طوبی : برگزیده نثر طوبی صفحه 223

صفحه 223

صَفْصَف: دشت هموار بدون پستی و بلندی. {فَیَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا} (طه/106) پس پستیها و بلندی های زمین را هموار و صاف گرداند.

صَفوان: قطعه سنگ. {فَمَثَلُهُ کمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ} (بقره/264) مثال ریاکار مانند کسی است که دانه را روی سنگ سخت بریزد که روی آن کمی خاک است.

صَلَب: آویخت، به دار کشیند. {وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ} (نساء/157) عیسی علیه السلام را نه کشتند و نه به دار آویختند.

صُلْب: پشت و جمع آن اَصلاب است. {یَخْرُجُ مِن بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ} (طارق/7) انسان از بین صلب و ترائب خارج شده است. (پشت و استخوان سینه) {وَحَلاَئِلُ أَبْنَائِکمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلاَبِکمْ} (نساء/23) زنان پسران شما که از پشت شمایند.

صَلْد: سنگ سخت و ساده. {فَتَرَکهُ صَلْدًا} (بقره/264) پس آن را سنگی سخت و بی حاصل وا می گذارد.

صَلْصال: گل کوزه گری. {خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ کالْفَخَّارِ} (رحمن/14) انسان را آفرید از گلی خشک چون گل کوزه گری.

صَلُّوا: از صَلْی گرفته شده او را: داخل کنید. {ثُمَّ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه