عین الحیات صفحه 254

صفحه 254

حضرت فرمود که: مرا با خود ببر؛ شاید که خدا به من هم این کرامت بفرماید که بر روی آب راه روم چنان که به تو کرامت فرموده.

پس عابد دست حضرت را گرفت و با هم رفتند. چون به آن آب رسیدند هر دو بر روی آب روان شدند و گذشتند. چون به خانه عابد رسیدند حضرت ابراهیم فرمود که: کدام روز عظیمتر است؟ عابد گفت که: روز جزا که مظالم بندگان را از یکدیگر می‌گیرند.

حضرت فرمود که: بیا که دست برداریم و خدا را بخوانیم که ما را از شر آن روز ایمن گرداند. عابد گفت که: دعای مرا چه می‌کنی؟ والله که سه سال است که برای مطلبی دعا می‌کنم و هنوز مستجاب نشده است. حضرت ابراهیم فرمود که: می‌خواهی که تو را خبر دهم که برای چه دعای تو را حبس کرده‌اند؟ گفت: بلی. فرمود که: حق تعالی چون بنده را دوست می‌دارد دعای او را حبس می‌نماید و زود برنمی‌آورد تا او را بسیار مناجات کند و از جناب مقدس او سؤال نماید و تضرع کند. و چون بنده‌ای را دشمن می‌دارد دعایش را زود مستجاب می‌کند یا ناامیدی در دل او می‌افکند که دیگر دعا نکند.

بعد از آن فرمود که: حاجت تو چه چیز بود؟ گفت که: روزی گله گوسفندی بر من گذشت و پسری نیکورویی با آن گله بود و آن پسر گیسوی مُشکبویی داشت. پرسیدم که: این گوسفندان از کیست؟ گفت: از ابراهیم خلیل‌الرحمن. پس من دعا کردم که: خداوندا اگر تو را در زمین خلیلی و دوستی هست به من بنما. ابراهیم فرمود که: خدا دعای تو را مستجاب گردانیده. منم ابراهیم، دوست خداوند رحمان. پس حضرت با او معانقه فرمودند، و چون حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله مبعوث شدند مصافحه مقرر شد.

وجه چهارم: آن است که حق سبحانه و تعالی بعضی از بندگان را که حاجتی طلبند و صلاح ایشان در آن نباشد، اضعاف مُضاعَفه آن حاجت را در دنیا و آخرت به ایشان کرامت می‌فرماید. پس دعای ایشان را رد نفرموده، و حاجت ایشان را بر وجه اکمل روا کرده است. چنانچه اگر کسی از پادشاهی فَلسی طلب نماید و آن پادشاه در عوض جواهری به او عطا کند که صدهزار تومان قیمت آن باشد، هیچ عاقل نمی‌گوید که حاجت او را رد کرده است؛ بلکه او را مدح می‌کنند که اضعاف اضعاف آنچه آن سائل طلبیده به او عطا فرموده.

پس در درگاه پادشاه پادشاهان، این گدایان جاهل و سائلان نادان مطالب خسیسه را منظور نظر خود می‌گردانند و از حق تعالی سؤال می‌نمایند؛ و آن کریم علی‌الاطلاق نعمتهای بی‌انتها و رحمتهای بی‌عَد و احصا در برابر عطا می‌فرماید، و قدر آنها را نمی‌دانند و از عدم حصول آن مطلب خسیس شکایت می‌نمایند. اما آنچه در آخرت به ایشان کرامت می‌فرماید درجات رفیعه و مراتب عالیه بهشت است که نامزد محرومان حاجات دنیا و ناکامان عرصه نیستی و فنا گردانیده.

چنانچه به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است که: به درستی که گاه هست که بنده‌ای در حاجتی خدا را می‌خواند، و حق تعالی می‌فرماید که: اجابت دعای او را تأخیر کنید که من مشتاق آواز و دعای اویم. پس چون روز قیامت می‌شود حق تعالی می‌فرماید که: ای بنده من مرا خواندی در دنیا و اجابت تو را تأخیر کردم، و فلان ثواب را به عوض برای تو مقرر ساخته‌ام. و در فلان حاجت دیگر مرا خواندی و اجابت تو را تأخیر کردم، و فلان ثواب عظیم را به عوض به تو داده‌ام. پس آن مؤمن از بسیاری عطاها و ثوابها که مشاهده نماید آرزو کند که کاشکی هیچ دعای من در دنیا مستجاب نمی‌شد.

و اما آنچه در دنیا عطا می‌فرماید مراتب قرب و کمالات نامتناهی است که لازم دعاست.

ای عزیز بدان که حق سبحانه و تعالی بندگان نادان را از روی غایت لطف و مهربانی با طبع جهول ایشان مدارا می‌نماید، و به دام دانه خواهشهای طبع سرکش ایشان، از روی حکمت، ایشان را به ساحت کبریای خود می‌کشاند. چنانچه بلاتشبیه بازی را پادشاهی خواهد شکار کند، اگر اول به او گوید که: بیا که من تو را بر سر دست خود می‌گیرم و شهباز اوج عزتت می‌گردانم، هیچ فایده‌ای در تسخیر او نمی‌کند. بلکه اول او را به طعمه و دانه، آشنای دام خود می‌گرداند و چون قابل شد، بر روی دست خویشش جا می‌دهد و به هر جایش که می‌فرستد به زودی برمی‌گردد.

و اگر پدر مهربان طفلی راخواهد که به کسب علوم و حقایق فرستد، اگر صدهزار دلیل و برهان برای او بگوید، فایده نمی‌کند. بلکه اول او را به جوز و مویز و وعده قبای رنگین و عبای زرین به مکتب آشنا می‌کند، چون لذت فهم حقایق و حکمتها را یافت، به سیاستهای عظیم او را از آن شغل باز نمی‌توان داشت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه