- مقدّمه محقّق 1
- حرف آ 3
- حرف الف 8
- حرف باء 70
- حرف تاء 85
- حرف ثاء 115
- حرف جیم 118
- حرف حاء 130
- حرف خاء 146
- حرف دال 157
- حرف ذال 162
- حرف راء 166
- حرف زاء 181
- حرف سین 186
- حرف شین 205
- حرف صاد 216
- حرف ضاد 227
- حرف طا 231
- حرف ظا 237
- حرف عین 241
- حرف غین 259
- حرف فاء 267
- حرف قاف 279
- حرف کاف 295
- حرف لام 307
- حرف میم 329
- حرف نون 395
- حرف واو 418
- حرف هاء 431
- حرف یاء 441
(بقره/19) انگشتان در گوشها گذارند از صاعقه آن ابر تیره که رعد و برق همراه دارد.
صَوامِع: عبادتگاه های گوشه گیران مسیحی است مانند خانقاه مسلمانان و درویشان و مفرد آن صومعه است. {وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ ...} (حج/40) اگر نبود اینکه خدای تعالی بعضی از مردم (شریر) را بدست بعضی دیگر دفع می کرد، عبادتگاه امت عیسی علیه السلام و موسی علیه السلام و مساجد مسلمین خراب و ویران می گشت.
صِهْر: داماد. {فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً} (فرقان/54) گروهی را به نسب و گروهی را به دامادی پیوند داد.
صَیاصِّی: جمع صیصیه یعنی قلعه و پناهگاه لشکریان. {وَأَنزَلَ الَّذِینَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْکتَابِ مِن صَیَاصِیهِمْ} (احزاب/26) و اهل کتاب را که پشتیبان آنان بودند از پناهگاههایشان پایین کشید.
صَیِّب: از صَوْب گرفته شده: باران تند، رگبار. {أَوْ کصَیِّبٍ مِنْ السَّمَاءِ} (بقره/19) یا چون باران تندی که از آسمان می بارد.
صَیْحه: بانگ آسمانی. {وَأَخَذَ الَّذِینَ ظَلَمُوا