فرهنگ اخلاق صفحه 137

صفحه 137

1- 190. سیری در نهج البلاغه، ص 12

2- 191. زندگانی مرحوم شیخ، ص 59

داشت، از شیطان پرسیدم: این بندها چیست؟ گفت: این ها را به گردن مردم انداخته و آنها را به دام می اندازم. روز گذشته یکی از این طناب های محکم را به گردن شیخ مرتضی انصاری انداختم و او را از اتاقش تا اواسط کوچه کشیدم ولی افسوس شیخ از قید رها شد و برگشت.

فردای آن روز به حضور ایشان شرفیاب شدم و خواب خود را برای ایشان گفتم. شیخ فرمود: شیطان راست گفته است، زیرا آن ملعون دیروز می خواست مرا فریب دهد که به لطف پروردگار از دامش گریختم.

جریان از این قرار بود که دیروز پول نداشتم و چیزی در منزل لازم شد، با خود گفتم: این مال اندک (یک ریال) از سهم مبارک امام علیه السلام نزدم موجود است آن را به عنوان قرض برمی دارم و سپس ادا خواهم کرد. آن را برداشته، همین که خواستم چیز مورد نیاز را بخرم با خود گفتم: از کجا که (زنده باشم و) بتوانم این قرض را ادا کنم؟ از تصمیم خود برگشتم و آن پول را سر جایِ خود گذاشتم.».(1)

در شرح حال مرحوم میرزا حبیب اللَّه رشتی که از اجلاّء شاگردان مرحوم شیخ انصاری بوده نیز می نویسند:

مرحوم میرزای رشتی فتوا نمی داد و وجوه شرعیه قبول نمی کرد. حتی وقتی از حاج شیخ جعفر شوشتری وجهی را قبول کرده بود، بعدها همان مقدار به فقرا رد کرد. مواظبت تمام در مستحبات داشت و عبادتش بسیار، و دائم الطهاره بود. وقتی وی در حال نزع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه