- مقدمه ناشر 1
- حدیث شماره یکم 2
- حدیث شماره دوم 7
- حدیث شماره چهارم 8
- حدیث شماره سوم 8
- حدیث شماره ششم 9
- حدیث شماره پنجم 9
- حدیث شماره هفتم 10
- حدیث شماره هشتم 11
- حدیث شماره نهم 14
- حدیث شماره یازدهم 15
- حدیث شماره دهم 15
- حدیث شماره دوازدهم 17
- حدیث شماره سیزدهم 17
- حدیث شماره چهاردهم 18
- حدیث شماره پانزدهم 18
- حدیث شماره هفدهم 19
- حدیث شماره شانزدهم 19
- حدیث شماره هجدهم 27
- حدیث شماره نوزدهم 36
- حدیث شماره بیستم 37
- حدیث شماره بیست و یکم 38
- حدیث شماره بیست و دوم 39
- حدیث شماره بیست و سوم 40
- حدیث شماره بیست و چهارم 42
- حدیث شماره بیست و پنجم 43
- حدیث شماره بیست و ششم 45
- حدیث شماره بیست و هفتم 46
- حدیث شماره بیست و هشتم 47
- حدیث شماره بیست و نهم 48
- حدیث شماره سی ام 49
- حدیث شماره سی و دوم 50
- حدیث شماره سی و یکم 50
- حدیث شماره سی و چهارم 51
- حدیث شماره سی و سوم 51
- حدیث شماره سی و ششم 52
- حدیث شماره سی و پنجم 52
- حدیث شماره سی و هفتم 54
- حدیث شماره سی و هشتم 56
- حدیث شماره سی و نهم 56
- حدیث شماره چهلم 57
- حدیث شماره چهل و دوم 58
- حدیث شماره چهل و یکم 58
- حدیث شماره چهل و سوم 59
- حدیث شماره چهل و چهارم 61
- حدیث شماره چهل و پنجم 61
- پی نوشتها 62
قال: هم الأنبیاء؟ [قال: هم الأنبیاء و لیس هم الأنبیاء الذین تظنّون
قال: هم الأوصیاء؟ قال: هم الأوصیاء و لیس هم الأوصیاء الّذین تظنّون.
قال:فمن أهل السماءأومن أهل الأرض؟قال:هم من أهل الأرض.
قال: فاخبرنی من هم؟
قال: فأومأ بیده الی علی علیه السلام فقال:
هذا و شیعته، ما یبغضه من قریش الاّ سفاحی و لا من الأنصار الاّ یهودی و لا من العرب الاّ دعی و لا من سائر الناس الاّ شقی، یا عمر! کذب من زعم أنّه یحبّنی و یبغض علیاً.(46)
پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: هنگامی که روز قیامت فرا رسد، عدّه ای بر منبرهایی از نور می آیند که صورت آنان همانند ماه شب چهارده می درخشد و اوّلین و آخرین مردم، به آنها حسرت می ورزند. از سخن باز ایستاد و سپس این جملات را سه بار تکرار کرد.
عمر بن خطاب عرض کرد: پدر و مادرم فدای تو باد، این افراد شهدا هستند؟
فرمود: شهدا هستند ولی نه آن شهدایی که شما خیال می کنید!
عرض کرد: انبیا هستند فرمود: انبیا هستند ولی نه آن انبیایی که شما خیال می کنید.