طوبی : برگزیده نثر طوبی صفحه 295

صفحه 295

حرف کاف

کادِح: اسم فاعل کدح یعنی کسیکه رنج و کوشش را بر خود هموار می کند. {إِنَّک کادِحٌ إِلَی رَبِّک کدْحاً فَمُلَاقِیهِ} (انشقاق/6)ای انسان تو سخت به سوی پروردگارت کوشا هستی. چه کوششی! پس او را درمی یابی.

کارِهُون: نفرت دارندگان. {وَلاَ یُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ کارِهُونَ} (توبه/54) و انفاق نمی کنند مگر آنکه ناخوش دارند انفاق را.

کَأس: ظرفی را گویند که در آن نوشیدنی باشد. {وَکأْساً دِهَاقاً} (نبأ/34) و ظرفی پر و لبالب.

کاف: کفایت کننده. «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ» (زمر/36) آیا خدا برای بنده اش بس نیست که تو را از قدرت غیر خدا می ترسانند؟

کافّه: جمیع. جماعت. چون بواسطه ازدحام خود مانع برخی دیگر می شوند و نیز اجزای خود را از تفرق و پراکندگی منع می کنند. و کف دست را هم کف می گویند چرا که خطرات را از بدن دفع و منع می کند. {یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کآفَّهً} (بقره/208)ای مؤمنان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه