- مقدّمه محقّق 1
- حرف آ 3
- حرف الف 8
- حرف باء 70
- حرف تاء 85
- حرف ثاء 115
- حرف جیم 118
- حرف حاء 130
- حرف خاء 146
- حرف دال 157
- حرف ذال 162
- حرف راء 166
- حرف زاء 181
- حرف سین 186
- حرف شین 205
- حرف صاد 216
- حرف ضاد 227
- حرف طا 231
- حرف ظا 237
- حرف عین 241
- حرف غین 259
- حرف فاء 267
- حرف قاف 279
- حرف کاف 295
- حرف لام 307
- حرف میم 329
- حرف نون 395
- حرف واو 418
- حرف هاء 431
- حرف یاء 441
قِیام: مصدر قام به معنای از جا بلند شدن است. {الَّذِینَ یَذْکرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا} (آل عمران/191) آنانکه به یاد خدایند، چه در حال قیام و چه در حال قعود. و گاهی جمع قائم است یعنی قیام کنندگان. {وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِیَاماً} (فرقان/64) آنانکه برای خدایشان در حالی که سجده کننده و یا ایستاده هستند عبادت می کنند. و نیز مدار زندگی. {وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکمْ قِیَاماً} (نساء/5) مالی که را مدار و معیار زندگی شما است در اختیار مردم کم خرد نگذارید.
قیعَه: از ماده قَوع به معنای زمین صاف هموار که درآن پستی و بلندی دیده نمی شود. {کسَرَابٍ بِقِیعَهٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء} (نور/39) مانند سرابی در یک زمین صاف و هموار است که انسان تشنه آن را آب می پندارد.
قیلْ: گفتار. {وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِیلاً} (نساء/123) و کیست که گفتار او از خدا راست تر است.
قَیِّم: مدار کارهای دنیا و آخرت. {دِینًا قِیَمًا} (انعام/161) دینی استوار که بر آن تکیه باید کرد.