فرهنگ اخلاق صفحه 225

صفحه 225

1- 346. بحار الأنوار، ج 70، ص 14، ح 2 و ج 87، ص 139

2- 347. مفاتیح الجنان، مناجات منظومه حضرت علی علیه السلام

... هنگامی که تاریکی شب فرا رسد و فرش ها گسترده و تخت ها برپا شود و هر دوستی با دوست خود خلوت نماید، در مقابل من بایستند و صورت های خود را برای من بر خاک سایند. با گفتارم مناجات کنند و به نعمت هایم تملّق ورزند. برخی ناله و فریاد کنند و عده ای گریانند. بعضی آه کشند و گروهی درد دل نمایند. برخی ایستاده، و بعضی نشسته به عبادت مشغولند. گروهی در حال رکوع و عده ای در سجده اند.

آنچه که به خاطر من تحمّل می کنند برابر دیدگان من است و شکوه هایشان که از دوستی و محبّت با من است به گوشم می رسد. نخستین عطایم به آنان سه چیز است: نخست اینکه، نور خود را در دلشان می افکنم پس اینان از من خبر خواهند داد همچنان که من از آنان خبر می دهم، دوّم آنکه اگر آسمان ها و زمین و آنچه در آنهاست را ارث برند، در حقّشان اندک شمارم. سوّم آنکه، من به آنان رو آورم! پس آیا گمان می کنی آنچه را می خواهم - به کسی که به او اقبال کرده ام - عطا کنم، هیچ کس خواهد شناخت؟!».(1)

عاشقی در فراق یار پیوسته می سوخت و می ساخت، تا آنکه کاردش به استخوان رسید و بی تاب شد. روزی معشوق بر حالش ترحّم نموده، به وعده وصلش امیدوار ساخت و گفت: منتظر باش که نیمه شب به سراغت خواهم آمد!

عاشق دردمند چندین ساعت در انتظار نشست و عاقبت در خواب رفت.

معشوقش از در وارد گشته، او را خفته یافت. گردویی چند در کنارش نهاد و رفت! (که تو را با عشق چه کار؟ به بازی با گردو بپرداز! که هر کسی را بهر کاری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه