- مقدمه ناشر 1
- حدیث شماره یکم 2
- حدیث شماره دوم 7
- حدیث شماره سوم 8
- حدیث شماره چهارم 8
- حدیث شماره ششم 9
- حدیث شماره پنجم 9
- حدیث شماره هفتم 10
- حدیث شماره هشتم 11
- حدیث شماره نهم 14
- حدیث شماره دهم 15
- حدیث شماره یازدهم 15
- حدیث شماره سیزدهم 17
- حدیث شماره دوازدهم 17
- حدیث شماره پانزدهم 18
- حدیث شماره چهاردهم 18
- حدیث شماره شانزدهم 19
- حدیث شماره هفدهم 19
- حدیث شماره هجدهم 27
- حدیث شماره نوزدهم 36
- حدیث شماره بیستم 37
- حدیث شماره بیست و یکم 38
- حدیث شماره بیست و دوم 39
- حدیث شماره بیست و سوم 40
- حدیث شماره بیست و چهارم 42
- حدیث شماره بیست و پنجم 43
- حدیث شماره بیست و ششم 45
- حدیث شماره بیست و هفتم 46
- حدیث شماره بیست و هشتم 47
- حدیث شماره بیست و نهم 48
- حدیث شماره سی ام 49
- حدیث شماره سی و دوم 50
- حدیث شماره سی و یکم 50
- حدیث شماره سی و چهارم 51
- حدیث شماره سی و سوم 51
- حدیث شماره سی و پنجم 52
- حدیث شماره سی و ششم 52
- حدیث شماره سی و هفتم 54
- حدیث شماره سی و نهم 56
- حدیث شماره سی و هشتم 56
- حدیث شماره چهلم 57
- حدیث شماره چهل و یکم 58
- حدیث شماره چهل و دوم 58
- حدیث شماره چهل و سوم 59
- حدیث شماره چهل و پنجم 61
- حدیث شماره چهل و چهارم 61
- پی نوشتها 62
فرشتگان عرض می کنند: پس چه کسی به وسیله محبّت تو خوشبخت می شود؟
وحی می رسد: کسی که از او اقرار و پیمان به نبوّت بنده من محمّدصلی الله علیه وآله و ولایت و دوستی جانشین او و فرزندان پاکش گرفته شده است. به قبر دوست من، فلانی بروید و تا زمانی که از خاک برانگیخته شود، نزد او بمانید و نماز بخوانید.
سپس امام علیه السلام فرمود: آن دو فرشته پایین آمده و نزد قبر او می روند و به نیایش پروردگار مشغول می شوند، تا روز قیامت فرا رسد و مزد نمازهای آن دو را برای او می نویسند، که هر رکعت نمازشان برابر هزار نماز آدمیان است.
سدیر عرض کرد: فدای تو شوم! بنابراین دوست شما که خواب و مرده است، از دوستی که بیدار و زنده است، عابدتر می باشد.
فرمود: هیهات، ای سدیر! دوست ما در روز قیامت برای دیگران امان از آتش دوزخ می طلبد و به او اجازه شفاعت و امان داده می شود.
حدیث شماره بیست و چهارم
24. و بهذا الاسناد، عن سدیر، قال: قلت لأبی عبداللَّه علیه السلام: جعلت فداک یابن رسول اللَّه هل یکره المومن علی قبض روحه؟ قال: لا [واللَّه انّه اذا أتاه ملک الموت لیقبض روحه جزع عند ذلک، فیقول له ملک الموت: یا ولی اللَّه لا تجزع فو الذی بعث محمّداًصلی الله علیه وآله بالحقّ لأنا أبرّ بک و أشفق علیک من الوالد الرحیم لولده حین یحضره، افتح عینیک و انظر. قال:
و یمثّل له رسول اللَّه صلی الله علیه وآله و أمیرالمومنین و فاطمه و الحسن و الحسین و الأئمّهعلیهم السلام [فیقول له:] هم رفقاوک.
قال: فیفتح عینیه و ینظر و تنادی روحه من قبل العرش: «یا أیتها النفس المطمئنّه ارجعی الی محمّد و أهل بیته الی ربّک راضیه بالولایه، مرضیه بالثواب فادخلی فی عبادی - یعنی محمّداً و أهل بیته - و ادخلی جنّتی».
قال: فما من شی ء أحب الیه من انسلال روحه و اللّحوق بالمنادی.(45)