- مقدّمه محقّق 1
- حرف آ 3
- حرف الف 8
- حرف باء 70
- حرف تاء 85
- حرف ثاء 115
- حرف جیم 118
- حرف حاء 130
- حرف خاء 146
- حرف دال 157
- حرف ذال 162
- حرف راء 166
- حرف زاء 181
- حرف سین 186
- حرف شین 205
- حرف صاد 216
- حرف ضاد 227
- حرف طا 231
- حرف ظا 237
- حرف عین 241
- حرف غین 259
- حرف فاء 267
- حرف قاف 279
- حرف کاف 295
- حرف لام 307
- حرف میم 329
- حرف نون 395
- حرف واو 418
- حرف هاء 431
- حرف یاء 441
(قلم/11) انسان عیبجوی رونده برای سعایت و نمّامی است.
نَنْسَخْ: چیزی را از میان بردن یا باطل کردن. باطل کردن حکمی و قرار دادن حکمی دیگر به جای آن. {مَا نَنسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا} (بقره/106) هر آیه ای را که نسخ کنیم یا به تأخیر اندازیم (یا ترک کنیم) بهتر از آن یا مانندش را می آوریم
نُنَکسْهُ: واژگون می کنیم. بر می گردانیم. {وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکسْهُ فِی الْخَلْقِ} (یس/68) و هرکس را که عمر طولانی بدهیم توانایی او را بر می گردانیم و به ضعف می گراید.
نَواصِی: جمع ناصیه است. {فَیُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِی وَالْأَقْدَامِ} (رحمن/41) گناهکاران به موهای پیشانی و قدمها گرفته شوند.
نون: ماهی بزرگ. {وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِباً} (انبیاء/87) یاد آر یونس علیه السلام صاحب ماهی را که غضبناک رفت.
نوی: جمع نواه: هسته ها. {فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَی} (انعام/95) رویانندۀ دانه و هسته ها.
نُهی: جمع نُهْیه: عقل، چرا که انسان را از کار بد باز می دارد و نهی می کند. {إِنَّ فِی ذَلِک لَآیَاتٍ لِّأُوْلِی