فرهنگ اخلاق صفحه 136

صفحه 136

1- 188. بحار الأنوار، ج 70، ص 136 ؛ مرآه العقول، ج 7، ص 325

2- 189. حاج شیخ عباس قمی، مرد تقوا و فضیلت، ص 28

اصرار زیاد او را وادار کردند که آن یک ماه را در مدرسه صدر اصفهان اقامه جماعت کند، با آنکه مرتب نمی آمد و قید منظّم آمدن سر ساعت معین را تحمل نمی کرد، جمعیت بی سابقه ای برای اقتدا شرکت می کردند، به طوری که جمعیت های جماعات اطراف خلوت گردید. ایشان هم چون متوجّه این قضیه شد، دیگر به جماعت حاضر نگردید».(1)

در شرح حال عالم بزرگوار مرحوم شیخ انصاری هم آمده است:

«مادر شیخ زن صالحه ای بود و خودش متحمل نان پختن و غذا پختن می شد. روزی به شیخ زبان اعتراض گشود و گفت: با این همه وجوهاتی که شیعیان از اطراف نزد شما می آورند، چرا برادرت منصور را کمتر رعایت می کنی و به او به اندازه احتیاجش خرجی نمی دهی؟ شیخ در این هنگام بی درنگ کلید اتاقی را که وجوه شرعیه در آن محافظت می شد به مادر داد و گفت: هر قدر صلاح می دانی به فرزندت بده، ولی روز قیامت مسئولیتش با خودت باشد!

امّا آن زن صالحه چون خودش را در مقابل یک محذور بزرگ مشاهده کرد، از این کار امتناع ورزیده، گفت: هیچ گاه برای رفاه چند روزه فرزندم خود را در روز قیامت مبتلا و گرفتار نخواهم نمود.(2)

همچنین یکی از شاگردان مرحوم شیخ انصاری می گوید:

شبی شیطان را در خواب دیدم که طناب های متعددی در دست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه