- کَلِمَهٌ فیِ الْخَوْفِ وَ الْخَشْیَهِ خوف و خشیت 1
- کَلِمَهٌ فیِ الرَّجاءِ رجاء و امیدواری 2
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الْعَجَلَهِ نکوهش شتاب زدگی و عجله 3
- کَلِمَهٌ فیِ الْغٖیرَهِ وَ الْحَمِّیَهِ غیرت و حمیّت 3
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الْغَضَبِ نکوهش غضب 4
- کَلِمَهٌ فیِ الْعَفْوِ مدح عفو 5
- کَلِمَهٌ فیِ الرِّفْقِ مدح رفق 6
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الْعَداوَهِ وَ الشَّتْمِ نکوهش عداوت و ناسزاگویی 7
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ سُوءِ الْخُلْقِ نکوهش بدخلقی 7
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ حُبِّ الدُّنْیا نکوهش محبت دنیا 13
- کَلِمَهٌ فیِ الْفَقْرِ تنگدستی و فقر 14
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ السُّؤآلِ نکوهش سؤال 15
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الْحِرْصِ نکوهش حرص 16
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الطَّمَعِ نکوهش طمع 17
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الْبُخْلِ نکوهش بخل 18
- تَکْمِلَهٌ لَطٖیفَهٌ 20
- کَلِمَهٌ فیِ الْأِجْتِنابِ عَنِ الْحَرامِ پرهیز از مال حرام 21
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الَتَّکَلُّمِ بِما لا یَعْنیٖ نکوهش سخن بی فایده گفتن 22
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ تَحقٖیرِ النّاسِ نکوهش حقیر کردن مردم 24
- کَلِمَهٌ فیِ قَضاءِ حاجَهِ الْمُؤْمِنِ قضاء و برآوردن حاجت مؤمن 26
- کَلِمَهٌ فیِ الْقاءِ السُّرُورِ فیٖ قَلْبِ الْمُؤْمِنِ شاد کردن دل مؤمنان 27
- کَلِمَهٌ فیِ مَدْحِ الْأُلْفَهِ مدح الفت 28
- کَلِمَهٌ فیِ صِلَهِ الرَّحِمِ پیوند با خویشان 29
- کَلِمَهٌ فیِ عُقُوقِ الْوالِدَیْنِ اذیت کردن به پدر و مادر 30
- کَلِمَهٌ فیِ مُراعاهِ الْجارِ مراعات همسایگان 31
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ اظْهارِ الْعُیُوبِ نکوهش عیب جوئی و اظهار عیوب 32
- کَلِمَهٌ فیِ حِفْظِ السِّرِّ حفظ سرّ 33
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الْمِراءِ نکوهش مراء و جدال 35
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الْأِسْتِهْزاءِ نکوهش استهزاء و مسخره کردن 36
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الْأِفْراطِ فیِ الْمِزاحِ نکوهش زیاده روی در شوخی 37
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الْکِذْبِ نکوهش دروغ گوئی 39
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الرِّیاءِ نکوهش ریا 46
- کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ مَدْحِ الرِّضا ستایش رضا 51
- کَلِمَهٌ فیِ مَدْحِ الصَّبْرِ ستایش صبر 53
- کَلِمَهٌ فیِ مَدْحِ الشُّکْرِ ستایش شکر 55
کَلِمَهٌ فیِ ذَمِّ الْغَیبَهِ نکوهش غیبت
غیبت عبارت است از گفتن چیزی را در غیاب شخصی، به قصد تنقیص او که اگر به گوش او رسد او را ناخوش آید و به آن راضی نباشد. خواه آن چیزی که در حقِ ّ او گفته می شود نقص در بدن یا در نَسَب یا در صفات و افعال و اقوال او باشد، یا در چیزهائی که متعلّق و منسوب است به او.
چنانچه در حدیث نبوی صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمودند: آیا می دانید که غیبت چه چیز است؟
عرض کردند: یا رَسُولَ اللّهِ! خدا و رسول او صلی الله علیه و آله و سلم داناترند.
فرمودند: آن است که یاد کنی برادر خود را به چیزی که او را ناخوش آید.
شخصی عرض کرد: اگر آن صفت با او باشد باز بد است؟
فرمودند: اگر باشد غیبت است و اگر نه بهتان است.(1)
و فرقی نیست در میان غیبت به کنایه یا تصریح، بلکه بسا باشد که کنایه بدتر باشد، و غیبت شنونده هم در حکم غیبت کننده است.
بدان که غیبت «اعظم مهلکات» است و به اجماع جمیع امّت و صریح کتاب و سنّت حرمت آن ثابت است.
1- (1) - بحار 222/75 چاپ اسلامیه.