- [مقدمه مشکات] 1
- مقدمه های تحقیق] 1
- خاندان بابویه قمی 3
- [مقدمه نفیسی] 3
- اشاره 3
- 2) حسن بن ابی الحسن علی. 10
- 4) ابو جعفر محمد بن ابی الحسن علی ملقب بصدوق. 11
- 6) ثقه الدین حسن بن ابی عبد اللَّه حسین. 16
- 5) ابو عبد اللَّه حسین بن حسن بن محمد بن موسی بن بابویه. 16
- 11) نجم الدین ابو الحسن علی بن محمد. 17
- 9) ابو المفاخر هبه اللَّه بن حسن. 17
- 14) بابویه بن سعد بن محمد. 17
- 12) ابو ابراهیم اسماعیل بن علی. 17
- 13) ابو طالب اسحق بن علی. 17
- 10) ابو المعالی سعد بن ثقه الدین حسن. 17
- 8) عبد اللَّه بن حسن بن حسین. 17
- 7) شمس الاسلام ابو محمد حسن بن حسین. 17
- 15) منتجب الدین ابو الحسن علی. 18
- باب (2) حدود برادران 22
- باب (1) در اقسام برادران 22
- باب (5) گرد آمدن و گفتگوی برادران 23
- باب (3)- مهربانی به برادران 23
- باب (4)- برگزیدن برادران 23
- باب (6)- مواسات برادران 25
- باب (7) حقوق برادران در باره همدیگر 26
- باب (8) در اینکه برادر آئینه برادر خویش است 28
- باب (9) اطعام برادران 28
- باب (11) سودمندی برادران 30
- باب (10) خورانیدن برادران 30
- باب (12) انتفاع برادران 30
- باب (15) دوری کردن برادران از یک دیگر 31
- باب (16) هراس برادران از یک دیگر 31
- باب (14) سود رساندن برادران بیکدیگر 31
- باب (13) مؤمن برادر مؤمن است 31
- باب (17) دوستی برادران 32
- باب (18) ثواب خوشروئی با برادران 33
- باب (19)- ثواب رسیدگی بکارهای برادران 33
- باب (20)- نهی درخواست کاری از برادران 33
- باب (21)- دیدار برادران 34
- باب (22) توجه ببرادران 35
- باب (23) دست دادن با برادران 35
- باب (24) شاد کردن مؤمن 36
- باب (25) بخل بر برادران 37
- باب (26)- شکایت بردن پیش برادران 37
- باب (27) ثواب کسی که برادرش را شاد کند 38
- باب (29) نیکی ببرادران 38
- باب (28) دیدار برادران و رنجاندن آنان 38
- باب (30) کوشش در کارهای برادران 39
- باب (34) صداقت در برادری 42
- باب (31) ثواب واگرداندن معامله بدرخواست برادر 42
- باب (33) اطمینان ببرادران 42
- باب (32) آزمایش برادران 42
- باب (37) معطر کردن برادر 43
- باب (35) کوشش در کارهای برادران بی نیت 43
- باب (36) خوار ساختن برادران 43
- باب (38) دوست داشتن برادران 43
- باب (39) دشنام به برادران 44
- باب (40) دعا در باره برادران 44
- باب (42) پوشانیدن برادران 45
- باب (43) کسانی که از برادری با آنها باید پرهیز کرد 45
- باب (41) مهربانی به برادران 45
- فهرست ابواب کتاب 48
- فهرس اعلام الاشخاص و الاماکن و الکتب 49
کرده باشند. مرحوم مامقانی در تنقیح المقال که باین تناقض برخورده گوید شهید نسبت او را بویهی نوشته زیرا
که وی از آل بویه بوده است ممکنست اینکه او را از فرزندان بابویه دانسته اند اشتباه باشد یا اینکه مراد شهید از بویهی نسبت ببابویه باشد زیرا که بابویه مرکب از دو کلمه باب و ویه است و حذف جزء اول در نسبت جایز و متعارفست. این تحقیق مرحوم مامقانی شگفت می نماید و گمان ندارم هرگز «بابویه» را تخفیف داده و «بویه» گفته باشند زیرا که «بابویه» و «بویه» دو نام جداگانه است که هر دو در ایران معمول بوده و بابویه حتما از باب بمعنی پدر مشتق شده و بویه تا جایی که ما خبر داریم نامیست که تنها در میان دیلمیان رایج بوده و نیای خاندان آل بویه که مردی دیلمی بوده است این نام را داشته و در کتابهای قدیم «بوی» هم نوشته اند. چنان می نماید که درست ترین توجیه این باشد که در اصل نسخه ای که شهید ذکر مشایخ خود را کرده نسبت وی «بابویهی» بوده و در کتابت و نسخه برداری تحریف کرده و «بویهی» نوشته اند. در هر صورت قطب الدین رازی از بزرگان دانشمندان زمان خود بوده و چندین کتاب معتبر بسیار معروف ازو مانده است از آن جمله همان حواشی بر قواعد الاحکام علامه و کتاب المحاکمات و رساله فی تحقیق الکلیات و شرح مطالع و شرح شمسیه.
بابویه در نامهای ایرانی پیش از اسلام در دوره ساسانیان نیز معمول بوده است «1» و حتی در نامهای جغرافیایی و البته بتبعیت از نامهای اشخاص بکار رفته و از آن جمله محلی بوده است در قم «2» و اینک در ناحیه جیرفت در کرمان دو روستا نزدیک یک دیگر هست که یکی
را «باغ بابویه علیا» و دیگری را «باغ بابویه سفلی» گویند. «3» نامهای مختوم به «اویه» چه در دوره پیش از اسلام و چه در دوره های اسلامی در تسمیه اشخاص و اماکن بسیار معمول بوده و من مشغول تهیه رساله خاصی درین زمینه هستم و در آن رساله تاکنون 483 نام شخص یا مکان را گرد آورده ام. در دوره پیش از اسلام البته این نامها از الفاظ فارسی ساخته شده مانند «شیرویه» و «ماهویه» و در دوره اسلامی از اعلام تازی هم کلماتی ساخته اند مانند حمدویه و زیدویه و فضلویه و حتی از نامهای درازتر سه یا چهار حرف را گرفته و از آن نامی بدین سیاق ساخته اند مانند حمویه از احمد و محمویه از محمد و شعبویه از شعیب و حیویه از یحیی و زکرویه از زکریا و علویه از علی و حسنویه از حسن و گاهی هم کاف تصغیر فارسی را بر نام تازی افزوده و از آن ساخته اند مانند حسنکویه از حسنک و حسکویه از همان کلمه و علکویه از علیک و علی و عبدکویه از عبدک و نظایر آن.
برخی ازین نامها که تازیان بسیار بآن مأنوس شده اند مانند مسکویه و بویه و بابویه و سیبویه و نفطویه و درستویه و کاکویه و خالویه و قولویه و ماجیلویه جزء آخر آن را که الحاقیست بفتح واو و سکون یاء و های اشباع شده جلی تلفظ کرده اند چنان که اینک «ابن بابویه» را
______________________________
(1). 55.p NAMENBUCH IRANISCHES -JUSTI
(2) تاریخ قم چاپ طهران ص 54
(3) اسامی دهات کشور- ص 383