فرهنگ اخلاق صفحه 209

صفحه 209

1- 325. دعای کمیل

بر عذابت صبر توانم کرد، چگونه بر فراق تو و دوریت صبر نمایم؟!»

امّا این بیچاره از پای افتاده - که اگر یأس و ناامیدی از رحمت بی انتهای حضرت حقّ، خلاف طریق بندگی و مغایر با تکریم و تعظیم مقام شامخ ربوبی بلکه از بزرگ ترین گناهان به شمار نمی رفت، بی تردید نومیدی و فروماندگی را با این دست تهی و این بضاعت شرم آور، به مراتب از اصلاح امور حیرت آور خویش به خود نزدیک تر می دید - با عجز و لابه و از زبان آن عزیزان درگاه إله عرض می کند:

«اِلهِی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ اِلّا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ وَ کَما أَرَدْتَ أَنْ اَکُونَ کُنْتُ».(1)

«خدای من! مرا قدرتی نیست که از معصیت تو باز گردم مگر آنگاه که به عشق و محبّت خود بیدارم گردانی و آن چنان شوم که تو خواهی».

پس مرا به این گوهر گرانبها بیارای و به جرعه ای از آن دریای بی کران سیراب فرمای!

اهل محبّت حکایت کرده اند که شخصی به محضر صاحبدلی رفته، عرض کرد: چه شود که از خداوند در خواست نمایی تا مرا از دوستان حقیقی خود گرداند؟!

آن بزرگ، درخواست وی را از خداوند مسألت نمود و حاجتش برآورده گشت. پس سر به صحرا نهاده، چند روزی از خود بی خبر افتاد، تا آنکه عبور آن صاحبدل بر وی فتاده، بر حالش ترحّم نمود و عرض کرد: خداوندا! این مسکین را طاقت و لیاقت چنین عطای بزرگی نیست، آن را کمتر نما. ندا رسید که صد هزار بنده را همین آرزوی او بود. ذرّه ای از دوستی خود را به آنان ارزانی داشتیم اینک

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه