- شاهکار جلد- 2- نظر این کتاب 1
- [پیشگفتار] 1
- ب- از نظر لیاقت و شایستگی مقصد 2
- [علت توجه به موضوع امامت و خلافت اسلامی] 2
- الف از نظر نص و تصریح و تعیین خود پیغمبر 2
- ج- از نظر اینکه اگر پس از وفات پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله علی علیه السلام بجای آن حضرت نشسته بود و زمام امور را بدست گرفته بود و مسلمانان تمکین آن حضرت شده بودند چه میشد؟ 3
- اشاره 7
- روش بحث ما در موضوع امامت و خلافت اسلامی 7
- بهترین فرزند در بهترین خاندان 10
- اشاره 10
- [فضائل و برتری های علی علیه السّلام] 10
- بهترین فرزند در دامن پاک ترین مادر 13
- ابو طالب در تنگنای قحط سالی 18
- بزرگواری پدر را بنگر: 18
- نمونه کامل پدر 18
- در باره ابو طالب از روی انصاف نظر بدهید؛ 19
- متن لایحه قریش بر ضد پیغمبر اسلام (ص) 20
- دفاع دیپلماسی ابو طالب از اسلام 21
- دفاع مردانه ابو طالب از پیغمبر «ص» و جهاد ادبی او 22
- نمونه هائی از کوشش و فداکاری ابو طالب نسبت باسلام و پیغمبر 31
- نمونه هائی از تبلیغات اسلامی ابو طالب 33
- چرا ابو طالب رسما جزء حزب اسلام نشد؟ 35
- نمونه کامل پرورش، پرورشگاهی بی مانند 40
- نمونه کامل مسلمانان پاک 42
- نتیجه گفتگوی ما تا اینجا چیست؟ 43
- علی «ع» در دوران تشکیلات حزبی اسلام در مکه معظمه 45
- علی کفیل سرپرستی حوزه اسلام و رهبر دین 47
- علی در رتبه برادری پیغمبر 52
- برای خدا هر دو تن با هم برادر گردید 55
- علی در آغاز نبردهای مهم اسلام 58
- علی در خاندان نبوت 59
- علی در فرماندهی قشون اسلام 60
- علی (ع) درون بستر مرگ پیغمبر (ص) 62
- علی (ع) در حفظ و نگهداری مرکز پیغمبر اسلام «ص» 62
- جمع و تنظیم قرآن مجید 63
- علی در مبارزه و دفاع سلمی خود 64
- اشاره 64
- 1- تشکیل اقلیت مخالف. 65
- 2- احتجاج- بقول امروزیها: میتینگ 65
- 4- کناره گیری و اعتراض 68
- 3- کمک خواهی و دعوت افراد مؤثر 68
- دانشگاه بزرگ علی «ع» 69
- محافظه کاری و پیش داشتن مصلحت عموم بر سود 70
- 1- تحت تأثیر اطرافیان و استفاده جویان که چون زالو در اطراف زمامداران گرد می آیند تا بوسیله او خون ملت را بمکند واقع نشد 71
- اشاره 71
- مراعات افکار عمومی و نمایش روح حکومت ملی 71
- 4- قانون جهانداری 72
- 2- پخش عادلانه بیت المال بهمه ارباب استحقاق و کارمندان دولت اسلامی 72
- 3- همدردی و مواساه با فقرای کشور اسلامی تا باندازه ای که انسان را دچار حیرت میکند 72
- اشاره 80
- متمم فصل هفتم 81
- اشاره 82
- اشاره 83
- متمم فصل هشتم 83
- متمم فصل نهم 84
- اشاره 86
- اشاره 87
- متمم فصل یازدهم 87
- متمم فصل دوازدهم 88
- حضرت آقای آیت اللَّه کمره ای زید توفیقاته 89
- تضمین غزل خواجه علیه الرحمه و مضمون غدیر خم 90
- 2- رسول خدا از هفت چیز باز داشت و بهفت چیز دیگر فرمان صادر کرد. 91
- شرح 91
- 1- دستور رسیده که هفت چیز زیر خاک شود. 91
- اشاره 91
- باب خصال هفتگانه 91
- 3- هفت عضو گوسفند حرام است. 91
- 5- گفتار پیغمبر هفت بار خوشا بر کسی که ندیده بمن گرود 92
- 4- به پیغمبر در باره علی هفت خصلت داده شده. 92
- اشاره 93
- 6- هفت کس در قیامت زیر عرش خدا باشند. 93
- 7- در کشمش هفت خصلت است. 93
- 8- در روز موسی هفت کوه پریدند. 93
- 9- نام و رنگ هفت و آسمان. 94
- شرح 94
- 10- رسول خدا هفت سفارش به ابو ذر کرد. 97
- 13- در روز قیامت عذاب هفت کس سخت تر باشد. 98
- 11- هر کس هفت صفت را دارا باشد حقیقت ایمانش کامل است 98
- 12 هر کس ماه رمضان را روزه دارد هفت خصلت برایش ثابت شود 98
- اشاره 98
- شرح- 98
- 15- در هفت جا بعد از حمد نماز در رکعت اول سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و در رکعت دوم سوره قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ را بخوانند. 99
- 14- تکبیرات افتتاح هفت است. 99
- 18- سجده بر هفت عضو (استخوان خ ب) است 100
- 17- هفت کس کار خود را تباه میکنند. 100
- 16- فرزانه ای فرزانه دیگری را برای دریافت هفت کلمه هفتصد فرسخ دنبال کرد 100
- 20 مؤمن بر مؤمن هفت حق دارد. 101
- 19- رسول خدا هفت دسته را لعنت کرده. 101
- اشاره 101
- 21- کافر در هفت روده میخورد. 102
- اشاره 102
- شرح 102
- اشاره 103
- 23- مؤمنان بر هفت درجه و پایه اند. 103
- اهل صبر 103
- 22- مؤمن کسی است که هفت خصلت داشته باشد. 103
- شرح- 103
- شرح 103
- اشاره 103
- اشاره 104
- 24- شیرینی ایمان در هفت دل نیست 104
- 25- هفت دسته از علماء در دوزخند. 104
- اهل مغفره 104
- شرح 105
- 27- اسلام هفت سهم قرار داده شده. 105
- 26- هفت جاندار را خدا آفریده که از شکم مادر بیرون نیامده اند. 105
- 28- خدا به پیغمبرش هفت خصلت داده- 106
- 30- خورشید هفت طبقه دارد و ماه هفت طبقه. 108
- اشاره 108
- اشاره 108
- 29- یک گاو و یک شتر قربانی از هفت تن بس است. 108
- شرح- 108
- شرح- 109
- 31- دنیا هفت اقلیم است. 110
- شرح- 110
- اشاره 110
- اشاره 112
- شرح- 112
- 33- هفت کس قرآن نخوانند. 112
- 32- در هفت مقام از عبادت دعای معینی نیست. 112
- اشاره 113
- 34- قرآن بر هفت حرف نازل شده. 113
- شرح- 113
- 35- خدا از روزی که زمین را آفریده تاکنون هفت طبقه دانایان و خردمندان در آن جا داده. 114
- 38- چون خدا بر امتی خشم کند و بعذابی آنها را هلاک نکند هفت بلا بر آنها مسلط کند. 115
- شرح 115
- اشاره 115
- 36- چیزی در آسمان و زمین نباشد جز بهفت مطلب. 115
- اشاره 115
- 40- آنچه از طریق عامه رسیده بر اینکه زمین برای هفت کس آفریده شده. 115
- 39- دوستی پیغمبر و خاندانش در هفت جا سود میدهد. 115
- اشاره 116
- شرح- 116
- 41- دوزخ هفت در دارد. 116
- شرح- 117
- اشاره 118
- 42- علی (ع) در روز قیامت با هفت خصلت بر خلق حجت می آورد 118
- شرح- 119
- 44- گناهان کبیره هفت است. 119
- 43- هفت بانوی بهشتی خواهر همدیگرند. 119
- اشاره 119
- شرح- 120
- 45- امتحان اوصیاء پیغمبران در حیات پیغمبران در هفت مقام است و پس از وفاتشان هم در هفت مقام. 121
- اشاره 121
- اما نخستین بار 123
- [خدای عز و جل در حیات پیغمبر، علی (ع) را در هفت مقام امتحان کرد] 123
- اما مقام دوم 123
- مقام چهارم- 124
- مقام سوم 124
- مقام پنجم- 125
- مقام ششم- 126
- مقام هفتم 127
- [خدای عز و جل پس از مرگ پیغمبر، علی (ع) را در هفت مقام امتحان کرد] 128
- اشاره 128
- مقام یکم 128
- مقام دوم 129
- مقام سوم 131
- مقام چهارم- 133
- مقام پنجم 136
- مقام ششم 137
- مقام هفتم 142
- 46- آنچه در باره ایام هفته یک شنبه، دو شنبه، سه شنبه، چهار شنبه، پنج شنبه، جمعه، شنبه رسیده. 143
- 47- آنچه در خصوص روز شنبه و ما بعدش رسیده. 144
- 48- آنچه در خصوص روز دو شنبه رسیده. 145
- 49- آنچه در باره روز سه شنبه رسیده. 146
- 50- آنچه در روز چهار شنبه رسیده. 146
- 51- آنچه در باره روز پنجشنبه رسیده- 148
- 52- آنچه در باره روز جمعه رسیده. 149
- 53- آنچه در باره روز شنبه رسیده. 151
- اشاره 152
- 54- معنای حدیثی که از پیغمبر روایت شده که با ایام دشمنی نکنید تا با شما دشمنی کنند. 152
- شرح دیگر 154
- شرح- 154
- 55- آدم و حوا هفت ساعت در بهشت بودند و سپس از آن بیرون شدند- 156
- 56- در شیعه هفت خصلت است- 156
- 57- رسول خدا در هفت مقام ابو سفیان را لعنت کرد- 156
- 58- حدیث هفت صندوقی که در دوزخ است- 158
- 59- ایوب بی گناه هفت سال بلا کشید- 159
- 60- فرشتگان هفت دسته اند و حجابها هفتند- 160
- اشاره 160
- شرح- 161
- سرادق 161
- 61- امیر المؤمنین هفت سال پیش از مردم نماز خواند. 162
- 63- جبرئیل از طرف خدای عز و جل جلاله خبر آورد که به شیعیان علی (ع) هفت خصلت عطا شده. 162
- شرح- 162
- اشاره 162
- شرح- 162
- 62- شیاطین بر هفت تن از غلات فرود شدند- 162
- اشاره 162
- 66- ذکر حق بهفت عضو انسان تقسیم شده. 163
- 65- هفت کس نماز را شکسته نخوانند- 163
- 64- کسی که روایت کرده که خاندانی که آیه تطهیر در باره آنها نازل شده هفت کس بودند- 163
- 67- رسول خدا را هفت فرزند شد- 164
- - تذکر: 165
- - باب خصال هشتگانه 166
- اشاره 166
- - 1- شایسته است که در مؤمن هشت خصلت باشد- 166
- - شرح- 166
- 3- حاملین عرض هشتند: 167
- شرح- 167
- - 2- هشت کسند که نمازشان قبول نمیشود. 167
- اشاره 167
- 5- روا نیست که سقف خانه از هشت ذراع (چهار ذرع شاه) بیشتر باشد. 170
- 7- هشت کس از مردم محسوب نشوند 171
- 6- ثمانیه ازواج- 171
- 8- هر کس در مسجدها رفت و آمد کند یکی از هشت خصلت را دریابد. 172
- 9- هشت کسند که اگر اهانت شوند همانا باید خود را سرزنش کنند. 172
- 11- ایمان هشت خصلت است. 173
- 10- مسجدها را از هشت چیز باید دور داشت- 173
- 12- معاصی کبیره هشت است. 174
- شرح- 174
- اشاره 174
- 13- برای علی (ع) هشت خصلت است. 175
- 2- بشیعیان و دوستان علی (ع) نه خصلت عطا شده. 177
- باب خصال نه گانه 177
- 1- خداوند نه خصلت به پیغمبر خود محمد (ص) عطا کرده. 177
- 4- خدای عز و جل بامیر المؤمنین نه چیز داده که بکسی پیش از وی جز بمحمد (ص) نداده- 178
- 3- برای فاطمه دختر محمد (ص) نزد خدا نه نام است. 178
- 5- به پیغمبر (ص) در باره علی (ع) نه خصلت داده شده. 179
- 6- نه چیز است که هر یک آفتی دارند- 180
- 7- در خرمای برنی نه خصلت است. 180
- اشاره 181
- 8- از این امت نه چیز برداشته شده. 181
- اشاره 181
- شرح- 181
- 9- از نه چیز نهی شده. 181
- شرح- 181
- 10- گناهکار را نه ساعت مهلت دهند- 182
- 12- پیغمبر (ص) از سر نه زن وفات کرد. 182
- 11- امامان از فرزندان حسین (ع) نه تن بودند. 182
- 13) امیر مؤمنان (ع) نه کلمه فرمود. 183
- اشاره 184
- شرح- 184
- 14- اندازه بلوغ زن نه سال است- 184
- 15- زنی که از شوهر خود نه طلاق عدی گرفته بر او حرام ابدی می شود- 184
- 16- زکاه در نه چیز است- 185
- 17- نماز جمعه از نه کس ساقط است- 186
- 18- نه چیز موجب فراموشی اند- 186
- 20- آنان که با قائم آل محمد می آیند تا کم کم شماره لازم انصارش جمع آوری شوند از نه قبیله اند- 187
- 19- ذکر نه معجزه ای که خداوند عز و جل بموسی عطا کرد- 187
- 1- پیغمبر (ص) را ده نام است- 188
- باب خصال دهگانه 188
- 2- رفت و آمد بدر خانه ها باید برای یکی از ده مطلب باشد. 189
- 3- خدای تبارک و تعالی عقل را بده چیز تقویت کرده- 190
- 4- ده خصلت از صفات خاصه امام است- 191
- 5- علی (ع) از رسول خدا (ص) ده خصلت بهره برد- 192
- 6- شیعیان و یاران علی (ع) را بده خصلت مژده باد- 193
- 7- ده خصلت از اخلاق بزرگند- 193
- 8- هنگامه رستاخیز بر پا نشود تا ده نشانه بوده باشد- 194
- 9- ده خصلت را خدای عز و جل برای پیغمبرش و خاندان او جمع کرده 194
- 11- مؤمن خردمند نباشد تا ده خصلت در او نباشد- 195
- 10- هر که با ده خصلت خدا را ملاقات کند بهشت میرود- 195
- 12- ده عضو از اعضاء گوسفندی که ذبح شود نباید خورد- 196
- شرح- 196
- اشاره 196
- 13- ده چیز مردار غیر نجس العین پاک است- 196
- اشاره 197
- 15- در ده جا نباید نماز خواند- 197
- 14- ده کس در ده چیز طمع نکنند که بیجا است- 197
- 16- ده کس به بهشت نمیروند- 198
- اشاره 198
- شرح- 198
- شرح- 199
- 18- ده کس خود را و دیگران را بگرفتاری و رنج اندازند- 199
- 17- عاقبت ده جزء است- 199
- 21- شهوت زنانه جزء است- 200
- 20- ده قسم کنیز بر آقای خود حرامند- 200
- اشاره 200
- 19- زهد ده جزء است- 200
- شرح- 200
- 22- حیا ده جزء است- 201
- 24- یک زن صبر ده مرد را دارد- 201
- 23- چون پسر بچه ها بده سالگی رسیدند بستر خواب آنها را از زنها جدا کنند 201
- 25- ده چیز است که بعضی از بعضی سخت تر است. 202
- اشاره 202
- شرح- 204
- 26- در خربزه ده خاصیت است- 205
- 27- ده چیز نشاط آورند. 205
- 30- رسول خدا (ص) در باره می ده کس را لعن کرده- 206
- 28- نماز بر ده وجه است- 206
- اشاره 206
- اشاره 206
- 29- در شیعه ده خصلت است. 206
- شرح- 206
- 31 ثواب کسی که ده رمضان پی در پی روزه گرفته باشد. 207
- 33- برکت ده جزء است. 207
- 32- ثواب کسی که ده حج کرده. 207
- شرح- 207
- 35- اسلام بده سهم سازمان شده است- 208
- 36- ایمان ده درجه است. 208
- 34- پیش از قیامت ده نشانه است- 208
- اشاره 208
- شرح- 209
- 39- نشانه های ساعت (قیامت) ده است- 210
- 37- ثواب کسی که ده سال برای رضای خدا اذان بگوید- 210
- 38- در مسواک ده خصلت است- 210
- 41- حکم کسی که در روزه ماه رمضان ده بار با زنی جماع کرده- 211
- 40- رسول خدا در شبانه روزی ده دوره هفت شوطی بخانه کعبه طواف میکرد 211
- 43- ده کس از این امت بخدای بزرگ کافر است- 212
- 42- ده سخن پند آمیز- 212
- 44- تیرهای قمار مردمان جاهلیت ده بوده است- 213
- شرح- 214
- اشاره 214
- 45- آنچه بر هر مسلمان فرض است که هر روز پیش از برآمدن آفتاب و پیش از غروب آن ده بار بگوید. 214
- 46- پسران عبد المطلب ده تن بودند و عباس. 214
- باب یازدهگانه 215
- 1- نام یازده ستاره ای که یوسف آنها را در خواب دید با آفتاب و ماه بر او سجده میکنند- 215
- اشاره 216
- شرح- 216
- 2- چاه زمزم یازده نام دارد- 216
- باب های دوازده گانه 217
- 1- باب یکم تا دوازدهم 217
- 2- بدترین خلق اولین و آخرین دوازده کس بودند- 219
- 3- طریقه شناختن ظهر در هر یک از ماههای دوازده گانه رومی با سایه انسان 222
- اشاره 222
- 4- کسانی که با حکومت ابو بکر و پیش افتادن او از علی بن ابی طالب (ع) مخالفت کردند دوازده کس بودند. 223
- شرح- 223
- 5- خدا از پشت اسرائیل دوازده سبط بیرون آورد و از حسن و حسین (ع) دوازده سبط بیرون آورد- 228
- 6- خلفاء و امامان پس از پیغمبر دوازده کسند. 229
- 6- در مسواک کردن دوازده خصلت است- 243
- 7- حدیث دوازده حجاب- 244
- اشاره 246
- 8- برای اهل تقوی دوازده نشانه است- 246
- شرح- 247
- 10- پیغمبر «ص» جعفر بن ابی طالب را دوازده گام پیشواز نمود- 247
- 9- بر دوازده کس سلام نکنید- 247
- 12- در سفره خوراک دوازده خصلت است- 248
- 11- در تابوت ته دوزخ دوازده کسند- 248
- 13- ماههای سال دوازده است- 249
- 14- شب دوازده ساعت است و روز دوازده ساعت. 253
- 15- برجهای فلک دوازده است، بیابانهای بزرگ دوازده است؛ دریاهای بزرگ دوازده است، عالمها هم دوازده است. 254
- 16- سرگذشت دوازده درهمی که برای رسول خدا هدیه آوردند- 256
- 17- نقیبان رسول خدا بر اهل مدینه دوازده کس بودند. 257
- باب مطالب و خصال سیزدهگانه 259
- 1- حیواناتی که انسان بآنها مسخ شده سیزده صنفند. 259
- 2- پسر بچه از سیزده تا چهارده سال بالغ می شود. 261
- 3- سیزده خصلت از فضائل امیر مؤمنان (ع) است. 262
- ابواب خصلتهای چهاردهگانه 263
- 1- در خضاب چهار ده خصلت است. 263
- 2- غسل در چهار ده جا ثابت شده 264
- 3- اصحاب عقبه که برای کشتن پیغمبر توطئه کرده بودند چهارده کسند. 265
- ابواب خصال پانزده گانه 266
- 1- چون امت پانزده خصلت را مرتکب شوند 266
- 2- کودک در میان پانزده و شانزده سال بروزه ادب می شود. 267
- اشاره 267
- 3- کسانی که ایام تشریق در منی هستند پس از پانزده نماز تکبیرات بخوانند 267
- شرح 268
- 4- ثواب کسی که پانزده روز از ماه رجب را روزه بدارد 268
- 5- دستور نوره کشیدن در هر پانزده روز است 268
- باب خصلتهای شانزده گانه 269
- 2- شانزده خصلت فقر می آورند و هفده خصلت روزی فراوان میکنند 269
- اشاره 269
- 1- حق عالم شانزده خصلت است 269
- شرح 270
- 3- شانزده خصلت از حکمت و فرزانگی است 271
- 4- شانزده صنف از امت محمد (ص) خاندان او را دوست ندارند و دشمن و کینه ورز آنها هستند 271
- 1- غسل در هفده جا وارد شده- 277
- باب خصال هفده گانه 277
- 1- امیر المؤمنین 18 منقبت داشت- 278
- 2- آنچه خدا بدان شخص هیجده ساله را سرزنش کرده- 278
- باب خصال هیجده گانه 278
- باب خصال نوزده گانه 279
- 1- نوزده کلمه است که هر گرفتاری بآنها دعا کند گرفتاریهای او برطرف شود 279
- 3- نوزده مسأله ای که در موضوع طب امام ششم (ع) در مجلس منصور از طبیب هندی پرسید و ندانست و خود آن حضرت پاسخ آنها را بیان فرمود- 280
- 2- نوزده تکلیف بزنان متوجه نیست- 280
- 2- مؤمن بر خدا بیست خصلت دارد- 284
- باب خصال بیست گانه و اندی 284
- 1- در محبت خاندان پیغمبر (ص) بیست خصلت است- 284
- 3- ثواب کسی که بیست بار حج گذارد- 285
- 4- ذکر بیست و سه خصلت پسندیده که امام چهارم علی بن الحسین بدان ستوده میشد- 286
- 5- آنچه در باره شب 21 و 23 ماه رمضان رسیده- 288
- 8- در نماز بیست و نه خصلت است- 289
- 7- نماز جماعت بیست و پنج درجه از نماز فرادی بهتر است- 289
- 6- از بیست و چهار خصلت نهی شده است- 289
- 9- در دانش بیست و نه خصلت است- 290
- 10- خصلتهائی که ابو ذر از رسول خدا (ص) پرسید- 291
- بابهای خصال سی گانه 295
- 1- برای امام سی نشانه است- 295
- اشاره 297
- 2- ماه رمضان سی روز است و هرگز کمتر نباشد. 297
- شرح- 299
- 3- فرجهائی که در کتاب و سنت حرام شده سی و چهار قسم است- 301
- 4- خداوند تبارک و تعالی از جمعه تا جمعه دیگر سی و پنج نماز بر مردم واجب کرده- 302
- اشاره 303
- اشاره 303
- 2- روزه بر چهل وجه باشد- 303
- 1- تا چهل روز نماز میخوار قبول نشود- 303
- بابهای خصال چهل گانه و بیشتر 303
- (ده واجب) 304
- و اما روزه های حرام: 305
- و اما روزه هائی که مستحب است 305
- روزه تأدیب: 306
- 3- در کسی که پیش از خود در باره چهل تن از برادرانش دعا کند سپس در باره خود دعا کند- 306
- اما روزه اباحه 306
- اما روزه اذن: 306
- شرح- 307
- 6- زمین تا چهل روز از شاش نبریده نجس است- 307
- 5- در نهی از برطرف نکردن موی زهار بیشتر از چهل روز- 307
- 7- در حکم کسی که دختری بگیرد و هر چهل روز یک بار بر او در نیاید و آن دختر عمل حرام کند- 307
- شرح- 307
- اشاره 307
- 4- در کسی که پس از مرگش چهل نفر از مؤمنان بنیکی وی گواهی دهند- 307
- اشاره 307
- 9- خداوند میان دو جمله کفر آمیز بفرعون چهل سال مهلت داد- 308
- شرح- 308
- اشاره 308
- 8- دیه سگ شکاری چهل درهم است- 308
- 11- رحم تا چهل پشت است- 309
- 12- چون حضرت قائم عجل اللَّه ظهوره ظهور کند خدا بهر مردی از شیعه نیروی چهل مرد بدهد- 309
- 10- یک دستور استغفاری که چهل کبیره با آن آمرزیده شود- 309
- 13- مقام کسی که چهل حدیث حفظ کند- 310
- اشاره 313
- شرح- 313
- اشاره 313
- 14- حریم مسجد چهل ذراع است 313
- 15- در کسی که چهل سال و بیشتر عمر کند- 313
- شرح- 314
- 17- امیر المؤمنین (ع) در برابر ابی بکر چهل و سه دلیل برای حقانیت خود ایراد کرد- 316
- 16- ثواب کسی که چهل بار حج کرده- 316
- 18- احتجاج امیر مؤمنان باین گونه خصلتها بر مردم در روز شورای خلافت 322
- 19- پنجاه حقی که امام چهارم (ع) بیکی از اصحاب خود نوشته: 334
- 20- پنجاه خصلت از خصال مؤمنند- 342
- 21- ثواب کسی که هفتاد حج کرده- 343
- 22- امیر المؤمنین (ع) هفتاد منقبت دارد که هیچ کدام از امت با وی در آن شریک نیستند- 344
- 23- ثواب کسی که در قنوت نماز وتر هفتاد بار استغفار کند. 357
- 25- ثواب کسی که در هر روز از ماه شعبان هفتاد بار استغفار کند- 358
- 24- ثواب کسی که پس از نماز بامداد هفتاد بار استغفار کند. 358
- 26- پرچم حمد هفتاد شقه دارد- 359
- 28- حدیث بنده ای که هفتاد خریف در دوزخ بماند. 360
- 27- ربا هفتاد جزء است- 360
- 30- روایات کسانی که امت را هفتاد و سه فرقه دانسته اند- 361
- 29- امت هفتاد و دو فرقه شوند. 361
- 31- هفتاد و سه خصلت در آداب زنان و احکام مخصوص آنان که در آنها از مردان ممتازند- 362
- 32- خدای عز و جل بعقل هفتاد و پنج لشکر داده و بجهل هم هفتاد و پنج لشکر داده- 365
- 33- در باره امیر مؤمنان هشتاد آیه نازل شد که هیچ کس در آنها شرکت نداشت 368
- 36- برای خدا نود و نه نام است- 368
- 34- پیغمبر در حد می خوردن هشتاد تازیانه زد- 368
- 37- ثواب صد لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ و صد بار استغفار- 369
- 1- پرسشهای یهود- 370
- اشاره 370
- باب خصال از یک تا صد 370
- یکی از آن دو یهودی آغاز سخن کرد 372
- علی (ع) در حال گریه- 375
- 3- میوه یک صد و بیست نوع است- 377
- 2- پیغمبر صد و بیست بار به معراج رفت- 377
- 5- هر کس تمام قرآن را حفظ میکرد هر سال دویست اشرفی از بیت المال حقوق دریافت میکرد. 378
- اشاره 378
- 4- اهل بهشت یک صد و بیست صنفند- 378
- 6- سال سیصد و شصت روز است. 378
- شرح- 379
- اشاره 379
- 8- خصالی که آداب و شرایع دین اسلامند. 379
- 7- مستحب است کسی که بمکه میرود بشماره روزهای سال سیصد و شصت بار طواف کند و اگر نتواند سیصد و شصت دور طواف کند- 379
- ، گناهان کبیره اینها است: 387
- 9- امیر المؤمنین (ع) در یک مجلس باصحاب خود چهار صد در از دانش آموخت که هر کدام برای دین و دنیای مسلمان صلاحیت دارند. 389
- 10- آنچه دو هزار سال پیش از آفرینش آسمان و زمین نوشته شده 422
- 12- آنچه هفت هزار سال پیش از خلق و آفرینش آدم (ع) بر ساق عرش نوشته یافت شده- 423
- 11- نماز چهار هزار باب دارد- 423
- شرح 424
- اشاره 424
- 14- صحابه رسول خدا (ص) دوازده هزار مرد بودند- 424
- 13- کسانی که روایت کرده اند خدای عز و جل دوازده هزار عالم دارد 424
- 15- ذکر نوری که چهار هزار سال پیش از آفرینش آدم پیش خدای عز و جل بود- 425
- 16- ذکر نوشته ای که میان دو شانه محمود فرشته بوده بیست و دو هزار سال پیش از آفرینش حضرت آدم. 425
- 18- خدا با موسی (ع) یک صد و بیست و چهار هزار کلمه مناجات کرد- 426
- 17- خدا یک صد و بیست و چهار هزار پیغمبر و یک صد و بیست و چهار هزار وصی آفریده است. 426
- 19- رسول خدا به علی (ع) هزار باب علم آموخت که از هر بابش هزار باب دریافت شد- 427
- 20- خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفریده- 437
چنین نیست؟
همه یک زبان، چرا یا امیر المؤمنین- فرمود ای برادر یهود.
مقام هفتم
رسول خدا بمن وصیت کرده بود که در آخر عمر خود با قومی از یارانم می جنگم که روزها روزه اند و شبها را بعبادت میگذرانند و تلاوت قرآن میکنند ولی از راه مخالفت و جنگیدن با من مانند تیری که از کمان میجهد از دین بیرون میروند ذو الثدیه در میان آن ها است پس از کشتار آنان سعادت سرانجام من است چون پس از حکمیت بهمین جا برگشتم بعضی از این جمع به یک دیگر رو کردند و همدیگر را به باد سرزنش گرفتند که چرا سرانجام
جنگ صفین بحکمین ختم شد برای خود چاره ای نجستند جز انتقاد از امام خود گفتند بایست امام ما از رأی ناصواب ما پیروی نکند و چون خطاء ما بر او مسلم بود خود و یا خطاکاران را بکشد چون سستی کرد و از ما پیروی نمود کافر شد و اکنون کشتن او بر ما حلال است بر این رأی اتفاق کردند و با سرعت از عسگر من بیرون شدند و فریاد کشیدند لا حکم الا لله یک دسته آنها در نخیله ماندند یک دسته به حروراء رفتند و یک دسته دیگر بسمت خاور پیش راندند و از دجله گذشته بهر مسلمانی میرسیدند او را بتکفیر من امتحان میکردند اگر اظهار موافقت با آن ها میکرد زنده میماند و گر نه او را میکشتند من پیش دسته اول و دوم رفتم و آن ها را بطاعت خدا و حق و برگشت بخدا خواندم جز شمشیر چیزی نپذیرفتند و هیچ شرطی آن ها را قانع نکرد چون راه چاره نبود هر دو دسته نخست را بحکم خدا تسلیم کردم این دسته نخیله و آن دسته حروراء را نابود کردم.
ای برادر یهود من بسی از برای اینها اسفناکم که اگر این راه بنیان کن را نرفته بودند و فنا نشده بودند برای اسلام چه پشتیبان نیرومند و دژ محکمی داشتم ولی خدا جز این سر انجام ناگوار را برای آنان نخواست سپس بدسته سومین نامه ها نوشتم و پی در پی هم نماینده ها فرستادم نماینده هائی برگزیده و خدا پرست و زاهد بودند ولی فائده نکرد و اینها هم جز پیروی دو دسته دیگر و همانندی آنان نپذیرفتند شتابانه مسلمانانی که مخالف آن ها
بودند میکشتند و نیکان را پی در پی نابود میکردند، من خود بسر آن ها تاختم و دجله را بر آن ها بریدم باز هم نمایندگان و ناصحین لایق پیش آن ها فرستادم و با همه کوشش خود یک بار بتوسط این آقا و یک بار بتوسط این آقا (با دست خود اشاره بمالک اشتر و احنف بن قیس و سعید بن قیس ارجی و اشعث بن قیس کندی میکرد) عذر پذیر