الاربعین الحسینیه صفحه 52

صفحه 52

چنان که در «ثواب الاعمال» صدوق است که «ابوهارون» مکفوف، شرفیاب محضر امام صادق (ع) شد. امرش نمود که مرثیه بخوان برای جدم حسین (ع). شعری خواند، فرمود: به وضع رقت (1) و نوحه گری مرثیه بخوان. اشعاری از سید حمیری خواند:امرر علی جدث الحسین و قل لاعظمه الزکیه یا اعظما لا زلت و کفاء ساکنه رویهو اذا مررت بقبره فاطل به وقف المطیه و ابک المطهر للمطهر و المطهره النقیهکبکاء سعوله أئت لواحدها المنیه (2) .پس گریست امام صادق (ع) و امر کرد اشعار دیگر بخوان. چون خواندم آواز گریه از پردگیان پس پرده شد. و عبدالله بن غالب نیز در خانه ی حضرت صادق (ع) این شعر مرثیه [را] خواند:لبلیه نسفوا حسینا بمسفاه الثری غبر التراب (3) فریاد دختری بلند شد از پس پرده: یا ابتاه!و قصیده ی دعبل از قصاید معروفه که در خراسان خدمت حضرت ثامن الائمه علیه السلام شرفیاب شد، از اشعار متبرکه و حفظ آن قصیده برای توفیق و سعادت از مجربات اهل علم است. مجموع عدد ابیاتش یک صد و بیست و یک است. در مطلع، اشعاری از تغزل دارد که در «روضه الواعظین» مسطور است که دعبل شرم نمود که اشعار تغزل را خدمت حضرت رضا بخواند، و عزم کرده بود که این قصیده بر اول کسی که بخواند، حضرت باشد. ولی در بعض کتب عامه مروی است که چون دعبل به شهر «نیشابور» رسید، شب تنها نشسته بود. شخصی از جنیان بر او داخل شد و مطالبه ی همین قصیده را نمود و برای او خواند. چندان گریست که بیهوش شد. و در بعض کتب نقل شده که زمان ورود دعبل به خراسان ایام عاشورا بود و حضرت تهیه ی مجلسی فرمود و به دست مبارک پرده کشید. زنان حرم آمدند پس پرده، برای استماع مرثیه حاضر شدند. و چون اشعار اوایل قصیده تغزل و مثالب خلفای غاصبین


1- 152. شکسته دلی.
2- 153. بر خاک حسین بگذر و به استخوانهای پاک او بگو: ای استخوانها! همواره از ناخوشی آرام و آسوده باشید. و هرگاه بر قبر او بگذری بسیار درنگ کن و بر پاکیزه ی فرزند پدر و مادر پاکیزه اشک بریز مانند گریه ی روباهانی که یکی از آنها مرگش رسیده باشد (یعنی ناله بسیار کن).
3- 154. این بلای بزرگی بود که حسین را مانند گرد و خاک در بیابان ریز ریز کردند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه