الاربعین الحسینیه صفحه 253

صفحه 253

مثنوی

تا ندانستم توانستم چه سود چون که دانستم توانستن نبودبه قاعده ی «مالا یدرک کله لا یترک کله» گاهی بعض وقایع را با کمال مشقت به نظم درآوردم، امید است که نظر ادبای عصر خطاپوش باشد. و داعی بر نظم واقعه ی وداع حضرت سیدالشهداء، مبشره ی نومیه [ای] شد که شیخ معاصر «نوری» در کتاب «دارالسلام» - اسکنه الله فی عرفات دارالسلام - حکایت کرده و در رساله ی فیض القدسی فی احوال العلامه المجلسی روایت نموده که یکی از فضلای معاصرین خود از اهل «ابهر» که میرزا یحیی نام داشته و از صلحا و اتقیای معروفین بوده گفته که: شبی در خواب دیدم که علامه ی مجلسی در صحن شریف کربلا مشغول تدریس است در «طاق الصفا» که سمت شرق حرم است و ازدحامی از اهل علم حاضر هستند. بعد از درس شروع به موعظه نمود و چون خواست شروع به ذکر مصایب حضرت سیدالشهداء (ع) نماید، شخصی نزد مجلسی آمد و گفت: صدیقه ی کبری فاطمه ی زهرا فرماید که از وداع فرزند شهیدم ذکر کنید، و پس از آن صدیقه ی کبری با حضرت مجتبی به دیدن زوار تشریف بردند در کاروانسراها و خانها و صحن. و احتراق به نار فراق اشد تمام مصایب است.بلبلی بر شاخ گلی در بوستان شرح می داد از فراق دوستان گفت چیزی تلخ تر در این جهان از جدایی نیست نزد آگهان از جدایی می شود دلها خراب آتش هجران کند ما را کباب در زمین کربلا شاه شهید چون وداع کودکان سختی ندیدچون که نومید آمد از بد اختران روی برگرداند سوی دختران کرد با هر یک سلامی سوزناک جمله گریان با گریبانهای چاک دخترش را زان میان نزدیک خواند چون که بانو بود بر زانو نشاندز آستین مهر اشکش پاک کرد ز آتش دل رخنه در افلاک کردگفت ای جان جهان شیون مکن آتش دل ز اشک غم روشن مکن بعد من چندی تو خواهی دیر زیست بایدت آن حد که بتوانی گریست بی پدر را گریه و زاری خوش است سوگواران را عزاداری خوش است چون نوازش دید آن خورشید چهر با پدر راندی سخن از روی مهراز چه از دیدار ما سیر آمدی پرسش احوال ما دیر آمدی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه