- مقدّمه محقّق 1
- حرف آ 3
- حرف الف 8
- حرف باء 70
- حرف تاء 85
- حرف ثاء 115
- حرف جیم 118
- حرف حاء 130
- حرف خاء 146
- حرف دال 157
- حرف ذال 162
- حرف راء 166
- حرف زاء 181
- حرف سین 186
- حرف شین 205
- حرف صاد 216
- حرف ضاد 227
- حرف طا 231
- حرف ظا 237
- حرف عین 241
- حرف غین 259
- حرف فاء 267
- حرف قاف 279
- حرف کاف 295
- حرف لام 307
- حرف میم 329
- حرف نون 395
- حرف واو 418
- حرف هاء 431
- حرف یاء 441
الْجَحِیمَ صَلُّوهُ} (حاقه/31) سپس او را به داخل آتش جهنم بکشانید.
صَلِیّ: گرم شدن و سوختن. {هُمْ أَوْلَی بِهَا صِلِیّاً} (مریم/70) آنها اولی هستند به سوختن.
صُّمَّ: کری. اَصَمّ: کر. و جمع آن صُمّ است.
صَمَد: استوار و سخت و نفوذ ناپذیر و غیر مجوّف. مرجع و ملجأ و سید و پناه و بی نیاز که همه به او نیازمندند. {الله الصَّمَدُ} (توحید/2) خدا صمد است.
صَنْعه: ساختن. {وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ لَکمْ} (انبیاء/80) و به او ساختن زره را آموختیم.
صِنْوان: جمع صِنو است یعنی از یک ریشه، ولی با مزه های مختلف. {وَنَخِیلٌ صِنْوَانٌ} (رعد/4) خرماهایی که از یک ریشه روئیده اند ولی مزه های مختلفی دارند.
صَواب: صحیح و درست. {وَقَالَ صَوَاباً} (نبأ/38) و سخن راست و درست می گوید.
صُواع: پیمانه. {قَالُواْ نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِک} (یوسف/72) گفتند: ما پیمانه پادشاه را گم کردیم.
صَواعق: جمع صاعقه است. {یَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِی آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ}