرد؟ از او روی گردانید. سپس دیگری ایستاد و گفت: ای رسول خدا، آیا نمی بینی علی چنین و چنان کرد؟ از او روی گردانید.

سپس دیگری از آنان به پاخاست و گفت: ای رسول خدا آیا نمی بینید علی چنین و چنان کرد؟ از او روی گردانید.

سپس چهارمی ایستاد و گفت: ای رسول خدا، آیا نمی بینید علی چنین و چنان کرد؟ رسول خدا در حالی که خشم در چهره اش دیده می شد، پیش آمد و فرمود:

از علی چه می خواهید؟ - سه بار - علی از من است و من از او هستم. و او ولیّ هر مؤمنی بعد از من است.»(3)

گویم:

رجال این اسناد در این کتاب ها ذکر شده اند جز رجال سومین نقل که اینک بررسی می کنیم. بشر بن موسی. درباره اش گفته اند:

خطیب گوید: «او ثقه، امانتدار، عاقل، استوار بود.»(4)

دارقطنی گوید: «ثقه است.»


1- در متن چنین است و صحیحش: نرسی است که از رجال روایت ابن ابی عاصم می باشد.
2- در متن چنین است و صحیحش: خالدبن ابی یزید قرنی است، آنگونه که خواهید دانست.
3- المعجم الکبیر: 28/128.
4- تاریخ بغداد 7/369.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه