در ملکوت حج صفحه 140

صفحه 140

را خرج آب و علف نموده‌ام.

الهی! خیانتم بر خودم آشکار شده، در بین زنجیرهای سخت آرزوها زندانی‌ام. وحشت، سر تا پای وجودم را گرفته است. عیب‌های باطنی در برابر چشمانم خودنمایی می‌کنند، وه چه بیماری سختی که از آن بی‌خبر بودم.

یا رب! اکنون که ناله‌های جان‌سوز چاره‌ساز است، دلم مرده. خواهان سیلاب اشکم امّا چشمم خشکیده. می‌خواهم سراسیمه به سویت فرار کنم، پای دویدن ندارم. می‌خواهم فریاد بکشم، امّا راه گلویم بسته است. می‌خواهم با دلی مشتاق در ترنم حضورت باشم، افسوس که دلی برایم نمانده. بدتر آنکه نمی‌دانم این سرمایه‌های روحانی کی و کجا؟ به غارت اغیار رفته است.

ای خدای مهربان! اکنون هر چه هستم در محضر توام، تو مرا از راه دور به کعبه حضور فرا خوانده‌ای. اگر در پی نجاتم نبودی، به این مکان شریف دعوتم نمی‌کردی. پس ای نجات بخش! از ورطه حیرانی نجاتم ده و دل مرده‌ام را با توبه نصوح، حیاتی دوباره بخش. تعلّقات دنیوی را از من دور کن و کسوت صفا و خلوت را زینت جانم گردان. با خشوع مدام دلم را اشتیاقی دوباره عطا کن و لذّت ذکرت را به من بچشان تا همواره مقیم کعبه انست گردم و چون غباری سرگردان، در ساحت کبریایی تو، طواف همیشگی نمایم.

خداوندا! اینک مهاجر کوی توام، از دیار و زن و فرزند جدا شده‌ام و لنگ لنگان به سوی تو می‌آیم. مرا از مهاجرانی قرار ده که دل را برای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه