سرمایه داران بزرگ اروپا، آمریکا و دیگر کشورهای دموکراتیک در احزاب سیاسی سرمایه گذاری میکنند و این افراد هیچگاه مایل نیستند به طور شخصی در احزاب سیاسی شرکت داشته باشند. این سرمایهداران یعنی صاحبان صنایع بزرگ و سنگین، بانک داران، مدیران مؤسّسهها و نهادهای مختلف و شرکتهای بزرگ پیمانکاری در تلاش و تکاپو هستند، تا بتوانند از کمکهای مادّی دولت بهرهمند شوند و یا در مناقصهها پیروز شوند. این افراد و مؤسّسات بزرگ تلاشهای چشمگیری در جریان انتخابات عمومی مبذول میدارند و مبالغ هنگفتی را برای تبلیغ به نفع حزب یا کاندیدای معیّنی خرج میکنند، بدون این که شخصا و به طور مستقیم در امور احزاب دخالت نمایند. تداوم حیات احزاب سیاسی در صحنه فعّالیّتهای سیاسی بیارتباط با اهداف مادّی و معنوی آن نیست و اگر یک حزب در موقعیّت خود بخواهد در هرم قدرت و حاکمیّت باقی بماند و دامنه نفوذ خود را در صفوف تودهها و گروههای مردمی گسترش داده و قدرت را برای مدّت طولانی در اختیار کامل خود در آورد، باید از کمکهای مالی دیگران بینیاز باشد، تا از حمایت و پشتیبانی مردم برخوردار شود، زیرا خوش نام بودن حزب و عمل کرد درست آن از عوامل مهمّ جلب حمایت و پشتیبانی مردم میباشد و به این ترتیب این حزب میتواند راه حلها و دیدگاههای خود را به عنوان راه حلها و دیدگاههای مردم طرف دار خود مطرح سازد. امکانات مادّی هر حزبی به آن اجازه میدهد، توانایی خود را در جذب قشرهای مختلف مردم از راه اختصاص بودجههای تبلیغاتی، انتشار مقالهها، جزوات، مطبوعات، سازماندهی جلسات سخنرانی و تبلیغاتی به اثبات رساند و به این ترتیب میتواند تودههای مردم را به پذیرش اهداف و انتخابهای خود متقاعد سازد. یکی از صفات جوهری ثروت مادّی آن است که سلطه خود را بر همهچیز میگستراند و همه چیز را در بر میگیرد و سعی میکند برای هرچیزی که مورد دل خواه او است، قیمت و بهایی معیّن کند و آن را در حیطه سلطه و قدرت خود در آورد، زیرا مال و ثروت یک نوع فکر و قدرت غیر قابل کنترل است و از این رو مشاهده میکنیم رودخانهها، آبشارها، اقیانوسها، معادن، جنگلها، کشورها و خلاصه ثمره رنج و تلاش میلیونها انسان در هر بخشی از جهان و حتّی نوامیس طبیعت و هوش و ذکاوت انسانها یعنی اختراعات و اکتشافات، به صورت هدف آسانی برای پول و پول داران در آمده است. و تمامی اینها در سلطه قدرت پول (مال) در آمده و این قدرت عظیم در به حرکت در آوردن چرخ احزاب سیاسی، مطبوعات، تبلیغات انتخاباتی به کار گرفته میشود تا اهداف و منافع پول داران و سرمایهداران را تأمین کند.
آراء عمومی
آراء عمومی یک مفهوم وسیع، گسترده، متنوّع و دارای ابعاد گوناگون میباشد و به عبارت دیگر متّحد و منسجم نیست و اگر آراء عمومی در قالب یک حزب سازماندهی و هدایت نشود، تأثیر قابل توجّهی بر جریانات نخواهد داشت و این سیستم حزبی است که باعث میگردد آراء و گرایشات متضاد و مختلف دستهبندی گردیده و وجه مشترکی برای آنها به وجود آید و به این ترتیب آراء عمومی را متبلور میکند و به عبارت دیگر سیستم حزبی رأی اکثریّت را مجسّم میکند. هر حزبی به ناچار ناگزیر است راه حلهای انتخابی خود را اعلام نماید و کاندیداهای خود را معرّفی کند و مردم را قادر سازد که مکتب سیاسی (حزب) مورد نظر خود را انتخاب نموده به تشکیلات آن بپیوندند. حزب ضمن تلاش برای تسلّط و اعمال نفوذ بر افراد و اعضای خود، سعی دارد سطح آگاهیهای آنها را بالا ببرد و به همین دلیل گفته میشود حزب نقش مربّی و راهنما را برای اعضای خود دارا میباشد. سستی و تنبلی در میان اعضا معنا ندارد و در همه حال افراد را به فعّالیّتهای دستهجمعی تشویق و گرایشات مردمی را در زمینه انتخابات و راهحلهای انسانی تقویت مینماید، و به این ترتیب چرخ آزادی را به حرکت درآورده و سیستم برقراری آزادی را محکم میسازد. حزب یک ابزار مهمّی است که آراء عمومی را به مسلک خاصّ و مکتب معیّنی هدایت میکند.
سیستم حزبی
نظام حزبی میتواند مسئولیّت دولت را در مقابل مردم تعیین کند. حکومت آزاد، به احزاب و اپوزسیونها آزادی بیان داده و به آنها اجازه میدهد سازمانهای خود را متشکّل ساخته و تواناییهای خود را قوی سازند و حتّی راههای دستیابی به این امور را برای آنها آسان میگرداند. در بسیاری از کشورها احزاب وضعیّت و موقعیّتی مانند یک وزارت خانه به خود میگیرند و رهبران آن حقوق دریافت میکنند و این نکته به خوبی تفاوت میان جوّ حاکم بر جامعه مبتنی بر آزادی و جوّ حاکم بر جامعه مبتنی بر دیکتاتوری را نشان میدهد. حزب اپوزسیون در سایه نظام دو حزبی وظیفه انتقاد از دولت را بر عهده میگیرد و به جستجوی نقاط ضعف هیئت حاکمه میپردازد و اقدامات دولت را با دقّت هرچه تمامتر دنبال مینماید، در حالی که دولت مجبور است از خود و از عمل کرد هیئت وزیران دفاع نموده و خطّ مشی کلّی خود را در معرض ارزیابی و نظرخواهی عموم قرار دهد تا ملّت نظر خود را در مورد تضاد و اختلاف نظرهای موجود میان دولت و حزب مخالف اعلام کند. علاوه بر آن نظام حزبی باعث میگردد که مسایل سیاسی در دسترس عموم و افراد عادّی قرار گیرد.
پارلمان
در کشورهایی که امروزه به آنها کشورهای جهان آزاد میگویند، تشکیلاتی به نام پارلمان وجود دارد. وجود پارلمانها برای محدود ساختن سلطه دیکتاتوری مطلق حاکمان و کاهش میزان هزینهها و بودجههای نهادهای دولتی که از محل مالیاتهای أخذ شده از مردم تأمین میشوند، میباشد. پارلمانها پس از تأسیس و شروع فعّالیّت خود میتوانند مزایای بیشتری را برای خود کسب کرده و این مزایا در مقابل تصویب لوایح مالی دولت به وجود آمده و به این ترتیب پارلمان میتواند اصلاحات لازمه را در رابطه با نیازهای کشور به تدریج عملی سازد و این اصلاحات شکل قوانین و مقرّرات تصویبی به خود بگیرد. مسئولیّت قانونگذاری و کنترل دولت بر عهده پارلمان میباشد. در نظامهای آزاد، انتخابات به دور از تقلّب و نیرنگ و با استناد به قوانین برگزار میگردد. و در نظامهای نیمه آزاد، رقابتهای انتخاباتی با استناد به ضوابط و مقرّرات مشخّصی اداره میگردد، امّا در رژیمهای دیکتاتوری هیچگونه انتخاباتی وجود ندارد و چنانچه انتخاباتی برگزار شود معمولا فرمایشی و غیر واقعی و تقلّبی خواهد بود و حاکم دیکتاتور با تکیه بر سلاح و ابزار اختناق، زندان، و اعدامهای برخلاف قانون برنده همیشگی انتخابات میباشد.
حزب و انتخابات
از جمله وظایف اصلی و مهمّ احزاب سیاسی، مشارکت در انتخابات پارلمانی میباشد، بنا بر این مراکز حزبی در زمان انتخابات به طور غیر عادّی فعّال میشوند و مرحله انتخابات عمومی از مهمترین و حیاتیترین مراحل حیات احزاب سیاسی به شمار میروند، و اگر احزاب سیاسی دارای گذشته روشن و مثبت بوده و از نام و آوازه خوبی در بعد فعّالیّتهای سیاسی و اجتماعی برخوردار باشند و مردم تأثیر طرحها و نظرهای پیشنهادی حزب را بر شرایط اقتصادی و اجتماعی لمس کنند، کاندیداهای این گونه احزاب را در انتخابات مختلف، نمایندگان واقعی خود تلقّی نموده و به پای صندوقهای رأی رفته به نفع کاندیداهای این احزاب رأی میدهند.
نظام حزبی یا نظام پارلمانی