فرهنگ اخلاق صفحه 367

صفحه 367

سابقش را بیشتر دوست دارم.

جبرئیل عرض کرد: دوستی دنیا و حبّ مال و ثروت فتنه و آزمایش است و انسان را از آخرت باز می دارد. به سعد بگویید: دو درهمی که به او پرداختید باز گرداند! این کار، او را به حال گذشته باز می گرداند.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله تشریف آورده، به سعد فرمودند: ای سعد! دو درهمی که به تو دادم باز نمی گردانی؟ عرض کرد: البته با دویست درهم دیگر! حضرت فرمودند: من جز آن دو درهم از تو نمی خواهم. سعد دو درهم را به حضرتش تقدیم کرد. (دیری نپایید که) دنیا به او پشت کرده، هر چه جمع کرده بود از دستش رفت و به حال گذشته باز گشت!».(1)

در تاریخ آمده است هنگامی که امیر احمد بن اسماعیل سامانی با عمرو بن لیث روبرو شد، بیش از هفتاد هزار سرباز مجهّز عمرو را همراهی می کردند، در حالی که امیر احمد تنها دوازده هزار سرباز داشت.

عمرو چنان به سپاه مجهّز، خود مغرور بود که وقتی به او گفتند: غذا حاضر است، اجازه دهید جنگ را پس از صرف غذا آغاز کنیم! گفت: نخست این سپاه اندک را درهم می کوبیم، آنگاه به صرف غذا خواهیم پرداخت! و بر اسب خود سوار شده به میدان رفت.

(امّا دیری نپایید که چوب غرور خود را خورد) اسبش او را به میان سپاه امیر احمد برد. سربازان او را گرفته و به زنجیر بستند و سپاهش را درهم شکستند.

به دستور امیر احمد وی را در طویله ای زندانی کرده، تا سه روز به او غذا ندادند. روز سوّم یکی از نوکران خود را دیده، به وی گفت: سه روز است غذا نخورده ام، نزدیک است از گرسنگی تلف شوم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه