عین الحیات صفحه 60

صفحه 60

اگر بدی می‌دیدند تغافل می‌فرمودند. و هیچ دشمنی از ایشان مأیوس نبود، و هیچ امیدواری از آن جناب ناامید نمی‌شد.

و سه چیز را از خود دور کرده بودند: مجادله نمی‌فرمودند؛ و بسیار حرف نمی‌فرمودند؛ و کاری که فایده نداشته باشد متعرض نمی‌شدند. و سه چیز از امور مردم را ترک کرده بودند: کسی را مذمت نمی‌فرمودند؛ و عیبجویی کسی نمی‌کردند و لغزشهای مردم را پی نمی‌رفتند؛ و سخنی نمی‌فرمودند مگر کلامی که در آن امید داشته باشند.

و چون شروع به سخن می‌فرمودند، اهل مجلس چنان خاموش می‌شدند و سرها به زیر می‌افکندند که گویا مرغ بر بالای سرشان نشسته (و این مثلی است در میان عرب در بسیاری سکوت و حرکت نکردن) و چون ساکت نمی‌شدند ایشان سخن می‌گفتند. و در حضور آن حضرت منازعه نمی‌کردند. و در میان سخن یکدیگر سخن نمی‌گفتند. با ایشان در خنده و تعجب موافقت می‌فرمودند. و اگر غریبی می‌آمد، خلاف آداب او را عفو می‌فرمودند، و اگر بی‌ادبانه حرف می‌گفت از او می‌گذرانیدند و صحابه را نصیحت می‌فرمودند که اگر صاحب حاجتی بیاید او را اعانت کنید و به من برسانید. و قبول ثنا نمی‌فرمودند از مداحان، مگر کسی که در برابر نعمتی به اندازه مدح کند. و در میان سخن کسی سخن نمی‌فرمودند تا او حرف خود را تمام می‌کرد، مگر این‌که از حد تجاوز می‌کرد و بدی می‌گفت، که او را نهی می‌فرمودند یا برمی‌خاستند. فرمود که: پرسیدم از سکوت آن حضرت.

فرمود که: سکوتشان بر چهار قسم بود: یا بر سبیل حلم بود که در برابر درشتگویی ساکت می‌شدند؛ یا بر سبیل حذر و اندیشه از ضرر سخن بود؛ یا از برای این بود که اندازه ملاطفت به هر یک را ملاحظه می‌فرمودند، که جمیع را در گوش دادن به سخن ایشان و نظر کردن به سوی ایشان در یک مرتبه بدارند؛ یا تفکر در امور دنیا و آخرت می‌فرمودند. و آن حضرت حلم را با صبر جمع فرموده بودند. پس هیچ امری ایشان را از جا به در نمی‌آورد، و از هیچ ناخوشی به تپش نمی‌آمدند.

و چهار خصلت در آن حضرت مجتمع شده بود: کارهای خیر را مداومت می‌فرمودند که مرم پیروی ایشان نمایند؛ و جمیع قبایح را ترک می‌فرمودند که مردم نیز ترک کنند؛ و رأی خود را به کار می‌فرمودند در چیزی که صلاح امت در آن بود؛ و قیام به امری می‌نمودند که خیر دنیا و آخرت ایشان را می‌دانستند. و کلینی به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که: در رسول خدا صلی الله علیه و آله سه صفت بود که در هیچ کس غیر آن حضرت نبود: سایه نداشت؛ و از هر راهی که می‌گذشت تا دو روز یا سه روز هرکه می‌گذشت از بوی خوش آن حضرت می‌دانست که حضرت از این راه عبور فرموده؛ و به هیچ سنگی و درختی نمی‌گذشت مگر این‌که آن حضرت را سجده تعظیم می‌کردند. و به سند دیگر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که: چون حضرت رسالت پناه را در شب تاریک می‌دیدند، نوری از روی مبارکش ساطع بود مانند ماه.

و در اخبار دیگر وارد شده است که: شبهای تار که حضرت در کوچه‌ها عبور می‌فرمودند نور چهره مبارکش بر در و دیوار می‌تابید مانند ماهتاب.

و در حدیث دیگر از حضرت امیر المؤمنین صلوات الله علیه وارد است که: آن حضرت در هر مجلسی که می‌نشستند نوری از جانب راست و از جانب چپ آن حضرت ساطع بود که مردم می‌دیدند.

و منقول است که: یکی از زنان آن حضرت در شب تاری سوزنی گم کرده بود؛ آن حضرت که داخل حجره او شد به نور روی آن حضرت آن سوزن را یافت. و عرق مبارک آن حضرت را می‌گرفتند و داخل بوهای خوش می‌کردند، هیچ شامه‌ای تاب آن نمی‌آورد. و در هر ظرفی که مضمضه می‌فرمود، به مثابه مشک، خوشبو می‌شد. و هرگز مرغ از بالای سر آن حضرت پرواز نمی‌کرد. و از پشت سر می‌دید چنانچه از پیش رو می‌دید. و در خواب و بیداری، به یک نحو می‌شنید.

و در بعضی اخبار آمده که: چون مُهر نبوت را می‌گشود نورش بر نور آفتاب زیادتی می‌کرد. و هرگز مدفوع آن حضرت را کسی ندید؛ زمین فرو می‌برد. و بر هر چهارپایی که سوار می‌شد هرگز آن پیر نمی‌شد تا مردن. و بر هر درختی که می‌گذشت بر آن حضرت سلام می‌کرد. و هرگز مگس و حیوانات دیگر بر بردن آن حضرت نمی‌نشست. و رعب آن حضرت یکماهه راه در دلها تأثیر می‌کرد. و از حضرت امیر المؤمنین علیه السلام منقول است که: هرگز آن حضرت نان گندم تناول نفرمود، و از نان جو هرگز سه مرتبه متوالی سیر نخورد. و چون از دنیا رفت زرهش نزد یهودیی به چهار درهم مرهون بود، و هیچ طلا و نقره از او نماند با آن که عالم مسخر او شده بود و غنیمتهای عظیم از کفار به دست او آمده بود، و روزی بود که سیصدهزار درهم و چهارصد هزار درهم قسمت می‌فرمود، و شب سائل می‌آمد و سؤال می‌کرد، می‌فرمود که: والله که نزد آل محمد امشب یک صاع جو و یک صاع گندم و یک درهم و یک دینار نیست.

و منقول است که بر الاغ بی‌پالان سوار می‌شدند. و نعلین خود را به دست مبارک پینه می‌کردند. و بر اطفال سلام می‌کردند. و بر روی زمین با غلامان چیزی تناول می‌فرمودند، و می‌فرمودند که: به روش بندگان می‌نشینم، و به روش بندگان طعام می‌خورم؛ و کدام بنده از من سزاوارتر است به تواضع و بندگی خدا. و اگر غلامی یا کنیزی آن حضرت را به کاری می‌خواند اجابت می‌فرمودند. و عیادت بیماران فقرا می‌کردند. و مشایعت جنازه‌ها می‌فرمودند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه