در ملکوت حج صفحه 78

صفحه 78

کلمه «مِنا» از مادّه تمنی و منیه به معنای آرزو است. با میانه‌روی می‌توانیم همه تمایلات و آرزوها را در خود تعدیل کنیم و همه را تحت تأثیر یک تمنّا و آرزو قرار دهیم که شوق وصال پروردگار است.

در «منا» تنها یک ندا ما را می‌خواند و یک میل در ما شکوفا می‌شود و آن بانگ مشتاقی و صفای جرعه ساقی است. در اینجا برای ثابت‌کردن صفای دل، صدق بندگی و اعلام آمادگی برای استغراق در حضرت رحمانی و مشروب شدن به شریعه حضرت رحیمی باید قربانی کنی. رمز قربانی کردن در واقع ذبح «انانیت» و یا ذبح خود حقیقی در برابر خداست. اگر پس از قربانی آثار منیّت در ما باشد، حقیقت آن تحقق پیدا نکرده است.

مولوی در مثنوی خود حکایتی را نقل می‌کند که: عاشقی درب منزل معشوق را می‌زند، معشوق می‌پرسد پشت در کیست؟

گفت من، گفتش برو هنگام نیست برچنین خوانی مقام خام نیست

خام را جز آتش هجر و فراق که پزد؟ که وا رهاند از نفاق

چون توییّ تو هنوز از تو نرفت سوختن باید تو را در نار تفت

عاشق، نا امید بازمی‌گردد. پس از یک‌سال آثار منیّت را به‌طور کامل از خود دور می‌کند و دوباره به درب منزل معشوق می‌آید.

بانگ زد یارش که بر در کیست آن گفت: بر در هم تویی ای دل‌ستان

گفت: اکنون چون منی، ای من درآ نیست گنجایی دو من در یک سرا

البته این حکایت مربوط به بایزید بسطامی است. وی یک شب در خلوت خانه مکاشفه‌ها، کمند شوق را بر کنگره کبریایی او انداخت، آتش عشق در نهاد خود برافروخت و زبان را از سر درماندگی بگشاد و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه