- مقدمه ناشر 1
- حدیث شماره یکم 2
- حدیث شماره دوم 7
- حدیث شماره سوم 8
- حدیث شماره چهارم 8
- حدیث شماره ششم 9
- حدیث شماره پنجم 9
- حدیث شماره هفتم 10
- حدیث شماره هشتم 11
- حدیث شماره نهم 14
- حدیث شماره دهم 15
- حدیث شماره یازدهم 15
- حدیث شماره دوازدهم 17
- حدیث شماره سیزدهم 17
- حدیث شماره پانزدهم 18
- حدیث شماره چهاردهم 18
- حدیث شماره هفدهم 19
- حدیث شماره شانزدهم 19
- حدیث شماره هجدهم 27
- حدیث شماره نوزدهم 36
- حدیث شماره بیستم 37
- حدیث شماره بیست و یکم 38
- حدیث شماره بیست و دوم 39
- حدیث شماره بیست و سوم 40
- حدیث شماره بیست و چهارم 42
- حدیث شماره بیست و پنجم 43
- حدیث شماره بیست و ششم 45
- حدیث شماره بیست و هفتم 46
- حدیث شماره بیست و هشتم 47
- حدیث شماره بیست و نهم 48
- حدیث شماره سی ام 49
- حدیث شماره سی و دوم 50
- حدیث شماره سی و یکم 50
- حدیث شماره سی و سوم 51
- حدیث شماره سی و چهارم 51
- حدیث شماره سی و ششم 52
- حدیث شماره سی و پنجم 52
- حدیث شماره سی و هفتم 54
- حدیث شماره سی و نهم 56
- حدیث شماره سی و هشتم 56
- حدیث شماره چهلم 57
- حدیث شماره چهل و یکم 58
- حدیث شماره چهل و دوم 58
- حدیث شماره چهل و سوم 59
- حدیث شماره چهل و چهارم 61
- حدیث شماره چهل و پنجم 61
- پی نوشتها 62
فرمود: قسم به خدا معرفت ائمّه است، امامی پس از امام دیگر.
حدیث شماره بیست و سوم
23. أبی رحمه الله، قال: حدّثنی سعد بن عبداللَّه، عن عباد بن سلیمان، عن سدیر الصیرفی، عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال: دخلت علیه و عنده أبوبصیر و میسره و عدّه من جلسائه، فلمّا أن أخذت مجلسی أقبل علی بوجهه و قال:
یا سدیر، أما أنّ ولینا لیعبداللَّه قائماً و قاعداً و نائماً و حیاً و میتا. قال: قلت: جعلت فداک امّا عبادته قائماً و قاعداً وحیا فقد عرفنا فکیف یعبداللَّه نائماً و مینا؟
قال: انّ ولینا لیضع رأسه فیرقد، فاذا کان وقت الصلاه و کّل به ملکین خلقا فی الأرض لم یصعدا الی السماء و لم یریا ملکوتها فیصلیان عنده حتّی ینتبه فیکتب اللَّه ثواب صلاتهما له و الرکعه من صلاتهما تعدل ألف صلاه من صلاه الآدمیین.
و انّ ولینا لیقبضه اللَّه الیه، فیصعد ملکاه الی السماء فیقولان:
یا ربّنا عبدک (فلان بن فلان) انقطع و استوفی أجله و لأنت أعلم منّا بذلک فائذن لنا نعبدک فی آفاق سمائک و أطراف أرضک.
قال: فیوحی اللَّه الیهما: انّ فی سمائی لمن یعبدنی و مالی فی عبادته من حاجه بل هو أحوج الیها و انّ فی أرضی لمن یعبدنی حقّ عبادتی و ما خلقت خلقاً أحوج الی منه، [فاهبطا الی قبر ولیی . فیقولان: یا ربّنا من هذا یسعد بحبّک ایاه؟
قال: فیوحی اللَّه الیهما: ذلک من أخذ میثاقه بمحمّد عبدی و وصیه و ذریتهما بالولایه، اهطبا الی قبر ولیی (فلان بن فلان)، فصلیا عنده الی أن
أبعثه فی القیامه.