در ملکوت حج صفحه 82

صفحه 82

(وَعَهِدْنَا إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِی لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ)(بقره: 125)

از حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع) تعهد گرفتیم که خانه مرا برای طواف‌کنندگان و معتکفان و خاکساران پاکیزه نگه دارند.

سپس جمال احدیت را نظاره‌گر می‌شود و قدح وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً(انسان: 21) را از دست محبوبش می‌نوشد و با نور جمال به نظاره‌اش می‌نشیند، با ندایش بالا می‌رود و به مقامی می‌رسد که: «ما لا عَیْنٌ رَأَتْ وَ لا اذُنٌ سَمِعَتْ وَ لا خَطَرَ عَلی قَلْبِ بَشَرٍ» (1)؛ «جایی که چشمی ندیده و گوشی نشنیده و بر دل بشری خطور نکرده است». البته این مقام، لقاء الله است.

حاجی در این مقام از همه تصرفات نفسانی رهایی می‌یابد و شوق حضور جذبه معشوق او را از خود به در می‌کند. همه چیز را به رنگ توحید می‌بیند و با تکرار اسماء الهی، تسبیحِ هماهنگ موجودات را می‌شنود. اینجاست که به اسرار لباب واقف می‌شود و مرگ حقیقی او که تبدیل از نشئه طبیعی به نورستان حضور است اتفاق می‌افتد.

جناب مولوی در این مقام فرمودند:

مرگ را بگزین و بر در این حجاب بی‌حجابت باید اسرار لباب

نه چنان مرگی که در گوری روی مرگ تبدیلی که در نوری روی

لکن خداوند متعال به منظور: لِیُقْضی أَجَلٌ مُسَمًّی ثُمَّ إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ(انعام: 60) حاجی را به دنیا برمی‌گرداند، تا حقیقت: صِبْغَةَ اللهِ


1- من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 295.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه