- زنان اسوه در قرآن 1
- زن در قرآن(قسمت اول) 32
- زن در قرآن(قسمت دوم) 52
- زن در قرآن(قسمت سوم) 76
- زن در قرآن(قسمت چهارم) 101
- زن از دیدگاه پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقایسه تطبیقی حضرت زهرا (سلام الله علیها) با آن ویژگی ها 111
- سیمای زن در خطاب های قرآن 119
- وظایف بانوان در نگاه نبوی صلی الله علیه و آله و سلم 122
- زن در سخن و سیره رسول خدا(ص) 126
- زنان الگو در قرآن 149
- زن در نهج البلاغه 155
- زنان و دختران در قرآن 165
- آیاتی از قرآن که درباره زنان صفات و وظایف آن هاست 168
- عفاف در مکتب تربیتی قرآن کریم 170
- بانوان و خانواده در نگاه امام علی(علیه السلام) 177
- اصول و ویژگی های خانوادگی زن نمونه از منظر قرآن 181
- منزلت زن از منظر قرآن 189
- آنگاه که خداوند زن را آفرید 199
- مقام زن درکلام قرآن و عترت 203
- خردورزی زنان در نگاه امام علی علیه السّلام 206
- مقام مادر و زن در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) 206
- زن در سخن و سیره رسول خدا(ص) 221
- علم آموزی زن از دیدگاه قرآن 238
- جایگاه ممتاز زن در قرآن 249
- اهتمام قرآن به شخصیت زن 252
- مقام انسانی زن از نظر قرآن 261
- زن و خانواده در سیره نبی اعظم (ص) 276
- جایگاه زن در اندیشه معصومین 279
اهتمام قرآن به شخصیت زن
نوع کمالاتی را که قرآن کریم برای زن ذکر می کند، برای آن است که هرجا قرآن یک خطری را احساس بکند، بیش از پیش روی آن تکیه می کندمثلا: هنگام ظهور قرآن که توحید در خطر بود وشرک رواج داشت، برای تثبیت توحید وسرکوب شرک، آیات فراوانی نازل شد به همین جهت چون در ایام نزول قرآن حرمت زن محفوظ نبود، لذا بیش از حد توقع وانتظار بر مساله حرمت زن تکیه نموده ودر تمام شؤون برای او سهمی قائل شده وتصریح به یگانگی او با مردم در مقام انسانیت نموده است.
هرگاه که قرآن داستانها وقصص را نقل می کند وملاک ارزش را در شؤون گوناگون آن مشخص می کند، مشاهده می شود که نوع مسائل ارزشی را هم در ضمن داستانهایی نقل می کند که نقش اول آن را زن به عهده دارد وهم در ضمن داستانهایی که نقش اول آن را مرد به عهده دارد. قوای سه گانه نفس در نهاد انسان سه قوه نهفته است، قوه جاذبه، قوه دافعه وقوه تفکر، وقرآن کریم جنود عقل وجهل را که همه آنها به جان بر می گرددو در بعضی از روایات تعداد آنها صد وپنجاه عدد است، هفتاد وپنج عدد سپاه عقل، وهفتاد وپنج عدد سپاه جهل وذکر تعداد به عنوان نمونه وتمثیل است نه تعیین (1) در سه بخش تصویر می کند، بخشی از اینها مربوط به علم، دانش واندیشه است وبخش دیگر مربوط به جاذبه می باشد که از او بهخ شهوت یاد می شود وبخش دیگر به نام غضب ومربوط به دافعه است.
آنچه ما در خود می بینیم واز دیگران به یاد داریم
این است که همه کارها انسان در این سه بخش خلاصه می شود واگر کتابهای اخلاقی روی این سه معیار تکیه می کنند برای این است که اخلاق برای تربیت نفس وقوای نفس است وآنچه تاکنون کشف شده همین سه قوه است.
انسان اندیشه ای دارد ونیروی که می اندیشد، جاذبه ای دارد ونیرویی که جذب می کند، دافعه ای دارد ونیرویی که دفع می کند. همه کارهای انسان به این سه شان بر می گردد و «عدالت کبری تعدیل این سه نیرو می باشد.
قرآن کریم بعد از ذکر همه این فضائل، برای تک تک آنها نمونه می آورد، چه در بخش علم، چه در بخش شهوت وچه در بخش غضب. فاطمه کلمه الله در موضوع قوای علمی، وقتی سخن از تعلیم اسماء است، آن را به انسانیت انسان واگذار می کند. وبه هنگام طرح قصه آدم سلام الله علیه می فرماید:
«فتلقی آدم من ربه کلمات (2)
سپس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت نمود.
در تبیین وتفسیر کلمات آمده است که منظور انوار عترت طاهره است، بدین معنا که انوار عترت طاهره همان مقامات علمی است که حضرت آدم سلام الله علیه آن را تلقی کرد وزمینه نجات او فراهم گردید ودر این میان همانطور که حضرت امیرسلام الله علیه در مجموعه عترت قرار دارد، حضرت زهرا هم در آنجا می تابد واین که فاطمه زهراصلوات الله علیها معروف ومشهور شده، نه برای آن است که، زن تنها در حضرت زهرا خلاصه شده است بلکه به این دلیل است که آن حضرت دیگران را تحت الشعاع قرار داده است. به عنوان مثل معصومین دیگر نیز مانند حضرت امیرسلام الله علیه، معروف نیستند واگر در عرف بخواهند مثل ذکر بکنند،