در ملکوت حج صفحه 151

صفحه 151

دل‌های عاشقان مطلع فجرِ صادق می‌شود و خورشید حقیقت طلوع می‌کند. شبی که جان‌های عریان و سینه‌های بریان، بیت‌المعمور نزول قرآن می‌شوند و سرّ ولایت مولا را می‌شکافند. شبی که کوثر زهرا(س) فوران می‌کند و جان‌های تشنه ولایت را سیراب می‌سازد.

لیلةالقدر شبی است که ذکر و فکر یکی می‌شوند و نماز و نیاز به هم می‌آمیزند. شبی که معشوق مهمانداری می‌کند و ضیافت رحیمی را می‌گستراند و عاشقانش را می‌نوازد. سرّ عبودیت را می‌گشاید و مفتاح خزائن غیب را به دست رازداران می‌دهد.

لیلةالقدر شبی است که قلم قضا و قدر به دست دعای سوخته‌دلان سپرده می‌شود، تا سرنوشت دیگری را به تحوّل حال رقم زنند، دنیای تازه‌ای را تجربه کنند و زندگی دوباره‌ای را آغاز نمایند.

بارالها! در این شب عزیز، در حالی مهمان تو شده‌ام که بار معصیت بردوشم سنگینی می‌کند. گناهانم مرا دست به دست می‌گردانند. با موانع فراوانی دست به گریبانم. شوق عبادت در دلم مرده، حال راز و نیازم نیست. دیده و دل با من همراهی نمی‌کنند. مشغله‌های ذهنی عذابم می‌دهند، خیال‌های آلوده رهایم نمی‌کنند.

الهی! در این نیمه‌های شب تو را به همه اسماء و صفاتت قسم می‌دهم که طلوع فجر را بر من بنما و به آه دل و اشک دیده منتّم گذار و بر شوق طلب و سوز تمنایم بیافزا و به هوشیاری و درک انوار سحر توفیقم ده. حجاب‌های ظلمانی را از قلبم دور کن تا در مطلع فجر، نزول فرشتگان و ارواح کرّوبیان را نظاره‌گر باشم و از نفحات ربّانی سحر که آفاق و انفس

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه