- مقدمه ناشر 1
- حدیث شماره یکم 2
- حدیث شماره دوم 7
- حدیث شماره چهارم 8
- حدیث شماره سوم 8
- حدیث شماره ششم 9
- حدیث شماره پنجم 9
- حدیث شماره هفتم 10
- حدیث شماره هشتم 11
- حدیث شماره نهم 14
- حدیث شماره یازدهم 15
- حدیث شماره دهم 15
- حدیث شماره دوازدهم 17
- حدیث شماره سیزدهم 17
- حدیث شماره چهاردهم 18
- حدیث شماره پانزدهم 18
- حدیث شماره شانزدهم 19
- حدیث شماره هفدهم 19
- حدیث شماره هجدهم 27
- حدیث شماره نوزدهم 36
- حدیث شماره بیستم 37
- حدیث شماره بیست و یکم 38
- حدیث شماره بیست و دوم 39
- حدیث شماره بیست و سوم 40
- حدیث شماره بیست و چهارم 42
- حدیث شماره بیست و پنجم 43
- حدیث شماره بیست و ششم 45
- حدیث شماره بیست و هفتم 46
- حدیث شماره بیست و هشتم 47
- حدیث شماره بیست و نهم 48
- حدیث شماره سی ام 49
- حدیث شماره سی و دوم 50
- حدیث شماره سی و یکم 50
- حدیث شماره سی و چهارم 51
- حدیث شماره سی و سوم 51
- حدیث شماره سی و پنجم 52
- حدیث شماره سی و ششم 52
- حدیث شماره سی و هفتم 54
- حدیث شماره سی و نهم 56
- حدیث شماره سی و هشتم 56
- حدیث شماره چهلم 57
- حدیث شماره چهل و دوم 58
- حدیث شماره چهل و یکم 58
- حدیث شماره چهل و سوم 59
- حدیث شماره چهل و پنجم 61
- حدیث شماره چهل و چهارم 61
- پی نوشتها 62
شهرها و قبرهای شما برایتان بهشت است. شما برای بهشت خلق شده اید و به آنجا هم خواهید رفت.
حدیث شماره سی و پنجم
35. و بهذا الاسناد قال: سمعته یقول:
إذا قام المومن فی الصلاه، بعث اللَّه الحور العین حتّی یحدقن به، فاذا انصرف و لم یسأل اللَّه منهن شیئاً تفرقنّ و هنّ متعجّبات.(60)
امام صادق علیه السلام فرمود:
زمانی که مؤمن نماز می خواند، خداوند متعال حورالعین را می فرستد که اطراف او باشند و هنگامی که مؤمن نماز را تمام نمود و آنها را از خداوند متعال درخواست نکرد، آنها باتعجّب از دور او پراکنده می شوند.
حدیث شماره سی و ششم
36. حدّثنی [محمّد بن الحسن بن أحمد بن الولید، عن ]محمّد بن الحسن الصفار [عن محمّد بن الحسین بن أبی الخطاب، عن الحسن بن علی النعمان عن الحارث بن محمّد الأحول، عن أبی عبداللَّه علیه السلام عن) أبی جعفرعلیه السلام قال: سمعته یقول:
انَّ رسول اللَّه صلی الله علیه وآله لما اسری به قال لعلی علیه السلام:
یا علی انّی رأیت فی الجنّه نهراً أبیض من اللّبن و أحلی من العسل و أشدّ استقامه: من السهم، فیه أباریق عدد نجوم السماء، علی شاطئه قباب الیاقوت الأحمر و الدر الأبیض، فضرب جبرئیل بجناحه الی جانبه، فاذا هو مسک أذفر، ثمّ قال: