- مقدّمه محقّق 1
- حرف آ 3
- حرف الف 8
- حرف باء 70
- حرف تاء 85
- حرف ثاء 115
- حرف جیم 118
- حرف حاء 130
- حرف خاء 146
- حرف دال 157
- حرف ذال 162
- حرف راء 166
- حرف زاء 181
- حرف سین 186
- حرف شین 205
- حرف صاد 216
- حرف ضاد 227
- حرف طا 231
- حرف ظا 237
- حرف عین 241
- حرف غین 259
- حرف فاء 267
- حرف قاف 279
- حرف کاف 295
- حرف لام 307
- حرف میم 329
- حرف نون 395
- حرف واو 418
- حرف هاء 431
- حرف یاء 441
حرف راء
رِئاء: خودنمایی. {کالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ} (بقره/264) مانند کسی که مالش را برای ریا و خودنمایی انفاق می کند.
رِئْی: ظاهر حال که به چشم می خورد. {هُمْ أَحْسَنُ أَثَاثاً وَرِئْیاً} (مریم/74) آنها از نظر اثاث و ظاهر حال بهتر بودند.
رَابِطُواْ: به هم پیوستن اسبها در یک بند. {صَابِرُواْ وَرَابِطُواْ} (آل عمران/200) صبر پیشه کنید و مرابطه کنید.
رابی: بالا آمده. {فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رَّابِیاً} (رعد/17) سیل کف و خاشاک بالا آمده را حمل می کند.
رادّ: برگرداننده. {إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْک الْقُرْآنَ لَرَادُّک إِلَی مَعَادٍ} (قصص/85) خدایی که قرآن را بر تو نازل کرد تو را به محل عود باز می گرداند.
رادِفَه: پی در پی در آینده. {تَتْبَعُهَا الرَّادِفَهُ} (نازعات/7) پس از زلزله عذابی اید که در پی آن