پژوهشی پیرامون اصول کافی: پاسخ به شبهات وهابیت صفحه 411

صفحه 411

و پوشاندنی که سبب هلاکت و ضایع نمودن آن چیز گردد، کفر گفته می شود.

-کفر در اصطلاح: کفر و کافر به طور مطلق در حوزه دین، درباره کسی به کار می رود که وحدانیت خدا یا نبوت یا شریعت و یا هر سه را انکار نماید (1)؛ و اکثر لغت شناسان کفر به این معنا را به چند دسته تقسیم می کنند (2): کفرِ انکار (3)کفر ِجحود (4)کفرِ عناد (5)و کفرِ نفاق (6)برخی تعبیر کفر ملّه را که همان ارتداد باشد، به کار برده است (7).

-تکفیر: منسوب کردن کسی به کفر؛ وقتی گفته می شود: « لاتکفر أحَداً من أهل القبله، أی لاتنسبُهم إلی الکُفر» (8).

بنابراین، می توان گفت: کفر در لغت به معنای پوشاندنِ چیزی [در مورد اشیاء] و حق مطلق [در امور دینی] است و در اصطلاح، انکار خداوند یا نبوت یا شریعت و یا هرسه را معنا می دهد.

ب) مفهوم اصحاب و صحابه

-صحابه و اصحاب در لغت: صحابه، از ریشه صَحِبَ یصحَبُ صُحبه (به ضم صاد) و صَحابه (به فتح صاد و کسر آن) ، معنای معاشرت را می دهد (9)و معاشرت در فرهنگ


1- الإصفهانی، المفردات فی غریب القرآن/452: الکافر علی الاطلاق متعارف فیمن یجحد الوحدانیه، أو النبوه، أو الشریعه أو ثلاثتها.
2- ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث، ج/186و187؛ الزبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ج7/45٠؛ الفراهیدی، العین، ج5/356.
3- اصلاً خدا را نشناسد و به آن اعتراف نکند.
4- خدا را قلباً بشناسد ولی به زبان اقرار نکند مانند کفر ابلیس.
5- قلباً خدا را بشناسد و به زبان اقرارکند ولی از روی حسادت و بغی متدین به آن نباشد مانند کفر ابی جهل و امثال او.
6- به زبان به وحدانیت خدا اقرار کند ولی قلباً به آن معتقد نباشد.
7- قلعه جی، محمد رواس، معجم لغهالفقهاء، بیروت، درالنفائس1416ق/351: کفرملّه: وهوان یأتی بما یخرجه عن الاسلام من قول أو فعل أو اعتقاد.
8- جوهری، الصحاح تاج اللغه، ج2/8٠8.
9- الفیروزآبادی، قاموس المحیط، تحقیق وتصحیح شده، بیروت، دارإحیاءالتراث العربی، ط الأولی1412ق، ج1/237. .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه