فرهنگ اخلاق صفحه 409

صفحه 409

1- 616. کافی، ج 2، ص 223، ح 8 ؛ خصال، ج 1، ص 121، ب 3، ضمن ح 113، از حضرت لقمان ؛ و نظیر آن تحف العقول، ص 23 از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به شمعون نقل شده است.

در شرح حال جناب سید بحر العلوم - رضوان اللَّه علیه - نوشته اند:

«روزی شاگردانش وی را خندان یافتند، سبب آن را از استاد جویا شدند. در پاسخ فرمود:

پس از بیست و پنج سال مجاهده اینک موفّق به دفع و رفع ریا از دایره اعمال خویش گشته ام.».(1)

قصه عابدی را که سی سال نمازش را در صف اوّل جماعت خوانده بود نشنیده ای؟ نوشته اند که وی در مسجد، جای مخصوصی داشت. روزی نتوانست اوّل وقت در جماعت حاضر گردد. هنگامی که وارد مسجد شد فرد دیگری در جای اختصاصی وی به نماز ایستاده بود. ناگزیر در انتهای مسجد به جماعت اقتدا کرده، تکلیف نماز به جای آورد. پس از فراغت از نماز متوجّه شد از اینکه مردم او را در جای خود ندیده اند خجل و ناراحت است! در این وقت دریافت که ایستادنش در صف اوّل جماعت برای خدا نبوده است. گویند: نمازهای سی ساله را همه قضا نمود!

در باره هارون خلیفه عباسی نیز نوشته اند که در بغداد مسجدی ساخت و نام خود را بر آن نقش نمود. یک روز که برای نظارت بدانجا رفته بود، بهلول عاقل سر رسید و پرسید: چه ساخته ای؟ هارون گفت: خانه خدا! بهلول گفت: امر کن نامت را پاک کنند و نام مرا به جای آن بنگارند! خلیفه غضبناک گردیده، گفت: من ساخته ام، نام تو را بنویسند؟ بهلول گفت: پس چرا می گویی خانه خدا! بگو: خانه خودم! بنایی که برای شهرت به پای کرده ای تنها برازنده نام تو است.

ای عزیز! تصرّف در دل ها از حیطه قدرت من و تو خارج است. تلاش برای جلب دوستی مردم و شهرت نزد آنان ثمری جز زیان و خسران به بار نمی آورد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه