چهل گوهر نکویی صفحه 18

صفحه 18

ص:32

( شنیدم که مستی ز تاب نبید

به مقصوره مسجدی در دوید

بنالید بر آستان کرم

که یارب! به فردوس اعلی بَرَم

مؤذن گریبان گرفتش که هین!

سگ و مسجد ای فارغ از عقل و دین؟

چه شایسته کردی که خواهی بهشت

نمی زیبدت ناز با روی زشت؟

بگفت این سخن، پیر و بگریست مست:

که مستم، بدار از من ای خواجه دست!

عجب داری از لطف پروردگار

که باشد گنه کاری امیدوار؟

تو را می نگویم که عذرم پذیر

در توبه باز است و حق، دست گیر

همی شرم دارم ز لطف کریم

که خوانم گنه پیش عفوش عظیم

من آنم ز پای اندر افتاده پیر

خدایا به فضل تواَم دست گیر

نگویم بزرگی و جاهم ببخش

فروماندگی و گناهم ببخش

گَرَم دست گیری، به جایی رسم

و گر بفکنی، برنگیرد کسم

دلم می دهد وقت وقت این امید

که حق شرم دارد ز موی سفید

عجب دارم ار شرم دارد ز من

که شرمم نمی آید از خویشتن

نه یوسف که چندان بلا دید و بند

چو حکمش روان گشت و قدرش بلند

گنه عفو کرد آل یعقوب را؟

که معنی بود صورت خوب را

به کردار بدشان مقیّد نکرد

بضاعات مزجاتشان رد نکرد

ز لطفت همین چشم داریم نیز

بر این بی بضاعات ببخش ای عزیز

کس از من سیه نامه تر دیده نیست

که هیچم فعال پسندیده نیست

جز اینک اعتمادم به یاری توست

امیدم به آمرزگاری توست

بضاعت نیاوردم الاّ امید

خدایا! ز عفوم مکن ناامید(1)


1- سعدی، بوستان، تهران، الهام، 1381، ص 201.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه