عین الحیات صفحه 195

صفحه 195

و منقول است که: روزی عمرو بن حُریث در هنگام چاشت به خدمت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام آمد. دید که فضه انبانی آورد که مهر مبارک حضرت بر آن بود. و چون گشود از آنجا نان خشک پُرسَبوسی بیرون آورد. عمرو گفت که: ای فضه چرا این آرد را نپخته‌ای و پاکیزه نکرده‌ای؟ گفت: پیشتر می‌کردم، مرا نهی فرمود. و گاهی طعام لذیذی در این همیان داخل می‌کردم. برای همین اکنون مهر بر آن می‌زند. پس حضرت آن نان خشک را گرفتند و در کاسه‌ای ریزه کردند و آب بر آن ریختند و نمک بر آن پاشیدند و تناول فرمودند. بعد از آن فرمودند که: ای عمرو اجل نزدیک شده است. و دست بر محاسن مبارک کشیدند و فرمودند که: این محاسن را برای خوردن، به آتش جهنم آشنا نمی‌کنم و این مرا کافی است.

و در حدیث دیگر منقول است که: سُوید بن غَفَله در روز عیدی به خدمت حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه آمد. دید که نان خشکی و آردی با شیر پخته نزد حضرت گذاشته است. گفت: یا امیر المؤمنین در روز عید چنین چیزی را نزد خود گذاشته‌ای؟ فرمود که: این عید است برای کسی که از گناه آمرزیده باشد.

و حضرت صادق صلوات الله علیه فرمود که: حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه هیزم و آب به دوش خود به خانه می‌آوردند و خانه را جاروب می‌کردند، و حضرت فاطمه آسیا می‌کردند و خمیر می‌کردند و نان می‌پختند.

و به سند دیگر مروی است که: حضرت در کوفه خرمایی خریده بودند و بر کنار ردا کرده بودند و به خانه می‌بردند. اصحاب چون دیدند مبادرت نمودند که از آن حضرت بگیرند و به خانه رسانند. حضرت فرمود که: صاحب عیال سزاوارتر است به بار ایشان برداشتن، از دیگران.

و به روایت دیگر فرمود که: از کمال کامل چیزی که نمی‌شود که نفعی خود به عیال خود برساند.

و در روایت دیگر وارد شده است که: حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه در پنج وقت پای برهنه می‌رفتند و نعلین را به دست چپ می‌گرفتند: در عید فطر و اضحی که به مصلا می‌رفتند؛ و در روز جمعه که به نماز می‌رفتند؛ و در هنگامی که به عیادت بیماری یا تشییع جنازه‌ای می‌رفتند. و می‌فرمودند که: چون برای خدا می‌روم می‌خواهم که پابرهنه باشم.

و منقول است که: پیاده و تنها در بازارها راه می‌رفتند، و اگر کسی راه گم کرده بود بر سر راهش می‌رسانیدند، و اگر ضعیفی برمی‌خورد اعانتش می‌فرمودند، و اگر از مردم بازار کسی قرآن را غلط می‌خواند می‌ایستادند تا تعلیمش می‌فرمودند. و این آیه را می‌خواندند که مضمونش این است که: ما خانه آخرت را برای جماعتی مقرر فرموده‌ایم که بلندی و فساد در زمین نطلبند. و عاقبت نیکو برای پرهیزکاری است.

و منقول است که ابراهیم بن‌العباس گفت که: ندیدم و نشنیدم کسی را که افضل از حضرت امام رضا علیه السلام باشد. هرگز با کسی به خلاف آداب، معاشرت نفرمود؛ و هرگز سخن کسی را قطع نمی‌فرمود که در میان سخن او سخن گوید؛ و هرگز حاجت سائلی را رد نمی‌نمود؛ و هرگز در حضور کسی پا دراز نفرمود و در مجلس تکیه نمی‌فرمود؛ و هرگز خدمتکاران و غلامان خود را دشنام نمی‌داد؛ و هرگز در خنده آن حضرت صدا ظاهر نمی‌شد؛ و غلامان و مهتران و دربانان و خدمتکاران خود را پیوسته بر سر خوان خود می‌نشانید؛ و خواب بسیار کم می‌فرمود؛ و اکثر شبها را تمام به عبادت احیا می‌فرمود؛ و روزه بسیار می‌داشت؛ و تصدق بسیار می‌نمود؛ و اکثر تصدقات آن حضرت در شبهای تار بود.

و از محمد بن [ابی]عباد منقول است که: حضرت امام رضا صلوات الله علیه در تابستانها بر روی حصیر می‌نشستند و در زمستانها بر روی پلاس ؛ و جامه‌های گنده می‌پوشیدند و چون به مجلس مردم می‌آمدند زینت می‌فرمودند.

و روایت کرده‌اند که: روزی حضرت امام رضا صلوات الله علیه داخل حمام شدند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه