فرهنگ اخلاق صفحه 368

صفحه 368

1- 551. بحار الأنوار، ج 22، ص 122، ح 92

نوکر بی درنگ سطلی برداشته غذایی تهیه کرد و آن را بر زمین نهاد و برای آوردن ظرف دیگری آن جا را ترک نمود. در این هنگام سگی سر رسیده، سر در سطل کرد و به خوردن غذا مشغول گردید. نوکر باز گشته، سگ را نهیب داد. سگ وحشت کرده دسته سطل به گردنش افتاد و به همان حال پای به فرار گذاشت.

عمرو که این منظره را مشاهده می کرد، خندید. امیر اصطبل پرسید: از چه می خندی؟ گفت: خنده ام از بی اعتباری دنیاست. سه روز پیش به من گفتند: وسایل آشپزخانه را سیصد شتر حمل می کنند و هنوز نیمی از آن بر زمین مانده است. اینک می بینم سگی غذای مرا برداشته، می برد!(1)

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای

گفت: یا باد است یا خواب است یا افسانه ای

گفتمش: احوال عمر ای دل بگو با ما که چیست؟

گفت: یا برقی است یا شمعی است یا پروانه ای

گفتمش: این پنج روز بَخْس چون باید گذاشت

گفت: در حلقی و یا دلقی و یا ویرانه ای

گفتم: آنها را چه می گویی که دل بر آن نهند

گفت: یا مستند یا کورند یا دیوانه ای!

مرحوم نراقی - رضوان اللَّه تعالی علیه - می نویسد:

«اخبار و آثاری که در مذمّت دنیا و محبّت آن و بی وفایی و کمی منزلت آن و در ذمّ اهلش و هلاکت ایشان وارد شده، بی حدّ و حصر و در کلمات ائمّه معصومین علیهم السلام خصوصاً سیّد و سرور زاهدین امیر المؤمنین علیه السلام این قدر رسیده که تأمل در آنها دل را از دنیا سیر و آدمی را از تربیت آن دلگیر می کند و هر که ملاحظه فقرات خطبه ها و مواعظ آن بزرگوار را که در نهج البلاغه و غیر آن مذکور است بکند پستی مرتبه دنیا و ردائت آن را می فهمد و حمق اهل دنیا و سفاهت آنان را بر می خورد...

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه