- سرآغاز سخن 1
- نگاهی به زندگانی شیخ صدوق 1
- در پیرامون کتاب کمال الدین و تمام النعمه 2
- حدیث 03 3
- حدیث 04 3
- حدیث 01 3
- حدیث 02 3
- حدیث 06 4
- حدیث 07 4
- حدیث 08 4
- حدیث 09 4
- حدیث 05 4
- حدیث 12 5
- حدیث 11 5
- حدیث 10 5
- حدیث 13 5
- حدیث 15 6
- حدیث 14 6
- حدیث 18 6
- حدیث 16 6
- حدیث 17 6
- حدیث 19 7
- حدیث 21 7
- حدیث 20 7
- حدیث 23 7
- حدیث 22 7
- حدیث 25 8
- حدیث 24 8
- حدیث 27 8
- حدیث 26 8
- حدیث 32 9
- حدیث 28 9
- حدیث 29 9
- حدیث 31 9
- حدیث 30 9
- حدیث 37 10
- حدیث 36 10
- حدیث 34 10
- حدیث 35 10
- حدیث 33 10
- پاورقی 11
- حدیث 40 11
- حدیث 38 11
- حدیث 39 11
عن سدیر، قال: سمعت ابا عبد الله علیه السلام یقول:... فما تنکر هذه الامه ان یکون الله - عز و جل - یفعل بحجته ما فعل بیوسف علیه السلام: ان یکون یسیر فی اسواقهم، و یطا بسطهم، و هم لا یعرفونه حتی یاذن الله - عز و جل - ان یعرفهم بنفسه کما اذن لیوسف علیه السلام حتی قال لهم: (هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه اذ انتم جاهلون قالوا ا انک لانت یوسف قال انا یوسف.) [46] [47] .سدیر گوید: از امام صادق عیه السلام شنیدم که می فرمودند: این امت چرا باور ندارد که خدای - عز و جل - با حجت خود همان کند که با یوسف علیه السلام کرد که در بازارهایشان آمد و شد کند و بر زیر اندازهایشان گام نهد، حال آن که او را نشناسند تا زمانی که خدای علیه السلام اذن دهد که خود را به ایشان بشناساند، چنانکه به یوسف علیه السلام اجازه داد تا آنکه به ایشان (برادران خود) فرمود:
آیا می دانید که با یوسف و برادرش چه کردید گاه که از نادانان بودید؟ گفتند آیا هر آینه تو یوسفی؟ فرمود من یوسفم....نو کرده ای عزیزا، آیین یوسفی را پنهان ز ما گدایان، در کاخ پادشاهیگر سر زده خطایی، از سائلان جاهل بر ما ببخش و بگذر، ای رحمت الهی [ صفحه 44]
حدیث 24
عن ابی بصیر، قال: سمعت ابا عبد الله علیه السلام یقول: ان سنن الانبیاء: بما وقع بهم من الغیبات، حادثه فی القائم منا اهل البیت، حذو النعل بالنعل و القذه بالقذه. [48] ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمودند: همانا این شیوه پیامبران علیهم السلام که به غیبتها دچار شده اند، درباره قائم ما خاندان نیز پیش آید، گام به گام و پر به پر.غیبت روی نگاران از قدیم آتش خرمن عشاق بودیار ما هم به همین عهد و مرام غایب از دیده مشتاق بود [ صفحه 45]
حدیث 25
عن زراره بن اعین، قال: سمعت الصادق، جعفر بن محمد علیهما السلام، یقول:... هو المنتظر الذی یشک الناس فی ولادته فمنهم من یقول: اذا مات ابوه مات و لا عقب له،... لان الله - عز و جل - یحب ان یمتحن خلقه فعند ذلک یرتاب المبطلون. [49] زراره بن اعین گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمودند:... آن که چشم به راهش هستند، همان کسی است که مردم در ولادتش تردید می کنند، پس برخی از ایشان گویند: پدرش در حالی از دنیا رفت که فرزندی نداشت... این به آن جهت است که خدای - عز و جل - دوست دارد آفریدگانش را بیازماید، در آن زمان است که نادرستان به شک و دو دلی در افتند.این چنین کز ما تو پنهان گشته ای برده ای صبر و قرار و هوش ماترسم ای مه کامتحانم می کنی تا شود رسوایی من بر ملا [ صفحه 46]
حدیث 26
عن عبید بن زراره، قال: سمعت ابا عبد الله یقول: یفقد الناس امامهم فیشهد الموسم فیراهم و لا یرونه. [50] عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمودند: مردمان، پیشوای خود نیابند پس او توده [حاجیان] ایشان را گواه باشد، ایشان را ببیند و او را نبینند.دیر است که گم گشته ای از دیده ما پنهان شده ای ز مردم ای نور بصرما را چو میسر نبود دیدن مهر یکدم تو به ذره ها چو خورشید نگر [ صفحه 47]
حدیث 27
عن المفضل بن عمر، قال:... فقال ابو عبد الله علیه السلام:... اما تقرا فی کتاب الله - عز و جل -: (فاذا نقر فی الناقور [51] (ان منا اماما مستترا فاذا اراد الله - عز و جل - اظهار امره، نکت فی قلبه فظهر و امر بامر الله - عز و جل -. [52] مفضل بن عمر گوید:... امام صادق علیه السلام فرمودند:... آیا در کتاب خدای - عز و جل - نمی خوانی: گاه که در شیپور بدمند همانا از [میان] ما پیشوای پرده نشینی است که چون خدای - عز و جل - آشکاری امرش خواهد، نشانی در دلش بنشاند پس آن گاه آشکار گردد و فرمان به فرمان خدای - عز و جل - دهد.بو که با لطف خداوند ودود روزی ای مه تو ز ما یاد کنیکوس دولت ز سعادت بزند سائلی را که توشه شاد کنی [ صفحه 48]