- مقدّمه محقّق 1
- حرف آ 3
- حرف الف 8
- حرف باء 70
- حرف تاء 85
- حرف ثاء 115
- حرف جیم 118
- حرف حاء 130
- حرف خاء 146
- حرف دال 157
- حرف ذال 162
- حرف راء 166
- حرف زاء 181
- حرف سین 186
- حرف شین 205
- حرف صاد 216
- حرف ضاد 227
- حرف طا 231
- حرف ظا 237
- حرف عین 241
- حرف غین 259
- حرف فاء 267
- حرف قاف 279
- حرف کاف 295
- حرف لام 307
- حرف میم 329
- حرف نون 395
- حرف واو 418
- حرف هاء 431
- حرف یاء 441
عِیداً} (مائده/114) روز نزول آن عید ما باشد.
عیر: قافله ای که حامل قوت و خوراکی باشد. {أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکمْ لَسَارِقُونَ} (یوسف/70)ای کاروان و قافله، شما دزد هستید.
عیشَه: مصدر به معنای زندگی است. {فَهُوَ فِی عِیشَهٍ رَّاضِیَهٍ} (قارعه/7) او در زندگی رضایتبخش است.
عَیْلَه: فقر و تنگدستی. {وَإِنْ خِفْتُمْ عَیْلَهً فَسَوْفَ یُغْنِیکمُ اللّهُ} (توبه/28) اگر از فقر بترسید، بزودی خداوند شما را بی نیاز می کند.
عین: جمع اَعیُن و عَیناء یعنی فراخ چشمان و کسانی که سیاهی چشمشان بزرگ است(1). {وَحُورٌ عِینٌ} (واقعه/22) و زنان فراخ چشم و سیاه چشم چون آهو.
عَیِینَا: درمانده در کار شدیم. عاجز و بیچاره شدیم. {أَفَعَیِینَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ} (ق/15) آیا به سبب آفرینش نخستین عاجز و ناتوان شده ایم.