طوبی : برگزیده نثر طوبی صفحه 235

صفحه 235

طَلْع: شکوفه. {لَّهَا طَلْعٌ نَّضِیدٌ} (ق/10) دارای شکوفه های چیده بر یکدیگرند.

طَوّاف: از طَوْف گرفته شده: رفت و آمد کنندگان. {طَوَّافُونَ عَلَیْکمْ بَعْضُکمْ عَلَی بَعْضٍ} (نور/58) رفت و آمد می کنند در حالی که با هم معاشرت می کنید.

طُوبی: خوشا. {طُوبَی لَهُمْ} (رعد/29) خوشا به حال آنان.

طَوْد: کوه. {فَکانَ کلُّ فِرْقٍ کالطَّوْدِ الْعَظِیمِ} (شعراء/63) دریا شکافته شد و هر بخش از آن مانند کوهی بزرگ گردید.

طَوَّعَتْ: وادار به فرمانبرداری کرد. {فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ} (مائده/30) پس نفس قابیل او را بر قتل هابیل وادار و ترغیب کرد.

طوُل: درازا و طول. {وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً} (اسراء/37) به درازای کوهها نمی رسی.

طُوی: پس از هر صفتی که بیاید برای تأکید آن است. {الْمُقَدَّسِ طُوًی} (نازعات/16) بسیار پاک. خیلی مقدس.

طَیّ: در نوردیدن. {یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاء کطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکتُبِ} (انبیاء/104) روزی که ما آسمان را مانند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه