- مقدّمه محقّق 1
- حرف آ 3
- حرف الف 8
- حرف باء 70
- حرف تاء 85
- حرف ثاء 115
- حرف جیم 118
- حرف حاء 130
- حرف خاء 146
- حرف دال 157
- حرف ذال 162
- حرف راء 166
- حرف زاء 181
- حرف سین 186
- حرف شین 205
- حرف صاد 216
- حرف ضاد 227
- حرف طا 231
- حرف ظا 237
- حرف عین 241
- حرف غین 259
- حرف فاء 267
- حرف قاف 279
- حرف کاف 295
- حرف لام 307
- حرف میم 329
- حرف نون 395
- حرف واو 418
- حرف هاء 431
- حرف یاء 441
حرف خاء
خائِب: زیانکار، ناامید. {فَیَنقَلِبُواْ خَآئِبِینَ} (آل عمران/127) پس ناامید باز می گردند.
خائِنَه: مؤنث خائن است. {یَعْلَمُ خَائِنَهَ الْأَعْیُنِ} (غافر/19) خداوند نگاه خیانت آمیز چشم را می داند.
خَابَ: ناامیدشد، زیانکار شد. {وَخَابَ کلُّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ} (ابراهیم/15) و هر جبار سرکش زیانکار شد.
خادِع: از خَدَعَ گرفته شده: فریب دهنده (از باب مفاعله است و به مفهوم افراط در خدعه است). {وَهُوَ خَادِعُهُمْ} (نساء/142) و خداوند نیز با آن ها به شدت نیرنگ و خدعه خواهد کرد.
خازِن: نگهبان. {وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِینَ} (حجر/22) و شما نمی توانید آن را ذخیره کنید.
خاسِئ: از خَسأ گرفته شده: سرافکنده و حیران. {یَنقَلِبْ إِلَیْک الْبَصَرُ خَاسِئًا} (ملک/4) چشم، ناکام و خسته (از یافتن عیب) به سوی تو باز می گردد.