- سخن ناشر 1
- سخن نخست 2
- مبادی علم اخلاق 7
- اشاره 7
- 1 - مفهوم اخلاق 9
- 2 - قلمرو اخلاق 12
- 3 - مطلق بودن اصول و ارزش های اخلاقی 14
- قسمت اول 18
- 4 - اهمیّت تهذیب اخلاق 18
- قسمت دوم 26
- 5 - جایگاه علم اخلاق 36
- 6 - معیارها و روش ها 39
- درآمدی بر مسائل علم اخلاق 45
- اشاره 45
- 1 - نفس انسانی 47
- 2 - آزمایش 55
- مسائل علم اخلاق (سلوک) 70
- اشاره 70
- 1-خواست و انگیزه 72
- الف ) اصول راهبردی 72
- 2 - پیروی از آموزگاران حقیقی 78
- 3 - جهاد با نفس 82
- اشاره 82
- آیاتی از قرآن 85
- گفتار معصومین علیهم السلام 91
- قسمت اول 91
- عزّت نفس 106
- 4 – تقوا 115
- اشاره 115
- مفهوم تقوا 116
- تقوا در قرآن 117
- تقوا در احادیث 127
- مراتب تقوا 133
- نشانه های پرهیزکاران 140
- حفظ زبان 144
- 5 - دعا و نیایش 153
- اشاره 153
- مفهوم دعا 155
- دعا در قرآن و روایات (229) 159
- شرایط دعا 163
- گفتار دانشمندان 172
- قسمت اول 177
- 6 - توسّل 177
- قسمت دوم 185
- توضیح 194
- 7 - محبّت 194
- محبّت در قرآن 195
- قسمت اول 197
- محبّت در گفتار معصومین علیهم السّلام 197
- قسمت دوم 204
- محبّت و تهذیب 210
- تحصیل محبّت 217
- نشانه های محبّین 220
- اشاره 220
- محبّین پیوسته در یاد خدایند 221
- محبّین طالب خلوت با حضرت دوست اند 223
- خداوند به بعضی از صدّیقین وحی فرستاد 224
- دل محبّین از محبّت غیرْ خالی است 226
- محبّین به اطاعت از امر محبوب عشق می ورزند 227
- محبّین دنیا را دوست ندارند 228
- محبّین طالب لقای پروردگار و مشتاق مرگ اند 231
- دوستی و دشمنی محبّین تنها برای خداست 234
- محبّین به دوستان خدا عشق می ورزند 240
- 8 - ادب حضور 250
- اشاره 256
- ب) راه کارها 256
- 1 - بازنگری 258
- 2 - عزم 261
- 3 - تدارک گذشته 264
- 4 - مشارطه 265
- 5 - مراقبه 269
- 6 - محاسبه 274
- 7 - معاتبه و معاقبه 280
- 8 – ذکر 283
- اشاره 283
- روایات و ذکر 285
- آداب ذکر 291
- مراتب ذکر 293
- 9 – فکر 302
- مدارج تفّکر 302
- اشاره 302
- 10 - حزن 307
- 11 - عبادت 309
- اشاره 309
- عبادت در روایات 313
- عبادت و آگاهی 318
- عبادت و حضور قلب 321
- سعی در عبادت 323
- اشاره 336
- رکود 336
- 1 - جهل 336
- الف) عوامل درونی رکود 336
- 2 - حبّ نفس 338
- اشاره 341
- 3 - حبّ دنیا 341
- قرآن و محبّت دنیا 350
- روایات و محبّت دنیا 353
- قسمت اول 353
- قسمت دوم 362
- دوستی مال و ثروت 371
- قسمت اول 375
- 4 - هواهای نفسانی 375
- قسمت دوم 385
- 5 - ضعف اراده 392
- 6 - پستی همّت 396
- 7 – ریا 398
- توضیح 398
- انگیزه ریا 398
- ریا در قرآن و روایات 400
- اقسام ریا 405
- نشانه های ریا 407
- اشاره 413
- 8 - عُجب 413
- مراتب عجب 420
- علاج عجب 423
- ب) عوامل بیرونی رکود 429
- اشاره 429
- 1 - فرهنگ حاکم 431
- 2 - معاشران 434
- 3 - مدعیان 435
- 4 - عصیان 438
- توضیح 438
- گناه مانع رشد است 440
- ج) عوامل باز دارنده 445
- 1- ایمان 445
1- 120. سوره احقاف، آیه 20
2- 121. سفینه البحار، ج 7، ص 400 «کبد»
3- 122. غرر الحکم، ج 2، ص 590، ف 72، ح 19
4- 123. همان، ج 1، ص 370، ف 26، ح 40
حضرت علی علیه السلام می فرمایند:
«مَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بِغَیْرِ نَفْسِهِ فَقَدْ تَحَیَّرَ فِی الظُّلُماتِ وَ ارْتَبَکَ فِی الْهَلَکاتِ».(1)
«هر کس خود را به غیر (اصلاح) نفس خویش سرگرم سازد، بی تردید در تاریکی ها سرگردان گشته، و در طریق نابودی و محل هلاکت فرو خواهد افتاد».
قدرت و قوّت جوانی پایدار نیست و صلابت و نشاط آدمی برای همیشه باقی نخواهد ماند، تا دیر نگشته و گرد پیری سر و روی ما را سفید نساخته، از این نیروی خدا دادی بهره بگیریم و برای عبور از این راه دشوار و پر نشیب و فراز، عزم خود را جزم کرده، کمر همّت محکم سازیم که فرصت ها چون ابر می گذرند و از آن پس، نه نیرویی برای جبران می ماند و نه امیدی برای مداوا خواهیم یافت!
مولا امیر مؤمنان علیه السلام می فرمایند:
«مَنْ لَمْ یَتَدارَکْ نَفْسَهُ بِإصْلاحِها أَعْضَلَ دَواءُهُ وَ أَعْیی شِفاءُهُ وَ عَدِمَ الطَّبِیبَ».(2)
«هر کس در صدد رفع بیماری های نفس خویش بر نیاید درمانش دشوار، شفایش سخت، و دسترسی به طبیب برایش ناممکن خواهد گشت».
همچنین می فرمایند:
«أَقْوَی النَّاسِ أَعْظَمُهُمْ سُلْطاناً عَلی نَفْسِهِ.
أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنْ اِصْلاحِ نَفْسِهِ».(3)
1- 124. غرر الحکم، ج 2، ص 706، ف 77، ح 1371
2- 125. همان، ص 705، ح 1363
3- 126. همان، ج 1، ص 196، ف 8، ح 364 و 365
«تواناترین مردم کسی است که از جهت تسلّط بر نفس از همه آنان بزرگتر باشد.
ناتوان ترین مردم نیز کسی است که از اصلاح نفس خویش ناتوان و عاجز باشد».
رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز می فرمایند:
«إِنَّ الشَّدِیدَ لَیْسَ مَنْ غَلَبَ النَّاسَ وَ لکِنَّ الشَّدِیدَ مَنْ غَلَبَ نَفْسَهُ».(1)
«به راستی شجاع آن نیست که بر مردم چیره گردد، بلکه شجاع کسی است که بر نفس خویش فائق آید».
البته توان جسمی و قوّت بازو خود امتیازی است که آدمی را از این جهت از سایر مردم متمایز می سازد لیکن در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام این ویژگی جسمی نمی تواند نشانگر شجاعت فرد باشد. چه بسا پهلوانانی که در میدان رزم، توانسته اند پشت بسیاری از قوی مردان روزگار را بر خاک بنشانند امّا کمترین نشانی از انسانیّت و مردانگی در آنان یافت نمی گردد.
شجاعت پیش از آنکه حاکی از قدرت و قوّت جسم باشد نشان از صلابت روح دارد. قصّه آن مرد بزرگ و آن پهلوان نامی را نشنیده ای که چگونه قدم بر نفس خویش نهاد و با آن همه توان جسمی و قدرت تن و تسلّط بر حریف، به خاطر التماس پیر زنی که از آینده خود و خویشانش نگران بود از خود گذشت و با شجاعت تمام خود را مغلوب حریف ساخت؟ او به راستی از شجاعت بهره مند بود و همین شجاعت که ناشی از تسلّط او بر نفس امّاره بود، درهای رحمت را بر روی او گشود و او را که نامش «پوریا» بود، به «پوریای ولیّ» معروف ساخت.
نوشته اند که او همواره آیینه ای بر سر زانو داشت که خبر از آن می داد که کسی