فرهنگ اخلاق صفحه 425

صفحه 425

1- 638. تفاوت عجب و کبر آن است که در عجب پای دیگران به میان نمی آید و عجب کننده صرفاً خویشتن را بزرگ شمرده، به خود می بالد و از خویش شاد است. لیکن متکبّر ضمن آنکه خود را از دیگران برتر می شمرد، به لوازم آن که ضایع کردن حقوق دیگران و ظلم و ستم از آن جمله است در خارج نیز ترتیب اثر می دهد.

پایانت مُرداری متعفّن و بدبو! و اندرونت از کثافاتی چند پُر! از طعامت باز دارند نالانی؛ از آب منعت کنند پریشانی؛ و از بوی گند عرق خویش، خود بیزاری!

لجاجت مگس یا پشه ای تو را از پای در می آورد، با این حال سینه خود را پیش انداخته، به عمل خویش و مناقب خود می بالی! تو را چه می شود ای بیچاره! که در تمام شؤون زندگی به امدادهای الهی محتاجی و اگر آنی مدد و فیض حقّ از تو قطع گردد هلاک می گردی؟ شکر نعمت های بی شمار آفریدگار را به جای آورده ای یا حقّ بندگی پروردگارت را؟

بنگر که به چه می نازی؟! به ایمانت که صنع خدا و موهبتی الهی است؟ و امانتی که اطمینان نداری از تو سلب خواهد شد یا همواره با تو باقی می ماند؟

راستی گریه های بندگان خدا و اولیای الهی و ناله های عالمان، عارفان و بزرگانی که دغدغه سوء خاتمه، آرام و قرار را از آنان باز گرفته است برای بیدار شدن من و تو از این خواب گران کافی نیست؟

شگفتا که به علم خویش می بالیم و از عطا کننده آن سخت غافلیم! و گویا باور نداریم که بسیارند عالمان و دانشمندانی که علمشان به مراتب از دانش سطحی و محدود ما عمیق تر، و معلوماتشان از علم اندک ما گسترده تر است!(1)

آیا ندانسته ایم علمی که با تهذیب نفس همراه نیست وبال است، نه کمال؟ و مگر دانش فراوانی که معلومات ما در مقایسه با آن، اندکی از انبوه و قطره ای از دریاست، ابلیس لعین مطرود دور از ساحت قرب الهی را جز خسارت و زیان حاصلی داشت؟ نازیدن به کمترین دانش در کنار این همه جهل؟ آیا نیندیشیده ایم که نسیمی از یک درد و تند بادی از یک فراموشی برای پایان بخشیدن به چیزی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه