پژوهشی پیرامون اصول کافی: پاسخ به شبهات وهابیت صفحه 152

صفحه 152

است» (1).

در بخش دیگر از کتابش با استناد به قسمتی از سخن فیض کاشانی که می گوید: « وأمّا إعتقادُ مشایخنا \فی ذلک فالظّاهر مِن ثِقَهِ الاسلام محمّدبنُ یعقوب الکلینی (طاب ثراه) أنَّه کان یَعتَقِدُ التَّحریفَ والنُّقصانَ فی القُرآن، لِاَنَّه کَانَ رَوَی روایات فی هَذا المعنی فی کِتابهِ الکافی وَلَم یَتَعرّض لِقَدحٍ فیها مع أنَّه ذکر فی أوّل الکتاب أنَّه کان یَثِقُ ممّا رواهُ فیه » (2)، مدّعی و معتقدِ به تحریف را کافر می داند، و می گوید: «هرچند اختلاف ما با این عالم شیعی (فیض) در تطبیق این عنوان (کافربودن مدّعی تحریف) بر کلینی است؛ زیرا او اثبات می کند که کلینی معتقد به تحریف نبود (3)، ولی ما به دلایلی که عبارتند از: نقل روایات تحریف بدون قدح و تکذیب، و ناکافی بودن دلیل فیض کاشانی برعدم اعتقاد به تحریف، باور داریم که وی معتقد به تحریف بوده است (4).

نویسندۀ دیگر کلینی را به خاطر این گونه روایات، اهل قبله نمی داند! (5).

دیگری می نویسد: « هذالکلینی مَلَاٌ کتابه الکافی بالرّوایات الّتی تَنَصَّ علی أنَّ القرآنَ قد حَدَثَ فیه تَبدیلٌ وتحریفٌ و حذفٌ و إضافهٌ، ویَمتَلئ بالرّوایات الّتی تنَصَّ علی أنَّ الصَّحابَهَ حَذَفُوا ثُلُثَی القُرآن والّتی نَزَلت فی حقّ آل البیت وأعدائهم، وأنَّ الثُّلث الباقی حَرَّفُوه وبَدَّلوه. . . » (6).

نویسندۀ «الشیعه و القرآن» با استناد به روایتی از کافی (7)، این نتیجه را می گیرد که


1- ابوزهره، محمد، الامام الصادق، حیاته وعصره، آرائه الفقهیه، (بی جا) ، مطبعه احمد علی مخیمر (بی تا) /332 (با تلخیص) .
2- تفسیرالصّافی، ج1/47(مقدمه ششم) .
3- تفسیرالصّافی، ج1/45- 46: برفرض صحت این روایات؛ اولاً: آنچه حذف شده چیزهایی بوده که خللی به مقصود آیات نمی رساند، مانند اسم علی، وآل محمد و اسامی منافقان و. . . ثانیاً: بعض آنچه حذف شده، از قبیل تفسیر و بیان بوده است نه الفاظ آیه. ثالثاً: روایتی از امام باقر (ع) نقل شده که حضرت در رساله ای به سعدالخیر نوشت: وکان من نبذهم الکتاب ان اقاموا حروفه وحرّفوا حدوده، فهم یروَونَه ولایرعونه؛ علم الیقین، ج1/566.
4- الامام الصادق. . . /233- 234(با تلخیص) .
5- التلیدی، اهل السنه والشیعه بین الإعتدال والغلو/86.
6- علی محمد، مجدی محمد، إنتصارالحق مناظره علمیه مع بعض الشیعه/418.
7- عن سالم بن سلمه قال: قَرَأ رَجُلٌ عَلَی أبی عبدالله (ع) وأنَا أستَمعُ حُروفاً مِنَ القرآنِ لَیسَ عَلَی مَایقرؤُها النّاسُ، فقال ابوعبدالله (ع) : کَفَّ عن هذه القراءه، إقرأ کَمَا یقرأ النَّاسُ حتّی یقومَ القائم، فإذا قامَ القائم (ع) قَرَأ کتابَ اللهِ عزّ وجلّ عَلَی حدِّهِ و أخرَجَ المصحفَ الّذی کَتَبَهُ عَلِی (ع) وقال: أخرجه علی (ع) إلَی النّاس حین فَرَغَ منه و کتبه، فقال (ع) لهم: هذا کتابُ الله عزّ وجل کَمَا أنزله (الله) علی محمّد (ص) وقدجَمَعتُه من اللَّوحَین، فقالوا: هَوذا عندنا مُصحَفٌ جامعٌ فیه القرآن لاحاجه لنا فیه، فقال: أمَا واللهِ ماتَرَونَه بَعدیومِکم هذا أبداً، إنّما کان عَلَی أن أُخبرکُم حین جعمتُه لتقرؤوهُ: اصول کافی، ج2/633، کتاب فضل القرآن باب النّوادر، ح23. .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه