وسعت دل: شرح صدر در سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صفحه 89

صفحه 89

گاهی سرزده وارد می شود. بی خبر می آید و از بچّه های ما می گیرد. حتّی از دهان بچّه ها هم بیرون می آورد.

پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم خیلی ناراحت شدند. فرمودند: بروید بگویید بیاید. صاحب درخت آمد. حضرت فرمودند: من این درخت تو را می خرم. «بِنَخْلَهٍ فِی الْج_َنَّهِ؛ به یک درخت خرمایی در بهشت».(1)

کسی که پیغمبر برای او ضمانت کند به یک درخت در بهشت، او قطعاً اهل بهشت است. خدا درخت بهشتی برای او ضمانت می کند. گفت: نمی فروشم. فرمودند: به بیشتر از یک نخل. گفت: نمی فروشم.

فرمودند: من از تو می خرم، ضمانت می کنم «بِحَدِیقَهٍ فِی الْج_َنَّهِ؛ به یک باغ بهشتی.» باغ های بهشتی هم حتماً چند هزار هکتار است. مثل باغ های اینجا کوچک نیست، خیلی بزرگ است. فرمودند: یک درخت را به من بفروش، من یک باغ بهشتی برای تو ضمانت می کنم.

بخیل اصلاً منکر خداست. منکر بهشت است، اگر ذرّه ای ایمان داشت، با پیغمبر مخالفت نمی کرد. هر چه حضرت مبلغ را بالا بردند، او قبول نکرد.

زیرکی ابو دحداح

این خبر به گوش آدم باسخاوتی به نام ابو دحداح رسید. آمد صاحب درخت را پیدا کرد. گفت: من یک باغی دارم در فلان جای مدینه است. چهل درخت خرما دارد. حاضری با این درخت معاوضه


1- 1. تفسیر القمی، ج 2، ص 425؛ تفسیر الصافی، ج 5، ص 337؛ بحارالانوار، ج 22، ص 101.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه